ارسالها: 548
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Apr 2011
تشکر های اهدا شده: 11550
تشکر های دریافت شده :9052 بار در 3739 پست
سال تشخيص بيماري : ----
دكتر معالج : ----
داروي مورد استفاده :
محل سکونت :
(2011/09/10, 09:14 PM)احسان نوشته است: سلام دوستان
همچین می گید ازدواج ازدواج هرکیم بخواد ازدواج کنه پشیمون میشه
منم می خوام ازدواج کنم تازه نامزده من ام اس داره و به قوله نیلوفر تنها چیزی که برامون مهم نیست همین ام اسه
الانم خداروشکر همه چیز داره یواش یواش جور میشه
هموتون می گید ازدواج نمی کنم ولی وقتی که طرفش (اونی که باید) به پستتون خورد همه این حرف ها و کلاس گذاشتن ها یادتون می ره.
اینو از من داشته باشید
برا همتون آرزوی از صمیم قلب آرزوی خوشبختی می کنم
واااااااااااااااااااااااااااای
احســـــــــــــــــــــــــــــــــــان
ازدواج کردیـــــــــــــــــــــــــــــن؟؟؟
وای خدا جون شکرت
چقد خـــــــــــــــــوب
خیلی برات خوشحالم

ایشالله تو تمومه مراحله زندگیتون موفق باشین





smile , be happy and enjoy life
ارسالها: 1,146
موضوعها: 32
تاریخ عضویت: Aug 2009
تشکر های اهدا شده: 167
تشکر های دریافت شده :2748 بار در 1040 پست
سال تشخيص بيماري : ماه رمضان 1386
دكتر معالج : .....
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : یه جایی
خب نظر همین هست شبگرد
یعنی چی چند سال دیگه ؟ منظورت تنهایی هست خب الانم کمی احساس تنهایی میکنم ولی از یه لحاظ دیگه منظورم اینکه چون منحساسم و خانوادم سختگیر نمیذارن با دوستان ام اسی در ارتباط باشم برا همین احساس میکنم تک افتادم و تنها هستم
ارسالها: 71
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Feb 2011
تشکر های اهدا شده: 1015
تشکر های دریافت شده :738 بار در 366 پست
سال تشخيص بيماري : ----
دكتر معالج : ندارم
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : تهران - بابل
2011/09/10, 09:25 PM
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2011/09/10, 09:28 PM، توسط احسان.)
ممنون از نظرت یاسی
من به خانواده خودم نگفتم و نخواهم گفت جریان ام اس نامزدم رو چون این یه مسئاله شخصیه و به من و زندگی من مربوط میشه پس اجازه دخالت هیچ فردی رو حتی پدر و مادرم رو تو این قضیه نمی دم(البته این نظر و طرز فکر منه)
فردی هم که می خواد ازدواج کنه اگه انقدر هم استقلال از خودش نداشته باشه بهتره قید زندگی رو بزنه
چیزهایی که گفتم نظر شخصیه منه و قصد جسارت و بی احترامی به هیچ شخصی و ندارم و نداشتم
(2011/09/10, 09:22 PM)bita.s نوشته است: واااااااااااااااااااااااااااای
احســـــــــــــــــــــــــــــــــــان
ازدواج کردیـــــــــــــــــــــــــــــن؟؟؟
وای خدا جون شکرت
چقد خـــــــــــــــــوب
خیلی برات خوشحالم
ایشالله تو تمومه مراحله زندگیتون موفق باشین





سلام بیتا جان
نه هنوز ازدواج نکردیم
دقت کن دخترم
گفتم نامزدم
ذهنهای بزرگ دربارهی ایدهها صحبت میکنند.
ذهنهای متوسط دربارهی رویدادها ،
و ذهنهای کوچک دربارهی دیگران . . .
ارسالها: 1,146
موضوعها: 32
تاریخ عضویت: Aug 2009
تشکر های اهدا شده: 167
تشکر های دریافت شده :2748 بار در 1040 پست
سال تشخيص بيماري : ماه رمضان 1386
دكتر معالج : .....
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : یه جایی
ولی من مثلا ببین مثال میزنم زنداداشم نمیدونه با اینکه خیلی صمیمی هستیم
خب بالاخره هر کسی یه توقعاتی داره از زندگی و اشخاص اطرافش
مثلا وقتی اون و خانوادش میان خونمون همه کمک میکنیم مثلا برا تدارک شام
وقتی من میرم به طبع خانه خانواده اونا یا داداشم این توقع رو از من دارن بالاخره اگه کاری نکنم بهم مشکوک میشن پیش خودشون شاید این فکرو نکنن من حال ندارم میگن چقد خودشون میگیره چقد مغروره بالاخره من ثابت کردم و میکنم که من هیچیم نیست و حتی اجازه نمیدم اونا دست به سیاه و سفید بزنن اشکال نداره بیخیال دنیا دو روزه
ول یموندم تو چطور میخوای این مسئله رو پنهون کنی نه یه ساله نه دو سال بحث یه عمره تنها راهش اینکه قطع رابطه کنی البته منم قبلا همین نظرو داشتما میگفتم فقط طرف باید بدونه ولی میبینم اینطور به خودم فشار میاد بهرحال بخاطر این چیزها هست که دوست ندارنم ازدواج کنم
الان این نظر تو هست نظر نامزدت چجیه ایکاش اونم توی این بحثها شرکت میکرد
ارسالها: 71
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Feb 2011
تشکر های اهدا شده: 1015
تشکر های دریافت شده :738 بار در 366 پست
سال تشخيص بيماري : ----
دكتر معالج : ندارم
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : تهران - بابل
اونم نظره منو داره
پنهون کردنش زیاد سخت نیست نیاز به قطع رابطه هم نداره
بگو چیش سخته تا منم بگم
ذهنهای بزرگ دربارهی ایدهها صحبت میکنند.
ذهنهای متوسط دربارهی رویدادها ،
و ذهنهای کوچک دربارهی دیگران . . .
ارسالها: 548
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Apr 2011
تشکر های اهدا شده: 11550
تشکر های دریافت شده :9052 بار در 3739 پست
سال تشخيص بيماري : ----
دكتر معالج : ----
داروي مورد استفاده :
محل سکونت :
نامزد ینی در شرفه ازدواج دیگه
موفق باشید
smile , be happy and enjoy life
ارسالها: 1,146
موضوعها: 32
تاریخ عضویت: Aug 2009
تشکر های اهدا شده: 167
تشکر های دریافت شده :2748 بار در 1040 پست
سال تشخيص بيماري : ماه رمضان 1386
دكتر معالج : .....
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : یه جایی
همین حرفهاییکه زدم دیگه
بیشترش رو نمیتونم ئبگم اخه طولانیه
ولی من الان خودم 4 ساله دارم از بنی بشرها پنهون میکنم
مثلا وقتی میریم سفر گرمم بشه میگم وای عصبی میشم جوریکه دوست دارم داد بزنم هی میگن چته چقد سوسول وای دختر مامانی و این حرفها عصبی تر میشم
وقتی برم جایی مثلا ظرفها رو نشورم یا کاری نکنم میگن به طعنه پوستت خراب نشه یوقتی چقد مغروری تو پر قوئ بزرگ شدی
وقتی مثلا 4-5 ساعت راه برم و بعد خسته بشم اگه بگم یه پنج دقیقه ای استراحت کنیم میگم وای سوسول یکم راه برو راه نمیری اینطور شدی
وقتی از حرفشون ناراحت بشم مثلا چیزی در مورد ام اس بگن توی خودم بریزم و داغون میشم
وقتی مثلا میگن خیلی از بیماریها بده میگم مثل چی میگن مثل ام اس میگم نه انواع مختلفی داره میگن تو از کجا میدونی این بیماری رو نداری ببینی چقد سخته ادم از کار میندازه و من توی درون خودم میشکم
و هزاران حرف دیگه
مثلا میگن چرا ازدواج نمیکمنی توی دلم میگم اگه دختر خودتم این بیماری رو داشت عمرا ازدواج میکرد
و ................ بماند بقیش
ارسالها: 1,027
موضوعها: 15
تاریخ عضویت: Feb 2011
تشکر های اهدا شده: 7451
تشکر های دریافت شده :7213 بار در 2370 پست
سال تشخيص بيماري : مهر 89
دكتر معالج : دکتر صحراییان
داروي مورد استفاده : سینووکس
محل سکونت : تهران
چرا ازدواج نمیکنی ؟!!!!!!!!!!!!!خیلی مسخرس که با این سوال به این نتیجه برسن که طرف ام اس داره....
مشکل ازدواج الان تو جامعه همه گیره....ربطی هم به بیماری و این چیزا نداره .کلی آدم سالم هستن که مجردن هنوز...
به خود آی,خود تو جان جهانــــــی...
ارسالها: 1,146
موضوعها: 32
تاریخ عضویت: Aug 2009
تشکر های اهدا شده: 167
تشکر های دریافت شده :2748 بار در 1040 پست
سال تشخيص بيماري : ماه رمضان 1386
دكتر معالج : .....
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : یه جایی
بله ادمای سالم هستن که هنوز مجردن و خیلی مشکلات دیگه هم وجود داره که باعث شده خیلی مجرد بمونن
ولی توی شهر کوچیک موندن و بودن و ترحم کردن یا اینکه بخوان به این نتیجه برسن خیلی سخت نیست بهرحال من با حرفاشون ناراحت میشم برا همین تصمیم گرفتمئنه به کسی بگم نه بخوام قسد ازدواج داشته باشم البته نه امادگی دارم نه اینکه مردم میذارن
پشت سرم شایعه کردن دو ساله ازدواج کرد و موقعیتام رو پروندن البته بهتر چون من قصد نداشتم بهتر شد ولی خب بهرحال خیلی نامردن که این حرفا رو پشتم در اوردن
خدا به داد این برسه که بخوام مثلا ازدواج کنم و به یکی بگم من ام اس دارم و وقتی میخواد بره همه جا جار بزنه اره دختر فلانی به این خاطر نمیخواست ازدواج کنه و همه یه کلاغ چل کلاغ کنن و منو داغون به همین خاطر بیخیال
اگه بخواد قسمت بشه اینها میشه بهونه ولی بهرحال الان دوست ندارم
ارسالها: 1,027
موضوعها: 15
تاریخ عضویت: Feb 2011
تشکر های اهدا شده: 7451
تشکر های دریافت شده :7213 بار در 2370 پست
سال تشخيص بيماري : مهر 89
دكتر معالج : دکتر صحراییان
داروي مورد استفاده : سینووکس
محل سکونت : تهران
یاسی جون منم تو یه شهر کوچیکم.
ناراحت نباش اینام یه روز بزرگ میشن
به خود آی,خود تو جان جهانــــــی...