یک فنجان چای


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 2
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ام اس مرا ندارد
#11
پدیده جان به سایت خوش آمدی .icon_question شما تازه ششمین ارسالتونه و بچه های سایت رو نمیشناسید.
همه بیماران ام اس شرایط مشابهی ندارن .چرا شما فکر می کنید دوستان دروغ می گن ؟
امیدوارم علت بی خوابی یا درد شما موقتی باشه و زودتر رفع بشه. یا با روش جدیدی که در پیش می گیرین بتونین بر ام اس غلبه کنین.
کاش میتونستین به فارسی بنویسین .
چشم ها را بـایـد شست . ، . جـــور دیـگـر بـایــد دیـــد
#12
پدیده جان درسته که ام اس به هر صورت جزئی از زندگیه ما شده و آمده صاف نشسته رو شونه هدفای زندگیمون و زندگی خیلی از ماها رو یه جورایی تحت تاثیر قرار داده ولی تفاوت هر کدوم از ما تو اینه که چجوری با این قضیه برخورد کنیم بله نمیشه ازش فرار کرد و بگیم نیست ام اس داریم و قطعا یه تغییرایی با گذشته زندگیمون هم بوجود خواهد آمد ولی مهم اینه که چقدر پر و بال بدیم به این ام اس نشسته رو شونه... میشه همه توجهمون رو به اون معطوف کنیم و بهش پرو بال بدیم و قدرتمندترش کنیم از طرفی هم با درنظر گرفتن وجود ام اس و نادیده نگرفتن اون اب و دونه هم ندیم که بخواد حصار ببچیچه دور ما و مانع حرکت به سمت اهدافمون و آیندمون بشه
من قبول دارم که ام اس گه گاهی قلقلکمون میده و واسه بعضی از ما گاه پاشو فراتر از یه قلقلک میزاره اما واقعا به این معتقدم اگه دست ام اس رو بگییریم و باهاش راه بیایم و میدون بهش بدیم از خودش بدتر خودشه و پا میزاره درست رو همه داشته هامون ولی اگه قدمامون و بلندتر برداریم و دیدمون و وسیع تر کنیم و دست از این ناله های بی فایده برداریم نمیگم ام اس و میکشی و دور میندازیم یا ازاین جور شعارها اما زندگیه راحتر و آرومتر و معمولی تری خواهیم داشت و میتونیم راهی و که از اول داشتیم رو ادامه بدیم حالا کمی اینور تر یا سخت تر ولی راهمون رو باید ادامه بدیم...
"چقدر ابد زمان اندکی ست برای آنکه به کفایت کنارت باشم...
 تشکر شده توسط : arezoo_azizi , نازلی
#13
پدیده جان امتحان کردن که ضرر نداره. فکر میکنم جدی گرفتن و غول کردن ام اس رو تا حالا امتحان کردی. حالا بیا و از این به بعد یه چند ماهی تغییر رویه بده و سعی کن ام اس رو ریز ببینی. روحیه خوب داشته باشو فکر کن سالم سالمی و مشکلاتی که داری مشکلات بزرگی نیست و حتما حل می شن و فکرت از درد و احساسات بد دور کن و هر بار که ذهنت سمت مریضی رفت با یک کار شاد و مفرح ذهنت رو به یه جای خوب ببر. امتحان کردن وسعی کردن هیچ ضرری نداره هیچ ،مطمئن باش سودمنده.عزیزم این اتفاقی که برای ما افتاده نمیشه ازش فرار کرد و می بینی که تعدادمون کم هم نیست .حالا به نظرت با بزرگ جلوه دادنش و اینکه مرکز توجه قرارش بدیم مشکلی حل میشه؟یا بشینیم هی غصه بخوریم هی الکی واسه هم دل بسوزونیم چیزی حل میشه؟! باید با قضیه منطقی برخورد کرد. دارو فقط بخشی از درمانه و بخش مهم تر درمان خود بیماره که برای درمان خودش باید تلاش کنه. باید روحیه داشته باشه و با تمام قوا با بیماریش بجنگه و نه اینکه اجازه بده بیماری بهش غلبه کنه و بیماری که این اجازه رو بده دیگه هیچ دارو و کادر درمانی نمی تونن کمکش کنن. این حرف من کاملا اثبات شده است و تنها یک شعار نیست. خواهر من یک پرستار ه و در زمان دانشجوییش خیلی روی این موضوع کار کرد و تحقیقاتی که انجام داده بود این حرف رو تایید میکنه. خواهرم روی بیماراش کار کرد و نتیجه گرفت و حتی به خاطر این موضوع به عنوان پرستار نمونه بیمارستانشون هم انتخاب شده بود. حالا انتخاب با خودته. خدا به انسان ها اختیار و قدرت انتخاب داده و این خود ماییم که سرنوشتمون رو رقم میزنیم و نوع زندگیمون رو انتخاب می کنیم. البته قبول دارم بعضی اوقات همه ما خسته میشیم و احتیاج به درد دل داریم. عزیزم خوشبختانه دوستان در این سایت بخشی هم برای درد دل و بیان مشکلات گذاشتن هر زمان که احتیاج داشتی درد دل کنی و از بیماریت با کسی حرف بزنی ما اینجا منتطر هستیم و مشتاقانه شنوای دردها و ناراحتی هات هستیم تا شاید بتونیم ذره ای از بار دردهات برداریم . (ببخشید طولانی شد)
با درد بساز چون دواي تو منم، در كس منگر كه آشناي تو منم
#14
اقا تسلیییییییییییییییییییییییمممممممممممممممممممagreement2تو رو خدا یکی یکی ترور کنینوکلا منو گذاشتین گوشه ی رینگ .....smilingمن همیشه اون جوریم که شما میگین اما اون موقع قاطی بودم .......با عرض معذرت از همگییییییwink2
 تشکر شده توسط : fireboud , nahid , MFhealth , فرناز , ساغر , Hasty , arezoo_azizi , نازلی
#15
در کل هرچیزی تو زندگی برامون بزرگ جلوه کنه بزرگ هم میشه.من خودم قسم میخورم ام اس راخودم agreement2agreement2agreement2دعوت کردم.از قدیم گفتند سخت میگیرد جهان برمردمان سختکوش.
[ثبت احوال در شناسنامه ام همه چیز را ثبت کرده است جز احوالم را .. !![
#16
خطرناکترین بیماری نا امیدی حسادت حسرت وهچیزی که تورو از اصل خودت دور میکنه.............اتفاقا منم همیشه میگم ام اس منو داره وهیچ وقت هم بیماریمو کتمان نکردم وبه قولی خودم به اطرافیانم روحیه میدم ودر بدترین شرایط حالم نذاشتم کسی کارمو انجام بده و همیشه هم معمولا در حال سفرم........زیاد جدی نمیگیرم
 تشکر شده توسط : نازلی , ساغر
#17
اما من نسبت به ام اس اصلا حس خوبی ندارم .شاید نگرش من با شما فرق میکنه.معتقدم من ام اس دارم ، ام اس هم منو داره .ام اس گلچین روزگارهsmiling
اما با سرنوشت که نمیشه جنگید مجبوریم باش راه بیایمicon_cry
براى تو
براى چشمهايت..
براى من
براى دردهايم..
براى ما
اى كاش خدا كارى بكند...
 تشکر شده توسط : blue sky , آرزو , arezoo_azizi
#18
مهم نیست کی کی و دارد مهم اداره کردن وکنترلش هست دوستان
این قضیه مثل این است که اول مرغ بود یا اول تخم مرغ؟
فکر نکنید تحویلش نگیرید
سلام آرزوی نازم
تغییر مانند ماشینی است که باسرعت به سمت ما میاید وراننده ای ندارد در ضمن جاده نیز باریک ویک طرفه است و ماراه فرار نداریم ما یا باید سوارآن شویم وهدایت وکنترل آنرا در دست بگیریم یا باید به مسیر خود ادامه دهیم بدون هیچ واکنشی تابا ماشین تصادف کنیم، بهترین واکنش سر بر ماشین شدن وکنترل وهدایت ان است
فرقی نمی كند كه گودال كوچك آبی باشی ، یا دریای بیكران ،
زلال كه باشی ، آسمان در تو پیداست .

