2013/10/05, 09:38 AM
سلااااااااااااااااااااااااام صبح همگی بخیر
من باید بیام گزارش بدم که واقعیتارو بدونید دوستان
صبح حمید ساعت 8 اومد

البته باید بگم که ماشینشو ولنجک پارک کرده بود
بعد در بدو ورود ساندیس همرو تک زد و خورد
حمید 147 هم که از همون صبح حالش بخاطر سوئیچ گرفته شد
آقا سر املت اگه بدونید اینا چه حرکات زننده ای از خودشون نشون دادن این سبز کج اومد دستشو کرد تو کالباس یه مشت ورداشت رفت من با دهن باز هنوز نفهمیده بودم چه اتفاقی افتاده که سر کله ی این مهدی مرجانی پیدا شد اومد یه مشت قارچ زد ازمون بعد ما در جواب این حرکت اونا اومدیم یه انسان دست و پا چلفتی به اسم فربود بهمنی فرستادیم که انتقام بگیره بعد از کلی کشمکش با سر و کله ی شکلاتی و دست خالی برگشت
آقا رفتیم تا زغال چال گفتن بالاتر یه چشمه هست رفتیم تا اونجا این آب چشمه رو زدیم به صورت نمی دونین چقدر عالی بود جاتون خالی
یکم استراحت کردیم اومدیم ناهار من باقالی قاتوق اورده بودم همه گفتن به به چه دست پختی (قابل توجه احیا)
بعدشم 20سوالی بازی کردیم مدیونین اگه فکر کنین کاغذارو با تف یا پوسته موز میچسبوندیم یه پیشونیمون

در آخر من به عنوان باهوش ترین فرد توی این بازی شناخته شدم
بعد برگشتیم به سمت پایینوووووووووووو آلبالوی ترشه ترشششششووووووووو حمید دنباله سوئیچو ایناااااااااااااااااااا

خیلی به من خوش گذشت و اونم فقط بخاطر بودن در کنار دوستای خوبم بود خیلی دوستون دارم



جای همه ی اونایی که می خواستن بیان و نتونستن خیلی خالی بووووووود
من باید بیام گزارش بدم که واقعیتارو بدونید دوستان
صبح حمید ساعت 8 اومد


البته باید بگم که ماشینشو ولنجک پارک کرده بود

بعد در بدو ورود ساندیس همرو تک زد و خورد
حمید 147 هم که از همون صبح حالش بخاطر سوئیچ گرفته شد

آقا سر املت اگه بدونید اینا چه حرکات زننده ای از خودشون نشون دادن این سبز کج اومد دستشو کرد تو کالباس یه مشت ورداشت رفت من با دهن باز هنوز نفهمیده بودم چه اتفاقی افتاده که سر کله ی این مهدی مرجانی پیدا شد اومد یه مشت قارچ زد ازمون بعد ما در جواب این حرکت اونا اومدیم یه انسان دست و پا چلفتی به اسم فربود بهمنی فرستادیم که انتقام بگیره بعد از کلی کشمکش با سر و کله ی شکلاتی و دست خالی برگشت

آقا رفتیم تا زغال چال گفتن بالاتر یه چشمه هست رفتیم تا اونجا این آب چشمه رو زدیم به صورت نمی دونین چقدر عالی بود جاتون خالی

یکم استراحت کردیم اومدیم ناهار من باقالی قاتوق اورده بودم همه گفتن به به چه دست پختی (قابل توجه احیا)

بعدشم 20سوالی بازی کردیم مدیونین اگه فکر کنین کاغذارو با تف یا پوسته موز میچسبوندیم یه پیشونیمون


در آخر من به عنوان باهوش ترین فرد توی این بازی شناخته شدم

بعد برگشتیم به سمت پایینوووووووووووو آلبالوی ترشه ترشششششووووووووو حمید دنباله سوئیچو ایناااااااااااااااااااا


خیلی به من خوش گذشت و اونم فقط بخاطر بودن در کنار دوستای خوبم بود خیلی دوستون دارم




جای همه ی اونایی که می خواستن بیان و نتونستن خیلی خالی بووووووود


دردهایت را دورت نچین تا دیوار شود .......
زیر پایت بگذار تا پله شود .....
زیر پایت بگذار تا پله شود .....