ارسالها: 1,236
موضوعها: 19
تاریخ عضویت: Jul 2011
تشکر های اهدا شده: 4409
تشکر های دریافت شده :7524 بار در 2638 پست
سال تشخيص بيماري : 1382
دكتر معالج : دکتر امیررضا عظیمی
داروي مورد استفاده : فینگولیمد
محل سکونت : تهران
2016/11/17, 11:11 AM
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2016/11/17, 12:45 PM، توسط hessam.)
سلام
أنشالله هرچه خير براتون پيش بياد
بايد پزشكتون در اين مورد تماس بگيريد
و
از يك مشاوره ژنتيك و آزمايشاتش قبل از ازدواج استفاده كنيد
گفت از دوست چه خواهی که تورا شاد کند گفتم از دوست همین بس که ز ما یاد کند
If you want to be OK , you should have a healthy lifestyle with exercise and don`t think about any problems
ارسالها: 281
موضوعها: 9
تاریخ عضویت: Sep 2013
تشکر های اهدا شده: 698
تشکر های دریافت شده :1195 بار در 228 پست
سال تشخيص بيماري : 90
دكتر معالج : دکترمقدسی
داروي مورد استفاده : تایسبری
محل سکونت : تهران
باتمام قشنگیای ازدواج
باازدواجم آرزوهای جدید پیدامیشه مث بچه من همش نگرانم ازاینکه بچه دارشم ونتونم درست به بچم برسممن باشوهرمهرموقع بریم سرزندگی خودمون اگه یه روزناهارآماده نکنم یاشام آماده نکنم هیچی به روم نمیاره اماچون پسرشوهرم هم هست من خیلی بایدجلوعلیرضارعایت کنم اگه به شکمش بد بگذره بهانه گیرمیشه 
وقتشه جونم قدم بزاری توخونم
قهوموباعشق بریزی توی فنجونم******
ارسالها: 3
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Nov 2016
تشکر های اهدا شده: 1
تشکر های دریافت شده :5 بار در 2 پست
سال تشخيص بيماري : 87
دكتر معالج : عظیمی
داروي مورد استفاده : زیفرون
محل سکونت :
(2009/07/18, 08:51 AM)Sina نوشته است: میشه گفت بحث شما باید عنوانش باشه صداقت نه ازدواج....
چون همتون دارین در مورد صداقت بعد از ازدواج صحبت میکنین
عنوان بحث این کلمه رو به آدم القا میکنه که اصلا ازدواج برای ما خوبه یا نه ؟؟؟ ازدواج بکنیم یا نه ؟؟؟
من هم مثل فریبا دور ازدواج و خط کشیدم ... یعنی از قبل هم خوشم نمیومد چه برسه به حالا ....
فکر نمیکنم به استرسش بیارزه ....
منم مثل تو البته از ازدواج بدم نمیاد چون از مستقل بودن خوشم میاد ازدواجم یجور مستقل بودنه اماوقتی بیمار شدم هر کس گفت ازدواج کن گفتم بزار خوب بشم اما بدتر شدم .این صداقتم فعلا برام رنگش خاکستریه
ارسالها: 42
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Apr 2010
تشکر های اهدا شده: 4
تشکر های دریافت شده :170 بار در 37 پست
سال تشخيص بيماري : 83شروع.85 تشخیص
دكتر معالج : حریرچیان.قبلا نوریان ولطفی
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : تربت حیدریه
سلام دوستای عزیزم
من دوازده ساله مبتلا به ام اس هستم.29 سالمه وبا مشکل حرکتی نقریبا شدید،بدون کمک راه رفتنم سخته.تا سه ماه پیش دنیا برام خاکستری بود فکرمیکردم زندگی من تموم شده دیگه نمیتونم ازدواج کنم ولی یه ولی پنج ماه پیش یه پسرسالم عاشقم شد،وسه ماه قبل هم عقدکردیم.وفهمیدم فرشته ها رو زمین هم هستن.
پروردگارا: به من كمك كن قبل ازينكه درمورد راه رفتن كسي قضاوت كنم كمي با كفش هاي او راه بروم. دكترشريعتي
تشکر شده توسط : | hadisss , (reihane(raz , leili-asmaneh , طاهره. , i_am , majid1 , mj.ny-luise , سمیرا67 , hyd69hyd , mahsa24 , atkh , glassheart , Exhautless , silent , N@RGES , DavidBili , برگ 7 , پریا حقیقت پور |
|
ارسالها: 2
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Nov 2016
تشکر های اهدا شده: 0
تشکر های دریافت شده :5 بار در 2 پست
سال تشخيص بيماري : 1385
دكتر معالج : اشرافیان
داروي مورد استفاده : ربیف
محل سکونت :
2016/11/29, 07:12 PM
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2016/11/29, 07:15 PM، توسط ایپک.)
میتونم بپرسم چهارجمله ازدواج خط کشیدی انسان الان درحالی حاضرقادراست هرکاری که دوست داره انجام بده حتی اگه یه آدم قطع نهایی باشه این فکرهای منفی رو خواهش از سربریدن کنید واین که همه آدمها باید دوزندگی یه شریک داشته باشند
میتونم بپرسم چراروجمله ازدواج خط کشیدی انسان الان درحال حاضرقادراست هرکاری که دوست داره انجام بده حتی اگه یه آدم قطع نخایی باشه این فکرهای منفی رو خواهش از سربیرون کنید واین که همه آدمها باید ت
وزندگی یه شریک داشته باشند
ارسالها: 6
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Nov 2016
تشکر های اهدا شده: 12
تشکر های دریافت شده :26 بار در 6 پست
سال تشخيص بيماري : 1395
دكتر معالج : حسین کلانی
داروي مورد استفاده : آونکس
محل سکونت : تهران
2016/12/05, 04:37 AM
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2016/12/05, 05:36 AM، توسط m.a.solhjoo.)
من ام اس دارم مثل بقیه شما ها ولی هیچ وقت با یک فرد غیر ام اسی ازدواج نمی کنم، اینم یکی دیگه از اون چیزایه که ام اس تو من تغییر داد...
که دیگه هیچی فردا طرف هروقت هرچی شد برگرده هی بکشه تو رویه ادم که تو مریضی چپ راست منت بذاره سرم!!!(منظورم همه افراد نیست)
عشق راسته، دوست داشتن راسته اما انسان همیشه انسانه، و همه چی براش اولش قشنگه، ولی بعدش اروم اروم اونقدر عادی میشه براش که ما مریضیم هی استرس میکنه تو جونمون. و از طرفی تا کسی خودش خدایی نکرده به این وضع دچار نشه قادر به درکش نیست حالا هرچه قدر هم که عاشق باشه.
من با کسی ازدواج می کنم که مثل خودم ام اسی باشه تا راحت همو درک کنیم.
اگر هیچ کسی حاظر نشد ترجیح می دم تا اخر عمر تنها باشم اگر هم روزی پاهام از حرکت افتاد دست کم بی منت رو دستم راه میرم.
الهی در شب فقرم بسوزان
ولی محتاج نامردان مگردان
عطا كن دست بخشش همتم را
خجل از روی محتاجان مگردان
تشکر شده توسط : | silent , i_am , برگ 7 , mahsa24 , سها , سارا ی , mj.ny-luise , no06in , hyd69hyd , ali reza 22 , lilit , پریا حقیقت پور |
|
ارسالها: 5
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Oct 2013
تشکر های اهدا شده: 1
تشکر های دریافت شده :43 بار در 9 پست
سال تشخيص بيماري : دی 89
دكتر معالج : -
داروي مورد استفاده : سینووکس
محل سکونت :
من دانشجو هستم و اصلا تو بحر این چیزا نبودم تاوقتیکه یکی از همکلاسیم بهم پیشنهاد ازدواج داد و من کلی در این مورد فکر کردم .سن اون آقا از من کوچیکتر و هیکلش خیلی درشت تره . و من بدون اینکه به اون قضیه خودمو بگم احساس کردم خیلی شجاع نیس که با این موضوع راحت برخورد کنه و بعد 3 هفته جواب منفی بهش دادم نمیدونم کار درستی کردم یا نه ولی تو ذهنم همیشه این سوال هست که واقعا چه برخوردی میکرد اگه میفهمید
ارسالها: 1
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Jun 2016
تشکر های اهدا شده: 25
تشکر های دریافت شده :8 بار در 1 پست
سال تشخيص بيماري : بهمن1394
دكتر معالج : دکتر فرهاد عمادی
داروي مورد استفاده : سینومر
محل سکونت : زيــرِ اين آسِمـــونـ لعنتـــي
بايد حقيقت رو گفت..
كسي ك تورو با فهميدنِ مريضيت ول كنه بره
فردا روز قطعا تو زندگي مشترك با مشكلات ديگت هم امكان داره ول كنه بره
ولي كاش اطلاع رساني همگاني ميشد واسه همه ي خانواده ها ك ام اسي ها زندگي معموليي دارن
مثه بقيه راه ميرن
مثه بقيه عادي حرف ميزنن
مثه بقيه ميتونن بچه دار شن
ميتونن همه كارهاي روزمره مثه بقيه ي ادم هاي عادي انجام بدن
فقط اسم مريضيه دنبالشون هست و ي كوچولو بايد بيشتراز بقيه از خودشون مراقبت كنن
همين
ارسالها: 162
موضوعها: 1
تاریخ عضویت: Oct 2013
تشکر های اهدا شده: 2246
تشکر های دریافت شده :4488 بار در 958 پست
سال تشخيص بيماري : .
دكتر معالج : .
داروي مورد استفاده : فینگولیمد
محل سکونت :
2016/12/09, 08:42 PM
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2016/12/09, 08:57 PM، توسط عسل راد.)
(2016/12/07, 10:29 PM)no06in نوشته است: بايد حقيقت رو گفت..
كسي ك تورو با فهميدنِ مريضيت ول كنه بره
فردا روز قطعا تو زندگي مشترك با مشكلات ديگت هم امكان داره ول كنه بره
ولي كاش اطلاع رساني همگاني ميشد واسه همه ي خانواده ها ك ام اسي ها زندگي معموليي دارن
مثه بقيه راه ميرن
مثه بقيه عادي حرف ميزنن
مثه بقيه ميتونن بچه دار شن
ميتونن همه كارهاي روزمره مثه بقيه ي ادم هاي عادي انجام بدن
فقط اسم مريضيه دنبالشون هست و ي كوچولو بايد بيشتراز بقيه از خودشون مراقبت كنن
همين 
منم مث شمام دوست عزیز.5 ساله ام اس دارم.خدارو شکر مشکل خاصی ندارم.تا چند ماه پیش که ازدواج نکرده بودم همین عقیده رو داشتم.من که سالمم چیزیم نیست.اما بعد ازدواج با این که هنوز عقدمو مسولیت زندگی گردنم نیوفتاده یه ترس خیلی بدی همراهم شده.همش یه چیزی تو گوشم زمزمه میکنه ام اس غیر قابل پیش بینیه!اگه پیشرفت کنه.بعد چن سال میگن پیشرونده میشه!اگه نتونم کارامو انجام بدم اگه نتونم روزی بچه دار شم یا اگه شدم نتونم بش برسم؟اگه خانوادش بفهمن؟با توجه به شناختی که ازشون دارم برام اسایش نمیزارن!اگه همسرم از پس حرفاشون بر نیاد؟یا حتی گاهی به همسرم فکر میکنم.کارش خودش به اندازه سخت و پرمشغله هست که به خونه نتونه برسه.شاید بعضی موقه ها مجبور باشم بعضی کارای بیرونم خودم انجام بدم.نکنه روزی شرمندش بش و در بمونم!همش دارم ازش میپرسم اگه روزی حالم بد شد؟اونم سریع به هم میریزه میگه دوس ندارم در موردش صحبت کنیم.مواظب خودت باش حالت بد نمیشه.عقلم به جایی قد نمیده که چی میشه فقط وقتی تو دلم میگم خدایا به تو توکل میکنم آروم میشم یکم
ارسالها: 47
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Jan 2015
تشکر های اهدا شده: 56
تشکر های دریافت شده :274 بار در 60 پست
سال تشخيص بيماري : 1392
دكتر معالج : دکتر پویا زندی
داروي مورد استفاده : فینگولیمد - داروسازی ابوریحان
محل سکونت : تهران
(2016/12/09, 08:42 PM)عسل راد نوشته است: (2016/12/07, 10:29 PM)no06in نوشته است: بايد حقيقت رو گفت..