باورکن تا ببینی
بهارagreement2
 تشکر شده توسط : arezoo_azizi
#19
منم یک جورهایی با ساغر خوشگلم موافقم اما باب غول نیست که منو ببینید با 20 وخورده ای سال با این مهمون دارم زندگی میکنم الانم برای پالس بیمارستان بستری هستم 3 روز تزریق هم داشتم حالم هم خیلی خوبه از اونجا مدام به سایت هم سر میزنم وبا دوستان گلم که همه رو مدیون ام اس هستم صحبت میکنم...پس خیلی هم بد نیست wink2wink2agreement2agreement2agreement2icon_biggrinicon_biggrinicon_biggrinlove51love51love51love51


فایل‌(های) پیوست شده
.gif   11.GIF (اندازه: 11.01 KB / تعداد دفعات دریافت: 4)
امارضا ممنونم که من رو طلبیدی به زیارتت اومدم وکلی با شما حرف زدم love28
 تشکر شده توسط : arezoo_azizi , ساغر
#20
من یه تجربه ای دارم و اون اینه که وقتی خودمون رو دست کم نگیریم واقعا همه جور کار از دستمون بر میاد.کارایی که آدم سالم نمیتونه انجام بده.فقط از ام اس غول درست کردیم و خودمون رو محدود.وقتی که اتفاق خوب تو زندگی می افته تا آخرش روحیه میگیریم و به تاخت میریم جلو.من چند روز پیش بین همکارا بهترین کارمند شرکت شدم چون کارم رو به گفته خودشون خوب انجام میدم.تازه بعد از این قضیه به رئیسم گفتم ام اس دارم! باورش نشد و گریه کرد.حالا از اون روز روحیم دو برابر شده
به یاد آرزوهایم سکوتی میکنم بالاتر از فریاد..
 تشکر شده توسط : arezoo_azizi , ساغر
  




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان

علت بوجود آمدن بیماری ام اس چیست