ارسالها: 96
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Feb 2012
تشکر های اهدا شده: 517
تشکر های دریافت شده :474 بار در 172 پست
سال تشخيص بيماري : 90
دكتر معالج : شایگان نژاد
داروي مورد استفاده :
محل سکونت :
2012/10/16, 10:52 PM
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2012/10/16, 10:55 PM، توسط reihane.)
ممنونم ساغر جون که یا حوصله جواب دادی !!!!
ولی مشکل اینجاست که ازدواج من یه ازدواج سنتیه یعنی رابطه ی قبلی وجود نداشته!!!!!! این یکم گفتن ام اس رو سخت میکنه!!!!!!
ارسالها: 256
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Dec 2011
تشکر های اهدا شده: 2381
تشکر های دریافت شده :8097 بار در 2601 پست
سال تشخيص بيماري : 1389
دكتر معالج : دکتر محمد یزدچی
داروي مورد استفاده : سینووکس - سیناژن
محل سکونت : تبریز
ارسالها: 638
موضوعها: 1
تاریخ عضویت: Sep 2011
تشکر های اهدا شده: 10876
تشکر های دریافت شده :8350 بار در 2587 پست
سال تشخيص بيماري : 1389
دكتر معالج : دکتر نسترن مجدي نسب
داروي مورد استفاده : مب ترا - Roche Pharma
محل سکونت : اهواز
عزيزم ازدواج سنتى هم كه باشه چند جلسه رو ميزارن براى اشنايى.سعى كن تو اين چند جلسه يه جورى حاليش كنى كه يه چيزى هست.اولش بگو بنا به دلايلى تحت نظر دكترم.اسم ام اس رو نيار شايد از قبل ذهنيت خوبى نسبت بهش نداشته باشه اول راجع به وضعيت بيماريت و شرايطت و اينكه بيماريت چه جورى شروع شد براش حرف بزن .اول خوب مقدمه چينى كن بعد اسم ام اس رو بگو.
منتظر خبراى خوش هستيم
براى تو
براى چشمهايت..
براى من
براى دردهايم..
براى ما
اى كاش خدا كارى بكند...
ارسالها: 96
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Feb 2012
تشکر های اهدا شده: 517
تشکر های دریافت شده :474 بار در 172 پست
سال تشخيص بيماري : 90
دكتر معالج : شایگان نژاد
داروي مورد استفاده :
محل سکونت :
ساغر جان و پروانه ی عزیز ممنونم بابت راهنماییتون!!!!
تشکر شده توسط : | ساغر |
|
ارسالها: 471
موضوعها: 2
تاریخ عضویت: Aug 2011
تشکر های اهدا شده: 6698
تشکر های دریافت شده :4383 بار در 1017 پست
سال تشخيص بيماري : ۸۶
دكتر معالج : دکتر ترمه چی
داروي مورد استفاده : سینومر
محل سکونت : تهران
(2012/09/02, 09:36 PM)paeeze نوشته است: عزیزمن چه ربطی داره؟!یعنی هرکس مارو قبول نکنه بی شخصیته؟!این ماییم که بهش.ن باید نشون بدیم بیماریمون بد جا افتاده ....خیلی ها دوست دارن زندگیشون بدون استرس که وجود نداره کم استرس باشه و یه فردی که بیماری مزمن داره رو قبول نمیکنه.
مثلا خود شما قبل اینکه ام اس بگیری میدونستی دقیق چیه؟یکی میومد میگفت ام اس داره با آغوش باز پذیرا بودین؟
عزیزم فکر کنم شما تجربش رو نداشتی!رفتن داریم تا رفتن!بله.همه کسایی که اومدن تو زندگی من و رفتن مشکل شخصیتی داشتن که با اون حالت رفتن!
اگه کسی میومد و ام اس داشت،اگر قبول هم نمیکردم ، مطمئنا باعث تشدید بیماریش هم نمیشدم!!!
به یاد آرزوهایم سکوتی میکنم بالاتر از فریاد..
