ارسالها: 28
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Aug 2011
تشکر های اهدا شده: 141
تشکر های دریافت شده :225 بار در 117 پست
سال تشخيص بيماري : بیمار نیستم
دكتر معالج : -
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : -
زندگی میکنم حتی اگر بهترینهایم را از دست بدهم
چون این زندگی کردن است که بهترینهای دیگر برایم میسازد
بگذار هر آنچه از دست میرود برود
چون من چیزی را میخواهم که به التماس آلوده نباشد.
ارسالها: 272
موضوعها: 5
تاریخ عضویت: Apr 2011
تشکر های اهدا شده: 2988
تشکر های دریافت شده :1696 بار در 436 پست
سال تشخيص بيماري : تیر 89
دكتر معالج : -----------
داروي مورد استفاده : سینووکس
محل سکونت :
دوستان به نظر من نه خط بطلان کشیدن روی ازدواج کار درستیه و نه اینکه تمام اهداف و مسیر زندگی رو مبتنی بر ازدواج قرار دادن.
باید پذیرفت که تعداد افرادی که حاضر به ازدواج با یه فرد بیمار بشه کمه ولی وجود دارند افرادی که باورهای عمیقی دارند و میدونن که سلامتی یه نعمت همیشگی نیست همون طور که بیماری دائمی نیست.
دوستان هرگز از افرادی که شما را به خاطر بیماریتون نمی پذیرند، نرنجید و همیشه خدا را به خاطر اینکه قبل از ازدواج دچار بیماری شدید نه بعد از اون، سپاس گزار باشید چون الان این فرصت رو دارید که فردی صبور و با روحیه قوی رو به همسری انتخاب کنید.
به جای اینکه ذهن خودتون درگیر اینکه آیا می تونم ازدواج کنم یا نه بکنید، توانایی هاتون افزایش بدید و سعی کنید استقلال خودتون رو بیشتر کنید و روحیه قوی تری داشته باشید در خودتون ارزشهایی رو بوجود بیارید که که شما رو آنقدر خواستنی بکنه تا حتی در سخت ترین شرایط فرد مقابلتون لحظه ای هم به فکر ترک کردن شما نیفته.
در پست ها دیدم بعضیا اعتقاد دارند که با ازدواج کردن فرد دیگه ای رو درگیر مشکلات خودشون میکنن و این رو بر خلاف عدالت می دونن ولی به نظر من اصلا این طور نیست. حتی ادامای سالم هم تو بهترین شرایط مشکلاتی دارند که با ازدواج کردن شخص مقابل درگیر اون مشکلات میشه و اصلا فلسفه ازدواج بر مبنای شریک شدن در لحظات سخت و شاده.. حالا باید قبل از ازدواج این مشکلات کاملا شرح داده بشه تا فرد مقابل بسنجه که آیا توانایی مقابله با این نوع مشکلات رو داره یا نه. اول از همه ما باید خودمون مشکلمون رو ارزیابی کنیم و یاد بگیریم که حلشون کنیم و بسنجیم که ایا با وجود این مشکلات می تونیم اداره کننده یه زندگی باشیم یا نه که خیلی از ما ها این توانایی رو داریم پس به خدا توکل کنید و همه چیز به اون بسپرید و راضی به رضای خدا باشید که حتی اگر فرد مناسبی برای ازدواج پیدا نشد باز هم تونستید در خودتون تغییری ایجاد کنید که به تنهایی بدون هیچ مشکلی زندگی کنید.
ببخشید باز سخنرانی کردم از نوع طولانی!
با درد بساز چون دواي تو منم، در كس منگر كه آشناي تو منم
ارسالها: 28
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Aug 2011
تشکر های اهدا شده: 141
تشکر های دریافت شده :225 بار در 117 پست
سال تشخيص بيماري : بیمار نیستم
دكتر معالج : -
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : -
(2011/08/15, 10:02 PM)MFhealth نوشته است: دوستان به نظر من نه خط بطلان کشیدن روی ازدواج کار درستیه و نه اینکه تمام اهداف و مسیر زندگی رو مبتنی بر ازدواج قرار دادن.
باید پذیرفت که تعداد افرادی که حاضر به ازدواج با یه فرد بیمار بشه کمه ولی وجود دارند افرادی که باورهای عمیقی دارند و میدونن که سلامتی یه نعمت همیشگی نیست همون طور که بیماری دائمی نیست.
دوستان هرگز از افرادی که شما را به خاطر بیماریتون نمی پذیرند، نرنجید و همیشه خدا را به خاطر اینکه قبل از ازدواج دچار بیماری شدید نه بعد از اون، سپاس گزار باشید چون الان این فرصت رو دارید که فردی صبور و با روحیه قوی رو به همسری انتخاب کنید.
به جای اینکه ذهن خودتون درگیر اینکه آیا می تونم ازدواج کنم یا نه بکنید، توانایی هاتون افزایش بدید و سعی کنید استقلال خودتون رو بیشتر کنید و روحیه قوی تری داشته باشید در خودتون ارزشهایی رو بوجود بیارید که که شما رو آنقدر خواستنی بکنه تا حتی در سخت ترین شرایط فرد مقابلتون لحظه ای هم به فکر ترک کردن شما نیفته.
در پست ها دیدم بعضیا اعتقاد دارند که با ازدواج کردن فرد دیگه ای رو درگیر مشکلات خودشون میکنن و این رو بر خلاف عدالت می دونن ولی به نظر من اصلا این طور نیست. حتی ادامای سالم هم تو بهترین شرایط مشکلاتی دارند که با ازدواج کردن شخص مقابل درگیر اون مشکلات میشه و اصلا فلسفه ازدواج بر مبنای شریک شدن در لحظات سخت و شاده.. حالا باید قبل از ازدواج این مشکلات کاملا شرح داده بشه تا فرد مقابل بسنجه که آیا توانایی مقابله با این نوع مشکلات رو داره یا نه. اول از همه ما باید خودمون مشکلمون رو ارزیابی کنیم و یاد بگیریم که حلشون کنیم و بسنجیم که ایا با وجود این مشکلات می تونیم اداره کننده یه زندگی باشیم یا نه که خیلی از ما ها این توانایی رو داریم پس به خدا توکل کنید و همه چیز به اون بسپرید و راضی به رضای خدا باشید که حتی اگر فرد مناسبی برای ازدواج پیدا نشد باز هم تونستید در خودتون تغییری ایجاد کنید که به تنهایی بدون هیچ مشکلی زندگی کنید.
ببخشید باز سخنرانی کردم از نوع طولانی!
مرا کسی نساخت
خدا ساخت
نه آنچنان که کسی "میخواست"
که من کس نداشتم
کسم خدا بود
کس بی کسان
درسته.واقعا باید همینجور باشه.
زندگی میکنم حتی اگر بهترینهایم را از دست بدهم
چون این زندگی کردن است که بهترینهای دیگر برایم میسازد
بگذار هر آنچه از دست میرود برود
چون من چیزی را میخواهم که به التماس آلوده نباشد.
ارسالها: 5
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Aug 2011
تشکر های اهدا شده: 0
تشکر های دریافت شده :14 بار در 2 پست
سال تشخيص بيماري : 1380
دكتر معالج : جمشید خدادادی
داروي مورد استفاده :
محل سکونت :
2011/08/15, 10:57 PM
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2011/08/16, 05:35 AM، توسط fireboud.)
با سلام. من فکر می کنم اولین چیزی که انسان در زندگی می بایست یاد بگیرد این است که وقتی دچار مشکلی شد آن مشکل را حل کند اگر خودش میتواند حل کند چه بهتر و اگر نمی تواند به متخصصان و افرادی که می توانند آن را حل کنند مراجعه کند و قبل از آنکه مشکل حل شود در فکر چیز دیگری نباشد مثلا اگر فوتبالیستی پایش شکسته حرف زدن در باره اینکه چگونه باید بازی کند یا پاس دهد بیهوده است زیرا اولویت معالجه پای اوست.در بیماریها هم اینگونه است قبل از اینکه بیماری معالجه شود به فکر ازدواج افتادن درست نیست ممکن است گفته شود بعضی بیماریها غیر قابل علاج هستند من عرض میکنم هم اکنون و هم در گذشته طب سنتی به علت بیماریها توجه کرده و عوامل بیماریهای لا علاج را پیدا کرده است و معالجه آنها رفع آن عوامل است منتها مردم عادت کرده اند چیزی را که طب امروزی قبول ندارد قبول نکنند همانطور که در گذشته مردم براساس عادت دکترهای جدید را قبول نمی کردند و پیش حکیم باشی های سنتی میرفتند ولی بتدریج پذیرفتند و ارزش طب امروزی را درک کردند. امروزه هم مثل گذشته بسیاری از پزشکان و به دنباله روی از آنان بسیاری از مردم به طب سنتی و بویژه طب قرآنی که علل و درمان بسیاری از بیماریهای لاعلاج از نظر پزشکی مدرن را پیدا کرده و با کمترین هزینه معالجه میکند بی توجه هستند و حاضر به امتحان درمانهای این طب قرآنی نیستند ولی حاضر هستند که بیماری را تحمل کنند و به طب قرآنی بی توجه باشند و آن وقت با وجود بیماری به فکر ازدواج میافتند من معتقدم بهتر است بیماران عزیزی که ام اس دارند درمان طب سنتی را امتحان کنند ضرر ندارد.بعد وقتی که کاملا بیماری بر طرف شد ازدواج کنند و از زندگی خود بیشتر لذت ببرند.متشکرم.
ارسالها: 466
موضوعها: 89
تاریخ عضویت: Jul 2011
تشکر های اهدا شده: 2329
تشکر های دریافت شده :3720 بار در 1114 پست
سال تشخيص بيماري : .
دكتر معالج : .
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : يه جايي همين دور و ورا.... ( تهران )
(2011/08/15, 10:57 PM)ناصر1333 نوشته است: با سلام. من فکر می کنم اولین چیزی که انسان در زندگی می بایست یاد بگیرد این است که وقتی دچار مشکلی شد آن مشکل را حل کند اگر خودش میتواند حل کند چه بهتر و اگر نمی تواند به متخصصان و افرادی که می توانند آن را حل کنند مراجعه کند و قبل از آنکه مشکل حل شود در فکر چیز دیگری نباشد مثلا اگر فوتبالیستی پایش شکسته حرف زدن در باره اینکه چگونه باید بازی کند یا پاس دهد بیهوده است زیرا اولویت معالجه پای اوست.در بیماریها هم اینگونه است قبل از اینکه بیماری معالجه شود به فکر ازدواج افتادن درست نیست ممکن است گفته شود بعضی بیماریها غیر قابل علاج هستند من عرض میکنم هم اکنون و هم در گذشته طب سنتی به علت بیماریها توجه کرده و عوامل بیماریهای لا علاج را پیدا کرده است و معالجه آنها رفع آن عوامل است منتها مردم عادت کرده اند چیزی را که طب امروزی قبول ندارد قبول نکنند همانطور که در گذشته مردم براساس عادت دکترهای جدید را قبول نمی کردند و پیش حکیم باشی های سنتی میرفتند ولی بتدریج پذیرفتند و ارزش طب امروزی را درک کردند. امروزه هم مثل گذشته بسیاری از پزشکان و به دنباله روی از آنان بسیاری از مردم به طب سنتی و بویژه طب قرآنی که علل و درمان بسیاری از بیماریهای لاعلاج از نظر پزشکی مدرن را پیدا کرده و با کمترین هزینه معالجه میکند بی توجه هستند و حاضر به امتحان درمانهای این طب قرآنی نیستند ولی حاضر هستند که بیماری را تحمل کنند و به طب قرآنی بی توجه باشند و آن وقت با وجود بیماری به فکر ازدواج میافتند من معتقدم بهتر است بیماران عزیزی که ام اس دارند درمان آقای جمشید خدادادی را امتحان کنند ضرر ندارد.بعد وقتی که کاملا بیماری بر طرف شد ازدواج کنند و از زندگی خود بیشتر لذت ببرند.متشکرم.
