یک فنجان چای


امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خودم را گول می زنم؟
#1
بچه هایی که بی خیال ام اس شدن و حالشون بهتر شد بگید چرا من فکر می کنم دارم خودم را گول میزنم؟confused2
 تشکر شده توسط : مریم 63 , شهریار , غزاله
#2
ام اس رو زیاد جدی نگیر چون وقتی جدی بگیریش ناخودآگاه ذهنت دائم درگیر خودش و علائمش میشه و همین توجه هم حساست میکنه و بیشتر با اعصابت بازی میکنه wink2 نمیگم کلاً نادیدش بگیر و ازش غافل شو ولی زیاد بهش توجه نکن . باهاش کنار بیا چون فعلاً مثل یه سایه با ما همراهی میکنه confused2
یقین داشته باش روزی پروانه خواهیم شد ...
بگذار روزگار تا میتواند پیله کند ...
 تشکر شده توسط : برگ 7 , Azad , غزاله
#3
یعنی قبولش کنم؟

بچه ها ببخشید حواسم نبود موضوع را در بخش بحثهای تخصصی مطرح کردمUndecided
#4
(2014/01/18, 11:54 PM)شکوفه اویارحسینی نوشته است: یعنی قبولش کنم؟

قبولش کن چون وجود داره و نباید ازش غافل بشی ولی اینقدر بهش بها نده که دائم ذهنتو درگیر خودش کنه ...
تجربه ی من اینو بهم ثابت کرده که هر چی بیشتر نشستم بهش فکر کردم بیشتر درگیرش شدم و علائمش رو واضح تر حس کردم ولی وقتی کاریش ندارم اونم باهام کاری نداره ...confused2
یقین داشته باش روزی پروانه خواهیم شد ...
بگذار روزگار تا میتواند پیله کند ...
 تشکر شده توسط : غزاله
#5
نیلوفر جان من فکر می کنم ی راه حل ریشه ای تر می خواهد تاحالا دندان درد داشتی بعد هی به خودت بگی بعدأ می روم دکتر؟

البته ی به نظرم ی نگاه کمک کننده است اینکه با وجود ام اس هم زندگی جاریه پس باید حرکت کرد درسته؟
 تشکر شده توسط : غزاله
#6
(2014/01/18, 11:59 PM)شکوفه اویارحسینی نوشته است: نیلوفر جان من فکر می کنم ی راه حل ریشه ای تر می خواهد تاحالا دندان درد داشتی بعد هی به خودت بگی بعدأ می روم دکتر؟

البته ی به نظرم ی نگاه کمک کننده است اینکه با وجود ام اس هم زندگی جاریه پس باید حرکت کرد درسته؟

مسئله ی دندون درد یا هر بیماری دیگه در درجه ی اول رسیدگی یه متخصص رو میخواد و درمان اون ... حالا توی ام اس راه درمان قطعی اگه نیست ولی داروهایی تجویز میشه بسته به نوع و میزان پیشرفتگی ام اس در هر فرد و اینکه باید از استرس و اضطراب دوری کنی و اعصاب آرومی داشته باشی ...
شما در کنار مصرف دارو اگه این نگاه کمک کننده به قول خودتون رو هم داشته باشی خیلی کمکت میکنه در بهتر شدن حال جسمی و روحی icon_question
یقین داشته باش روزی پروانه خواهیم شد ...
بگذار روزگار تا میتواند پیله کند ...
 تشکر شده توسط : Amir , غزاله
#7
(2014/01/18, 11:59 PM)شکوفه اویارحسینی نوشته است: نیلوفر جان من فکر می کنم ی راه حل ریشه ای تر می خواهد تاحالا دندان درد داشتی بعد هی به خودت بگی بعدأ می روم دکتر؟

البته ی به نظرم ی نگاه کمک کننده است اینکه با وجود ام اس هم زندگی جاریه پس باید حرکت کرد درسته؟

کاملا حرفت درسته زندگی جریان داره و باید به جریانت ادامه بدی ...شکوفه جان زیاد به موردی فکر نکن چون هر چی به موضوعی بد فکر کنی حتی اگر خوب باشه تبدیل به بد میشه پس اگر موردی بد بود هم خوب فکر کن بزار انرژی مثبت جذب کنی...ام اس فقط ناز کردنه بدنه خوب وقتی کسی واست ناز میکنه که دوسش داری نمی زنیش که بدتر نازشو میخری درسته؟

پس تو خودت رو گول نمیزنی بلکه داری کمک میکنی که بدنت سالم و سالم تر باشه ...هیچ وقت درمان رو بدون اجازه دکتر قطع نکن هیچ وقت به درمان و دکتر بی اهمیت نباش هیچ وفت خودت رو در معرض استرس شدید بد نزار...اونوقت ببین تو هم با این ام اس کوچولو کنار اومدی و بهتر و بهتر و بهتر شدی ان شالله
فعلا سکوت را برگزیدیم ............
 تشکر شده توسط : Amir , شکوفه اویارحسینی , غزاله
#8
وقتی به بیماریت فکر میکنی و برات مهم باشه که چی میشه چی نمیشه درگیرش میشی
بعد فقط برات استرسو ..فکرو خیال میاره
که اینا برا ام اس بده پس سعی کن بی خیال باشی
واقعا هیچی نیست که بخوای بهش فکر کنی
میبینی مادر..؟
دیگر سیگار هم غم هایم را تسکین نمیدهد ...
سلطان غم بگو مسکنت چیست ..؟
فرزندت از پای درآمده ...
 تشکر شده توسط : omid_nejad , parastoo2 , غزاله
#9
من از سال 86حدس ميزدم ام اس دارم ولي از ترس تاييد دكتر ،اصلا دكتر نرفتم فكر ميكردم وقتي درمان نداره بس بي خودي جرا برم دكتر تا امسال ي حمله بد داشتم ومجبور شدم برم دكتر الانم دارو استفاده ميكنم حالمم خوبه در واقع7سال خودم رو كول زدم ولي ام اس شوخي بردار نبود
 تشکر شده توسط : مریم 63 , غزاله
#10
هرکی هرچی میخواد بگه
اما من ام اس ننننندددددااااارررررمممم....badtaste
و بی آنکه بخواهی دچار میشوی...
دچار یعنی نگاهش تنها چاره ات میشود
و من دچار ان نگاه ساده ات شدم
دچار یعنی من..
 تشکر شده توسط : محسن گرامي , غزاله
  




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان