ارسالها: 76
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Mar 2012
تشکر های اهدا شده: 2126
تشکر های دریافت شده :1442 بار در 525 پست
سال تشخيص بيماري : 0
دكتر معالج : ندارم
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : کرج
مرسی عزیزم. میدونم چه دوران سختی بوده ولی به نظر من وقتی بر میگردی و به پشت سرت نگاه میکنی یه احساس غروریی بهت دست میده از یه همچین عشق و معشوقه ای که داشتی.
امیدوارم خوشبخت بشی و به هرچی که تو زندگیت میخوای برسی.
آخر هرچیزی خوبه ، اگه خوب نشد پس هنوز آخرش نشده!
چارلی چاپلین
ارسالها: 102
موضوعها: 3
تاریخ عضویت: Mar 2011
تشکر های اهدا شده: 263
تشکر های دریافت شده :213 بار در 76 پست
سال تشخيص بيماري : 83
دكتر معالج : آیراملو
داروي مورد استفاده : رسیژن
محل سکونت : تبریز
از دوستان سوالی دارم،لطفا در صورتی که اطلاعاتی در این زمینه دارند من رو راهنمایی کنند.آیا ازدواج و به دنبال آن فعالیت جنسی برای مبتلایان ضرر نداره؟
تا شقایق هست زندگی باید کرد.
ارسالها: 168
موضوعها: 1
تاریخ عضویت: Feb 2012
تشکر های اهدا شده: 3903
تشکر های دریافت شده :2702 بار در 754 پست
سال تشخيص بيماري : 1/11/90
دكتر معالج : etemadifar-shaygan nezhad
داروي مورد استفاده : سینووکس
محل سکونت : esfahan
(2012/03/27, 10:47 AM)fatima نوشته است: دوستان لطفا جبهه نگیرید در مقابل من!
کسی که عاشق من شد یه طلبه بود... منم همچین سرخوش بودم، تو ناز و نعمت بزرگ شدم، هرچی خواستم فراهم بوده اما عشقه دیگه...واقعا نمی شه در مقابل یه عشق بزرگ و با صداقت زانوهات نلرزه و گردن کج نکنی!
فاطيما جون من اصلا نخواستم جلوت جبهه بگيرم نميدونم چرا اينطور فکر کردی اگه اینارو نوشتم فقط بخاطر اين بوده که يکی از عزيزترين کسامم با شرایط مشابه اين فيلم ازدواج کرد و الان دارم ميبينم چقدر از اون عشق و علاقه اولش دور شده...به هر حال معذرت اگه ناراحتت کردم
قرار نیست من اونجوری زندگی کنم که دنیا دوست داره ...
خب طبعا قرارم نیست دنیا هم اونجوری بچرخه که من دوست دارم...
ارسالها: 85
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Oct 2009
تشکر های اهدا شده: 409
تشکر های دریافت شده :546 بار در 209 پست
سال تشخيص بيماري : 1387
دكتر معالج : دکتر نيك سرشت
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : فارس
2012/03/27, 08:59 PM
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2012/03/27, 09:03 PM، توسط fatima.)
نازی جان عزیزم این چه حرفیه

منظورم به حرف تو نبود گلم...
منظورم این بود که چون عشقم "روحانی" بود جلوم جبهه نگیرید...

ببخش اگه ناراحتت کردم
(2012/03/27, 05:52 PM)successful نوشته است: از دوستان سوالی دارم،لطفا در صورتی که اطلاعاتی در این زمینه دارند من رو راهنمایی کنند.آیا ازدواج و به دنبال آن فعالیت جنسی برای مبتلایان ضرر نداره؟
سلام دوست عزیز
تا اونجا که من اطلاع پزشکی دارم ضرری نداره و حتی باردار شدن هم ضرری نداره.
ارزش تو به اندازه آن چیزی است که به آن دل می بندی
پس مواظب باش که به کمتر از بی نهایت عشق ، دلبسته نشوی...
ارسالها: 1,618
موضوعها: 71
تاریخ عضویت: Sep 2011
تشکر های اهدا شده: 7897
تشکر های دریافت شده :16585 بار در 4448 پست
سال تشخيص بيماري : 1387
دكتر معالج : دکتر امیررضا عظیمی
داروي مورد استفاده : فینگولید - داروسازی اسوه
محل سکونت : تهران
یه بحث بندازم وسط؟ خواهشا احساساتی جواب نباشه و اینکه فرض کنید شما تو این راهید....
1- دوستان اگر خواستگار سالم بیاد خواستگاریتون ؟چه موقع بهش میگید که ام اس دارید و نره.....
2- دوم اینکه سعی می کنید با فرده ام اسی ازدواج کنید؟
فعلا سکوت را برگزیدیم ............
ارسالها: 14
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Mar 2012
تشکر های اهدا شده: 102
تشکر های دریافت شده :115 بار در 34 پست
سال تشخيص بيماري : 1377
دكتر معالج : دکتر همتی
داروي مورد استفاده :
محل سکونت :
1) بنده در جلسه اول به فرد مقابل موضوع رو مي گم كه به اين موضوع فكر كنه! مثل تمام مواردي كه بايد بهشون توجه بشه. از قبيل فرهنگ، علايق، سليقه و ...
2)ترجيح ميدم ازدواج نكنم تا اينكه بخوام با فردي كه بيماري ام اس داره ازدواج كنم چون مشكلاتم دو برابر خواهند شد! قبل از تشخيص بيماريم يك مورد براي ازدواج داشتم كه متاسفانه ام اس داشت و تا شنيدم ام اس داره همه چيز رو تموم كردم. غافل از اينكه اون زمان خودم هم ام اس داشتم! البته الان براي تصميمي كه اون زمان گرفتم پشيمون نيستم! چون به خودم اين حق رو مي دادم كه با فرد سالم ازدواج كنم! الان هم به افرادي كه من رو به خاطر اين بيماري كنار گذاشتن، كاملا حق ميدم و ناراحت نيستم! چون قبلا تو موقعيتشون قرار گرفتم و چقدر سخته كه سالم باشي و بخواي با آدم ام اسي ازدواج كني! ام اسي ها رو توي جامعه ما سخت درك مي كنن!!!
به نظر خيلي ها درك يك ام اسي = ترحم!!!!
ارسالها: 586
موضوعها: 4
تاریخ عضویت: Dec 2011
تشکر های اهدا شده: 26262
تشکر های دریافت شده :30263 بار در 11272 پست
سال تشخيص بيماري : 1373
دكتر معالج : ندارم
داروي مورد استفاده : دارو مصرف نمیکنم
محل سکونت : تهران
ارسالها: 85
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Oct 2009
تشکر های اهدا شده: 409
تشکر های دریافت شده :546 بار در 209 پست
سال تشخيص بيماري : 1387
دكتر معالج : دکتر نيك سرشت
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : فارس
من شخصا وقتی خودم طرف مقابلو پسندیدم بهش میگم ام اس دارم!
تو جلسه ی اول شناخت کافی نیس. بنظر من قبل از مطمئن شدن خودتون از جواب مثبت خودتون کار اشتباهیه ام استون رو به طرف مقابل بگید.
ارزش تو به اندازه آن چیزی است که به آن دل می بندی
پس مواظب باش که به کمتر از بی نهایت عشق ، دلبسته نشوی...
ارسالها: 168
موضوعها: 1
تاریخ عضویت: Feb 2012
تشکر های اهدا شده: 3903
تشکر های دریافت شده :2702 بار در 754 پست
سال تشخيص بيماري : 1/11/90
دكتر معالج : etemadifar-shaygan nezhad
داروي مورد استفاده : سینووکس
محل سکونت : esfahan
(2012/03/30, 10:12 PM)شهرزاد نوشته است: یه بحث بندازم وسط؟ خواهشا احساساتی جواب نباشه و اینکه فرض کنید شما تو این راهید....
1- دوستان اگر خواستگار سالم بیاد خواستگاریتون ؟چه موقع بهش میگید که ام اس دارید و نره.....
2- دوم اینکه سعی می کنید با فرده ام اسی ازدواج کنید؟
شهرزاد جون اين سوال خيلی وقته که ذهنمو درگير کرده وقتی ديدمو قبل از ام اس ميبينم ميگم من هيييييييچ وقت با کسی که ام اس داشت ازدواج نمی کردم به خاطر همين هم گفتنش برام سخته فکر ميکنم اگه جلسه اولی باشه که ببينمش و آشنايی قبلی نباشه نياد خيلی بهتره چون بهش نميگم و ردش ميکنم اگه ام آشنايی بوده باشه بهش ميگم و ازش ميخوام اول با دکترم حرف بزنه و تمام جوانب و مشکلات احتمالی رو بسنجه که ديگه برای بعد جايه گله ای نباشه,برا گزينه دومتم فکر ميکنم دوتا ام اسی تو شرایط تقريبا يکسان بهتر ميتونن همو درک کنن و باهم کنار بيان ولی بازم همه چی بستگی به شرایط بوجود اومده داره,با نظر فاطيمام به شدت موافقم:
"من شخصا وقتی خودم طرف مقابلو پسندیدم بهش میگم ام اس دارم!
تو جلسه ی اول شناخت کافی نیس. بنظر من
قبل از مطمئن شدن خودتون از جواب مثبت خودتون کار اشتباهیه ام استون رو به طرف مقابل بگید. "
قرار نیست من اونجوری زندگی کنم که دنیا دوست داره ...
خب طبعا قرارم نیست دنیا هم اونجوری بچرخه که من دوست دارم...
ارسالها: 471
موضوعها: 2
تاریخ عضویت: Aug 2011
تشکر های اهدا شده: 6698
تشکر های دریافت شده :4383 بار در 1017 پست
سال تشخيص بيماري : ۸۶
دكتر معالج : دکتر ترمه چی
داروي مورد استفاده : سینومر
محل سکونت : تهران
(2012/03/30, 10:12 PM)شهرزاد نوشته است: یه بحث بندازم وسط؟ خواهشا احساساتی جواب نباشه و اینکه فرض کنید شما تو این راهید....
1- دوستان اگر خواستگار سالم بیاد خواستگاریتون ؟چه موقع بهش میگید که ام اس دارید و نره.....
2- دوم اینکه سعی می کنید با فرده ام اسی ازدواج کنید؟
1-وقتی ازش خوشم اومد میگم یه مدت با اطلاع خانواده ها بیشتر با هم آشنا بشیم.بعد حسابی تو این مدت خودم رو نشون میدم که با بقیه هییییچ فرقی ندارم..بعد بهش میگم ام اس دارم..حالا میخواد بمونه میخواد بره
2-دوست دارم ام اس داشته باشه طرف مقابلم.چون بیشتر درکم میکنه
به یاد آرزوهایم سکوتی میکنم بالاتر از فریاد..