اقا ناصر شما اومدین ازدواج رو بردین تو طب سنتی
و میگید که دختر پسرای ام اسی ازدواج نکنن تا وقتی که خوب بشن اونم با طب سنتی ، این طوری که تمام دختر پسرا ترشیده میشن و .....بعدشم اگه این طب سنتی اونقدر خوبه پس چرا به طور رسمی تو جهان معرفی نمیشه......و این رو هم بگم که فوتبال با زندگی خیلی فرق میکنه . تو فوتبال اگه ادم یه مشکل کوچیک داشته باشه به هیچ وجه نمیزارنش بازی کنه ولی تو زندگی اگه ادم یه مشکلی داشته باشه باید دیگه زندگی نکنه تا اونو حل کنه .....!!!!!
هر مشكلي آسان شود از مستي و
ترسم خداي من, ساغر بشود خالي و هشيار بميرم.
ارسالها: 586
موضوعها: 269
تاریخ عضویت: Mar 2011
تشکر های اهدا شده: 7318
تشکر های دریافت شده :5524 بار در 2188 پست
سال تشخيص بيماري : .
دكتر معالج : .
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : تهران
(2011/08/15, 10:57 PM)ناصر1333 نوشته است: با سلام. من فکر می کنم اولین چیزی که انسان در زندگی می بایست یاد بگیرد این است که وقتی دچار مشکلی شد آن مشکل را حل کند اگر خودش میتواند حل کند چه بهتر و اگر نمی تواند به متخصصان و افرادی که می توانند آن را حل کنند مراجعه کند و قبل از آنکه مشکل حل شود در فکر چیز دیگری نباشد مثلا اگر فوتبالیستی پایش شکسته حرف زدن در باره اینکه چگونه باید بازی کند یا پاس دهد بیهوده است زیرا اولویت معالجه پای اوست.در بیماریها هم اینگونه است قبل از اینکه بیماری معالجه شود به فکر ازدواج افتادن درست نیست ممکن است گفته شود بعضی بیماریها غیر قابل علاج هستند من عرض میکنم هم اکنون و هم در گذشته طب سنتی به علت بیماریها توجه کرده و عوامل بیماریهای لا علاج را پیدا کرده است و معالجه آنها رفع آن عوامل است منتها مردم عادت کرده اند چیزی را که طب امروزی قبول ندارد قبول نکنند همانطور که در گذشته مردم براساس عادت دکترهای جدید را قبول نمی کردند و پیش حکیم باشی های سنتی میرفتند ولی بتدریج پذیرفتند و ارزش طب امروزی را درک کردند. امروزه هم مثل گذشته بسیاری از پزشکان و به دنباله روی از آنان بسیاری از مردم به طب سنتی و بویژه طب قرآنی که علل و درمان بسیاری از بیماریهای لاعلاج از نظر پزشکی مدرن را پیدا کرده و با کمترین هزینه معالجه میکند بی توجه هستند و حاضر به امتحان درمانهای این طب قرآنی نیستند ولی حاضر هستند که بیماری را تحمل کنند و به طب قرآنی بی توجه باشند و آن وقت با وجود بیماری به فکر ازدواج میافتند من معتقدم بهتر است بیماران عزیزی که ام اس دارند درمان آقای جمشید خدادادی را امتحان کنند ضرر ندارد.بعد وقتی که کاملا بیماری بر طرف شد ازدواج کنند و از زندگی خود بیشتر لذت ببرند.متشکرم.
لطفا از بردن نام پزشکان و توصیه آنها به کاربران دیگر خودداری نمائید
... Forever trusting who we are , And nothing else matters
ارسالها: 28
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Aug 2011
تشکر های اهدا شده: 141
تشکر های دریافت شده :225 بار در 117 پست
سال تشخيص بيماري : بیمار نیستم
دكتر معالج : -
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : -
ما باید همیشه خودمونو جای دیگران هم بذاریم
اینجوری میتونیم همه رو درک کنیم و طرف وحتی خونواده ها راحت تر با این موضوع کنار میان
چرا همیشه ما آدما چیزای بد رو برای دیگران میدونیم
ممکنه برا هر کسی چنین شرایطی بوجود بیاد
باید منطقی برخورد کرد.اصلا ممکنه این شرایط بعد ازدواج بوجود بیاد برا هر کدوم از طرفین
این درست نیس که جا بزنیم و طرف مقابل رو خورد کنیم و بی تفاوت از کنارش بگذریم
زندگی میکنم حتی اگر بهترینهایم را از دست بدهم
چون این زندگی کردن است که بهترینهای دیگر برایم میسازد
بگذار هر آنچه از دست میرود برود
چون من چیزی را میخواهم که به التماس آلوده نباشد.
ارسالها: 5
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Aug 2011
تشکر های اهدا شده: 0
تشکر های دریافت شده :14 بار در 2 پست
سال تشخيص بيماري : 1380
دكتر معالج : جمشید خدادادی
داروي مورد استفاده :
محل سکونت :
در ازدواج هر انسانی اول باید ببیند که آمادگی ازدواج را دارد یا نه ؟آمادگی برای ازدواج شاخص هایی دارد که عبارتند از :1-رسیدن به حداقل بلوغ 2- رسیدن به ثبات و قرار 3- داشتن استقلال 4-داشتن سن مناسب 5-احساس همبستگی 6- سلامت فیزیکی و روانی داشتن 7-اهل ازدواج بودن 8-اهل پدر و مادر بودن 9-هدف و جهت و معنی داشتن در زندگی 10-داشتن مسولیت و تعهد 11-داشتن اعتماد و اطمینان و امنیت 12- داشتن مهربانی و دوستی و صمیمیت 13-حل مسایل خانوادگی و کودکی 14-تمام کردن رابطه های گذشته 15-توانایی نفر اول داشتن 16- شناخت خود و جنس مخالف 17- عاشق شدن و دوست داشتن. هر کدام از اینها شرح و توضیح دارد که الآن مورد بحث نیست اگر لازم شد بعدا توضیح داده می شود ولی آنچه لازم است گفته شود موضوع شماره 6 یعنی داشتن سلامت فیزیکی و روانی است بدین معنی که اگر ما بیماری داریم باید اول آن را معالجه کنیم تا آن شرط را برای ازدواج داشته باشیم. آنچه از مطالب دوستان استنباط میشود این است که چندان به فکر داشتن سلامتی نیستند و درباره این صحبت میکنند که اگر بیماری خود را نگوییم صداقت نداریم در عین حال که تمام نظرات راجع به گفتن بیماری درست هست ولی سخن من این است که چرا به فکر معالجه حتمی بیماری نیستند این بیماری امروزه علاج دارد و من بیمارانی را میشناسم که حالا سالم شده اند باور کنید در طب قرآنی که آقای جمشید خدادادی در باره آن تحقیق کرده است هم علل و هم درمان بیماری را پیدا کرده است. تا حالا که از طریق طب مدرن و پزشکی امروزی معالجه کردید و نتیجه اش را دیدید یک بار هم شیوه درمان آقای خدادادی را امتحان کنید بیماری شما بدتر که نخواهد شد. بقول شاعر: صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را نیکی چه بدی داشت که یک بار نکردی؟
ارسالها: 586
موضوعها: 269
تاریخ عضویت: Mar 2011
تشکر های اهدا شده: 7318
تشکر های دریافت شده :5524 بار در 2188 پست
سال تشخيص بيماري : .
دكتر معالج : .
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : تهران
لطفا از تبلیغ در سایت خودداری کنید
... Forever trusting who we are , And nothing else matters
ارسالها: 5
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Aug 2011
تشکر های اهدا شده: 0
تشکر های دریافت شده :14 بار در 2 پست
سال تشخيص بيماري : 1380
دكتر معالج : جمشید خدادادی
داروي مورد استفاده :
محل سکونت :
دوست عزیز جناب warriorمن نمیگویم که تمام دخترها و پسرهای ام اسی ازدواج نکنند من میگویم وقتی می توان این بیماری را امروزه درمان کرد چرا این کار را نکنیم؟ نوشته شما نشان میدهد که اعتقاد ندارید که این بیماری قابل علاج است ولی من دیده ام تعداد قابل توجهی از بیماران معالجه شده اند و ازدواج هم کرده اند و مشکلی بعد از ازدواج هم پیش نیامده است .من میگویم وقتی میتوانیم این بیماری را سریع درمان کنیم چرا درمان نکنیم و به فکر ازدواج باشیم اول درمان بعدا ازدواج آیا عاقلانه نیست؟