ارسالها: 586
موضوعها: 4
تاریخ عضویت: Dec 2011
تشکر های اهدا شده: 26262
تشکر های دریافت شده :30263 بار در 11272 پست
سال تشخيص بيماري : 1373
دكتر معالج : ندارم
داروي مورد استفاده : دارو مصرف نمیکنم
محل سکونت : تهران
چرا من قبول دارم شهرزاد جون
شاید اصلا خیلیا حس ترحم نداشته باشن ولی شما چون روحیتون حساس و شکننده شده فک میکنین همه دارن ترحم میکنن در صورتی که اینطوری نیست
خود من با عشق به شما میام اینجا نه ترحم
ارسالها: 1,618
موضوعها: 71
تاریخ عضویت: Sep 2011
تشکر های اهدا شده: 7897
تشکر های دریافت شده :16585 بار در 4448 پست
سال تشخيص بيماري : 1387
دكتر معالج : دکتر امیررضا عظیمی
داروي مورد استفاده : فینگولید - داروسازی اسوه
محل سکونت : تهران
ارسالها: 810
موضوعها: 79
تاریخ عضویت: Jul 2009
تشکر های اهدا شده: 6532
تشکر های دریافت شده :20468 بار در 4808 پست
سال تشخيص بيماري : 1378
دكتر معالج : دكتر ساره شاه محمدي
داروي مورد استفاده : دیفوزل - داروسازی دکتر عبیدی
محل سکونت : تهران
(2012/04/02, 03:22 PM)شيدا رها نوشته است: دوستان بهتره در مورد آدم ها درست صحبت كنيد. سرطاني! هپاتيتي! ام اسي!
آدم ها اسم دارن. علي! سحر! سارا و غيره!
ضمناً با سرطاني هم مي شه زندگي كرد. با هپاتيتي هم مي شه زندگي كرد! اگه نمي خوايد كسي در مورد ام اس بد بگه، ياد بگيريد در مورد بقيه بيماري ها هم درست صحبت كنيد!
دوستان
گاهي توي اين تاپيك ميام اما انقدر به نظرم يه مساله رو بهش بال و پر داديد،احساس ترس ميكنم..
من مدت زياديه ام اس دارم و كلا هم يادم ميره كه يه مشكلي به اسم ام اس دارم ..اما گاهي مي بينم كه چقدر بعضي دوستان اين مساله رو بزرگ كردند براي همينم ترجيح ميدم خودمو داخل بحث نكنم چون نتيجه اي جز تخريب روحيه نداره
ما هر كدوممون مجموعه اي هستيم از صفات و خصوصيات مثبت و منفي اما انگار همه اينا رو گذاشتيم كنار ميگيم ام اس داريم .حالا چي كار كنيم؟؟
به نظرم خودمون داريم با دست خودمون مشكلمون رو بزرگ ميكنيم
ارسالها: 586
موضوعها: 4
تاریخ عضویت: Dec 2011
تشکر های اهدا شده: 26262
تشکر های دریافت شده :30263 بار در 11272 پست
سال تشخيص بيماري : 1373
دكتر معالج : ندارم
داروي مورد استفاده : دارو مصرف نمیکنم
محل سکونت : تهران
منظورتو گرفتم شهرزاد جان
میدونم چی میگی
راجع به سوالتم باید بگم به نظر من صداقت حرف اولو میزنه اگه از اول بگی بهتره که بعد با کلی وابستگی نخوای جدا بشی اونطوری سخت تره بعدشم من مشکلی نمیبینم برای ازدواج ام اسیا

ارسالها: 1,618
موضوعها: 71
تاریخ عضویت: Sep 2011
تشکر های اهدا شده: 7897
تشکر های دریافت شده :16585 بار در 4448 پست
سال تشخيص بيماري : 1387
دكتر معالج : دکتر امیررضا عظیمی
داروي مورد استفاده : فینگولید - داروسازی اسوه
محل سکونت : تهران
ارسالها: 586
موضوعها: 4
تاریخ عضویت: Dec 2011
تشکر های اهدا شده: 26262
تشکر های دریافت شده :30263 بار در 11272 پست
سال تشخيص بيماري : 1373
دكتر معالج : ندارم
داروي مورد استفاده : دارو مصرف نمیکنم
محل سکونت : تهران
ارسالها: 1,618
موضوعها: 71
تاریخ عضویت: Sep 2011
تشکر های اهدا شده: 7897
تشکر های دریافت شده :16585 بار در 4448 پست
سال تشخيص بيماري : 1387
دكتر معالج : دکتر امیررضا عظیمی
داروي مورد استفاده : فینگولید - داروسازی اسوه
محل سکونت : تهران
مرسی نازنینم
خوب با فرده سالم چطور؟
خوب با ام اسی ازدواج بهتره یا فردی که با ام است بعد تحقیقاتش قبول کرده باشه؟
فعلا سکوت را برگزیدیم ............
ارسالها: 586
موضوعها: 4
تاریخ عضویت: Dec 2011
تشکر های اهدا شده: 26262
تشکر های دریافت شده :30263 بار در 11272 پست
سال تشخيص بيماري : 1373
دكتر معالج : ندارم
داروي مورد استفاده : دارو مصرف نمیکنم
محل سکونت : تهران
فک کنم دو تا ام اسی بهتر همو درک کنن
ارسالها: 106
موضوعها: 5
تاریخ عضویت: Mar 2012
تشکر های اهدا شده: 5763
تشکر های دریافت شده :2181 بار در 854 پست
سال تشخيص بيماري : 80
دكتر معالج : خدا
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : گنبد کاووس
در مورد سوال اول شهرزاد خانم نمیدونم چی بگم .....
ولی سوال دومتون :
خوبه که همون اول واقعیت رو بگین و از این مریضی به صورت مثبت استفاده کنین یعنی وسیله ای برای سنجش عشق طرف مقابل
چون اگه ایشون واقعا عاشق باشه از این مریضی میگذره چون زندگی هیچیش معلوم نیست چون شاید الان آدم سالم باشه ولی شاید فردا روز همچین مریضی رو بگیره ، پس باید جدا بشن ؟
پس به دید مثبت به موضوع نگاه کنید و بدینوسیله عشق واقعیتون رو پیدا کنید .
ارسالها: 85
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Oct 2009
تشکر های اهدا شده: 409
تشکر های دریافت شده :546 بار در 209 پست
سال تشخيص بيماري : 1387
دكتر معالج : دکتر نيك سرشت
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : فارس
(2012/04/02, 05:37 PM)discoveri نوشته است: در مورد سوال اول شهرزاد خانم نمیدونم چی بگم .....
ولی سوال دومتون :
خوبه که همون اول واقعیت رو بگین و از این مریضی به صورت مثبت استفاده کنین یعنی وسیله ای برای سنجش عشق طرف مقابل
چون اگه ایشون واقعا عاشق باشه از این مریضی میگذره چون زندگی هیچیش معلوم نیست چون شاید الان آدم سالم باشه ولی شاید فردا روز همچین مریضی رو بگیره ، پس باید جدا بشن ؟
پس به دید مثبت به موضوع نگاه کنید و بدینوسیله عشق واقعیتون رو پیدا کنید .
دوست عزیز
اگه ازدواج سنتی باشه که از همون اول عشق وجود نداره! حتی تو رابطه ها هم از همون اول این عشق خیلی محکم نیست.
ارزش تو به اندازه آن چیزی است که به آن دل می بندی
پس مواظب باش که به کمتر از بی نهایت عشق ، دلبسته نشوی...