امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات : 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطره خنده دار باام اس
#1
یه روز تابستون امسال که هوا بسیار گرم بود من می خواستم برم هلال احمر کرج دارو مو بگیرم که تو راه اتوبوس یه ایستگاه زود تر به اشتباه پیاده شدم از فرط گرمای هوا انقدر پیاده رفتم و عدم تعادل داشتم و دیدم داشت از دست می رفت که یه باره پلیس راهور جلومو گرفت icon_biggrin انقدر تعجب کرده بودم که نگید حدس بزنید چی شد بهم گفت اینجا چه کار داری؟ گفتم خب بقیه مگه اینجا چی  کار می کنن N_aggressive (37) گفت بقیه به تو ربط ندارن گفتن هیچی اومدم اینجا برم هلال احمر گفت چرا اینجوری راه می ری گفتم مریضم می خوام برم هلال احمر دارومو بگیرم  یه بار بهتون گفتم که!!! بهم گفت دروغ می گی من می دونم تو مستی smiling خلاصه پلیس راه  زحمت کش رفت تو ماشین وخلاصخ ازم تست الکل گرفتن ومن مست نبودم!! بعدش گفت تو احتمالا چت کردی smiling smiling 
گفتم نه بابا چی می گی دفترچه بیمه رودر اوردم نشونش دادم گفتم بهش ام اس دارم بعدش منو بنده خدا تا جلو هلال احمررسوند برام آب هویج بستنی هم خریدش خلاصه یه خاطره بیاد موندنی شد برام.
icon_biggrin icon_biggrin icon_biggrin icon_biggrin icon_biggrin icon_biggrin icon_biggrin
sad2 رقص دست نرمت ای تبر به دست!
با هجوم تبر گشنه و سخت
آخرين تصوير تلخ بودنِ
توی ذهنِ سبزِ آخرين درخت wink2
 تشکر شده توسط : alireza1111 , آرزو , hessam , طلوع.. , hamid
  




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان