ببین شهرزاد خودت لو میدیا
من کی گفتم وقتی گشنه ات میشد ، منو شبیه کباب بره وسط یه میز اشرافی میدیدی
کی گفتم از اون لحظه هایی که چای می خواستی
اصن حرفی زدم به خاطر حلیم یه ساعت دستت از چادر بیرون بود و هم میزدی و من مجبور شدم برای جلوگیری از آرتروز زود رس سه ساعت دست و گردنت رو ماساژ بدم 
اصن گفتم سیب ، این یار جدا نشدنی شهرزاد ، همه جا با ما بود
ولی یه چیز واقعی ، شهرزاد وقتی گرسنه است و بساط غذا پخش میشه ، قبل از خودش شروع می کنه برا همه لقمه گرفتن ، فکر نکن اینو نمی بینیم دختر جونی

.gif)
.gif)

.gif)

Peace begins with a smile