ارسالها: 9
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Jan 2015
تشکر های اهدا شده: 119
تشکر های دریافت شده :24 بار در 8 پست
سال تشخيص بيماري : 1376
دكتر معالج : دکترلطفی
داروي مورد استفاده : فینگولیمد
محل سکونت : ایران
باسلام.من ازروش دکتر والس استفاده کردم وخداراشکر خیلی خیلی خوب بود باید 3ماه دیگه هم به این روش عمل کنم تاانشاالله بطور کامل خوب شوم.اگر خداخواست خوب شدم به همه دوستان ام.اسی می گم از روش دکتر والس استفاده کنند.تاهمه ام.اسیها خوب شوند واثری ازاثاراین رفیق دوران سخت نماندپس به امیدان روز.

سحرنزدیک است...
ارسالها: 22
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Nov 2015
تشکر های اهدا شده: 34
تشکر های دریافت شده :53 بار در 17 پست
سال تشخيص بيماري : 94
دكتر معالج : حریرچیان
داروي مورد استفاده : آونکس
محل سکونت :
(2015/10/18, 07:12 PM)پریس نوشته است: باسلام.من ازروش دکتر والس استفاده کردم وخداراشکر خیلی خیلی خوب بود باید 3ماه دیگه هم به این روش عمل کنم تاانشاالله بطور کامل خوب شوم.اگر خداخواست خوب شدم به همه دوستان ام.اسی می گم از روش دکتر والس استفاده کنند.تاهمه ام.اسیها خوب شوند واثری ازاثاراین رفیق دوران سخت نماندپس به امیدان روز.
سحرنزدیک است...
سلام پریس جان
ببخشید عزیزم میشه بگی این رژیمو چه جوری داری رعایت میکنی؟
من میخوام شروع کنم ولی نمیدونم از کجا شروع کنم و چه چیزایی رو دقیقا باید رعایت کنم
ممنون میشم کمکم کنی
ارسالها: 39
موضوعها: 1
تاریخ عضویت: Feb 2016
تشکر های اهدا شده: 276
تشکر های دریافت شده :474 بار در 96 پست
سال تشخيص بيماري : 1390
دكتر معالج : دکتر مهرداد کریمی
داروي مورد استفاده : رسیژن
محل سکونت : تهران
رژیم غذایی میتونه ام اس رو درمان کنه بوقلمون و عسل و سبزیجات و غذاهای گرمی رو امتحان کنید من واقعا جواب گرفتم .
ام اسیا دوست داشتنی و مهربونن و دل بزرگی دارن قدر خودتو بدون
میان هزاران دیروز امروز وشاید میلیون ها فردا فقط یک امروز هست امروز را بخند و شاد باش ...
ارسالها: 11
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Sep 2016
تشکر های اهدا شده: 2
تشکر های دریافت شده :18 بار در 7 پست
سال تشخيص بيماري : 1373
دكتر معالج : درحالحاضر: هیچکس
داروي مورد استفاده : ربیف
محل سکونت :
من مدت زمان زیادی، چیزی حدود 2 دهه هست که به ام اس مبتلا هستم. با اینکه بیماریمو میدونستم از هیچ نوع دارویی استفاده نکردم و اگر حملهای هم میومد سراغم بهمرور خودش خوب میشد. شرایط جسمی خیلی خوبی هم داشتم. متأسفانه چند سال قبل به خاطر شوک عاطفی شدیدی که بهم وارد شد به یه حملة دیگه دچار شدم که به اصرار خانوادهام دارودرمانی رو با نظر یکی از بهترین متخصصهای شهرمون شروع کردم. اما عارضهای نبود که نیاد سراغم. ظرف مدت 6 ماه 12 کیلو وزن از دست دادم. با اینکه فرد شاد و فعالی هستم، از شدت خستگی و بیحالی نمیتونستم از جام بلند شم. چند بار فکر خودکشی زد به سرم، توی خواب تنفسم مشکل پیدا میکرد، درد شدید مفاصل و ماهیچهها و خلاصه، هر دم از این باغ بری میرسید!! که همة اینا به خاطر عوارض دارو و حساسیت به دارو بود. به چند تا متخصص دیگه ارجاع داده شدم ولی حتی یکی نبود که بگه بابا! اینا عوارض دارو هست که داری تجربه میکنی. من به همة متخصصان کشورم احترام میذارم ولی فکر کتم این حق بیمار هست که قبل از شروع هر دارویی کلیه عوارض براش توضیح داده بشه و در انتخاب نوع درمانش آزاد باشه. دو سال در جهنم زندگی میکردم و به خودم میگفتم: این منم؟ به هر متخصصی که مراجعه میکردم، حتی اگه یه سرماخوردگی ساده داشتم فوری به ام اس ربطش می داد. یادمه یه بار رفتم پیش متخصص غدد، تا شنید ام اس دارم، قبل از اینکه بذاره حرف بزنم کلی نصیحتم کرد که تو الان چون ام اس داری افسره شدی از شنیدن این خبر و ... 20 دقیقه حرف زد آخرش گفتم، جناب دکتر من 20 سال هست که بیماریمو می دونم و اساساً باهاش مشکلی ندارم. ناتوانی خاصی هم بهم نداده. شما داروی اینترفرونو میشناسی؟ من اومدم ببینم این دارو تاثیری روی تیروئیدم گذاشته که وزنم کم شده؟!!!! جناب دکتر عذرخواهی کرد و گفت: نه. نمیشناسم!...خدا خیر بده پرستاری رو که برای تزریق باهاش درارتباط بودم. منو به یه نورولوژیست جدید معرفی کرد (مهر 92)که اولاً نیم ساعت به حرفم گوش داد، ثانیاً گفت: ببین مهم اینه که تو بتونی بیماری رو کنترل کنی چون کنترل بیماری دست خودت هست. تو و من به کمک هم سعی میکنیم شرایط رو برگردونیم و اگه حالت خوب بشه دارو رو قطع میکنم! دکتر والس رو هم این آقای دکتر بهم معرفی کرد. گفت بد نیست حرفاشو بشنوی. به داییم تو آمریکا زنگ زدم که هر طور هست اطلاعاتی درباره خانم دکتر والس بهم بده. خلاصه یک ماه بعد رژیم غذایی و بقیه دستورات رو شروع کردم. الان دقیقاً بیشتر از سه سال هست که با تمام وجود به هر نکتهای که گفته شده عمل کردم. به مرور حالم بهتر و بهتر شد و خدا رو شکر، دیگه خبری از دارو و عوارضش نیست. البته باید به همة دوستای عزیزم بگم که قطع داروی من کاملاَ با نظر نورولوژیستم بوده و نه سر خود، چون هر چیزی سر خود انجام بشه، عوارض بدتری به دنبال داره. درباره روش دکتر والس هم باید بگم که ایشون یک کتاب دارن به نام پروتکل والس. و نه رژیم غذایی والس. یعنی رژیم غذایی بخشی (البته بخش مهمی) از روش درمانی ایشون هست و موارد دیگه ای هم هست که باید رعایت بشه. رژیم غذایی هم که می گن چند مرحله داره. نه یک مرحله. از سردی و گرمی و اینطور چیزا هم توش خبری نیست. من که باهاش مشکلی نداشتم. امیدوارم بقیه دوستان هم مشکلی نداشته باشن.
ارسالها: 52
موضوعها: 4
تاریخ عضویت: Mar 2011
تشکر های اهدا شده: 29
تشکر های دریافت شده :151 بار در 33 پست
سال تشخيص بيماري : اسفند89
دكتر معالج : صحراییان
داروي مورد استفاده : دالفیرا
ریتوکسی ماب
نوانترون
محل سکونت : تهران , مازندران
2017/06/30, 10:16 AM
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2017/06/30, 10:17 AM، توسط negar_negar92.)
واقعن می شه ؟ تو رو خذا
واقعن می شه ؟ تو رو خذا
ارسالها: 263
موضوعها: 1
تاریخ عضویت: Apr 2017
تشکر های اهدا شده: 2506
تشکر های دریافت شده :2587 بار در 711 پست
سال تشخيص بيماري : 1394
دكتر معالج : دکتر حمزه لو,دکتر الهام جعفری
داروي مورد استفاده : سینووکس - سیناژن
محل سکونت : تهران
سلام
رژیم غذایی مناسب نقش مهمی در بیماری ام اس دارد .
مهمترین چیز در درمان هر بیماری فکر و عقیده است اگر شما معتقد باشی اگر یک رژیم خاص داشته باشی درمان میشوی به موفقییت خواهی رسید .
مشکل اصلی ما در این بیماری عدم کنترل استرس است که ان هم دست خودمون متاسفانه نیست .
دکتر والس خواست تلاش کرد و به نتیجه رسید مهم خواستن است .
ان کس که دوست داری نیمه دیگر تو نیست !
او تویی ، اما در جای دیگر
ارسالها: 9
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Feb 2018
تشکر های اهدا شده: 2
تشکر های دریافت شده :12 بار در 4 پست
سال تشخيص بيماري : 1391
دكتر معالج : آقای دکتر مقدسی
داروي مورد استفاده : زیتاکس - آریوژن فارمد
محل سکونت : تهران
(2017/01/02, 01:59 PM)پری سیما نوشته است: من مدت زمان زیادی، چیزی حدود 2 دهه هست که به ام اس مبتلا هستم. با اینکه بیماریمو میدونستم از هیچ نوع دارویی استفاده نکردم و اگر حملهای هم میومد سراغم بهمرور خودش خوب میشد. شرایط جسمی خیلی خوبی هم داشتم. متأسفانه چند سال قبل به خاطر شوک عاطفی شدیدی که بهم وارد شد به یه حملة دیگه دچار شدم که به اصرار خانوادهام دارودرمانی رو با نظر یکی از بهترین متخصصهای شهرمون شروع کردم. اما عارضهای نبود که نیاد سراغم. ظرف مدت 6 ماه 12 کیلو وزن از دست دادم. با اینکه فرد شاد و فعالی هستم، از شدت خستگی و بیحالی نمیتونستم از جام بلند شم. چند بار فکر خودکشی زد به سرم، توی خواب تنفسم مشکل پیدا میکرد، درد شدید مفاصل و ماهیچهها و خلاصه، هر دم از این باغ بری میرسید!! که همة اینا به خاطر عوارض دارو و حساسیت به دارو بود. به چند تا متخصص دیگه ارجاع داده شدم ولی حتی یکی نبود که بگه بابا! اینا عوارض دارو هست که داری تجربه میکنی. من به همة متخصصان کشورم احترام میذارم ولی فکر کتم این حق بیمار هست که قبل از شروع هر دارویی کلیه عوارض براش توضیح داده بشه و در انتخاب نوع درمانش آزاد باشه. دو سال در جهنم زندگی میکردم و به خودم میگفتم: این منم؟ به هر متخصصی که مراجعه میکردم، حتی اگه یه سرماخوردگی ساده داشتم فوری به ام اس ربطش می داد. یادمه یه بار رفتم پیش متخصص غدد، تا شنید ام اس دارم، قبل از اینکه بذاره حرف بزنم کلی نصیحتم کرد که تو الان چون ام اس داری افسره شدی از شنیدن این خبر و ... 20 دقیقه حرف زد آخرش گفتم، جناب دکتر من 20 سال هست که بیماریمو می دونم و اساساً باهاش مشکلی ندارم. ناتوانی خاصی هم بهم نداده. شما داروی اینترفرونو میشناسی؟ من اومدم ببینم این دارو تاثیری روی تیروئیدم گذاشته که وزنم کم شده؟!!!! جناب دکتر عذرخواهی کرد و گفت: نه. نمیشناسم!...خدا خیر بده پرستاری رو که برای تزریق باهاش درارتباط بودم. منو به یه نورولوژیست جدید معرفی کرد (مهر 92)که اولاً نیم ساعت به حرفم گوش داد، ثانیاً گفت: ببین مهم اینه که تو بتونی بیماری رو کنترل کنی چون کنترل بیماری دست خودت هست. تو و من به کمک هم سعی میکنیم شرایط رو برگردونیم و اگه حالت خوب بشه دارو رو قطع میکنم! دکتر والس رو هم این آقای دکتر بهم معرفی کرد. گفت بد نیست حرفاشو بشنوی. به داییم تو آمریکا زنگ زدم که هر طور هست اطلاعاتی درباره خانم دکتر والس بهم بده. خلاصه یک ماه بعد رژیم غذایی و بقیه دستورات رو شروع کردم. الان دقیقاً بیشتر از سه سال هست که با تمام وجود به هر نکتهای که گفته شده عمل کردم. به مرور حالم بهتر و بهتر شد و خدا رو شکر، دیگه خبری از دارو و عوارضش نیست. البته باید به همة دوستای عزیزم بگم که قطع داروی من کاملاَ با نظر نورولوژیستم بوده و نه سر خود، چون هر چیزی سر خود انجام بشه، عوارض بدتری به دنبال داره. درباره روش دکتر والس هم باید بگم که ایشون یک کتاب دارن به نام پروتکل والس. و نه رژیم غذایی والس. یعنی رژیم غذایی بخشی (البته بخش مهمی) از روش درمانی ایشون هست و موارد دیگه ای هم هست که باید رعایت بشه. رژیم غذایی هم که می گن چند مرحله داره. نه یک مرحله. از سردی و گرمی و اینطور چیزا هم توش خبری نیست. من که باهاش مشکلی نداشتم. امیدوارم بقیه دوستان هم مشکلی نداشته باشن.

من این کتابو خریدم ولی نمیدونم ازکجا باید شروع کنم من چون به بچم شیر میدم دارو استفاده نمیکنم با نظر دکترم میشه راهنماییم کنید ازکجا شروع کنم برای رژیم این کتاب
ارسالها: 256
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Dec 2011
تشکر های اهدا شده: 2381
تشکر های دریافت شده :8097 بار در 2601 پست
سال تشخيص بيماري : 1389
دكتر معالج : دکتر محمد یزدچی
داروي مورد استفاده : سینووکس - سیناژن
محل سکونت : تبریز
ارسالها: 11
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Sep 2016
تشکر های اهدا شده: 2
تشکر های دریافت شده :18 بار در 7 پست
سال تشخيص بيماري : 1373
دكتر معالج : درحالحاضر: هیچکس
داروي مورد استفاده : ربیف
محل سکونت :
(2018/08/08, 03:14 PM)Roza. A نوشته است: (2017/01/02, 01:59 PM)پری سیما نوشته است: من مدت زمان زیادی، چیزی حدود 2 دهه هست که به ام اس مبتلا هستم. با اینکه بیماریمو میدونستم از هیچ نوع دارویی استفاده نکردم و اگر حملهای هم میومد سراغم بهمرور خودش خوب میشد. شرایط جسمی خیلی خوبی هم داشتم. متأسفانه چند سال قبل به خاطر شوک عاطفی شدیدی که بهم وارد شد به یه حملة دیگه دچار شدم که به اصرار خانوادهام دارودرمانی رو با نظر یکی از بهترین متخصصهای شهرمون شروع کردم. اما عارضهای نبود که نیاد سراغم. ظرف مدت 6 ماه 12 کیلو وزن از دست دادم. با اینکه فرد شاد و فعالی هستم، از شدت خستگی و بیحالی نمیتونستم از جام بلند شم. چند بار فکر خودکشی زد به سرم، توی خواب تنفسم مشکل پیدا میکرد، درد شدید مفاصل و ماهیچهها و خلاصه، هر دم از این باغ بری میرسید!! که همة اینا به خاطر عوارض دارو و حساسیت به دارو بود. به چند تا متخصص دیگه ارجاع داده شدم ولی حتی یکی نبود که بگه بابا! اینا عوارض دارو هست که داری تجربه میکنی. من به همة متخصصان کشورم احترام میذارم ولی فکر کتم این حق بیمار هست که قبل از شروع هر دارویی کلیه عوارض براش توضیح داده بشه و در انتخاب نوع درمانش آزاد باشه. دو سال در جهنم زندگی میکردم و به خودم میگفتم: این منم؟ به هر متخصصی که مراجعه میکردم، حتی اگه یه سرماخوردگی ساده داشتم فوری به ام اس ربطش می داد. یادمه یه بار رفتم پیش متخصص غدد، تا شنید ام اس دارم، قبل از اینکه بذاره حرف بزنم کلی نصیحتم کرد که تو الان چون ام اس داری افسره شدی از شنیدن این خبر و ... 20 دقیقه حرف زد آخرش گفتم، جناب دکتر من 20 سال هست که بیماریمو می دونم و اساساً باهاش مشکلی ندارم. ناتوانی خاصی هم بهم نداده. شما داروی اینترفرونو میشناسی؟ من اومدم ببینم این دارو تاثیری روی تیروئیدم گذاشته که وزنم کم شده؟!!!! جناب دکتر عذرخواهی کرد و گفت: نه. نمیشناسم!...خدا خیر بده پرستاری رو که برای تزریق باهاش درارتباط بودم. منو به یه نورولوژیست جدید معرفی کرد (مهر 92)که اولاً نیم ساعت به حرفم گوش داد، ثانیاً گفت: ببین مهم اینه که تو بتونی بیماری رو کنترل کنی چون کنترل بیماری دست خودت هست. تو و من به کمک هم سعی میکنیم شرایط رو برگردونیم و اگه حالت خوب بشه دارو رو قطع میکنم! دکتر والس رو هم این آقای دکتر بهم معرفی کرد. گفت بد نیست حرفاشو بشنوی. به داییم تو آمریکا زنگ زدم که هر طور هست اطلاعاتی درباره خانم دکتر والس بهم بده. خلاصه یک ماه بعد رژیم غذایی و بقیه دستورات رو شروع کردم. الان دقیقاً بیشتر از سه سال هست که با تمام وجود به هر نکتهای که گفته شده عمل کردم. به مرور حالم بهتر و بهتر شد و خدا رو شکر، دیگه خبری از دارو و عوارضش نیست. البته باید به همة دوستای عزیزم بگم که قطع داروی من کاملاَ با نظر نورولوژیستم بوده و نه سر خود، چون هر چیزی سر خود انجام بشه، عوارض بدتری به دنبال داره. درباره روش دکتر والس هم باید بگم که ایشون یک کتاب دارن به نام پروتکل والس. و نه رژیم غذایی والس. یعنی رژیم غذایی بخشی (البته بخش مهمی) از روش درمانی ایشون هست و موارد دیگه ای هم هست که باید رعایت بشه. رژیم غذایی هم که می گن چند مرحله داره. نه یک مرحله. از سردی و گرمی و اینطور چیزا هم توش خبری نیست. من که باهاش مشکلی نداشتم. امیدوارم بقیه دوستان هم مشکلی نداشته باشن.
من این کتابو خریدم ولی نمیدونم ازکجا باید شروع کنم من چون به بچم شیر میدم دارو استفاده نمیکنم با نظر دکترم میشه راهنماییم کنید ازکجا شروع کنم برای رژیم این کتاب
سلام دوست من. درباره سوال شما درباره اینکه از کجا شروع کنید، بنظرم رسید که تجربه خودم رو بنویسم و امیدوارم بتونه به شما کمک کنه. اول اینکه شما باید کتاب (نمی دونم نسخه خارجیش رو دارین یا ترجمه شده) رو کاملا از اولش بخونین تا با منطق برنامه های ارائه شده آشنا بشین. در مورد رژیم غذایی و اینکه چی رو باید شروع کنین سه تا رژیم غذایی هست. بنظر من بهتره شما از اولیش شروع کنین و وقتی درانجام اون کاملا تبحر پیدا کردین به رژیم دوم و بعدش اگه امکانش بود به رژیم سوم منتقل بشین. خود من در رژیم دوم هستم ولی چند سال طول کشیده که بتونم دقیق و درست این سطح رو رعایت کنم. کلا در رژیم های غذایی ای که برای بهبود ام اس و بیماری های خودایمنی ارائه می دن، حتی در طب سنتی خودمون (تا جایی که می دونم) مصرف لبنیات ممنوعه. من قبل از شروع پروتکل والس هیچ چیزی رو به اندازه لبنیات استفاده نمی کردم (به خاطر دریافت کلسیم). ولی الان چند ساله لبنیات رو حذف کردم چون مهم این نیست که شما لبنیات بخورین. مهم اینه که در رژیم غذایی روزانه شما منابع قابل جذب کلسیم به قدر کافی وجود داشته باشه. خصوصا برای شما که در دوران شیردهی هستین این واجب تره. اما بسیاری از افراد سالم مثل گیاهخواران و خام گیاه خواران هم از لبنیات استفاده نمی کنن. یا افرادی که به لاکتوز شیر حساسیت دارن. من شخصا به جای لبنیات، روزانه از موادی مثل کنجد، ارده، بادام، ریحان، دانه چیا و بخصوص ژله به دست اومده از جوشونده پای مرغ خونگی و یا قلم (که میزان بسیار زیادی کلسیم و منیزیم داره) استفاده می کنم. در پروتکل والس مصرف گوشت نه تنها ممنوع نیست بلکه کاملا ضروریه. بنابراین، فرد دچار کمبود مواد مغذی مهم مثل آهن نمی شه. من که آزمایشات خونم همه نرماله. امیدوارم تجربه من مفید باشه ولی اگه سوالی داشتین بازم بپرسین.
ارسالها: 9
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Feb 2018
تشکر های اهدا شده: 2
تشکر های دریافت شده :12 بار در 4 پست
سال تشخيص بيماري : 1391
دكتر معالج : آقای دکتر مقدسی
داروي مورد استفاده : زیتاکس - آریوژن فارمد
محل سکونت : تهران
(2015/10/18, 07:12 PM)پریس نوشته است: باسلام.من ازروش دکتر والس استفاده کردم وخداراشکر خیلی خیلی خوب بود باید 3ماه دیگه هم به این روش عمل کنم تاانشاالله بطور کامل خوب شوم.اگر خداخواست خوب شدم به همه دوستان ام.اسی می گم از روش دکتر والس استفاده کنند.تاهمه ام.اسیها خوب شوند واثری ازاثاراین رفیق دوران سخت نماندپس به امیدان روز.
سحرنزدیک است...
استفاده کردین؟ دیگه خبر ندادین به ما