2009/12/28, 11:53 AM
خدايش نه وضع جسمي من و نه وضع جسمي مهناز خيلي خوب نيست من كه اين روزا خراب خرابم� :
:
ولي باز خودمو ميكشم اما ميخواستم بگم نمي دونم اگه خدا مهنازو بهم نداده بود چي ميشد� ??? شايد خيلي وقت پيش كم مياوردم و ادامه زندگي برام ميشد يه علامت سئوال بزرگ :-[ ولي حالا اينطور نيست�
زن و شوهري كه هر دو ام اس داشته باشند و تقريبا هم شدت ام اس در آنها نزديك باشد خيلي خيلي از بقيه زن و شوهرها به هم نزديكتر ميشوند . من ميتونم عشقو با تمام وجودم حس كنم اين تجربه بزرگ و نعمت بزرگتريه كه البته ام اس در بوجود آمدن اون نقش داره والا من و مهناز هم مثل همه زوجهاي ديگه. ميدونيد همون اول ازدواج به مهناز گفتم ببين نه من ميتونم بهت كمك كنم(وقتي بيماريت شدت گرفت و مثلا افتادي زمين) و نه تو به من پس بايد به هم قول بديم كه به خودمون متكي باشيم نه به ديگري. در مورد بچه هم هر دو كاملا بي خيالش شديم چون حتي اگر هم ام اس را به بچه هديه ندهيم باز يه بچه رسيدگي هايي لازم داره كه ما نمي تونيم اون خدمات را در اختيارش بزاريم.


