یک فنجان چای


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
برخورد یک پدر با دخترش که مبتلا به بیماری ام اس است
#1
سلام دوستان
برخورد یک پدر مهربان با دخترش که مبتلا به بیماری ام اس میباشد بایستی چگونه باشد
از هر نظری که فکر میکنید مفید و موثرتر برای بهبودی و آرامش او است .
ممنونم
 تشکر شده توسط : chipchip , شيدا رها , zohaa , visko , paeeze , مریم۷۲ , meysam2
#2
به نظر من اول از همه بهش به عنوان یه بیمار نگاه نکنید . یعنی اینکه در عین حال که براش شرایط داشتن آرامش ، فضای تا حد امکان به دور از استرس و مفرح رو ایجاد می کنید و درونا تمام نکات مربوط به بیماریش رو در نظر می گیرید ، به چشم یه بیمار بهش نگاه نکنید . یه مرز عجیبی داره این چیزی که دارم میگم یعنی نه فکر کنید که دخترم که چیزیش نیست و نه فکر کنید که وای دخترم بیماری داره . اگه فکر تون درگیر آینده دخترتون و بیماریش هست اینو بهش منتقل نکنید . دختر شما به کوچکترین رفتار خانواده حساسه حتی اگه حرفی نزنه . از همه مهم تر وقتی تزریق داره و میدونید درد میکشه خواهشا خواهشا خواهشا شما احساس دردمندی نداشته باشین و نشون ندید که چقدر غصه می خورید از درد کشیدنش یا چقدر غصه می خورید از بیمار بودنش ۷ چون فرزند شما بخاطر حساسیت ها و تیز بینی که واقعا بچه های ام اس دارن بیشتر از بیماری خودش به غصه ها و نگرانی های شما فکر می کنه و براش غصه میخوره . نترسید از اینکه دختر مبتلا به بیماریه شما درس بخونه و فعالیت اجتماعی داشته باشه . زندگیه شلوغ و پر کار اجتماعی اتفاقا برای بیمار ام اس خیلی هم خوبه فقط باید قدرت مدیریت خستگی و استرس رو در خودش ایجاد کنه . خستگی که در مورد بیمارای ام اس گفته میشه یه چیز کلیه معنیش این نیست که هیچ کاری نکنیم تا خسته نشیم بلکه بیمار ام اس هر جا احساس خستگی کرد باید چند دقیقه استراحت کنه . اونچه که نوشتم تو این مدت ، نکته هایی بود که از حرف و درد و دل بعضی بچه ها بیرون اومده . امیدوارم براتون مفید باشه .
Peace begins with a smile
 تشکر شده توسط : عمومهربان , chipchip , hessam , kaveh_plus , الهام ج , رامنا , شيدا رها , naarin.p , نازلی , zohaa , نازی ی , dr negin , MFhealth , hamid_147 , بی تـــا , mirzaee , دربند , رنگین کمان , عسل راد , مینا ح , مریم۷۲ , meysam2 , مینا غلامنژاد , hilda , تنها
#3
باید پیش پزشکی بره که نسبت به پزشکش اعتماد کامل را داشته باشه
نباید به این حرفایی که در مورد میزان تاثیر داروها زده می شه توجه کنه و حی دونبال تغییر یا حذف دارو باشه که خود این هم یک جور استرس

این اعتراف را می کنم 2 چیز باعث تغییر بزرگ در زندگیم شد:
1:شروع ام اس
2: خواندن فقط 20 صفحه از کتاب جادوی فکر بزرگ (که با الگو برداری ذهنی که از این کتاب برای خودم داشتم توانستم با بیماری کنار بیام و با هاش رفیق شدم)
گفت از دوست چه خواهی که تورا شاد کند گفتم از دوست همین بس که ز ما یاد کند
If you want to be OK , you should have a healthy lifestyle with exercise and don`t think about any problems
 تشکر شده توسط : neda.n , الهام ج , شيدا رها , naarin.p , نازلی , عمومهربان , mohammad.1979
#4
احتیاج به توجه بیشتر داره در عین حال که باید از دور مواظب بود مرزی که ندا گفت خیلی باید دقیق و حساب شده رعایت شه
توجه بدون ترحم
زندگی
 تشکر شده توسط : neda.n , شيدا رها , نازی ی , عمومهربان , عسل راد
#5
به نظر من اگر خودش دوست داره بهش اجازه بدید گاهی مسئولیت بیماری ش به عهده خودش باشه. پدر و مادر معمولا در این مورد مخالفت می کنند ولی این باعث می شه که احساس نکنه که سربار پدرش با همه مشکلاتی که پدرها واسه خودشون دارند، هست.
و این که به نظر من از لحاظ جسمی خیلی ازش نپرسید که حالت خوب هست؟ ولی از لحاظ روحی چرا. گاهی ازش سوال هایی کنید در مورد روابطش، زندگی ش پس از بیماری و ... سوال شما باعث می شه اون هم حرف بزنه و ازتون کمک بخواد.
و این که هر از گاهی کاری براش انجام بدید مثلاً برید پیش پزشکی به غیر از پزشک خودش و اطلاعات جدید اگر کسب کردید در اختیارش بذارید و بگید این تغذیه یا... به درمانت کمک می کنه.
ضمناً دخترها عاشق پدرشون هستند و پدرشون براشون مهربون ترین پدر دنیاستicon_question
من صبورتر از هر لحظه ای چشم به راه روزهای آینده ی نیامده ام!
 تشکر شده توسط : neda.n , naarin.p , نازلی , elham 66 , عمومهربان , zohaa , نازی ی , عسل راد , مریم۷۲ , مینا غلامنژاد
#6
به نظر من بیشتر از قبل درکش کنید و از دور مراقبش باشید و سعی کنید بیماریش را زیاد بزرگ جلوه ندید . بیماری ام اس اسم بزرگی داره ولی واقعا میشه باهاش کنار اومدconfused2من برای خودم این بیماری را در حد سرماخوردگی کوچک کردم womanحالا نمیگم شما هم تا این حد ولی زیاد بزرگ نکنیدش!!
و حس مقاومت ومبارزه و تسلیم نشدن را در او بوجود بیاریدagreement2
اگر مشکلی نداره کلاسهای متفرقه که همه دخترها میروند و ثبت نامش کنید یا دنبال هر کلاسی که دوست داره بگذارید برود تا فکر نکند بیماری محدودش کرده............icon_question
سرنوشت را کی توان از سر نوشت......
 تشکر شده توسط : neda.n , عمومهربان , shaytoon , zohaa , الهام ج , نازی ی , شيدا رها , dr negin , مریم۷۲
#7
سلام عزیزان
با تشکر از دوستان icon_questionicon_questionicon_questionicon_questionicon_questionicon_questionicon_questionicon_question

