ارسالها: 37
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Oct 2013
تشکر های اهدا شده: 348
تشکر های دریافت شده :393 بار در 176 پست
سال تشخيص بيماري : ...........
دكتر معالج : ......
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : اصفهان
2013/11/02, 10:36 PM
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2013/11/02, 10:40 PM، توسط nader_wanton.)
ارسالها: 908
موضوعها: 48
تاریخ عضویت: Mar 2012
تشکر های اهدا شده: 9591
تشکر های دریافت شده :14529 بار در 2177 پست
سال تشخيص بيماري : 25/12/1390
دكتر معالج : دکتر صحرائیان-دکتر نیک سرشت
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : شیراز-تهران
آقا من خیلی از اینا رو خوندم.
چون ام اس بیشتر خانما رو در گیر میکنه بیشتر این موضوع دغدغه خانم ها هست.
البته یه شب با دوستانم صحبت میکردم. به من میگفتن تو که پسری هیچ مشکلی نداری. ولی ما که دختریم یه ایراد خیلی بزرگ برامون محسوب میشه.
و جامعه رو اصلا نه قبول میکنه. و نه هضم.
فقط خواستم بگم که واقعا برای کسانی که این نگاه و به بیماری دارن متاسفم. البته سطح فرهنگی پایین خیلی موثر هست.
و اینکه من به شخصه قبول دارم. ام اس اصلا بیماری خوبی نیست. ولی کسانی که اون رفتار رو با خانمها دارن انقدر از سلامت خودشون در آینده مطمئن هستن. بیماری و هزار اتفاق دیگه. آدم در کنار احتمالات زندگی میکنه.
در ضمن این و به جد و واقعیت میگم. خانم هایی که من دیدم. چه از لحاظ زیبایی ،چه تحصیل، خانواده و موقعیت.
و از همه مهمتر اخلاق. واقعا نمونه و خاص هستن. و این رو بدون هیچ اغراقی میگم. شخص خودم حتی اگر هم ام اس نداشتم هیچ وقت در حد و اندازشون نبودم.
به هر حال مهم اینه که اکثرشون الان تو جامعه هستن و فعال در امور زندگی. و با این نگاه اشتباه دارن زندگی میکنن.
مثلا مورد من میشناسم خانمه خیلی خشگل بود. فوق لیسانس عمران از دانشگاه شیراز. ام اس گرفته بود. بعد میخواست زنه یه پسری بشه که نه سواد درستی داشت نه شعور. نه ادب.
تازه پسره ناز هم میکرد. بهش گفتم ام اس اونقدر نیست که بخوای ارزش خودت رو پایین بیاری.
و به همچین کاری تن بدی. البته بنده خدا شش ماه از بیماریش میگذشت و حق داشت. خدا رو شکر که اون کارو نکرد. الانم رفته آلمان با داداشش زندگی میکنه.
خواستم بگم خیلی ارزش خانمامون بالاتر از اینهاست. که بخوان اجازه بدن جامعه در موردشون فکر بکنه یا نکنه.
زنده باشین
تشکر شده توسط : | simin , ehsan 10054 , minoshka , yummy , شيدا رها , baharan , moon light , شهرزاد , persiankitty80 , طلایه , همسر یک قهرمان , ghaside , محبوب64 , مرتضی , zohaa , nader_wanton , مولتی ام اس , sara2 , shokolat , عسل راد , ahya , visko |
|
ارسالها: 179
موضوعها: 5
تاریخ عضویت: Mar 2012
تشکر های اهدا شده: 126
تشکر های دریافت شده :1318 بار در 368 پست
سال تشخيص بيماري : -
دكتر معالج : -
داروي مورد استفاده :
محل سکونت :
(2013/11/04, 07:51 PM)sooorooosh نوشته است: آقا من خیلی از اینا رو خوندم.
چون ام اس بیشتر خانما رو در گیر میکنه بیشتر این موضوع دغدغه خانم ها هست.
البته یه شب با دوستانم صحبت میکردم. به من میگفتن تو که پسری هیچ مشکلی نداری. ولی ما که دختریم یه ایراد خیلی بزرگ برامون محسوب میشه.
و جامعه رو اصلا نه قبول میکنه. و نه هضم.
فقط خواستم بگم که واقعا برای کسانی که این نگاه و به بیماری دارن متاسفم. البته سطح فرهنگی پایین خیلی موثر هست.
و اینکه من به شخصه قبول دارم. ام اس اصلا بیماری خوبی نیست. ولی کسانی که اون رفتار رو با خانمها دارن انقدر از سلامت خودشون در آینده مطمئن هستن. بیماری و هزار اتفاق دیگه. آدم در کنار احتمالات زندگی میکنه.
در ضمن این و به جد و واقعیت میگم. خانم هایی که من دیدم. چه از لحاظ زیبایی ،چه تحصیل، خانواده و موقعیت.
و از همه مهمتر اخلاق. واقعا نمونه و خاص هستن. و این رو بدون هیچ اغراقی میگم. شخص خودم حتی اگر هم ام اس نداشتم هیچ وقت در حد و اندازشون نبودم.
به هر حال مهم اینه که اکثرشون الان تو جامعه هستن و فعال در امور زندگی. و با این نگاه اشتباه دارن زندگی میکنن.
مثلا مورد من میشناسم خانمه خیلی خشگل بود. فوق لیسانس عمران از دانشگاه شیراز. ام اس گرفته بود. بعد میخواست زنه یه پسری بشه که نه سواد درستی داشت نه شعور. نه ادب.
تازه پسره ناز هم میکرد. بهش گفتم ام اس اونقدر نیست که بخوای ارزش خودت رو پایین بیاری.
و به همچین کاری تن بدی. البته بنده خدا شش ماه از بیماریش میگذشت و حق داشت. خدا رو شکر که اون کارو نکرد. الانم رفته آلمان با داداشش زندگی میکنه.
خواستم بگم خیلی ارزش خانمامون بالاتر از اینهاست. که بخوان اجازه بدن جامعه در موردشون فکر بکنه یا نکنه.
زنده باشین
با حرفات موافقم سروش
وقتی بخوای این اولش سر این قضیه کوتاه بیای و در اصطلاح باج بدی دیگه هیچی
یه عمر تنهایی زندگی کردن بهتر از اینجوری با کسی ازدواج کردنه به خدا
چه دختر و چه پسر باید اعتماد به نفس داشته باشیم
محکم بودن خیلی مهمه
وقتی خود آدم به این باور برسه که آره اله بله دیگه از دیگران نباید انتظار داشته باشیم بهتر باهامون رفتار کنند
ارسالها: 5
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Nov 2013
تشکر های اهدا شده: 1
تشکر های دریافت شده :262 بار در 98 پست
سال تشخيص بيماري : 92
دكتر معالج : رویا ابوالفضلی
داروي مورد استفاده :
محل سکونت :
سلام.من هم نظرم اینه که به طرف همه چیزو بگیم.دکنر من برام تشخیص سی آی اس داده الان 6 ماهه دارم ربیف مصرف میکنم 2 ماه بعد از تشخیص بیماری برام خواستگار اومد منم در مورد بیماریم با خودش و خانوادش به جز پدرش صحبت کردم حتی خانوادش با دکترمم صحبت کردند و دکتر گفت مشکلی بابت ازدواج و بچه دار شدن ندارم اما دقیقاً 1 هفته مونده به عقد ترسیدنو همه چیزو بهم زدند  . اینم نتیجه صداقت که اینجوری با احساساتو اعصابم بازی شد.اینا همون آدمایی بودن که گفتن ما با خدا معامله میکنیم  الانم منتظرم کسی پیدا بشه که اگه از روز اول همه مشکلاتمو قبول کرد وسطش دیگه جا نزنه به امید روزی که یه مرد واقعی واسه زندگیم پیدا بشه.
ارسالها: 48
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Jul 2013
تشکر های اهدا شده: 185
تشکر های دریافت شده :340 بار در 113 پست
سال تشخيص بيماري : 92
دكتر معالج : دکتر
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : مشهد
چقد جالب دقیقا همین اتفاق برای منم افتاد تاتا جان!!!!!!!!!! میدونی جا زدن ...
اما من نتیجه گرفتم با یه مردی ازدواج کنم که ام اس داره... این بهترین راهه!!!! فقط همین راهه...
آخه دقیقا همون اتفاقی که آقا سروش گفتن واسه منم داشت میفتاد ... من فوق لیسانس از دانشگاه فردوسی دارم نزدیک بود با یه پسر که دیپلم داره و خونوادش معتادن و خودشم کار نداره راضی به ازدواج بشم... ولی فکر کن همین آدم خودش بخاطر بیماریم جا زد  من میگم ما فقط باید با ام اسی ها ازدواج کنیم
ارسالها: 5
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Nov 2013
تشکر های اهدا شده: 1
تشکر های دریافت شده :262 بار در 98 پست
سال تشخيص بيماري : 92
دكتر معالج : رویا ابوالفضلی
داروي مورد استفاده :
محل سکونت :
منم دقیقاً داشتم همین کارو میکردم خودم لیسانس حسابداری دارم داشتم با یه پسره دیپلمه بچه ننه ازدواج میکردم فقط بخاطر اینکه این مشکلو دارم داشتم خودمو بد بخت میکردم  آخه میدونی اونجوریم که ما بخوایم با ام اسی ها ازدواج کنیم درد خودمون کمه باید غصه و استرس یه نفر دیگه ام داشته باشیم  من که خیلی نا امیدم
ارسالها: 37
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Oct 2013
تشکر های اهدا شده: 348
تشکر های دریافت شده :393 بار در 176 پست
سال تشخيص بيماري : ...........
دكتر معالج : ......
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : اصفهان
تاتا خانوم.چرا ناامیدی؟ناامیدی ازاینکه شاید نتونی ازدواج کنی اونم فقط به خاطر اینکه ام اس داری یا ناامیدی از اینکه با ادم درستی ازدواج نکنی؟ 
خلاصه بگم.سعی کن به این قضایا به یه دید دیگه ای نگاه کنی.مثلا همین خواستگار که اومد 1هفته قبل از عقدتون جا زد همون بهتر که رفتش بعد از عقد جانزد.ادم درستش پیدا میشه.امابعضی مواقع باید صبر کرد.نمیدونم چقدر باید صبر کرد اما هیچ موقع ناامید مباش.تو همین انجمن چند صفحه قبل پیام های من رو بخون.شاید اونم شاید یذره بیشتر امیدوار بشی
من با تاتا موافقم که ازدواج با غیر از ام اس بهتره چون یکی از دلایلش همین غصه و استرس یه نفر دیگه که برای بیماری شما استرسم مضره.پس فکر خوبی نیست که با یه ام اس دیگه ای ازدواج کرد البته نظر منه
ارسالها: 5
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Nov 2013
تشکر های اهدا شده: 1
تشکر های دریافت شده :262 بار در 98 پست
سال تشخيص بيماري : 92
دكتر معالج : رویا ابوالفضلی
داروي مورد استفاده :
محل سکونت :
آقا نادر مرد مثل شما خیلی کمه منم از این نا امیدم که دیگه شاید هیچ وقت کسی نباشه که منو با این بیماری قبول کنه و با معیارهای من برای ازدواج بخونه.
ارسالها: 48
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Jul 2013
تشکر های اهدا شده: 185
تشکر های دریافت شده :340 بار در 113 پست
سال تشخيص بيماري : 92
دكتر معالج : دکتر
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : مشهد
من که با زندگی کنار یه ام اسی حتی از وضع خودم شدیدتر مخالفتی ندارم.. آخه دوستان عزیز همه ما آدما یه روزی مریض میشیمو به بالین میفتیم!!! حتی سالمترینامون!!!! اگه قرار باشه ازین چیزا بترسیم که نباید زندگی کنیم!! اگه قرار باشه اینا استرس زا باشه که نباید زندگی کنیم!!! چقد دردناکه که حتی خودمونم خودمونو واسه زندگی قبول نداریم
آخه شما با سالماشم ازدواج کنین بلاخره یه مرضی میگیرنن...!
تشکر شده توسط : | |
|
ارسالها: 37
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Oct 2013
تشکر های اهدا شده: 348
تشکر های دریافت شده :393 بار در 176 پست
سال تشخيص بيماري : ...........
دكتر معالج : ......
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : اصفهان
2013/11/15, 05:23 PM
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2013/11/15, 05:29 PM، توسط nader_wanton.)
(2013/11/15, 04:53 PM)تاتا نوشته است: آقا نادر مرد مثل شما خیلی کمه منم از این نا امیدم که دیگه شاید هیچ وقت کسی نباشه که منو با این بیماری قبول کنه و با معیارهای من برای ازدواج بخونه.
شما لطف دارین.
بنظر من پیدا میشند ادم هایی که خودتون رو بخاطر خودتون بخواند نه خودشون.
فقط یه پیشنهاد بنظرم شما فقط درمورد بیماریتون با شخصی که میخوایند ازدواج کنید درمیون بزاریند نه مادرش نه پدرش نه هیچکس دیگه ای. 
اگر پسره قبول کنه بدون هیچ موقع کسی دیگه ای اصلا متوجه بیماریتون نمیشه.
بعدشم هیچ موقع خودتون رو دست کم نگیرید بابت اینکه ام اس داریند.
در اخرم بگم ام اس بیماریه که افراد زیبا و باهوش اون رو میگیرند.
براتون ارزوی موافقیت میکنم  امیدوارم ادم درستی وارد زندگیتون بشه
(2013/11/15, 05:18 PM)طلایی نوشته است: من که با زندگی کنار یه ام اسی حتی از وضع خودم شدیدتر مخالفتی ندارم.. آخه دوستان عزیز همه ما آدما یه روزی مریض میشیمو به بالین میفتیم!!! حتی سالمترینامون!!!! اگه قرار باشه ازین چیزا بترسیم که نباید زندگی کنیم!! اگه قرار باشه اینا استرس زا باشه که نباید زندگی کنیم!!! چقد دردناکه که حتی خودمونم خودمونو واسه زندگی قبول نداریم
آخه شما با سالماشم ازدواج کنین بلاخره یه مرضی میگیرنن...!
با این حرفت موافقم.اره شدن میشه که با یکی دیگه ای که ام اس داره ازدواج کرد و حتی خوشبخت شد.
حرف من اینکه با هرکی هستین خوشبخت باشین.امااینکه میگین فقط با یه ام اس بایکی مثل خودمون باید ازدواج کرد اونم بخاطر اینکه اونایی که سالمندشمارو نمیپذیرند مخالفم.
بنظر من پیدا میشند چرا خودتون دنبالشو نمیگردین شاید نزدیکتون باشند نزدیک تر از اونچیزی که فکر میکنید یا شایدم دورند و باید دنبالشون بگردین.
اما هیچ موقع ناامید نشو بدترین چیز برای یه شخص گرفتن امیدشه 
اینم قبول دارم که سالماشم یه روزی مریض میشند باید تر و خشکشون کرد.
|