ارسالها: 7
موضوعها: 1
تاریخ عضویت: Oct 2012
تشکر های اهدا شده: 18
تشکر های دریافت شده :36 بار در 6 پست
سال تشخيص بيماري : -
دكتر معالج : دکتر مزده
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : همدان
با سلام
این عقیده من که با هرشرایطی تو زندگی داری حتی این بیماری میتونی ازدواج کنی و زندگی خوبی داشته باشی چون به نظرم ادمهای سالمش قدرشون رو نمیدونن و میگن تو ام اسی نمیتونن باهم ازدواج کنن ولی چرا؟ حداقل مثل هم باشن بهتر همو درک میکنن و باهم کنار میان تا بکسی که سالم بخوای ازدواج کنی وبهش بفهمانی که بخدا بیماری نیست که مسری باشه و میتونه زندگی کنه و فعالیت فقط احتیاج به ارامش در خانه حداقل داره و گاهی کمک اگر خودش خواست و طرف مقابل غیر از خانواده حمایتش کنن و درکش که یکسری از خانواده ها هم نمیکنن و همه کارها دست خود بیمار ولی خوشبختانه من قدر خانوادمو میدونم چون هرچی دارم از خداست که درکم میکنن ، هوامو دارن و کمک میکنن وقتی بخوام و تمام راحتی رو فراهم کردن ولی چکارکنم دست خودم نیست نیاز ازدواج و فکرش اذیتم میکنه و همش تلاش میکنم خودمو با چیزهایی که دوست دارم مشغول کنم و از تواناییهام استفاده ببرم و با ارامش و خونسردی زندگی کنم که هیچی واسه این بیماری مخصوصا مهمتر از ارامش نیست ولی این موضوع که می بینم اطرافیانم انقدر راحت ازدواج میکنن اذیتم میکنه با اینکه با بیماریم کنار اومدم و دیگه بدون توجه حرف دیگران کلاس یوگا و ارگ و بیرون از خانه میرم و بیشتر کارهای شخصیمو خودم انجام میدم. ولی بگیین چکارکنم مگه ما هم ادم نیستیم یعنی از کوتوله ، دست و پا نداشته و ... کمیم که نتونیم زندگی مشترک داشته باشیم و فرزندهای خوبی تحویل جامعه بدیم.
واقعا از خدا میخوام خودش کمکمون کنه و در این بیماری فقط خودمون باید کمک به خودمون بکنیم که با هرشرایطی که داریم ارامش خودمون رو حفظ کنیم و هیچی ازارمون نده ولی با دانستن راهش.
بخدا بیماریمو پذیرفتم ولی فکر اینکه نخوام ازدواج کنم اذیتم میکنه و همش با امید به خدا در این مورد دارم زندگی میکنم البته نه امید بی خودی فقط توکل به خدا که درزندگی انسان فقط همین امید و ارزوست که اورا زنده نگه میداره و میگن هیچوقت امید دیگران رو واسشون خراب نکنین ودرضمن مهم اخرت که کاری کنیم بجای خوب برسیم.
من حتی بعضی جاها از خانوادم بیشتر مقاومت در مورد هرچیزی نشون میدم و پشتکارم تو یکسری کارها کمکم کرده به لطف خدا درکنارم.
با آرزوی موفقیت ، سلامتی و شادابی واسه همه عزیزان و دوستان
nazanin8437
مهمان
تشکر های اهدا شده:
تشکر های دریافت شده : بار در پست
سال تشخيص بيماري :
دكتر معالج :
داروي مورد استفاده :
محل سکونت :
ghabl az ezdevaj khob fekratono bekonin harfatono bezanin
mesle man khar nashin fekr konin in nashe dige kasi nist ke bade 1 salo nim talagh begirin
ارسالها: 256
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Dec 2011
تشکر های اهدا شده: 2381
تشکر های دریافت شده :8097 بار در 2601 پست
سال تشخيص بيماري : 1389
دكتر معالج : دکتر محمد یزدچی
داروي مورد استفاده : سینووکس - سیناژن
محل سکونت : تبریز
ارسالها: 562
موضوعها: 15
تاریخ عضویت: Feb 2011
تشکر های اهدا شده: 8772
تشکر های دریافت شده :11929 بار در 2632 پست
سال تشخيص بيماري : 1381
دكتر معالج : صحراییان
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : تهران - يوسف آباد
آدمي كه ميخواد ازدواج كنه
هم مردش هم زنش بايد مسل كوه باشند
كه از پس مشكلاتش بر بياند اتفاغي افتاد مهم نباشه
...
ارسالها: 530
موضوعها: 25
تاریخ عضویت: Jan 2010
تشکر های اهدا شده: 2409
تشکر های دریافت شده :2925 بار در 1018 پست
سال تشخيص بيماري : مهر1388بیمار شد
دكتر معالج : دکتر بانکی
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : تهران
جای آقا سعید و خانومش خالی...........
اون قدیم ترها تو سایت زیاد میومدند امیدوارم هر جا که هستند خوب و موفق باشند.
هر دو تاشون ام اس داشتند تازه ام اس پیشرفته ولی کناره همدیگه زندگی خوبی داشتند.
آقا سعید همیشه میگفت چون مثل همیم همدیگرو درک میکنیم و از هم توقع بیجا نداریم و میدونیم که باید هر کدوم رو پای خودش بیاسته ............
شخصيت منو با برخوردم اشتباه نگير!
شخصيت من چيزيه كه "من" هستم اما برخوردِ من بستگي به اين داره كه "تو" كي هستي...!
|