گه دوستان دیگری نظراتی رادارند خوشحال میشم بیشتر بدونم
 تشکر شده توسط : الهام ج , hessam , نازی ی , شيدا رها , sargol
#8
ام اس بیماری اصلا بیماری وحشتناکی نیست پدرو مادر بیمار بهیچ وجه نباید بترسند چون اگر خدایی نکرده ترسی به دلشون اومد اینطوری فقط ته دلش بچه اشون رو خالی میکنند یک بیمار ام اس 100٪میتونه مث افراد سالم زندگی کنه.ازوالدین عزیز خواهش میکنم بیماری ام اس رابهیچ عنوان برای بچه اشون بزرگ نکنند.همیشه ازخوبیهاش بگن.چون وقتی بیمار ام اس با بیماریش همزیستی مسالمت آمیز پیدامیکنه ام اس هرگز بیمار رو اذیت نمیکنه.بیماران ام اسی ای هستند که از بالاترین حافظه واستعداد وتوانایی برخوردارند.بیمار ام اس میتونه کارهایی رو انجام بده که افراد سالم ازپسش بار نمیان.
اے دنیا کے مسافر منزل تیری قبرھیں اے کر رھا ھیں جو تو دو دن کا یہ سفرھیں موت ھیں تیرا ان دیکھا ساتھی آچانگ تجھے نگل لے گا:ای مسافر دنیا خونه ی توقبر است ای که هرکاری میکنی سفر دو روزه هست مرگ رفیق ندیده ی تو است یکهو نفست رو می گیره
 تشکر شده توسط : شيدا رها , عمومهربان , منصور91 , parisa2011 , مینا غلامنژاد
#9
تمام قدرت 1 دختر پدرشه چه حالا سالم باشه و چه بیمار پس پشت محکم خوب و قابل اعتمادی براش باشید این اطمینان رو در او ایجاد کنید که هر اتفاقی بیفته حتی خیلی بد تنها نیست ، سعی کنید شرایط زندگی رو به گونه ای مساعد کنید که در کمترین شرایط استرس و کشمکش ها خانوادگی قرار بگیره اما این به معنی این نیست که زیادی لیلی به لالاش بگذارید !!! 1سری از مسئولیت هارو بهش واگذار کنید و سعی کنید بفهمه که بهش اعتماد و اعتقاد دارید با درداش همدردی کنین و با شادیاش شادی ، نسبت به داروهاش و نحوه تهیه اش بی تفاوت نباشید و در مورد ازدواجش کمکش کنید اما انتخاب رو به عهده خودش بگذارید.
پایدار باشید.
برف ببارد یا باران برای باور "پاییز" همین "جای نبودنت" کافیست !!
 تشکر شده توسط : neda.n , zohaa , شيدا رها , عمومهربان , edarzi , مریم۷۲ , موفقیت
#10
(2013/08/25, 11:17 AM)عمومهربان نوشته است: سلام دوستان
برخورد یک پدر مهربان با دخترش که مبتلا به بیماری ام اس میباشد بایستی چگونه باشد
از هر نظری که فکر میکنید مفید و موثرتر برای بهبودی و آرامش او است .
ممنونم

یه سوال، چرا این مساله فقط در مورد پدر ودختر مطرح شده، چرا نگفتین برخورد یک مادر وپدر مهربان با فرزندش که مبتلا به بیماری ام اس میباشد بایستی چگونه باشد

(2013/08/25, 11:34 AM)neda.n نوشته است: زندگیه شلوغ و پر کار اجتماعی اتفاقا برای بیمار ام اس خیلی هم خوبه فقط باید قدرت مدیریت خستگی و استرس رو در خودش ایجاد کنه .

ندا جان با این حرفت 100% موافقم
وقتی چیزهای دیگه ای باشه که ذهن رو مشغول کنه به صورت طبیعی کمتر به بیماری فکر میشه ونکته مثبت دیگه ش هم اینه که هر لحظه داری به خودت وبقیه ثاابت می کنی من هم هستم، با ام اس یا بی ام اس!
در ضمن اون نکته "قدرت مدیریت خستگی و استرس" هم خیلی به جا بهش اشاره شده، مرسی...

اما در مورد اصل سوال...
عادی بودن (مثل همیشه بودن) از هر چیزی مهمتره و البته محبت های پنهان!
اینکه پدر من ممکنه روزنامه ای که مطلبی در مورد ام اس نوشته رو برا من بیاره، ولی اون رو همونجوری به من میده که یه مطلب در مورد معماری بخواد بهم نشون بده
یا حتی نگرانیش وقتی میگه آفتاب برات خوب نیست، مثل وقتی باشه که میگه بابا سرماخوردی، جلو کولر نشین!
...
خدا سایه همه پردها ومادرها رو برامون نگهداره
بیشتر از ما درگیرن وبیشتر از ما غصه می خورن...
چقدر شعـــــــر نوشتیم برای باران
غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود
 تشکر شده توسط : nahid , نازی ی , شيدا رها , عمومهربان , parisa2011 , edarzi , baharan , رنگین کمان
  


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  نظر شما جیست ؟ (ذکر بیماری در عقدنامه) عمومهربان 52 26,874 2014/07/05, 08:37 AM
آخرین ارسال: تندیس
Question برخورد دختر با مادر مبتلا به ام اس undecided 3 2,568 2013/10/17, 12:43 AM
آخرین ارسال: undecided
Sad آیا با داشتن بیماری msدر مهمانی ها وجمع های عمومی شرکت می کنید Hasty 132 51,437 2013/04/03, 10:41 AM
آخرین ارسال: saeid



کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان