ارسالها: 471
موضوعها: 2
تاریخ عضویت: Aug 2011
تشکر های اهدا شده: 6698
تشکر های دریافت شده :4383 بار در 1017 پست
سال تشخيص بيماري : ۸۶
دكتر معالج : دکتر ترمه چی
داروي مورد استفاده : سینومر
محل سکونت : تهران
ازدواج سنتی تو ما جواب نمیده!طرف میاد میگیم ام اس داریم میذاره میره!اما وقتی یه مدت با یکی باشی و همش ببیندت و ببینه که هیچی کم نداری بعد ازت خواستگاری کنه و بگی ام اس دارم دیگه نمیذاره بره!چون دیده که مشکلی نداری.البته این نظر شخصی منه
به یاد آرزوهایم سکوتی میکنم بالاتر از فریاد..
ارسالها: 1,618
موضوعها: 71
تاریخ عضویت: Sep 2011
تشکر های اهدا شده: 7897
تشکر های دریافت شده :16585 بار در 4448 پست
سال تشخيص بيماري : 1387
دكتر معالج : دکتر امیررضا عظیمی
داروي مورد استفاده : فینگولید - داروسازی اسوه
محل سکونت : تهران
آخه آرزو جان جالبه که مثلا همچین موردی پیش میاد بعده یه مدت بهش میگی
میگه ا اینجوری بوده گفتم چه طور تا الان ازدواج نکردی ها....
البته من این مورد رو حدس میزنم که پیش بیاد
شایدم واسه دوستانی پیش اومده باشه
فعلا سکوت را برگزیدیم ............
ارسالها: 78
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Jan 2012
تشکر های اهدا شده: 393
تشکر های دریافت شده :336 بار در 116 پست
سال تشخيص بيماري : ؟
دكتر معالج : ؟
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : ؟
پروانه جون، ممنونم ازت عزيزم.
ياس عزيز، كاملا باهات موافقم.
آرزو جان، سنتي و ... فرقي نداره! مورد دوم از نوع سنتي نبود،

اولش شرايطمو قبول كرد اما بعدش گفت: ميدونم سالمي و مشكل خاصي نداري و شايد هيچوقت هم مشكلي برات بوجود نياد، اما به هر حال ممكنه در طول زندگي مشترك كمي خسته و افسرده باشي و من نميتونم بيماريتو بپذيرم!

(خيلي حرفش برام سنگين بود! مرد حسابي اي كاش بيشتر فكر ميكردي و نميگفتي با بيماريت مشكل ندارم! به غير از اينكه با احساسم بازي شد، آبروم جلوي خانواده ام رفت! اونقدر با قاطعيت گفت كه : هر كسي يه مشكلي داره و بيماري شما چيزي نيست و شما رو با بيماريت ميپذيرم! كه هيچوقت خيال نميكردم بعد از صحبت خانواده ها و ... جا بزنه ! مادر و پدرم رو بگيد كه چقدر برام خوشحال بودن! بعد از اون موضوع مادرم ميگه: قسمت نبود!!!!)
سنتي و مدرن فرقي نداره! راستش من دنبال پسر پولدار و خوش تيپ و قيافه با تحصيلات بالا نيستم! انسانيت و صداقت و آرامش طرف برام مهمه! ضمن اينكه اهل مشروبات و سيگار نباشه! معيار من براي ازدواج معيار عجيب و غريبي نيست!
همون بهتر كه مجرد باشم، تا يه وقت كسي سرم منت نذاره!
ارسالها: 218
موضوعها: 31
تاریخ عضویت: Nov 2011
تشکر های اهدا شده: 4637
تشکر های دریافت شده :2193 بار در 503 پست
سال تشخيص بيماري : -
دكتر معالج : -
داروي مورد استفاده :
محل سکونت :
(2012/03/16, 10:31 PM)yas نوشته است: پروانه جان ولش کن بابا بیخیال مردم معلومه بهر کی بگیم ام اس داریم میگه نگوووووووووووووووووو واقعا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا تووووووووووووووووووووووووووووو ؟
پس چرا سالمی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یعنی اخرش روی ویلچر میشینی میمیری بچه دار نمیشی فلج میشی و ....................................
بیخیال بابا بشین پیش مامان و بابات مگه بهت بد میگذره من که کلیم کیف میکنم در کنار خانوادم بیخیال مردم و شوهر و حرف مردم و دهن گشادشون
آره معلومه، به هر كي بگي ام اس داري همين رو مي گه. اين هم كه انتظار داشته باشي اين رو نگه كاملاً بيجاست. عين شما كه نمي دوني با سرطان آدم ها نمي ميرن يا ديابت كه حتماً ارثي نيست.
من مشكلي برام پيش اومد و از كسي خواستم راهنمايي م كنه و اين انجمن رو معرفي كرد. پيش خودم گفتم چرا اينجا، ولي مي دونستم كه هر حرفي مي زنه بايد روش حساب كرد و وقتي اومدم و پست ها رو خوندم تازه فهميدم چرا اين جا رو معرفي كرد.
نگاه من هم به ام اس عين همون هايي بود كه گفتي.
و مطمئناً اگر تصميم داشتم با كسي ازدواج كنم كه ام اس داره ترديد مي كردم و آخرسر در مقابل حرف خانواده م كم مي آوردم.
ولي من زندگي نامه لانس آرمسترانگ رو خوندم و سطر به سطر باهاش زندگي كردم. خيلي چيزها ازش ياد گرفتم. كتاب سرطان بهترين رويدادزندگي من انتشارات جيحون. اگر تونستيد بخونيد. آرمسترانگ وقتي عاشق مي شه هنوز سرطان داشته. ولي بدون اين كه اعتماد به نفس ش رو از دست بده با طرف مقابلش ارتباط برقرار مي كرد و نگران نبود بذاره بره. حتي ممكن بود شيمي درماني باعث بشه هيچ وقت پدر نشه. چون چيزي داشت كه از سرطان بالاتر بود. اين كه چي داشت بستگي به برداشت خودتون از كتاب داره. هر كسي برداشتي مي تونه داشته باشه.
ازدواج كرد و هيچ اتفاق بدي هم نيفتاد و پدر هم شد.
من صبورتر از هر لحظه ای چشم به راه روزهای آینده ی نیامده ام!
ارسالها: 2
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Mar 2012
تشکر های اهدا شده: 1
تشکر های دریافت شده :12 بار در 4 پست
سال تشخيص بيماري : 1389
دكتر معالج : محمديان نژاد
داروي مورد استفاده :
محل سکونت :
سلام
بچه ها اگه دوتا ام اسي با هم ازدواج كنند چه اتفاقي مي افته؟

بيادتان مى آورم تا همیشه بدانید که زیباترین منش آدمى ، محبت اوست پس ؛محبت کنید چه به دوست ، چه به دشمن! که دوست را بزرگ کند و دشمن را دوست.
ارسالها: 1,618
موضوعها: 71
تاریخ عضویت: Sep 2011
تشکر های اهدا شده: 7897
تشکر های دریافت شده :16585 بار در 4448 پست
سال تشخيص بيماري : 1387
دكتر معالج : دکتر امیررضا عظیمی
داروي مورد استفاده : فینگولید - داروسازی اسوه
محل سکونت : تهران
(2012/03/17, 02:28 PM)mahboob نوشته است: سلام
بچه ها اگه دوتا ام اسي با هم ازدواج كنند چه اتفاقي مي افته؟

عزیزم مهم تفاهمه هیچ اتفاقی قرار نیست بیفته
نیت ازدواج یعنی پیدا کردن زو ج یا زوجه برای درک بهتر فرد
حالا چه بهتر که یک فرد از یک لحاظ شما رو درک میکنه
باید ببینی تفاهم های دیگر برای ازدواج و تشکیل خانواده دارید یا خیر؟
وگرنه فرقی نداره زوج ام اسی باشید یا سالم یا.....
فعلا سکوت را برگزیدیم ............
ارسالها: 102
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Feb 2012
تشکر های اهدا شده: 261
تشکر های دریافت شده :577 بار در 164 پست
سال تشخيص بيماري : 90
دكتر معالج : دکتر کاظمی
داروي مورد استفاده : دارو مصرف نمیکنم
محل سکونت : اهواز
آرزو جون ببخشید هاااااااا
من زیاد با نظر شما موافق نیستم
بنظر من ممکنه!!! وقتی طرف باهات رابطه داره و بهت وابسته شده،بخاطر همین وابستگی چشماشو ببنده و بگه ببببببببببله
ولی بعد از یه مدت و اگه خدایی مکرده مشکلی واست پیش بیاد بگه نننننننننننننننخیر
بطور کلی من خودم به رابطه قبل از ازدواج معتقدم ولی نه اینکه اینجوری حتماً جواب میگیری
مخصوصاً ماها
الانم خیلی هارو میبینیم تو سن پایین عاشق میشن و با تب تند ازدواج میکنن
ولی دریغ که تب تند زود به عرق میشینه
بنظر من باید اهلشو پیدا کنی چه سنتی چه مدرن
کسی که محکم وایسه
و زود جا نزنه
کسی که اگه میگه ببببببببببببله تا تهش بگه بببببببله
و نه نیاره
باور کن:
همیشه خدا جای شکرشو باقی میذاره.
ارسالها: 256
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Dec 2011
تشکر های اهدا شده: 2381
تشکر های دریافت شده :8097 بار در 2601 پست
سال تشخيص بيماري : 1389
دكتر معالج : دکتر محمد یزدچی
داروي مورد استفاده : سینووکس - سیناژن
محل سکونت : تبریز
2012/03/20, 12:18 AM
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2012/03/20, 12:32 AM، توسط پروانه.)
عزیزان من سلام
چه خبر؟همش که شد حرف 
عروسی...دامادی...چیزی خبری نیست؟؟؟
بحث این نیست که ام اس دارید یا ندارید بحث اینکه مثل دوتا ادم عاقل و بالغ بشینید و ببینید معیارهاتون چیه؟باهم تفاهم دارید؟اخلاق و فرهنگ و غیره باهم متناسب هستندیا نه؟
از وقتی فهمیدیم ام اس داریم همه چیز فراموش نشه و همش حرف ازدواج و خواستگاری که میشه زود یادش نیوفتیم ام اس داریم اول فکر معیار و خواسته هامون باشیم اصلا ببینیم طرف مقابل اونی هست که برا زندگی میخواییم و مناسبمونه یا نه بعد فکر این باشیم که چطور بگیم البته منظور من این نیست که اخر سر بگیم و طرف سردرگم بمونه اما استرس برای ما خوب نیست ازدواج و برا خودمون مشکلش نکنیم..همه ما ها میتونیم زندگی خوبی داشته باشیم...
برا تک تک دوستانم ارزوی ازدواجی مناسب و موفق و میکنم
برا مراسمتون منو از قلم نندازید
(2012/03/16, 10:31 PM)yas نوشته است: پروانه جان ولش کن بابا بیخیال مردم معلومه بهر کی بگیم ام اس داریم میگه نگوووووووووووووووووو واقعا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا تووووووووووووووووووووووووووووو ؟
پس چرا سالمی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یعنی اخرش روی ویلچر میشینی میمیری بچه دار نمیشی فلج میشی و ....................................
بیخیال بابا بشین پیش مامان و بابات مگه بهت بد میگذره من که کلیم کیف میکنم در کنار خانوادم بیخیال مردم و شوهر و حرف مردم و دهن گشادشون
عزیزم چی بیخیال؟؟؟؟مگه نمیگیم ما چیزیمون نیست و مثل بقیه ایم؟؟؟
پس مثل هر ادمی حق زندگی داریم اگه امروز منو شما پا از زندگی کناربکشیم کم کم فرهنگ سازی میشه که ماها از عهده زندگی برنمیاییم

من ازدوستان ام اسی که متاهل هستن خیلی گله مندم اونها باید این قسمت برا ما صحبت بکنن که خودمونیم از عهده زندگی متاهلی بر میان؟بگن واقعا چقدر مثل یه ادم سالم زندگی میکنن تا ماها هم بی گدار به اب نزنیم
اما درباره خودم عزیزم من هدفم و ارزوهام و رویاهام قبل ام اس چی بود الان بعد بیمار شدنم هم همونه و تغییر نکرده من بعد ام اس رفتم سراغ ادامه تحصیل و از عهده اش هم برمیام بعد اتمام هم حتما ازدواج میکنم با کسی که معیارمه و بخاطر بیماریم حاظر نیستم به هر کسی سر خم کنم و بیماریم و نقطه ضعف بدونم ما چیزی کم نداریم فردا یه روز دیگه است شاید همین فردا یه دارویی قطعی بیاد و این کابوس تموم شه پس چرا سر ازدواجون که مهمترین لحظه زندگیمونه ببازیم و بعد بخاطر فرصت از دست داده پشیمون بشیم؟؟؟؟
درسته هیچکس پدر و مادر ادم نمیشه اما عزیزانم حقیقت تلخ اینکه شاید اونها یه روزی نباشن و ما نیاز به خانواده و پشتیبان داریم هرچقدر هم گوی باشیم اینجا ایرانه نمیتونی زندگی مجردی خوبی داشته باشی اگه بیمارهم باشی که فشارها و استرس اطرافیان بیشتر داغون میکنه.
پس لطفا حق طبیعی خودتون و بگیرید و تلاش کنید و با رفتن چندتا خواستگار ناامید نشید
در این خاک, در این خاک
در این مزرعه ی پاک
به جز عشق, به جز مهر
دگر بذر, نَکاریم...!
ارسالها: 45
موضوعها: 1
تاریخ عضویت: Mar 2012
تشکر های اهدا شده: 11
تشکر های دریافت شده :76 بار در 32 پست
سال تشخيص بيماري : 0
دكتر معالج : 0
داروي مورد استفاده :
محل سکونت :
درسته به نظر منم کسی که ام اس داره حتی میتونه با یه شخص سالم ازدواج کنه مهم طرف مقابل هست که چقدر روشنفکر و بافهم باشه
بعضی وقتا ما هم شبیه همیم
یه سری چیزامون
ولی نه همه چیمون...
ارسالها: 85
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Oct 2009
تشکر های اهدا شده: 409
تشکر های دریافت شده :546 بار در 209 پست
سال تشخيص بيماري : 1387
دكتر معالج : دکتر نيك سرشت
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : فارس
سلام دوست جونا
سال نوتون مبارک
امیدوارم تو سال جدید خیلی از بچه های خوب ام اسی برن خونه ی بخت


راستی بچه ها! حواستون باشه خونه ی بختتون کامپیوتر داشته باشه که بتونید باز بیاید ام اس سنتر!!!!
ارزش تو به اندازه آن چیزی است که به آن دل می بندی
پس مواظب باش که به کمتر از بی نهایت عشق ، دلبسته نشوی...