ارسالها: 56
موضوعها: 2
تاریخ عضویت: Oct 2013
تشکر های اهدا شده: 1494
تشکر های دریافت شده :771 بار در 134 پست
سال تشخيص بيماري : 1391
دكتر معالج : قره گزلی - صحرائیان
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : تهران
همسر یک قهرمان اوایل فکر میکردم سال 91 بهترین سال زندگیم باشه چون اولش با شادی شروع شد ولی 
کاش شوهر منم بهم اعتماد میکرد، از خانواده اش انتظار درک نداشتم چون خانواده شوهر اصولاً عروس رو آزار میدن ولی خب از خودش که تحصیلکرده بود و 3سال دوست بودیم انتظار داشتم درکم کنه. البته تلاش کرد درک کنه ولی انقدر همه مخش رو زدند کم آورد فکر کرد باید لگن زیرم بذاره
ارسالها: 69
موضوعها: 1
تاریخ عضویت: Jul 2013
تشکر های اهدا شده: 298
تشکر های دریافت شده :358 بار در 135 پست
سال تشخيص بيماري : 91
دكتر معالج : صحراییان وبهرامی
داروي مورد استفاده : کوپامر
محل سکونت : اهواز
از همه بیشتر پدر شوهرم ناراحت شده بود بقیه یا بروم نمی اوردن یا به خاطر اینکه رعایتم رو کنن صحبتی نمی کردند یا میگفتن چیزی نیست دیگه الان ایمان داره مامانت داره مهم نیست مگه چه مشکلی دارند البته برادر شوهرم آماده اشون کرده بود
ارسالها: 28
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Dec 2012
تشکر های اهدا شده: 73
تشکر های دریافت شده :227 بار در 70 پست
سال تشخيص بيماري : 89
دكتر معالج : رویا ابوالفضلی ، حریرچیان
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : tehran
2013/10/10, 10:30 PM
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2013/10/11, 08:08 PM، توسط persiankitty80.)
ارسالها: 7
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Aug 2013
تشکر های اهدا شده: 30
تشکر های دریافت شده :61 بار در 8 پست
سال تشخيص بيماري : 1372
دكتر معالج : مهدی مقدسی
داروي مورد استفاده : کوپامر - داروسازی زهراوی
محل سکونت : ری
من قبل از این به طور جدی بیان برای خواستگاری اونها رو در جریان گذاشتم و خواستم که با یه دکتر مشورت کنند اما مثل این که جدی نگرفته بودند قبل از عقد با همسرم ازمایش زنتیک دادیم وهمسرم از دکتر پرسید اطلاعاتی کسب کرد واز من خواست که خانواده اش نفهمند اما بعداز 4سال خواهرش به همسرم می گفت زنت ام اس داره طلاقش بده
ارسالها: 908
موضوعها: 48
تاریخ عضویت: Mar 2012
تشکر های اهدا شده: 9591
تشکر های دریافت شده :14529 بار در 2177 پست
سال تشخيص بيماري : 25/12/1390
دكتر معالج : دکتر صحرائیان-دکتر نیک سرشت
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : شیراز-تهران
آقا من این دو صفحه آخر رو که خوندم. نابود شدم 
مخصوصا مال خانم در بند.
برای دخترا خیلی سخته این بیماری انصافا 
آقا ازدواج نکنیم خوووووو چه کاریه 
البته دختر خانما مهربون تر هستن. یعنی مدل دختر سالم و پسر ام اس دار و چند تا ازدواج دیدم.
اما پسر ام اس نداشته باشه و دختر داشته باشه فرق فوکوله.
مادر شوهر اگر بفهمه کودتا میکنه 
جدیدا باید گفت مردم عقلشون به گوششونه نه چشمشون. حالا هر چی ما بگیم ام اس چیزی نیست.انگار داری سوره مبارکه یاسین رو تلاوت میکنی
تشکر شده توسط : | Maz , arezooo82 , رامنا , mehdisalimi , hadisss , persiankitty80 , دربند , همسر یک قهرمان , آنا , pinkrose , عمومهربان , rey123 , laleh , eglantine , زیبا* |
|
ارسالها: 56
موضوعها: 2
تاریخ عضویت: Oct 2013
تشکر های اهدا شده: 1494
تشکر های دریافت شده :771 بار در 134 پست
سال تشخيص بيماري : 1391
دكتر معالج : قره گزلی - صحرائیان
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : تهران
(2013/10/11, 10:12 AM)sooorooosh نوشته است: آقا من این دو صفحه آخر رو که خوندم. نابود شدم
مخصوصا مال خانم در بند.
برای دخترا خیلی سخته این بیماری انصافا 
آقا ازدواج نکنیم خوووووو چه کاریه
البته دختر خانما مهربون تر هستن. یعنی مدل دختر سالم و پسر ام اس دار و چند تا ازدواج دیدم.
اما پسر ام اس نداشته باشه و دختر داشته باشه فرق فوکوله.
مادر شوهر اگر بفهمه کودتا میکنه
جدیدا باید گفت مردم عقلشون به گوششونه نه چشمشون. حالا هر چی ما بگیم ام اس چیزی نیست.انگار داری سوره مبارکه یاسین رو تلاوت میکنی آقا سروش از احساس همدردیتون خیلی ممنون 
من نمی دانستم وگرنه عقد نمیکردم
من آخه هیچ علائمی نداشتم همه اش زیر سینه ام یک حس سفتی داشتم به هرکی میگفتم میگفت معده اتِ از ذوق عروسی اینجوری شدی، یعد دست و پام سوزن سوزن شد به هرکی گفتم گفتن هیچی نیست از بس جلو تلویزیون دراز میکشی دست و پات خواب رفته
خلاصه یک روز رفتم دکتر سور شدم که ام آر آی برام بنویسه خودم ام آر آی دادم جواب بردم دکتر، نمی دانم تشخیص نداد یا دید تنهام چیزی نگفت. یکسری دارو داد بهم بهتر شدم تا بعد از عقدم که با نامزدم تو سفر بودیم دچار تهوع و کرختی بدن شدم تمام بدنم درد میکرد، جمله اش یادمِ، گفتم دارم میمیرم گفت من بمیرم این چه حرفیه، گفتم به اندازه باقی زندگیم احساس میکنم باهات زندگی کردم خیلی ازت ممنونم از این همه حس خوشبختی که بهم دادی ، گفت وقتی پیشت نیستم که مرده باشم ولی 
خدا از مادرشوهرم و هر کس که با نفهمیش باعث شد همسرم ازم جداشه نگذره، امیدوارم سایه بیماری تو زندگیشون باشه
آقا سروش انقدر دکتر صحرائیان به مادرشوهر و شوهرم گفت چیزی نیست که من شرمنده اخلاقش شدم، زنیکه هی میگفت بچه دار میشه، مشکل زناشویی پیدا نمیکنن، اون بنده خدا هم میگفت نه هیچ مشکلی نیست فقط آرامش خودتون و این بنده خدا رو حفظ کنید. بعد از مطب اومدیم بیرون گفت دکتره هیچی بارش نیست فکر کرده ما از پشت کوه اومدیم نمی دانیم ام اس چیه، فیلم طلا و مس مگه نبود! فکر کرده آنفلونزاست میگه هیچ مشکلی نیست  خداااااااااااااااااااااااااااااااا نمی خوام ادامه بدم حالم داره میریزه بهم
ارسالها: 26
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Dec 2012
تشکر های اهدا شده: 52
تشکر های دریافت شده :82 بار در 23 پست
سال تشخيص بيماري : 1391
دكتر معالج : صحراييان
داروي مورد استفاده : دارو مصرف نمیکنم
محل سکونت : تهران
ارسالها: 33
موضوعها: 1
تاریخ عضویت: Jun 2013
تشکر های اهدا شده: 204
تشکر های دریافت شده :175 بار در 38 پست
سال تشخيص بيماري : 88 همسرم
دكتر معالج : عابديني
داروي مورد استفاده : آزارام
محل سکونت : ساري
چه آدمهايي پيدا ميشن واقعا كه نفهمن پس ما كه داريم زندگي مي كنيم آدم نيستيم؟ تازه اگر همسرم ناراحت باشه از اين وضعيت من همش دلداريش ميدم مامانم همش ميگه بهش برس نكنه براش كم بزاري تازه به من قر هم ميزنن. اينا كين ما كي هستيم 
ارسالها: 105
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Oct 2013
تشکر های اهدا شده: 4869
تشکر های دریافت شده :3110 بار در 445 پست
سال تشخيص بيماري : 1391
دكتر معالج : صحرائیان
داروي مورد استفاده :
محل سکونت :
2013/10/12, 11:44 AM
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2013/10/12, 11:53 AM، توسط همسر یک قهرمان.)
سارا جان همانطور که آقا سروش گفتند دختر خانمها مهربانن، خب جامعه جامعه مردسالارِ حتی تو بیماری
من اصلاً از نوشته های دربند تعجب نمیکنم چون مشابه این سطح شعور رو خودم تجربه کردم 
تازه ما که با مشکلات همسرمون کنار میاییم جزو وظایفمون محسوب میشه و در اینجور مواقع بیماری اصلاً حساب نمیاد 
من اگر آپاندیس هم عمل میکردم عیب حساب میامد، اونی که خودش رو به خواب زده نمی شه بیدار کرد
امیدوارم دیگه هیچ کس این تجربه ها رو نداشته باشه
هرکه را دیدم از مجنون و عشقش قصه گفت
کاش میگفتند در این ره، چه بر لیلا گذشت
ارسالها: 83
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Nov 2011
تشکر های اهدا شده: 182
تشکر های دریافت شده :552 بار در 127 پست
سال تشخيص بيماري : تیر 90
دكتر معالج : دکتر اعتمادی فر
داروي مورد استفاده : اکتووکس
محل سکونت : نصف جهان
نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا در میکده شادان و غزل خوان بروم
|