اوه اوه کی زن میخواد کی شوهر
به نظر من ازدواج رو بیخیال شید
همین طوری راحتترین
به نظر من ازدواج رو بیخیال شید
همین طوری راحتترین
![[تصویر: Iran-180-animated-flag-gifs.gif]](http://www.crossed-flag-pins.com/genimg/flaggen/Iran-180-animated-flag-gifs.gif)
ازدواج و ام اس
|
|||||||||||||||
اوه اوه کی زن میخواد کی شوهر
به نظر من ازدواج رو بیخیال شید همین طوری راحتترین ![]()
2011/05/29, 09:32 PM
بچه ها خیلی جدی گرفتیدا
![]() ![]() ![]() ذهنهای بزرگ دربارهی ایدهها صحبت میکنند.
ذهنهای متوسط دربارهی رویدادها ، و ذهنهای کوچک دربارهی دیگران . . .
2011/05/30, 06:22 PM
من که 1 سال بعد ازدواج متوجه بیماریم شدم گرچه اطمینان دارم از دوره مجردیم دچار این بیماری بودم با توجه به نشانه هاش میگم با همه این حرفا و با وجود توضیح در موردبیماریم که ممکنه پیشرفت کنه یا نتونم تا کلی وقت بچه دار بشم واسه شوهرم دادم فقط این جواب داد هر چی بشه ترکت نمیکنم و فکر میکنم بارفتار درستش اینو ثابت کرده
![]()
2011/05/30, 10:54 PM
نامه زیبای نادر ابراهیمی به همسرش (قابل توجه زوجهای جوان) بخشی از یكی از نامههای نادر ابراهیمی به همسرش است. توصیه می کنم كه همه زوجهای ایرانی این نامه را چندین و چند بار و نه به تنهایی بلکه با هم و در كنار یكدیگر بخوانند. برای تمامی زوجهای کشورم آرزوی سعادت و همراهی همیشگی دارم و این نامه را به همه زوجهای جوانی که امید را دستمایه قرار داده و هدیه ای جز خوشبختی را از زندگی نمی خواهند تقدیم میكنم.
تفاوت ! همسفر در این راه طولانی که ما بی خبریم و چون باد می گذرد، بگذار خرده اختلاف هایمان، با هم باقی بماند خواهش می کنم ! مخواه که یکی شویم، مطلقا یکی. مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت، دوست داشته باشم. و هر چه من دوست دارم، به همان گونه، مورد دوست داشتن تو نیز باشد. مخواه که هر دو، یک آواز را بپسندیم. یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را و یک شیوه نگاه کردن را. مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقه مان یکی، و رویاهامان یکی. هم سفر بودن و هم هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست. و شبیه شدن، دال بر کمال نیست. بلکه دلیل توقف است. عزیز من ! دو نفر که عاشق اند، و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است؛ واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون، حجاب برفی قله ی علم کوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند. اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق. و یکی کافیست. عشق، از خودخواهی ها و خود پرستی ها گذشتن است. اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست. من از عشق زمینی حرف می زنم، که ارزش آن در "حضور" است، نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری. عزیز من ! اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست، بگذار یکی نباشد. بگذار در عین وحدت مستقل باشیم. بخواه که در عین یکی بودن، یکی نباشیم. بخواه که همدیگر را کامل کنیم، نه ناپدید. بگذار صبورانه و مهرمندانه، درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست، بحث کنیم. اما نخواهیم که بحث، ما را به نقطه ی مطلقا واحدی برساند. بحث، باید ما را به ادراک متقابل برساند، نه فنای متقابل. اینجا، سخن از رابطه ی عارف با خدای عارف در میان نیست. سخن از ذره ذره ی واقعیت ها و حقیقت های عینی و جاری زندگیست. بیا بحث کنیم. بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم. بیا کلنجار برویم. اما سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم. بیا حتی اختلافهای اساسی و اصولی زندگی مان را، در بسیاری زمینه ها، تا آنجا که حس می کنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می بخشد، نه پژمردگی و افسردگی و مرگ،... حفظ کنیم من و تو، حق داریم در برابر هم قد علم کنیم. و حق داریم، بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم، بی آنکه قصد تحقیر هم را داشته باشیم. عزیز من ! بیا متفاوت باشیم ... دوباره ادامه بده
2011/06/01, 07:20 PM
نظرمن درموردازدواج ام اسیها اینه که اگه بتونی تنها زندگی کنی بهتره طرف ازدواج نری.
![]() یااگه خواستی ازدواج کنی حداقل با یکی مثل خودت ازدواج کنی ![]() من که فکر نکنم ازدواج کنم. سعی میکنم با مجردیم حال کنم تا ببینیم چی میشه ![]()
وقتی تقدیر به دستمان یک لیموترش میدهد, از آن شربت درست کنیم.
![]()
2011/06/01, 07:23 PM
نه آقاسامان این درست نیست تجدیدنظرکنیدلطفا
![]()
2011/06/01, 10:58 PM
(2011/06/01, 07:20 PM)سامان نوشته است: نظرمن درموردازدواج ام اسیها اینه که اگه بتونی تنها زندگی کنی بهتره طرف ازدواج نری. البته منم قید ازدواج رو زدم و دوست دارم مجردیم رو با ارامش زندگی کنم ولی اینکه با یکی مثل خودتون ازدواج کنید شاید زیاد جالب نباشه چرا این حق رو از خودت میگیری که با فرد سالم ازدواج نکنی ؟ بعدشم اگه همو درک کنید و دوست داشته باشید و ام اس رو مث یه مگس توی مشتت بدونی چرا که نه ؟ ![]()
2011/06/02, 03:56 PM
سلام به همگی
دوستان من تازگیها با اجازتون تصمیم به ازدواج گرفتم یعنی قبل از مبتلا شدن به ام اس با کسی آشنا شده بودم ولی این ام اس نامرد دستو پا گیر شد حالا موندم به طرف مقابلم قضیه رو چه جوری بگم اسم مریضی رو بگم قطعا با جواب نه روبرو میشم ![]() مسئله اینجاست که من مثل همه شما سالمم دارم زندگیمو میکنم به نظر شما بهتر نیست اسم این مریضی لعنتی که اصلا معلوم نیست مریضیه یا نه ![]() مثلا بهش بگم یه مدت به خاطر فشار کارم اعصابم ضعیف شده بود که دکتر بهم گفت یکی دو سال هوای خودتو داشته باش تا خوب بشی چون خودتون میدونید جامعه و خانواده ها با ام اس چه جوری برخورد میکنند حالا بری بهشون بگی ام اس چیزی نیست بخدا من سالمم ژیم ناستیک هم بری جلوشون فایده نداره لطفا نظراتونو بگید دارم داغون میشم
2011/06/02, 03:59 PM
بگو جانم بگو......
ما هم مشکلی نداریم اکثر بیمارا مثل ما هستند. برای اینکه مشکل پیش نیاد میگم به خود آی,خود تو جان جهانــــــی...
2011/06/02, 04:04 PM
یعنی چی ؟؟ اسم بیماری رو بگم ؟؟
|
موضوع های مرتبط با این موضوع... | |||||
موضوع: | نویسنده | پاسخ: | بازدید: | آخرین ارسال | |
داستان ازدواج یک ام اسی | آذرستون | 36 | 29,807 |
2020/07/18, 08:37 PM آخرین ارسال: یاسمین123 |
|
بیماری خود را قبل از ازدواج با همسر آینده مطرح کنید | آیدا | 35 | 15,469 |
2019/12/01, 08:57 PM آخرین ارسال: آرزو |
|
نحوه برخورد خانواده همسر پس از ازدواج | عمومهربان | 76 | 52,408 |
2017/07/26, 09:57 PM آخرین ارسال: famoon |
|
![]() |
موافق و مخالف ازدواج | shams_taban2000@yahoo.com | 160 | 109,666 |
2017/07/12, 11:58 AM آخرین ارسال: famoon |
آمادگی و شرایط مناسب برای ازدواج | m_o | 0 | 4,536 |
2013/02/01, 11:49 AM آخرین ارسال: m_o |
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: |
10 مهمان |