2011/07/31, 12:49 AM
یه بار توی یه جمعی اینو گفته ام
ام اس برای من مثه یه دست خیلی نیرومنده
یه دستی که منو دقیقا وقتی که وارد رودخونه ی پر تلاطم خستگی ها و فشارها و استرس ها و دلهره و ترس ها و عصبانیت ها و ... شده بودم مثه همه آدمهای حاظر در دنیا همراه با جریان آب پیش میرفتم و رفته رفته غرق میشدم
، کشید از آب بیرون و خلاف جهت جریان آب گذاشتم توی رودخونه و بهم گفت شنا کن . خلاف جهت شنا کن
از اون بعد هم هر وقت دوباره شروع میکنم به خسته شدن و همراه با جریان آب پپیش میرم و در حال غرق شدنم دوباره میکشدم بیرون و توی مسیر خلاف جهت آب هدایتم میکنه
اولین حمله ام اولین باری بود که قدرتشو حس کردم
توی حمله های بعدی که باز درگیر فشارهای عصبی روزانه شده بودم بهم تلنگر زد که روش زندگیتو درست کن
ام اس برای من مثه یه دست خیلی نیرومنده
یه دستی که منو دقیقا وقتی که وارد رودخونه ی پر تلاطم خستگی ها و فشارها و استرس ها و دلهره و ترس ها و عصبانیت ها و ... شده بودم مثه همه آدمهای حاظر در دنیا همراه با جریان آب پیش میرفتم و رفته رفته غرق میشدم
، کشید از آب بیرون و خلاف جهت جریان آب گذاشتم توی رودخونه و بهم گفت شنا کن . خلاف جهت شنا کن
از اون بعد هم هر وقت دوباره شروع میکنم به خسته شدن و همراه با جریان آب پپیش میرم و در حال غرق شدنم دوباره میکشدم بیرون و توی مسیر خلاف جهت آب هدایتم میکنه
اولین حمله ام اولین باری بود که قدرتشو حس کردم
توی حمله های بعدی که باز درگیر فشارهای عصبی روزانه شده بودم بهم تلنگر زد که روش زندگیتو درست کن

آنارام باشید