2012/02/09, 09:37 AM
(2012/02/09, 08:48 AM)hafez نوشته است: سلام دوست عزیزم . امیدوارم که حالت خوب باشه و ناراحتی خاصی نداشته باشی . میخواستم بگم من خودم نزدیک یکسال و نیم بود که نامزد بودیم و چند ماه قبل از اینکه تصمیم بگیریم عقد کنیم من فهمیدم که ام اس دارم . راستش اولش خیلی برام سخت بود که بهش بگم یعنی از این می ترسیدم که از هم جدا بشیم . اما تصمیم خودم را گرفتم نمی تونسم بدون این که بهش بگم باهاش ازدواج کنم . در مورد این موضوع حتی شدید تر از اون چیزی که ممکنه برامون اتفاق بیفته باهاش صحبت کردم اون هم گفت فکراش رو می کنه خبر میده بعد از یک مدت پیام داد که ما نمی تونیم با هم زندگی کنیم علی رغم این که فکر می کردم اصلا ناراحت نشدم . بعد از چند هفته دوباره پیام داد که با توکل بر خدا شروع می کنیم زندگیمون را . الان 6 ماه است که عقد کردیم روزگار خوبه . درسته تو ازدواج گاهی اوقات یک حرفایی پیش میاد اما همانطور که بچه ها گفتند آدم باید تحملش را بالا ببره .درسته بعضی وقتا یک حرفایی رد و بدل میشه اما مگه اونایی که بیمار نیستند تو زندگی مشکل ندارند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دوستون دارم همتون را و برای همتون آرزوی خوشبختی دارم چه مزدوج چه مجرد .
بهتون تبریک میگم .امیدوارم خوشبخت شین

براى تو
براى چشمهايت..
براى من
براى دردهايم..
براى ما
اى كاش خدا كارى بكند...
براى چشمهايت..
براى من
براى دردهايم..
براى ما
اى كاش خدا كارى بكند...