یک فنجان چای


امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چطور جبران کنم
#1
من در فصل برداشت هرچی کاشته بودم از دست دادم

سلام
من در سن 28-29 سالگی دیگه هیچ فرصتی برای جبران ندارم.
از وقتی یادمی می اد در حال درس خوندن بودم
کنکور ریاضی المپیاد ریاضی .... روزای جمعه هم تو مدرسه بودم
قبولی مهندسی صنایع تو دانشگاه دولتی
خوندن دوره های مختلف
PMBOK
MSP
Primavera6-P6
ComfarIII
بعدم ارشد البته آزاد
و هم زمان 6 سال سابقه کار که 4 سالش بدونه سابقه بیمه است
و دو سالش بیمه ولی با قرارداد کار ساعتی
و یک رابطه عاطفی سه ساله که هدفش ازدواج بود....ولی الان حتی علاقه ندارم ببینمش چه برسه بخوام باهاش ازدواج کنم.
از طرفی وابستگی شدید به کسی که تو گیر دار بیماری باهاش آشنا شدم و خیلی کمکم کرد برام مثل قرص مسکن و آرامبخش می مونه ...مثل یک نوجوان 15 ساله وابسته شدم.
الان در این سن
هنوز استخدام نیستم
هنوز یه کارمند ساعتی ام که حتی قرارداد یک ساله نداره و قرار بود فروردین 93 قراردادی شم. محاسبه هم رفتم سازمان ولی
و برای قراردادی شدن باید انواع اقسام آزمایش ها رو بدم! که با این شرایط جواب ازمایش ها مشخصه و قراردادی نشدن محرز
از اینجام بیام بیرون جای دیگه مگه کار هست؟
تا کی باید با قراردادهای سه ماهه دلخوش باشم.
از پایان نامم دفاع نکردم و همه چیز رو هوا مونده
ورودی 89 ام !! وردی 90 فارغ التحصیل شدن مقاله هم دادن.
من هنوز یک case studyرو هم بررسی نکردم .موضوع پایان نامم multi case study هست.اخر با معدل 17/5 اخراج میشم از دانشگاه
تو محل کارم عضو تیم والیبال بودم. تا چند وقت دیگه مسابقات داریم هفته ای دو روز تمرین داشتم که الان یک ماه است نرفتم.
فکر کار فکر درس فکر ازدواج دیوانم کرده.
Undecided
چطور جبران کنم چیزایی که از دست دادم.
اگر عاشق هستم هنوز که هنوزه

نمیخوام دل تو واسه من بسوزه
 تشکر شده توسط : hania , رامنا , حنانه74 , shahrzad.s , برگ 7 , visko , سمیرا67 , meysam2 , zenith , famoon
#2
ممکنه چیزایی رو از دست داده باشی ... ولی هیچ وقت واسه جبران دیر نیست .... همیشه توی هر مرحله یه راهی برای جبران هست .... مهم ترین علتش هم اینکه تو هنوز زنده ای و فرصت زندگی کردن و تلاش رو داری .....
ولی اگه بخوای امیدت رو از دست بدی ، چیزهایی رو هم که قراره در آینده به دست بیاری از دست می دی ....

من اگر جای شما بودم این کارا رو می کردم:

یه مدت وقت بذار واسه ی برنامه ریزی کردن
اولویت بندیه کارایی که باید انجام می دادی ولی تا حالا نشده ....
برنامه ریزی کن و هدفات رو مشخص کن ....
ببین کدوم هدف پیشنیازه و اساسی تره ....

در ضمن مطمئن باش توانایی هایی که بخشی از اون ها رو اینجا گفتی چیز های کمی نیستن ....
به نقاط قوت ، داشته ها ، توانایی ها و نقاط روشن زندگیت بیشتر توجه کن ....

فقط توکل و امیدت رو از دست نده ....
چترها را باید بست
زیر باران باید رفت
فکر را خاطره را زیر باران باید برد
 تشکر شده توسط : paeazan , رامنا , حنانه74 , hamid , shahrzad.s , kamyab , visko , سمیرا67 , meysam2 , mahdiye1989 , nilo0far , ahya , zenith , عمومهربان , famoon
#3
تا اينجاش كه به نظرم زندگي بدي هم نبوده همچين. فقط مشكل اينجاست كه اولا زيادي به آينده فكر ميكني و ثانيا پيش بيني منفي ميكني آينده رو در حاليكه هنوز نيومده... بيخيالش. سعي كن از همين چيزهاي كوچيكي كه الان هست لذت ببري... كي ميدونه اصلا فردايي براش وجود خواهد داشت يا نه؟! البته اميدوارم صد سال زندگي عالي داشته باشي...
يادت باشه : از پيش غصه خوردن، دو بار غصه خوردن است" Blush

راستي در مورد آزمايش ها شما از نظر اخلاقي و وجداني هيچ تعهدي نداري همه مشكلات پزشكي خودت رو بريزي وسط. وقتي بيماريت واگير نيست و به كسي صدمه نميزنه خب نگو... يه چندتا آزمايش خون ميخوان كه هيچ چيزي از مشكلات شما رو نشون نخواهد داد.
... I'm a fighter ...
"از پیش غصه خوردن ، دوبار غصه خوردن است."
 تشکر شده توسط : hamid , shahrzad.s , حنانه74 , برگ 7 , kamyab , paeazan , visko , سمیرا67 , mahdiye1989 , hania , yummy , zenith , famoon
#4
به نظر من هم زندگی بدی نداشتی agreement2مشکل استخدام را هم خیلی ها دارند confused2
به نظر من یکم عینک بدبینی روی چشمات گذاشتی !!عینکت را در بیار و یک کاغذ بردار محاسن ومدارکی را که داری را بنویس ..........توی یک کاغذ هم معایب و .........
فکر میکنم با برنامه ریزی همه چیز به امید خدا حل میشه و ان شاله ختم به خیرwoman
سرنوشت را کی توان از سر نوشت......
 تشکر شده توسط : حنانه74 , برگ 7 , kamyab , همسر یک قهرمان , visko , سمیرا67 , mahdiye1989 , zenith
#5
الان من بعد از اینکه 6 سال از عمر و جوونیم رو اینجا گذاشتم
6 سال برای اینجا حرص و جوش خوردم از چشمم و از سلامتیم مایه گذاشتم
4 سال که هیچ جز سابقم هم نمیاد فقط دو سال سابقه دارم که اونم 93 قرار بود به نتیجه برسه
که من مطمئنم ردم
بده این همه دوییدن انگار نقطه صفرم صفرم نه منفی
فقط آزمایش خون نیست میگن راه برید
می گن بشینید
همکارام رفتن
می گه بهشون میگن راه برید. بعد رو پاهاتون بشینید شنوایی سنجی و بینایی سنجی هم هست
می بینید می گید زندگی بدی نداشتی انقدر تلاش کردم که اخرش زندگی بدی نداشته باشم فقط همین یعنی باید به یه زندگی بد نداشتن قانع بود.
شاید برای همین هم باید شکر کرد
اگر عاشق هستم هنوز که هنوزه

نمیخوام دل تو واسه من بسوزه
 تشکر شده توسط : visko , سمیرا67 , asall1 , zenith , famoon
#6
دوست عزیز همسر من نفر اول رشته عمران هست، چون سرمایه نداره واسه مردم کار میکنه، بیمه هم نداره شاید کل سابقه بیمه اش دو سال باشه
الان مشاوره ای و ساعتی کار کردن که بد نیستicon_cry
من الان توی یک شرکت دولتی استخدام قراردادیم، 5سال سابقه بیمه هم دارم، کارمم خیلی زیاده ولی حقوقم نصف حقوق همسرمم نیست angry2 الان شما این سابقه بیمه چقدر برات مهمه؟ به نظرم چیزی از دست ندادی confused2
واسه استخدامی هم به نظرم توانمندیهاتون از شرایط فیزیکی مهمتره، همسر من 6 ماه تو قرارگاه خ ا ت م کار میکرد این بیماری هم داشت هیشکی هم نفهمید البته اون موقع خودش هم نمی دانست و علائم اش تازه شدیدتر هم بود
کلی آزمایش هم واسه س پ ا ه و فلان هم رفته بود هیشکی تاکید میکنم هیشکی نفهمیده بود
به نظرم اول از همه درست رو به سرانجام برسان، کار و ازدواج هم بلافاصله بعداش، با همسرت باهم زندگیتون رو بسازید، قرار نیست همه چی آماده باشه که Smile
هرکه را دیدم از مجنون و عشقش قصه گفت
کاش میگفتند در این ره، چه بر لیلا گذشت sad2
 تشکر شده توسط : طلایی , visko , سمیرا67 , meysam2 , kamyab , asall1 , zenith , famoon
#7
ما همیشه حوادث را برای دیگران می بینیم
ولی این حوادث شامل حال ما هم میشه
برو خدا را شاکر باشید ام اس سخته/صعب العلاجه(فعلا)
ولی میشه با دارو ویه سری چیزها بخصوص روحیه وداشتن هدف زندگی برای شما لدت بخش بخش باشه
به مرور زمان به همه اش عادت میکنی
با روحیه بالابه بالا ترین چیز یعنی معبود نزدیک میشوی
قوی باشید ما همه مسافر هستیم
 تشکر شده توسط : سمیرا67 , kamyab , mahdiye1989 , ابراهیم , meysam2 , asall1 , zenith , famoon
#8
[]سلام دوستان عزیز از پاسخ هاتون متشکرم
من فراز و فرود احساسی دارم یهو ناامید می شم بعدش امیدوارagreement2 ولی شدت و مدت امیدواریم به مراتب کمتر از ناامیدیم هستش
غرض از مزاحمت
حدود دو ماه پیش در محل کارم پست جدیدی گرفتم در واقع مدیریت یک سیستم رو دادن love28 این کار نیاز به تمرکز بالا داره و خسته کننده هست و حساسیت بالایی داره.
این موضوع موجبات خوشنودی و خوشحالی من و خانوادم رو به همراه داشت ولی طولی نکشید که در گیر دکتر شدم و کلا از این پستمم هم نامید
ولی سعی کردم تو کارم اختلال ایجاد نکنم از عهده اش به خوبی بر بیام
ولی متاسفانه نمید ونم به دلیل عدم تمرکز بوده یا چی دو مورد اشتباه کردم این اشتباهات وقتی بهم گفته میشه خیلی عصبی میشم
یعنی اون لحظه که دیدم نامش برام اومده سرم داغ شده بود و استرس عجیبی داشتم
دوباره امروز یک مورد اشتباه دیگه رو برام نامه فرستادن تو اتوماسیون
و دوباره همون حالت به من دست داد
کلا می تونم بگم انگار برای چند دقیقه وارد آتش جهنم میشم و تپش قلب و به دنبالش تنگی نفس احساس میکنم
تو این شرایط آب دهنم میپره تو گلوم و کم مونده خفه شم. از سرفه
در حالیکه اشتباهم انچنان خطری نبوده و قابل حل هستش و برای همه پیش میاد ولی من نمی تونم استرسم رو کنترل کنم
و این رو هم می دونم که بدترین چیز برام استرسه
از این رو تصمیم گرفتم که استفاء بدم از پستم و درکار قبلی خودم باشم
و از طرف دیگه احساس میکنم این استفاء یک جور عقب نشینیه و انگار دارم خودم رو میبازم
به نظر شما چی کار کنم؟و این استرس رو چطوری کنترل کنم؟

در مورد مسائل بالا هم با نظرات خوب شما به جمع بندی رسیدم
فعلا اولویت رو میزارم رو درسم
این حل شد به مسائل دیگه فکر می کنم .[/]
اگر عاشق هستم هنوز که هنوزه

نمیخوام دل تو واسه من بسوزه
 تشکر شده توسط : همسر یک قهرمان , zenith , famoon
#9
به نظر من عقب نشینی نکن، همه ما اشتباه میکنیم، جای من بودی چیکار میکردی که به جای لوله 6 اینچ تو نقشه 4 اینچ گذاشته بودم، بازرگانی هم خریده بود بعد موقع نصب که شد دیدن ولو به پایپ نمیخوره confused آخرش لوله ها رفت تو خط دیگه استفاده شد ولی من اشتباه بزرگی کرده بودم، تا چند وقت تو فکر بودم، تو ماشین میشستم مقصد رو رد میکردم تازه یادم میافتاد ای بابا من چرا پیاده نشدم icon_cry
ماهم اتوماسیون اداری داریم، کاملاً حست رو از گرفتن همچین نامه هایی میفهمم ashamed0006.gif
الان باتجربه تر شدم اشتباهم خیلی خیلی کمتر شده، یعنی هرچی رو ده بار چک میکنم Blush
استرس به خودت نده، در نهایت بذار اونها بهت بگن توانایی این کار رو نداری نه اینکه تو بگی نمی تونم
همیشه به خودت بگو من جایی نشستم و کاری رو انجام میدم که خیلیها آرزوش رو دارند بنابراین من اینکار رو به نحو احسن انجام میدم و خداوند آرامش و قدرت انجام هر کاری رو به من داده و همه امور با نظم و آرامش به انجام می رسند Angel
موفق باشی icon_question
هرکه را دیدم از مجنون و عشقش قصه گفت
کاش میگفتند در این ره، چه بر لیلا گذشت sad2
 تشکر شده توسط : kamyab , paeazan , zenith , naze , famoon
#10
شاید اگر هر کسی هم جای شما بود این اشتباهات رو می کرد هااا ....
ولی اون فرد میذاره پای حواس پرتی واینجور بهانه ها ، شما ممکنه ربطش بدی به ام اس و بیماریو این حرفا....

یعنی شما یه دلیل دائمی برای هر گونه اشتباه توی زندگیتون دارید ....... ولی این اصلا درست نیست ..... confused Dodgy

به نظر من استرس اینکه من ممکنه کاری رو اشتباه انجام بدم چون قبلا چند بار اشتباه کردم خودش باعث استرس بیشتر و اشتباه می شه ....(مثل یه فیدبک مثبت confused )

در ضمن آدما با توجه به شرایط روحی و جسمیشون یه مقداری توانایی هاشون متفاوت می شه
پس خیلی سخت نگیر ....Blush
کاری رو انتخاب کن که آرامش بیشتری بهت بده
سلامتی مهم تر از کاره Blush
چه سود اگر کار خوب داشته باشی و سلامتی روحی و جسمیت به خطر بیوفته ؟؟!!!
در عین حال اصلا توانایی هاتو دست کم نگیر و اصلا به خودت تلقین بد نکن ....Blush
چترها را باید بست
زیر باران باید رفت
فکر را خاطره را زیر باران باید برد
 تشکر شده توسط : kamyab , paeazan , zenith
  


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  چطور با عشق های شکست خورده کنار بیاییم؟ paeazan 104 40,957 2015/08/12, 10:33 AM
آخرین ارسال: معصومه عباسی
  چطور ارتباطات آسیب دیده یا قطع شده را بهبود بخشیم؟ شهرزاد 2 1,813 2012/05/25, 02:55 PM
آخرین ارسال: پویش



کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان