امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پالس تراپی در منزل
#31
خوبه بيمارستان پالس ميگرفتم هم هزينش بيشتره
هم خدم بيشتر عذيت ميشدم
Angel
...
 تشکر شده توسط : SSA , Pooya.N , parastoo joon
#32
من به سفارش دکتر عظیمی رفتم بیمارستان سینا.
اما فقط یک شب دوام آوردم!
فرداش رضایت دادیم که برم خونه.
بیمارستان خیلی بده.
بیمارستان سینا اگه دکترای خودشون پالس رو نوشته باشن مجانی هم تزریق رو انجام میده.
یعنی هر روز باید بریم درمانگاه ام اس و بعد از دریافت سرم برگردیم خونه.
اما دکتر خسروی گفت توی درمانگاه خودشون هم این کار رو انجام میدن اما روزی 75 هزار تومن هزینش بود، اونم پارسال!
حتما امسال شده 100 هزار تومن!
فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین
 تشکر شده توسط : ehsan 10054 , nahid , Pooya.N , parastoo joon , samiramiss
#33
منم این سری آخر که ماه رمضون حمله داشتم،تو خونه پالس رو گرفتم.بابام وصل میکرد واسم..سحری که بیدار میشدن یه دونه 6 صبح برام وصل میکردن یه دونه 6 عصر..خیلی خوبه فقط یه بدی داره و اون اینکه مهمون بیاد میبینه دیگه.مثلا یه بار عمه من اومد دیدیم عممه در رو وا نکردیم و خیییییلی ناراحت شدیم از این کارمون ولی مجبور بودیم Sad به هر حال مشکلب پیش نمیاد و خیلی راحتی..دراز میکشی تلویزیون نگاه میکنی راحت با لباس تو خونه Smile خوش میگذره دییییگه
به یاد آرزوهایم سکوتی میکنم بالاتر از فریاد..
 تشکر شده توسط : Pooya.N , naazanin , parastoo joon , SSA , mehdernet2
#34
یـــــــــــادش بخیــــــر....

در اولین دوره پالس تراپی پس از چند روز که در درمانگاه انجام شده بود تصمیم گرفتم اینکار را خونه انجام بدم. پرستار اومد خونه و چون چند روز گذشته بود رگهای من تموم شده بود. خیلی به سختی آنژیو را در رگم قرار داد و بعد از مدتی رفت و کمی که گذشت آنژیو خارج شد و...
بجز دردسرهاش حوصلم هم سر رفته بود که یه گوشه خونه بخوابم.

همون یکبار شد.

من همیشه میرفتم درمانگاه و حتی یکبار هم برای پالس به بیمارستان نرفتم. درمانگاه خیلی بهم خوش میگذشت. آدمهای مختلف میومدند و میرفتند و کلی فضولی هم میکردند.laughing3

هرشب 9 میرفتم و تا 2 بعد از نیمه شب درمانگاه بودم. صبح هم میرفتم سرکار. بیمارستان بودن را دوست نداشتم. این سوسول بازیها چیه بخاطر یه سرم!laughing3

خدا را شکر میکنم که اون روزها گذشت. خاطراتش شیرینه اما واقعا دوران سختی بود. برای همتون آرزو میکنم که مثل من این روزها براتون تبدیل به یه خاطره خوش بشه.

درهای باز زیادی وجود داره اما معمولا انقدر به در بسته خیره میشویم که درهای باز را نمی بینیم.Angel
من هم ام اس داشتم.
 تشکر شده توسط : SSA , parastoo joon , Pooya.N , mehdernet2
#35
(2012/09/30, 03:19 PM)شفا یافته نوشته است: این سوسول بازیها چیه بخاطر یه سرم!laughing3

اما وقتی من این حرفو به دکتر عظیمی گفتم گفت بیا همین الآن بریم سردخونه و جنازه کسی رو بهت نشون بدم که توی خونه سرم وصل کرده و سکته کرده و مرده.
گمانم به دلیل تپش قلب و فشار خون بالا سکته کرده بوده.
منو ترسوند اما دکترای دیگه این موضوع رو مسخره میکنن.
ولی درستش اینه که برای بار اول حتما تحت نظر پزشک، سرم ها وصل بشن.
فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین
 تشکر شده توسط : parastoo joon , Pooya.N , yummy , شفا یافته , mehdernet2
#36
روز پنجم هم تموم شد ...
راستش نه تونستن رژیم رعایت کنم...نه هیچی... چون نمیتونستم غذا درست کنم که.هر چی میومد ور دستم خوردم.گفتم هرچه بادا باد.الانم که فک کنم یه شونصد کیلویی اضافه وزن دارم جدا از اون همه ورم و ... . آی خوشمل شدماااااا...گونه های گل انداخته...پوستی بسیار شفاف که بر اثر ورم کشیده شده و ....که اینم یه دو روز بعد همهش میاد جاش...
فقط یه کم شانسی آوردم که بیمارستان این 5 روز پر بود از مریضای ویروسی و .... خدا کنه اینم به خیر بگذره تا همه چی تموم شه.
دور نرو...
بیا کنار دلم
من غیر از اینها که می نویسم
نوازش هم بلدم...
 تشکر شده توسط : sooorooosh , naazanin , فرناز , niloufar , parastoo joon , عمومهربان , Pooya.N
#37
به سلامتی مرضی جان.ایشا الله آخرین باری باشه که پالس تراپی میشیlove51
حتما قرص پردنیزولونم باید استفاده کنی به مدت چند روز.
فقط چون قرص پردنیزولون روی معده تاثیر میذاره حتما حتما شربت معده و قرص امیپرازول رو باید استفاده کنی
شربت معده رو بعد ناهار وشام بخور یک قاشق غذا خوری
قبل صبحانه و قبل شام هم قرص امپیرازول بخور گلم
باید حواستو جمع کنی که نمک زیاد نخوری و کلا توی این مدتی که کورتن مصرف میکنی غذات باید کم نمک باشه

ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ٬ ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﺒﯿﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﺸﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ...
 تشکر شده توسط : parastoo joon , yummy , Pooya.N
#38
(2012/09/30, 03:40 PM)SSA نوشته است: اما وقتی من این حرفو به دکتر عظیمی گفتم گفت بیا همین الآن بریم سردخونه و جنازه کسی رو بهت نشون بدم که توی خونه سرم وصل کرده و سکته کرده و مرده.
گمانم به دلیل تپش قلب و فشار خون بالا سکته کرده بوده.
منو ترسوند اما دکترای دیگه این موضوع رو مسخره میکنن.
ولی درستش اینه که برای بار اول حتما تحت نظر پزشک، سرم ها وصل بشن.

درسته، احتیاط شرط عقله.
البته در درمانگاه هم پزشک بود و اولین بار خیلی بهم رسیدگی کرد. حتی اتاق خودش را در اختیارم قرار داده بود و یه پرستار را هم مسئول مراقبت ازم کرده بود. خودش هم هر 20دقیقه یکبار میومد فشارم را اندازه گیری میکرد.
خیلی بهم خوش گذشته بود. فکر میکردم بیمار بودن هم حس خوبی هست.laughing3
اونموقع چون راه میرفتم و به خانواده ام هم در مورد بیماریم چیزی نگفته بود تنها میرفتم پالس..
اما بار دوم پزشک دیگری بود. مثل سیندرلا همه رویاها بهم ریخت. نه از دکتر خبری بود و نه از اتاق آرام و نه رسیدگی پرستارها..laughing3
با کلی اصرار، دکتر راضی شد یه بار بهم سر بزنهsmiling

ناگفته نمونه که هر درمانگاهی حاضر به تزریق همچین داروها و اشغال یک تخت به مدت چند ساعت نمیشند. اما کلینک های بیمارستانها هم اینکار را انجام میدهند.
اینکه پزشک یا پرستاری در نزدیکی وجود داشته باشه خوبه ولی بنظرم بستری شدن دلیلی نداره.
من هم ام اس داشتم.
 تشکر شده توسط : parastoo joon , Pooya.N
#39
ایشالا که برا کسی زیاد پیش نیاد اما واقعا فکر میکنم زیاد مهم نیست.اما دکترا خیلی سخت میگیرن.تو خونه که عالیه
 تشکر شده توسط : parastoo joon , Pooya.N
#40
من بقول پویا جان n تا پالس گرفتم.جز اولیش که توی بیمارستان زدم و سوراخ سوراخ شد دستم،دیگه بیمارستان نرفتم ویه پرستار خداترس ومهربون که هزینه کم(اونم باکلی التماس من وخانوادم که جون بچت پولو بگیر)میگیره میاد خونه وواسم تزریق میکنه.اتفاقا پرستار ارتشه که همین جا ازشون تشکرخاص میکنم."آقای شهاب عزیز ممنون"
وسایل مورد نیاز:سرم 500میلی گرم(البته اندازه مایع سرم توسط دکتر در نامه جدا نوشته میشه)،سرنگ 5میل،پنبه،چسب باند،آنژیوکت(البته واسه من ازسوزن پروانه ای آبی رنگ که هم آروم مایع رو رد میکنه وهم درد بسیارکمی داره ومال نوزادهاست استفاده میکنن)،خود کورتون که بهتره خارجی باشه.ضمنا در زمان پالس بهتره آب وشیرینی جات نخورید.شیر بخورید وقرص کلسیم دی فراموش نشه چون کورتون استخوان رو نابود میکنه.قرص معده هم فراموش نشه(یا آمپول معده که در سرمتون تزریق بشه).
ایشالا هرچه زودتر درمان بیماریمون بیاد که از پالس راحت شیم.اگه سوال دیگه ای داشتید درخدمتم
 تشکر شده توسط : afsaneh , nahid , parastoo joon , Pooya.N
  


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  پالس تراپی وعوارض کورتون TootFarangi 230 219,682 2018/08/22, 08:27 PM
آخرین ارسال: الی کوچولو
  چگونه از پزشکتان در زمان نیاز به پالس و حمله ms وقت ملاقات گرفتین hessam 6 1,441 2018/06/17, 12:50 PM
آخرین ارسال: nahid
  بستری شدن در بیمارستان(پالس) voodoo 54 36,122 2018/02/06, 04:40 PM
آخرین ارسال: prsttaheri
  پالس كورتون و سرعت عمل مغز yaro 56 42,718 2017/12/30, 07:54 PM
آخرین ارسال: N@RGES
  شرح حال يك حمله كه منجر به بستري شدن شما وگرفتن پالس تراپي شده است عمومهربان 64 30,310 2017/09/02, 08:36 PM
آخرین ارسال: i_sh



کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان