ارسالها: 1,027
موضوعها: 15
تاریخ عضویت: Feb 2011
تشکر های اهدا شده: 7451
تشکر های دریافت شده :7213 بار در 2370 پست
سال تشخيص بيماري : مهر 89
دكتر معالج : دکتر صحراییان
داروي مورد استفاده : سینووکس
محل سکونت : تهران
یه حساب سر انگشتی نشون میده ازدواج برای امثال ما میتونه استرس رو چنننندین برابر کنه!
من دلیل اینکه 5 سال از ام اسم گذشته و خدا رو شکر خیلی خوب این مسیر رو طی کردم دور کردن استرس از خودم بوده.
برای ازدواج علاوه بر خود فرد چون اینجا ایرانه و خانواده ها هم سهم زیادی در زندگی آدما دارن یا باید به خانواده طرف گفت یا اینکه بعدا متوجه میشه ، در هر دو حالت یه استرس مضاعفی برای فرد پیش میاد.
از طرفی یه سری از بچه ها طرفدار این فکر هستن که انقددددرررر باید خوب باشیم بالا باشیم حالا از نظر اخلاقی، تحصیلات، موقعیت اجتماعی و کاری که این ضعفمون دیده نشه، مخالفم با این دید.
حقیقتش اینه این مورد هم خودش در افزایش استرس دخیله و ما باید قبول کنیم نمیتونیم مثل یه ادم عادی فوق العاده پر کار فوق العاده پر جنب و جوش و باشیم چون خستگی میاره و به مرور زمان انرژی فرد بیمار به تحلیل میره( چه انرژی جسمی و یا روحی )، حالا این گفته ی من هم یه سری مخالف داره به هر حال ولی خودشون بیان قضاوت کنن که آیا هر وقت که اومدن با یه دست چندین هندونه بردارن حمله نداشتن؟!
این یه حقیقته و لزومی هم نداره مثلا ما قهرمان فلان شاخه ورزشی باشیم یا تو کارمون انقدر سختی بکشیم که مراحلی که 10 سال طول میکشه طی دوسال طی کنیم یا مثلا فلان دانشگاه بریم و انقدر فشار درسی زیادی رو تحمل کنیم که در طول سال مثلا 10 تا مقاله ژورنال بنویسیم تا بعدا تو چشم ملت فرو کنیم که ما می توانیم! اخه به چه قیمت!
بهتر نیست همونطور که هستیم خودمون رو قبول کنیم و راه بیایم با خودمون و تواناییامون؟!
برای ازدواج هم هر وقت خودم به نتیجه خوبی رسیدم میام اینجا توضیح میدم  ولی مشکل ازدواج محدود به ما نیست و همه ی جامعه درگیرشن که دلایل زیاااادی داره که همه میدونن!
به خود آی,خود تو جان جهانــــــی...
ارسالها: 13
موضوعها: 2
تاریخ عضویت: Jun 2014
تشکر های اهدا شده: 177
تشکر های دریافت شده :582 بار در 121 پست
سال تشخيص بيماري : -
دكتر معالج : -
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : تهران
2015/10/15, 05:37 PM
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2015/10/15, 05:40 PM، توسط ehsank.)
(2015/10/14, 01:53 PM)paeeze نوشته است: یه حساب سر انگشتی نشون میده ازدواج برای امثال ما میتونه استرس رو چنننندین برابر کنه!
من دلیل اینکه 5 سال از ام اسم گذشته و خدا رو شکر خیلی خوب این مسیر رو طی کردم دور کردن استرس از خودم بوده.
برای ازدواج علاوه بر خود فرد چون اینجا ایرانه و خانواده ها هم سهم زیادی در زندگی آدما دارن یا باید به خانواده طرف گفت یا اینکه بعدا متوجه میشه ، در هر دو حالت یه استرس مضاعفی برای فرد پیش میاد.
از طرفی یه سری از بچه ها طرفدار این فکر هستن که انقددددرررر باید خوب باشیم بالا باشیم حالا از نظر اخلاقی، تحصیلات، موقعیت اجتماعی و کاری که این ضعفمون دیده نشه، مخالفم با این دید.
حقیقتش اینه این مورد هم خودش در افزایش استرس دخیله و ما باید قبول کنیم نمیتونیم مثل یه ادم عادی فوق العاده پر کار فوق العاده پر جنب و جوش و باشیم چون خستگی میاره و به مرور زمان انرژی فرد بیمار به تحلیل میره( چه انرژی جسمی و یا روحی )، حالا این گفته ی من هم یه سری مخالف داره به هر حال ولی خودشون بیان قضاوت کنن که آیا هر وقت که اومدن با یه دست چندین هندونه بردارن حمله نداشتن؟!
این یه حقیقته و لزومی هم نداره مثلا ما قهرمان فلان شاخه ورزشی باشیم یا تو کارمون انقدر سختی بکشیم که مراحلی که 10 سال طول میکشه طی دوسال طی کنیم یا مثلا فلان دانشگاه بریم و انقدر فشار درسی زیادی رو تحمل کنیم که در طول سال مثلا 10 تا مقاله ژورنال بنویسیم تا بعدا تو چشم ملت فرو کنیم که ما می توانیم! اخه به چه قیمت!
بهتر نیست همونطور که هستیم خودمون رو قبول کنیم و راه بیایم با خودمون و تواناییامون؟!
برای ازدواج هم هر وقت خودم به نتیجه خوبی رسیدم میام اینجا توضیح میدم ولی مشکل ازدواج محدود به ما نیست و همه ی جامعه درگیرشن که دلایل زیاااادی داره که همه میدونن!
کاملن سنجیده سخن گفتی.
برای افراد ی که ام اس ندارن هم ازدواج یه چیز سنگینی شده این روزها.
همه ی ما سعی می کنیم که در "نظر اخلاقی، تحصیلات، موقعیت اجتماعی و کاری " عالی باشیم که ضعفامون دیده نشه. ضعف می تونه هرچی باشه (مثلن من که مو ندارم روی زیبایی های درون کار می کنم).
خیلی ها زندگی آروم رو می پسندن. بنابرین جنب و جوشها و فعالیتهای الکی ای که بقیه دخترا دارن، برای بسیاری اصلن جالب نیست!
در مورد ازدواج هم ایمان دارم---همچون بسیاری---که امری است الهی. همون چیزی که خیلی ها بهش "قسمت" می گن. کاری که ما باید بکنیم، فقط صبر و تقواست. قرآن می گوید فاصبر لحکم ربک فانک باعیننا (صبر کن برای حکم پروردگارت، همانا تو زیر نظرمان هستی--ما مراقبتیم.)
یا پیشوایان دینی در غرب میگن "There's a set time". ینی خداوند زمان این اتفاق(ازدواج) رو در تقویمت مقرر کرده حتی بدون یک ثانیه تاخیر در رویداد آن.
می تونه فردا ساعت 6 عصر باشه، می تونه 6 ساله دیگه باشه. نمی دونیم، فقط ایمان داریم که این زمانش خواهد رسید.
من دلم رو،
به بازاری نمی برم که خریدار نداره
ارسالها: 51
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Jun 2014
تشکر های اهدا شده: 3011
تشکر های دریافت شده :1908 بار در 772 پست
سال تشخيص بيماري : 1387
دكتر معالج : دکترمجتبی کاهانی
داروي مورد استفاده : ربیف
محل سکونت :
احسنت به شما دوستان عزیز با این فهم وشعور درسته خداوند عادل دانا وبیناست لابد الان صلاح ومصلحت نیست فقط تقوا ایمان صبر
به قول مامانم پایان شب سیه سپید است همیشه میگه یه سربالایی یوس سرازیریم داره باید وقتش برسه برای همه دوستانم ارزوی روزهای شادوشیرین دارم ان شاالله
الا به ذکر الله تطمئن القلوب
ارسالها: 2
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Dec 2014
تشکر های اهدا شده: 5
تشکر های دریافت شده :17 بار در 2 پست
سال تشخيص بيماري : 1386
دكتر معالج : دكترخوشنام
داروي مورد استفاده : آزارام
دالفیرا
فامپیرا
محل سکونت :
سلام به همه دوستان عزيز و منطقى.
كيف ميكنم ميبينم كه همه بچه ها چه خانم چه آقا كه مثل من با ام اس زندگى ميكنند اينقدر قشنگ و منطقى حرف ميزنند.
من ٨سال است كه با اين بيمارى زندگى ميكنم و از وقتى كه به اين مريضى دچار شدم با يك خانم آشنا شدم و تا دو سه ماه آينده هم داريم با هم ازدواج ميكنيم. كسى كه بيشتر ميگه ازدواج كنيم هم نامزدم هست كه اسرار داره كه زودتر ازدواج كنيم. نامزدم از نظر موقعيت خيلى عالى است. وكيل پايه يك دادگسترى و در بخش حقوقى يكى از بانكهاى معروف ايران مشغول به كار است و موقعيت خانوادگيش هم بسيار عالى است.
يكبار بهش گفتم شايد در زندگيت يك مرد بهتر از من و سالم پيدا بشه كه بتونى خيلى راحتتر باهاش زندگى كنى و سختى نكشى. ميدونيد چى گفت؟؟؟ گفت چه ضمانتى هست كه اون آدم سالم بتونه منو خوشبخت كنه يا چه ضمانتى هست كه اون آدم سالم چهار روز ديگه به يك مريضى وحشتناك دچار نشه. اصلا چه ضمانتيه كه خودم بعد از ازدواج يك بلايى سرم نياد و چه ضمانتى هست كه من به يك مريضى لاعلاج دچار نشم.
دوستان عزيز اينقدر نامزدم گفت و گفت كه من گفتم غلط كردم اصلا همچين چيزى رو گفتم.
حالا دوستان من، اون عزيزانى كه مثل من دچار ام اس هستند و اون كسانى كه تصميم به ازدواج كردن دارن ، هيچ فرقى بين ما با يك دختر يا پسر سالم نيست. درسته كه ما شايد خيلى كارا برامون انجامش سخت باشه ولى نشدنى نيست.
من براى همتون چه كسايى كه ميخوان ازدواج كنن يا نميخوان ازدواج كنن آرزوى خوشبختى ميكنم. همتون رو دوست دارم
تشکر شده توسط : | majid1 , بهار شیرازی , مریم 1361 , silent , mj.ny-luise , hyd69hyd , lilit , paeeze , alireza1111 , فتح اله , ali1357 , غزاله , سارا19 |
|
ارسالها: 51
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Jun 2014
تشکر های اهدا شده: 3011
تشکر های دریافت شده :1908 بار در 772 پست
سال تشخيص بيماري : 1387
دكتر معالج : دکترمجتبی کاهانی
داروي مورد استفاده : ربیف
محل سکونت :
آقا ایمان برای شماونامزدتون آرزوی سعادت وخوشبختی دارم ان شاالله همه بچه های ام اس سنتربه بهترین عشقی که تودلشونه برسن
الا به ذکر الله تطمئن القلوب
ارسالها: 34
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Oct 2011
تشکر های اهدا شده: 879
تشکر های دریافت شده :1056 بار در 231 پست
سال تشخيص بيماري : 1382
دكتر معالج : بابک سالاریان
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : تهران
سلام
من که خوشبینم اما ما ام اسی ها یه جنبشو باید در نظر بگیریم خصوصا اقایون که نان اور خانه هستن و اون اینه که علاوه بر هزینه هایه زندگی هزینه درمانمونم هست باید کاملا طرفمون رو در جریان بزاریم تا فردا که تب عشق و عاشقیه دو طرف فرو کش کرد مشکلات شروع نشه
ما باید عاقلانه تر محتاط تر و دست به اعصا تر و در کمال صداقت جلو بریم
الخیرو فی ما وقع
هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند
(شکر )
ارسالها: 39
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Dec 2012
تشکر های اهدا شده: 642
تشکر های دریافت شده :292 بار در 81 پست
سال تشخيص بيماري : 1388
دكتر معالج : دکتر پزشکی
داروي مورد استفاده :
محل سکونت :
2015/10/26, 12:22 PM
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2015/10/26, 12:24 PM، توسط فاطمه جون.)
(2015/10/25, 04:26 PM)Iman toutounchi نوشته است: سلام به همه دوستان عزيز و منطقى.
كيف ميكنم ميبينم كه همه بچه ها چه خانم چه آقا كه مثل من با ام اس زندگى ميكنند اينقدر قشنگ و منطقى حرف ميزنند.
من ٨سال است كه با اين بيمارى زندگى ميكنم و از وقتى كه به اين مريضى دچار شدم با يك خانم آشنا شدم و تا دو سه ماه آينده هم داريم با هم ازدواج ميكنيم. كسى كه بيشتر ميگه ازدواج كنيم هم نامزدم هست كه اسرار داره كه زودتر ازدواج كنيم. نامزدم از نظر موقعيت خيلى عالى است. وكيل پايه يك دادگسترى و در بخش حقوقى يكى از بانكهاى معروف ايران مشغول به كار است و موقعيت خانوادگيش هم بسيار عالى است.
يكبار بهش گفتم شايد در زندگيت يك مرد بهتر از من و سالم پيدا بشه كه بتونى خيلى راحتتر باهاش زندگى كنى و سختى نكشى. ميدونيد چى گفت؟؟؟ گفت چه ضمانتى هست كه اون آدم سالم بتونه منو خوشبخت كنه يا چه ضمانتى هست كه اون آدم سالم چهار روز ديگه به يك مريضى وحشتناك دچار نشه. اصلا چه ضمانتيه كه خودم بعد از ازدواج يك بلايى سرم نياد و چه ضمانتى هست كه من به يك مريضى لاعلاج دچار نشم.
دوستان عزيز اينقدر نامزدم گفت و گفت كه من گفتم غلط كردم اصلا همچين چيزى رو گفتم.
حالا دوستان من، اون عزيزانى كه مثل من دچار ام اس هستند و اون كسانى كه تصميم به ازدواج كردن دارن ، هيچ فرقى بين ما با يك دختر يا پسر سالم نيست. درسته كه ما شايد خيلى كارا برامون انجامش سخت باشه ولى نشدنى نيست.
من براى همتون چه كسايى كه ميخوان ازدواج كنن يا نميخوان ازدواج كنن آرزوى خوشبختى ميكنم. همتون رو دوست دارم
(2015/10/26, 12:22 PM)فاطمه جون نوشته است: (2015/10/25, 04:26 PM)Iman toutounchi نوشته است: سلام به همه دوستان عزيز و منطقى.
كيف ميكنم ميبينم كه همه بچه ها چه خانم چه آقا كه مثل من با ام اس زندگى ميكنند اينقدر قشنگ و منطقى حرف ميزنند.
من ٨سال است كه با اين بيمارى زندگى ميكنم و از وقتى كه به اين مريضى دچار شدم با يك خانم آشنا شدم و تا دو سه ماه آينده هم داريم با هم ازدواج ميكنيم. كسى كه بيشتر ميگه ازدواج كنيم هم نامزدم هست كه اسرار داره كه زودتر ازدواج كنيم. نامزدم از نظر موقعيت خيلى عالى است. وكيل پايه يك دادگسترى و در بخش حقوقى يكى از بانكهاى معروف ايران مشغول به كار است و موقعيت خانوادگيش هم بسيار عالى است.
يكبار بهش گفتم شايد در زندگيت يك مرد بهتر از من و سالم پيدا بشه كه بتونى خيلى راحتتر باهاش زندگى كنى و سختى نكشى. ميدونيد چى گفت؟؟؟ گفت چه ضمانتى هست كه اون آدم سالم بتونه منو خوشبخت كنه يا چه ضمانتى هست كه اون آدم سالم چهار روز ديگه به يك مريضى وحشتناك دچار نشه. اصلا چه ضمانتيه كه خودم بعد از ازدواج يك بلايى سرم نياد و چه ضمانتى هست كه من به يك مريضى لاعلاج دچار نشم.
دوستان عزيز اينقدر نامزدم گفت و گفت كه من گفتم غلط كردم اصلا همچين چيزى رو گفتم.
حالا دوستان من، اون عزيزانى كه مثل من دچار ام اس هستند و اون كسانى كه تصميم به ازدواج كردن دارن ، هيچ فرقى بين ما با يك دختر يا پسر سالم نيست. درسته كه ما شايد خيلى كارا برامون انجامش سخت باشه ولى نشدنى نيست.
من براى همتون چه كسايى كه ميخوان ازدواج كنن يا نميخوان ازدواج كنن آرزوى خوشبختى ميكنم. همتون رو دوست دارم
آقا ایمان مشکل اینه که همه مثل نامزد شما فکر نمی کنن. متاسفانه بعضیا خودشونو تافته جدا بافته می دونن که انگار از آینده شون کاملا خبر دارن و اینکه فکر می کنن که اینجور مریضیا فقط مال امسال ماهاست نه اونا
رها کردن کسی که برای شما ساخته نشده یعنی رسیدن به این درک که برخی آدمها بخشی از سرگذشتتان هستند نه بخشی از سرنوشتتان
ارسالها: 27
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Sep 2015
تشکر های اهدا شده: 146
تشکر های دریافت شده :773 بار در 188 پست
سال تشخيص بيماري : 94
دكتر معالج : **
داروي مورد استفاده : سینومر
محل سکونت :
سلام به همگی
من خواستگار زیاد دارم ولی بخاطر این مهمون ناخونده همه رو رد میکنم چون واسم پذیرشش خیلی سخته که یکی بخوادت ولی به محض اینکه دونست یه هوو داره قبول نکنه
شاید منم تا قبل از این مثل همین آدمها بودم ولی خب سخته الان هم نمیدونم چیکار کنم؟!هرکی بهم میگه چرا سخت میگیری و ازدواج نمیکنی دلیلمو نمیتونم بهشون بگم چون هیچکی نمیدونه در مورد من!!!!!!
تشکر شده توسط : | ali1357 , سها , hadisss , majid1 , آنا , behzad mkh , elham 66 , مولتی ام اس , غزاله , طاهره. , محمد ارجمند پور , فهیمه ی عزیز |
|
ارسالها: 56
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Jan 2012
تشکر های اهدا شده: 143
تشکر های دریافت شده :167 بار در 65 پست
سال تشخيص بيماري : 1398
دكتر معالج : دکتر حسین مژدهی پناه
داروي مورد استفاده : دالفیرا - نانوحیات دارو
محل سکونت : اسفراین
من اول خودم با بیماری کنار اومدم و پذیرفتمش..
بعدش فکر کردم به اینکه با چه خواستگاری مطرح کنم؟؟ با هر کس که از راه میاد نباید مطرح کنی..
یکی از همکلاسی های سابقم ازم تقاضای ازدواج کرد که کاملا از شخصیت و روحیاتش اطلاع داشتم
با خیال راحت بهش گفتم چون میدونستم با اینکه عاشقه اما در نهایت عاقلانه تصمیم میگیره.. الان دو ساله که عقد کردیم و خیلی هم خوبیم
آینده رو هم میسپارم به خدا.. چرا روزای خوب رو با فکر رسیدن روز بد خراب کنم؟؟؟ روز بدی که شاید هیچ وقت نیاد
الهی همتون خوشبخت و تندرست و عاقبت بخیر باشید
با تو این تن شکسته داره کم کم جون میگیره..
ارسالها: 3
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Nov 2015
تشکر های اهدا شده: 2
تشکر های دریافت شده :19 بار در 3 پست
سال تشخيص بيماري : 94
دكتر معالج : دکتر طباطبایی
داروي مورد استفاده :
محل سکونت :
[size=medium][color=#0000CD]سلام دوستان من تازه وارد سایت شدم (عضوشدم)من که خیلی اوضاعم خاصه . من حتی به کسی که خودش باعث بیماریم شد هنوز اسمی از بیماریم نیاوردم و کاملا باهاش کات کردم بعد از 4 سال . البته با دلی خیلی شکسته . اون هم کلی در عجبه که چرا اینکارو کردم . البته دلیل محکمی داشتم اون هم این که کسی که باعث به وجود اومدن این بیماری میشه قطعا در عود کردنش هم نقش خواهد داشت .. نمیدونم چی بگم . فقط توکل کردم به خدا همین !
بیندیشید کدام بهتر است آن را برایتان آرزومندم
|