كسي ك تورو با فهميدنِ مريضيت ول كنه بره
فردا روز قطعا تو زندگي مشترك با مشكلات ديگت هم امكان داره ول كنه بره
ولي كاش اطلاع رساني همگاني ميشد واسه همه ي خانواده ها ك ام اسي ها زندگي معموليي دارن
مثه بقيه راه ميرن
مثه بقيه عادي حرف ميزنن
مثه بقيه ميتونن بچه دار شن
ميتونن همه كارهاي روزمره مثه بقيه ي ادم هاي عادي انجام بدن
فقط اسم مريضيه دنبالشون هست و ي كوچولو بايد بيشتراز بقيه از خودشون مراقبت كنن
همين 
منم مث شمام دوست عزیز.5 ساله ام اس دارم.خدارو شکر مشکل خاصی ندارم.تا چند ماه پیش که ازدواج نکرده بودم همین عقیده رو داشتم.من که سالمم چیزیم نیست.اما بعد ازدواج با این که هنوز عقدمو مسولیت زندگی گردنم نیوفتاده یه ترس خیلی بدی همراهم شده.همش یه چیزی تو گوشم زمزمه میکنه ام اس غیر قابل پیش بینیه!اگه پیشرفت کنه.بعد چن سال میگن پیشرونده میشه!اگه نتونم کارامو انجام بدم اگه نتونم روزی بچه دار شم یا اگه شدم نتونم بش برسم؟اگه خانوادش بفهمن؟با توجه به شناختی که ازشون دارم برام اسایش نمیزارن!اگه همسرم از پس حرفاشون بر نیاد؟یا حتی گاهی به همسرم فکر میکنم.کارش خودش به اندازه سخت و پرمشغله هست که به خونه نتونه برسه.شاید بعضی موقه ها مجبور باشم بعضی کارای بیرونم خودم انجام بدم.نکنه روزی شرمندش بش و در بمونم!همش دارم ازش میپرسم اگه روزی حالم بد شد؟اونم سریع به هم میریزه میگه دوس ندارم در موردش صحبت کنیم.مواظب خودت باش حالت بد نمیشه.عقلم به جایی قد نمیده که چی میشه فقط وقتی تو دلم میگم خدایا به تو توکل میکنم آروم میشم یکم فکر کنم این افکارت بیشتر به زندگیتون و حال شما لطمه بزنه منم دقیقا مثل شما هستم و 7 ماهه که ازدواج کردم گاهی با این حرفا همسرم رو آزار میدادم اما الان سعی میکنم به این که چی میخواد بشه فکر نکنم مگه چیزی توی این دنیا هست که قابل پیش بینی باشه؟! مگه یه آدم سالم از یک ساعت دیگش خبر داره که چی میشه؟! پس این مدتی که حالمون خوبه رو بخاطر تلخی هایی که شاید هیچ وقت اتفاق نیفته خرابش نکنیم
|