وبسایت تخصصی ام اس سنتر | بیماری ام اس | مرجع تخصصی ام اس
ازدواج و ام اس - نسخه قابل چاپ

+- وبسایت تخصصی ام اس سنتر | بیماری ام اس | مرجع تخصصی ام اس (https://mscenter.ir)
+-- انجمن: ام اس (https://mscenter.ir/Forum-%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3)
+--- انجمن: بحث هاي تخصصي اعضا (https://mscenter.ir/Forum-%D8%A8%D8%AD%D8%AB-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5%D9%8A-%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7)
+--- موضوع: ازدواج و ام اس (/Thread-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D9%88-%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3)

صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 157 158 159 160 161 162 163 164 165 166 167 168 169 170 171 172 173 174 175 176 177 178 179 180 181 182 183 184 185 186 187 188 189 190 191 192 193 194 195 196 197 198 199 200 201 202 203 204 205 206 207 208 209 210 211 212 213 214 215 216 217 218 219 220 221 222 223 224 225 226 227 228 229 230 231 232 233 234 235 236 237 238 239 240 241 242 243 244 245 246 247 248 249 250 251 252 253 254 255 256 257 258 259 260 261 262 263 264 265 266 267 268 269 270 271 272 273 274 275 276 277 278 279 280 281 282 283 284 285 286 287 288 289 290 291 292 293 294 295 296 297 298 299 300 301 302 303 304 305 306 307 308 309 310 311 312 313 314 315 316 317 318 319 320 321 322 323 324 325 326 327 328 329 330 331 332 333 334 335 336 337 338 339 340 341 342 343 344 345 346 347 348 349 350 351 352 353 354 355 356 357 358 359 360 361 362 363 364 365 366 367 368 369 370 371 372 373 374 375 376 377 378 379 380 381 382 383 384 385 386 387 388 389 390 391 392 393 394 395 396 397 398 399 400 401 402 403 404 405 406 407 408 409 410 411 412 413 414 415 416 417 418 419 420 421 422 423 424 425 426 427 428 429 430


RE: ازدواج - salar - 2012/07/29

در اسلام هیچ بنایی ساخته نشد که نزد خدای عزوجل محبوب تر و ارجمندتر از ازدواج باشد.(حضرت محمد)

آن که از جفت مبراست،خداست(...ز آدمی فرد نشستن نه سزاست)

زن بلا باشد به هر کاشانه ای بی بلا هرگز مبادا خانه ای

از نشانه های خدا این است که برای شما از خودتان جفت هایی آفرید،تا بدان ها آرام گیرید،زنانتان لباس شمایند و شما لباس آنان

آستر رویه را نگاه میدارد و زن شوهر را

به زن گیرد آرام مرد جوان اگر تاجدار است،اگر پهلوان (.......هم از وی بود دین یزدان به پای جوان را به نیکی بود رهنمای)

قرض عروسی را خدا میدهد(قرض کن زن کن،قرض میرود،زن می ماند)

زنان را نیست چیزی بهتر از شوی(شوهر)

جبرئیل بر پیامبر فرود آمد و گفت:ای محمد!پروردگارت تورا سلام میرساند و می فرماید:دوشیزگان همچون میوه ی روی درخت هستند.میوه چون برسد برای آن دارویی جز چیدن نباشد و گرنه بر اثر آفتاب و باد خراب میشود.دوشیزگان نیز هرگاه به مرحله ی زنان برسند آنان را دارویی جز شوهر دادن نباشد وگرنه از گمراهی و فساد ایمن نخواهند بود.پس رسول خدا(ص) بر منبر رفت و مردم را جمع کرد و از فرمان خدای عزوجل آگاه ساخت.

چراغ دل زن شوهر است

زن از شوی و مردان به فرزند شاد"اسدی"

خدای ما،سرشت ما چنین کرد که زن را نیست کامی بهتر از مرد

شتاب در سه کار حلال است:دفن کردن مرده،گشادن در خانه به روی مهمان و شوهر دادن دختران

بهترین متاع دنیا زن شایسته است(حضرت محمد)

بنده ی مومن سودی بهتر از همسر شایسته به چنگ نیاورده،همسری که شوهرش با دیدن او خوشحال شود و هرگاه از وی دور شود در غیابش نگهبان

خود و اموال او باشد(امام باقر)

زن نیک در خانه مار است و گنج زن بد چو دیو است و مار شکنج(شکنج یعنی پیچ و تاب)

زن نجیب گرفتن مشکل و نگاهداشتن او آسان است

بدترین چیزها زن ناشایست است(رسول خدا(ص))

یکی از دعا های رسول خدا این بود:پناه میبرم به تو از زنی که پیش از آن که زمان پیری ام فرا رسد مرا پیر کند


از زن سلیطه و دیوار شکسته و سگ بی قلاده باید حذر کرد

زن بد در سرای مرد نکو هم در این عالم است دوزخ او"سعدی"

بود بیش،اندوه مرد از دو تن ز فرزند ناپاک و ناپاک زن"اسدی"

زن نانجیب گرفتن آسان است و نگاهداشتنش مشکل است

عیال پرستی خدا پرستی است

از خدا درباره ی دو ناتوان بترسید:یتیم و زن.بهترین شما کسی است که برای خانواده اش بهتر باشد(رسول خدا(ٌص))


ای آقای کمر باریک،کوچه روشن کن و خانه تاریک.(مثلی است در مذمت مردانی که بیرون از خانه خوش رو و خوش اخلاق اند و داخل خانه عبوس و بد اخلاق)

بیرون می گویی و می خندی،خانه آمدی درش را می بندی

زن را نباید زد،حتی با یک شاخه گل

زیبایی مرد در کلام اوست(اینو مادر خدا بیامرزم میگفت)icon_question




RE: ازدواج - حسین ms - 2012/07/29

سلام .
امدم باز امروز خوشم چون همه بهم حال دادن پس امروز نظر دادن تو این سایت یکم سخت خوب از کجا شروع کنیم مثل همیشه دیگه پروانه خوب میگن من یدفع میرم نمیدنم آره شاید تو ساحل چشمای یکی آهسته گم بشم باز جای برام تو دنیا نباشه دوباره تو اوج قصه گم بشم شاید ولی خو ب من حسین 2 سال پیش نیستم که تو این سایت بودم حالا این سایتو میشناسم پس اگر حرفی میزنم حرف من تو این سایت نه همه جا من مثل پروانه حرف نمیزنم چون من براساس جای که دارم حرف میزنم حرف میزنم نه مثل پروانه بخاطر همینه که با اینکه هم سن هستیم حرفامونه اینقدر باهم فرق دارن من هیچ وقت تو این سایت مثل پروانه حرف نمیزنم خوب این از پروانه پس الکی نگو باز دلیل بده باشه آفرین دلیل دادم دیگه بقیم دلیل می خواستن دیگه خوب دلیل گفتم گفتم امروز خوشم اینم برای اونای که بهم حال دادن دمشونگرم:

تو رو هر بار که می بینم اشک شادی تو چشام
لحظه ای که از تو میگم شوق خوندن تو صدام
با تومی میرن همه بی کسیام باتو می میرن همه دل واپسیام
تو میدونی تو میدونی تو میدونییییییییییییییی آی خدا
وابستتم وابستتم
هنوز هواتو دارم نازنینم تو چشمای تو دنیامو می بینم
نمیشه بی تو بود برای یک دم

فعلان تا بعد



RE: ازدواج - paeeze - 2012/07/29

پنج دلیل اصلی که دختران ازدواج نمی کنند!


بسیاری از دلایل این افراد برای « نه » گفتن به فرصت‌هایشان، تنها از عادت‌ها یا ترس‌هایی ناشی می‌شود که از وجود‌شان بیرون نمی‌رود. اگر شما هم به دلیل‌های مشابه به ازدواج فکر نمی‌کنید، بهتر است یک‌بار دیگر به زندگی‌تان و انتظاری که از آینده‌تان دارید نگاه کنید و با دلایل منطقی‌تر در این مورد تصمیم بگیرید.
زیاد از حد عشق کارید؟
شاید شما آنقدر غرق مناسبات شغلی‌تان شده‌اید که نمی‌توانید فکری اساسی برای زندگی عاطفی‌تان کنید. ممکن است فکر کنید هیچ چیز در دنیا شما را به اندازه پیشرفت کاری راضی نمی‌کند و البته احتمالا آنقدر غرق این تفکر شده‌اید، که حتی فکر تغییر هم در سرتان چرخ نمی‌زند. نگاهی به محیط کارتان بیندازید. افرادی که مثل شما عشق کارند کم نیستند.
کسانی که حتی در چهارمین و پنجمین دهه زندگی‌شان، تنها با پرونده‌های روی میز‌شان زندگی می‌کنند. حالا کمی دقیق‌تر به آنها نگاه کنید. آیا واقعا این افراد خوشبخت و راضی هستند؟

راه حل
شمایی که کارتان همه زندگی‌تان بوده، قرار نیست یک شبه خانه‌نشین شوید. پس باید مردی را انتخاب کنید که توان پذیرش محدودیت‌های شما را داشته باشد. او باید با نوع کار شما و شرایطی که دارید آشنایی داشته باشد تا بتواند تصویر دقیقی نسبت به مشکلات احتمالی که در این مسیر پیش می‌آید را در ذهنش شکل دهد.
اگر نمی‌خواهید که در میانه راه هم خودتان و هم او را ناامید کنید پس سعی کنید تصویری دقیق از اهداف و شرایط‌تان را برای خواستگارتان شکل دهید و قبل از هر تصمیمی، ببینید که چقدر اهداف‌تان در یک راستا هستند و تا چه حد می‌توانید با محدودیت‌های یکدیگر کنار بیایید. البته این تمام ماجرا نیست. شما نمی‌توانید بدون ‌هیچ تغییری پیش بروید و تنها انتظار داشته‌باشید که همسر آینده‌تان شما را درک کند. شما باید بپذیرید که بعد از ازدواج، شرایط کاری‌تان هم شکل دیگری به‌خود می‌گیرد و شما دیگر نمی‌توانید تمام لحظه‌های زندگی‌تان را با پرونده‌های کاری‌تان بگذرانید.

استانداردهای غیر قابل عبوری دارید؟
شاید معیار‌های سفت و سخت شما در مورد همسر آینده‌تان دلیل این تنهایی باشد؛ حق هم دارید. پای یک عمر زندگی در میان است و نمی‌خواهید که بی‌گدار به آب بزنید. احتمالا شما با دیدن مردهای اطرافتان و همسر دوستان‌تان فورا ایرادهایشان را می‌بینید و در دلتان می‌گویید اگر من بودم، با مردی که این ویژگی را داشته باشد ازدواج نمی‌کردم و از آنجا که خواستگارهایتان هم یکی از مردهای همین کره خاکی هستند و از همین دسته عیب و نقص‌ها را در خود دارند، پس شما نمی‌توانید دلتان را راضی کنید و به مردی که چنین عیب‌هایی داشته باشد « بله » بگویید. از آنجایی که خودتان سال‌ها در مورد ازدواج‌های دیگران قضاوت کرده‌اید، احتمالا در دلتان می‌گویید، مردم در مورد انتخاب من چه می‌گویند… .

راه حل
وقتی پای یک عمر زندگی در میان است، قطعا نمی‌توانید به مردی که هیچ کدام از معیارهایتان را ندارد « بله » بگویید. اما قبل از اینکه با این قضاوت تنهایی را به جان بخرید، نگاهی به خودتان و معیارهایتان بیندازید.
در درجه اول بهتر است نقاط ضعف و ایراد‌های خودتان را ببینید. آیا شما یک فرد بی‌عیب و نقصید که به دنبال یک مرد بی‌عیب و نقص هستید؟
در درجه دوم، باید فهرستی از این معیارها که عمری شما را تنها نگه‌داشته‌ است بنویسید. آنها را به ترتیب اهمیت فهرست کنید.
حالا دوباره مرورشان کنید، از کدام ویژگی‌هایی که نوشته‌اید می‌توانید بگذرید و کدامشان غیرقابل چشم‌پوشی هستند. حالا که این فهرست را پاکسازی کردید، نگاهی به گزینه‌هایی که برای ازدواج دارید بیندازید. شاید یکی از این افراد، چند نمونه از این ویژگی‌های منفی را داشته باشد اما این ویژگی‌ها ممکن است جزء اصلی شخصیت او نباشد. اگر این خصوصیات در او کمرنگ هستند و در مقابل خصوصیات بسیار مطلوب دیگری دارد که می‌توانید به آنها تکیه کنید، بهتر است کمی بیشتر در مورد این گزینه فکر کنید.

بودن با دوستان‌تان برای شما کافی‌است؟

ازدواج به چشم افرادی که یک لحظه هم بدون دوستان‌شان زندگی نمی‌کنند، یعنی محدودیت. این افراد گروه‌های متفاوتی از دوستان را در کنار خود دارند و برایشان تنهایی معنایی ندارد. آنها نمی‌توانند بپذیرند که بعد از ازدواج، باید دور خیلی از این لحظه‌ها را خط بکشند.
دوستان نزدیک و صمیمی، نمی‌گذارند که این افراد هیچ خلأ عاطفی‌ای را در زندگی‌شان احساس کنند و به همین دلیل خود را وارد زندگی‌ای بکنند‌ که باعث می‌شود در ظاهر تنها تر از قبل شوند.
راه‌ حل
اگر شما در گروه این افراد هستید، ازدواج برایتان تصمیم سختی است.
اما بهتر است به‌جای این سختگیری، چند قدم جلوتر را هم ببینید و به آینده نگاه کنید. این دوستان صمیمی تا کجا با شما پیش می‌آیند؟ تجربه دیگران می‌گوید، احتمالا آنها هم یکی یکی ازدواج می‌کنند و این گروه‌های سرشار از صمیمیت هم روز به روز کوچک‌تر می‌شوند. اگر مراقب نباشید، این ماجرا خیلی زود از شما یک فرد همیشه تنها می‌سازد.
فردی که در گروه متاهل‌ها احساس خوشبختی نمی‌کند و البته دیگر دوستانی ندارد که هر لحظه برای بودن در کنار او حاضر باشند. گذشته از این، ازدواج قرار نیست به معنای از دست دادن دوستان و تنها شدنتان باشد. شما می‌توانید با کسی ازدواج کنید که از بودن در کنار گروه دوستان‌تان هم لذت ببرد و بعد از شکل دادن زندگی‌تان، با پذیرش محدودیت‌هایی که یک زندگی متاهلی دارد، تلاش کنید تا از این دوستان هم فاصله نگیرید.

به دنبال موقعیت‌های بهترید؟
فکر می‌کنید که « بله » گفتن به یک گزینه، یعنی « نه » گفتن به باقی گزینه‌ها و به همین دلیل نمی‌توانید خودتان را برای تصمیم‌گرفتن راضی کنید؟ شاید گمان می‌کنید همیشه فرصت‌های بهتری در مقابل‌تان قرار خواهند داشت و لیاقت شما بیشتر از مواردی است که تا امروز به شما پیشنهاد شده. اگر شما گرفتار چنین تفکراتی هستید، احتمالا نمی‌توانید به گزینه‌هایی که تا چند وقت پیش به نظر‌تان ایده‌آل می‌آمدند هم « بله » بگویید و به همین دلیل فرصت‌هایی که روزی برایتان آرزو بوده‌اند را هم رد می‌کنید.
راه‌حل
در مورد گزینه‌های بهتر، نمی‌توان حکم قطعی‌ صادر کرد. شاید حق با شما باشد و کسانی شایسته‌تر از خواستگاران فعلی‌تان هم روزی به شما پیشنهاد ازدواج دهند. اما نگاهی به خودتان بیندازید؛ احتمالا در آن زمان هم شما برای رسیدن یک پیشنهاد بهتر به آنها « نه » می‌گویید.
فکر بهترین بودن را از سرتان بیرون کنید. سری به همان فهرست اولویت‌ها بزنید و خواستگارتان را با آن اولویت‌های اساسی بسنجید. اگر فکر می‌کنید مهم‌ترین ویژگی‌هایی که برایتان مطرح بوده را در خود دارد، مته به خشخاش نگذارید. بپذیرید که بهترینی وجود ندارد و همه افراد ضعف‌های خاص خودشان را دارند. ضعف‌هایی که در همه وجود دارد اما نوعشان از فردی به فرد دیگر فرق می‌کند. پس به‌جای این آرمان گرایی، تلاش کنید سراغ کسی که ویژگی‌هایش با خط قرمز‌های شما هماهنگی ندارد، نروید.

از اینکه کسی واقعیت را بفهمد می‌ترسید؟
ممکن است شما و خانواده‌تان، تفاوت‌های زیادی داشته باشید. از عقاید شخصی‌تان گرفته تا سبک زندگی اجتماعی شما که می‌تواند متفاوت یا حتی متضاد با خانواده‌تان باشد. شمایی که به سن ازدواج رسیده‌اید و نسبت به این اتفاق بی‌میل هم نیستید، به‌خاطر این تفاوت‌ها به خواستگارهایتان « نه » می‌گویید.
از طرفی کسانی‌که خانواده به شما پیشنهاد می‌کنند، مرد رۆیاهای شما نیستند و از طرف دیگر نمی‌توانید مردی که در مقابلش خود را به شکل دیگری معرفی کرده‌اید را، با خانواده‌تان آشنا کنید. شما گمان می‌کنید که « بله » گفتن به انتخاب خانواده‌تان؛ یعنی یک عمر زندگی سرد و «بله» گفتن به خواستگاری که هنوز خانواده‌تان را ندیده، یعنی یک زندگی شکست خورده یا جدایی از همه عزیزان‌تان.

راه‌حل
اشتباه نکنید. ازدواج یک جعبه کامل است که نمی‌توانید هیچ کدام از محتویاتش را گل‌چین کنید. خانواده و دوستان شما، خانواده و دوستان او و تمام محدودیت‌ها و شرایط‌تان در این جعبه قرار می‌گیرند و اگر بخواهید زندگی موفقی داشته باشید باید با همه آن شرایط روبه‌رو شوید. برای شمایی که در مورد ازدواج بی‌میل نیستید، چنین دلیلی نباید مانع بزرگی تلقی شود. کافی است خودتان باشید؛ همانطور که هستید نه آنطور که خانواده‌تان می‌خواهد. از طرف دیگر، باید پنهان کاری را کنار بگذارید.
با خواستگارتان در مورد شرایط خانوادگی‌تان صحبت کنید و تفاوت‌ها را روشن کنید. به او بگویید که حفظ خانواده و ارتباط‌تان برای شما یک اولویت اساسی است و اگر می‌خواهد که در کنار شما خوشبخت باشد، باید این موضوع را بپذیرد و در کمال احترام با این تفاوت‌ها کنار بیاید.
فکر نکنید با این خط و نشان کشیدن‌ها خودتان را بی‌ارزش کرده‌اید. اهمیتی که شما به عزیزان‌تان و شرایطی که دارید می‌دهید، می‌تواند ارزش شما را در نظر او چند برابر کند.
شاید روبه‌رو کردن این ۲‌گروه با هم آسان نباشد اما اگر منطقی پیش بروید و از مسیری مناسب با خانواده‌تان وارد مذاکره شوید که برایشان قابل پذیرش باشد، می‌توانید خیلی زود و با کمترین تنش، به نتیجه برسید .





RE: ازدواج - پروانه - 2012/07/30

ممنون حسين هرچند نوشته هات تعادل روحي و عاطفي نداشت ممنون جواب داديagreement2


RE: ازدواج - حسین ms - 2012/07/30

سلام
به به به به قربونتون بشم
اون وقت نداشتن تعادل چی بود آهان روحی و عاطفی یعنی چی میشه بدونم؟


RE: ازدواج - شهرزاد - 2012/07/30

(2012/07/20, 04:53 PM)حسین ms نوشته است: شهرزاد خانم که میگن بچه ها باحرفامن دو دل میشن عشق آسمونیتون این بود که با یه حرف دو دل میشید

حالا شما هر برداشتی دارید از حرفام دیگه نظر شماست قابل احترام ولی باز من حرف خودمو میزنم چون قانع نشدم از حرفا شما


آقا حسین من دیگه نمیخواستم این بحث رو ادامه بدم که فکر کنید حرف شما منو قانع کرده ...نه اینطور نیست
من این تاپیک رو برای موضوعات مهم تر میدونم که بخوام حرفی توش اثبات بشه ..
این تاپیک جای نظرات و پرسش پاسخه نه اینکه یکی که از نظرش ازدواج خوب نیست بیاد و نظره همه رو با نظرش یکی کنه ....
ممنون میشم که بدونید دیگران حق نظر دارند و نمیتوانید آنها را با نظرات خود یکسان کنید...هر کی برای ازدواج دلیل داره و منه نوعی نمیتونم بگم داری اشتباه میکنی و نظره من درسته و باید این طور فکرکنی....


RE: ازدواج - chipchip - 2012/07/30

وجود خودمان بشناسیم تا ازدواج کنیم؟! آیا اصلاً چنین احساسی در ما به وجود می‌آید یا نه؟
تست های زیر را پاسخ دهید تا متوجه شوید که در وجودتان چنین میلی دارید یا خیر؟


1. آیا زمانی که مادر و پدری را به همراه فرزند کوچکشان می‌بینید، غبطه می‌خورید؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


2. آیا زمانی که یک زوج جوان را در حال خنده می‌بینید، افسوس می‌خورید؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


3. آیا همچون گذشته از اوقات تنهایی تان لذت می‌برید؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


4. زمانی که در جمع دوستان متاهل هستید، به خود می‌گویید که ای کاش من هم متاهل بودم؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


5. آیا شده که تا به حال حضور شخصی از جنس مخالف، شما را دگرگون کند؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


6. آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده اید که تنهایی دیگر بس است؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


7. آیا تاکنون برایتان پیش آمده که شادی تان را بخواهید به کسی از جنس مخالف، انتقال دهید؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


8. آیا شما موسیقی های آرام گوش می‌دهید؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


9. آیا شده زمانی که پشت ویترین یک فروشگاه هستید، احساستان به شما بگوید برای کسی هدیه ای بخرید؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


10. آیا رنگ زندگی برای شما تغییر کرده است؟ امیدواریم که حضور شخصی زندگی تان را دگرگون کند.

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


11. آیا شده در چند ماه اخیر، لبخند فردی، امید را در دلتان زنده کند و نگاه شما به زندگی تغییر کند؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


12. زمانی که پدر مادرتان می‌گویند، دیگر زمان ازدواج فرا رسیده است، اخم نمی‌کنید؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


13. آیا به تازگی در خیالتان مراسم خواستگاری را مرور می‌کنید؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات


14. آیا اخیرا برایتان پیش آمده عاشق کسی شده باشید، اما حجب و حیا اجازه ندهد، آن را با او در میان بگذارید؟

الف. بله
ب. خیر
ج. گاهی اوقات

........

.......

......

.....

....

...

..

.

و اما نتیجه :

اگر از 14 پرسش بالا به 10 گزینه پاسخ بلی داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج در وجودتان احساس شده است و وقت آن رسیده که افکارتان را برای یک زندگی مشترک متمرکز کنید.

اگر به 10 گزینه پاسخ خیر داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج را هنوز از عمق وجودتان فریاد نمی زنید و چندان تعجیلی برای تشکیل خانواده ندارید.

اگر به 7 گزینه پاسخ گاهی اوقات داده اید، به این معنی است که هنوز سر در گم هستید و نمی‌دانید که باید ازدواج کنید یا نه و یا اینکه ترجیح می دهید همچنان مجرد بمانید.


RE: ازدواج - naazanin - 2012/07/30

بچه ها باور کنید حسین هیچی تو دلش نیست!میاد باهاتون شوخی میکنه
یهو نمیدونم چرا این بحث به جدی کشیده شد.confused2confused2
دیگه بهتره بحثای گذشته رو کش ندیم چون انگار داره بحث اصلی منحرف میشه icon_questionicon_question
ممنون از همتون دوستام


RE: ازدواج - شهرزاد - 2012/07/30

نازنین جون بحثی کش داده نشده ...منم میدونم آقا حسین تمامه حرفاش به خاطره ماهاست ولی بهتره به دیگران اجازه نظر بدن


در ضمن سواله من انقدر با این نقدها به گذشته رفت که هرچی گشتم نظری پیدا نکردم .....



ملاک شما برای ازدواج چیه؟

خوده شخص یا ثروتش

واگر بهتون بگن فرده مقابلتون که خیلی دوسش دارید ام اس داره مثل خودتون آیا ازدواج میکنید یا خیر؟


ممنون



RE: ازدواج - مهدی نصیری - 2012/07/30

دوا نکنین پوستتون چروک میشه