امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کنار اومدن با ام اس
#21
سلام دوستان عیدتون مبارک.
من امسال بدترین عیدیمو گرفتم.
دوستان من یماهه فهمیدم ام اس دارم.
دکترم فعلا دارو شروع نکرده فقط چنتا دگزا نوشت تابعدعید.
خعععلی روحیه م بدشده.
پدر ومادرم از مریضیم بی خبرن و اصلا دلم نمیخواد بفهمنsad2
تمام فکرم اینه ک نکنه حمله ای چیزی بم دس بده و اونا بفمهمن.
بنظرتون اگ داروامو مرتب مصرف کنم ممکنه حمله داشته باشم؟؟sad2sad2
 تشکر شده توسط : nahid , آنا
#22
(2017/03/26, 07:14 AM)n70 نوشته است: سلام دوستان عیدتون مبارک.
من امسال بدترین و وحشتناک ترین عیدیمو گرفتم.
دوستان من یماهه فهمیدم ام اس دارم.
دکترم فعلا دارو شروع نکرده فقط چنتا دگزا نوشت تابعدعید.
خعععلی روحیه م بدشده.
پدر ومادرم از مریضیم بی خبرن و اصلا دلم نمیخواد بفهمنsad2
تمام فکرم اینه ک نکنه حمله ای چیزی بم دس بده و اونا بفمهمن.
بنظرتون اگ داروامو مرتب مصرف کنم ممکنه حمله داشته باشم؟؟sad2sad2
حمله بستگی به نوع ام اس داره .تو این بیماری وضعیت هیچکس مثل هم نیست.مثلا من خودم شاید تو راه رفتن یه مقدار تعادل ندارم و زود خسته میشم ولی الان سه ساله که متوجه بیماریم شدم حمله ای نداشتم.شما حتما داروهاتو طبق نظر پزشکت مصرف کن.
سرگذشت من
سر گذشتی بود
که اشتباها بر من گذشت.
 تشکر شده توسط : n70 , nahid , آنا
#23
سلام زهرای عزیزم امیدوارم حالت خوب باشه منم 18سالمه و امسال کنکوردارم واس همین خیلی خوب درکت می‌کنم اصلن همین الان رفته بودم کنار مامانم نشسته بودم زدم زیرگریه که نمیتونم درس بخونم منوببر
مشاوره گفتم تاعصرکه میرم مشاوره بیام توسایت شایداروم شم میدونم خیلی دوران سختیه چون من هنوز بعددوسالوشیش ماه نتونستم درست باهاش کنار بیام چون همش ب گدشتم فکر میکنم میدونم درست نیس ولی هرکاری میکنم مهر93میادتوخاطرم دقیقا شروع دوم دبیرستانوپایه کنکورمن دوسالوشیش ماهه دارم ب کنکورواینده ای ک از دستم رفته فک میکنم تو تازه مث من شدی من چند سال زندگیم بربادفنا رفته جوری ک دیگه نمیتونم کنترلش کنم همش ب خودم میگم زمانی ک من تومطبای دکترا بودم بقیه درس می خوندن حالا من خیلی عقب افتادم میدونی فکرکردن خیلی چیز بد یه من همش ب این فک میکنم ک ی روز ب یکی از بچه های مدرسمون ک سال بالایی ما بود کادویی دادن ک ب منم دادن اون الان تهران دانشگاه قبول شده ومن ام اس گرفتم حتی تو بهمن ماه دوتا حمله داشتم حتی تصور شم سخته من نمیخام بهت نصیحت کنم چون مث خودتم ولی این وبدون ک هیچی تو دنیا مهمترازخودت نیست عزیزم
من ازبیگانگان،هرگزننالم...
که بامن هرچه کرد
آن آشناکرد...!
 تشکر شده توسط : nahid
#24
(2017/03/26, 07:14 AM)n70 نوشته است: سلام دوستان عیدتون مبارک.
من امسال بدترین عیدیمو گرفتم.
دوستان من یماهه فهمیدم ام اس دارم.
دکترم فعلا دارو شروع نکرده فقط چنتا دگزا نوشت تابعدعید.
خعععلی روحیه م بدشده.
پدر ومادرم از مریضیم بی خبرن و اصلا دلم نمیخواد بفهمنsad2
تمام فکرم اینه ک نکنه حمله ای چیزی بم دس بده و اونا بفمهمن.
بنظرتون اگ داروامو مرتب مصرف کنم ممکنه حمله داشته باشم؟؟sad2sad2

سلام! عید شما هم مبارک! smiling
از اینکه فهمیدم به ام اس مشکوک هستی متاثر شدم ولی این احساسات و نگرانی هایی که نوشتی کم و بیش بین همه ما مشترک بوده بعد از فهمیدن.
راستش متوجه نشدم که چرا نمیخواهی که پدر و مادرت متوجه بشن. به هر حال فکر میکنم اونها در حال حاضر در این شرایط میتونن خیلی کمک کننده باشن و ان شاءالله در کنار هم با موضوع کنار می آیید. حالا یکم صبر کنیم ببینیم بعد از عید دکترت چی میگه و تشخیص نهاییش چیه.
فعلا سعی کن از زندگی لذت ببری چون دلیلی برای نگرانی با توجه به شرایطی که نوشتی وجود نداره. agreement2
 تشکر شده توسط : nahid , آنا , n70
#25
(2017/03/26, 12:44 PM)alireza1111 نوشته است:
(2017/03/26, 07:14 AM)n70 نوشته است: سلام دوستان عیدتون مبارک.
من امسال بدترین عیدیمو گرفتم.
دوستان من یماهه فهمیدم ام اس دارم.
دکترم فعلا دارو شروع نکرده فقط چنتا دگزا نوشت تابعدعید.
خعععلی روحیه م بدشده.
پدر ومادرم از مریضیم بی خبرن و اصلا دلم نمیخواد بفهمنsad2
تمام فکرم اینه ک نکنه حمله ای چیزی بم دس بده و اونا بفمهمن.
بنظرتون اگ داروامو مرتب مصرف کنم ممکنه حمله داشته باشم؟؟sad2sad2

سلام! عید شما هم مبارک! smiling
از اینکه فهمیدم به ام اس مشکوک هستی متاثر شدم ولی این احساسات و نگرانی هایی که نوشتی کم و بیش بین همه ما مشترک بوده بعد از فهمیدن.
راستش متوجه نشدم که چرا نمیخواهی که پدر و مادرت متوجه بشن. به هر حال فکر میکنم اونها در حال حاضر در این شرایط میتونن خیلی کمک کننده باشن و ان شاءالله در کنار هم با موضوع کنار می آیید. حالا یکم صبر کنیم ببینیم بعد از عید دکترت چی میگه و تشخیص نهاییش چیه.
فعلا سعی کن از زندگی لذت ببری چون دلیلی برای نگرانی با توجه به شرایطی که نوشتی وجود نداره. agreement2
ممنون از دلداریتون.قطعی بم گف چارتاپلاک روشن داری و ام اسه.
آخه پدرمادرم گناه دارن سنشون بالاس واونقدسواد و اطلاعات ندارن ک نگران نباشن و بتونن کنار بیان.هرچقدرم بگم مث قدیم نیستو این حرفا باز مطمئنم خیلی ناراحت میشنsad2
ازلحاظ اینکه میگین کمک کننده ان.آبجی و داداشام باخبرن و خداروشکرتاالان خیلی بم کمک کردن.
فقط خداکنه شرایطم همینطو بمونه و بجایی نرسم ک پدرمادرم بفهمن.
الان بزرگترین دغدغه م همینه
 تشکر شده توسط : nahid , آنا , alireza1111
#26
(2017/03/26, 07:14 AM)n70 نوشته است: سلام دوستان عیدتون مبارک.
من امسال بدترین عیدیمو گرفتم.
دوستان من یماهه فهمیدم ام اس دارم.
دکترم فعلا دارو شروع نکرده فقط چنتا دگزا نوشت تابعدعید.
خعععلی روحیه م بدشده.
پدر ومادرم از مریضیم بی خبرن و اصلا دلم نمیخواد بفهمنsad2
تمام فکرم اینه ک نکنه حمله ای چیزی بم دس بده و اونا بفمهمن.
بنظرتون اگ داروامو مرتب مصرف کنم ممکنه حمله داشته باشم؟؟sad2sad2

سلام. سال نو بر شما هم مبارک باشه .icon_question
نگران نباشید ، مهمترین چیزی که باید در نظر داشته باشی حفظ روحیه هست . استرس و نگرانی اگه زیاد باشه ، هر بیماریی رو - چه ام اس باشه چه دیابت ، چه آنفلوانزا و... - بدتر میکنه . برای مقابله با ام اس باید نگرانی های بیخود رو از خودتون دور کنید. اگه طبق دستور دارو مصرف کنید و تغذیه سالم و نرمش رو هم بهش اهمیت بدید ، خیلی کمک بزرگیه برای کنترل بیماری. نترسید درصد زیادی از مبتلاها مشکل مهمی پیدا نمیکنن و زندگیشون رو عادی ادامه میدن و اگه نگن کسی متوجه بیماری اونها نمیشه. حمله ممکنه اصلا سراغتون نیاد. بهش فکر نکنید.

دوستان خوبم که نگران درس مدرسه و دانشگاه و ادامه تحصیل هستید ، نگرانی زیاد و روی یه چیز متمرکز شدن ، برای هیچکس خوب نیست. مگه عمر رو از شما گرفتن ؟ مگه زمان برای شما دیگه نیست ؟ هیچ چیزی ارزش اینو نداره که سلامتیتون رو به خطر بندازین. افراطی به کنکور و درس توجه نکنین. اونایی که رفتن هر رشته بالایی رو خوندن مگه همه موفق شدن ؟ آدم بعدها از این نگرانیهای بیمارگونه پشیمون میشه که چرا انقدر برام مهم بود که از خواب و خوراک افتادم و با روح و روانم چه کردم و...
متعادل به هرچیزی اهمیت بدید نه بیش از حد
چشم ها را بـایـد شست . ، . جـــور دیـگـر بـایــد دیـــد
 تشکر شده توسط : آنا , سها , alireza1111 , n70
#27
(2017/03/26, 03:07 PM)n70 نوشته است:
(2017/03/26, 12:44 PM)alireza1111 نوشته است:
(2017/03/26, 07:14 AM)n70 نوشته است: سلام دوستان عیدتون مبارک.
من امسال بدترین عیدیمو گرفتم.
دوستان من یماهه فهمیدم ام اس دارم.
دکترم فعلا دارو شروع نکرده فقط چنتا دگزا نوشت تابعدعید.
خعععلی روحیه م بدشده.
پدر ومادرم از مریضیم بی خبرن و اصلا دلم نمیخواد بفهمنsad2
تمام فکرم اینه ک نکنه حمله ای چیزی بم دس بده و اونا بفمهمن.
بنظرتون اگ داروامو مرتب مصرف کنم ممکنه حمله داشته باشم؟؟sad2sad2

سلام! عید شما هم مبارک! smiling
از اینکه فهمیدم به ام اس مشکوک هستی متاثر شدم ولی این احساسات و نگرانی هایی که نوشتی کم و بیش بین همه ما مشترک بوده بعد از فهمیدن.
راستش متوجه نشدم که چرا نمیخواهی که پدر و مادرت متوجه بشن. به هر حال فکر میکنم اونها در حال حاضر در این شرایط میتونن خیلی کمک کننده باشن و ان شاءالله در کنار هم با موضوع کنار می آیید. حالا یکم صبر کنیم ببینیم بعد از عید دکترت چی میگه و تشخیص نهاییش چیه.
فعلا سعی کن از زندگی لذت ببری چون دلیلی برای نگرانی با توجه به شرایطی که نوشتی وجود نداره. agreement2
ممنون از دلداریتون.قطعی بم گف چارتاپلاک روشن داری و ام اسه.
آخه پدرمادرم گناه دارن سنشون بالاس واونقدسواد و اطلاعات ندارن ک نگران نباشن و بتونن کنار بیان.هرچقدرم بگم مث قدیم نیستو این حرفا باز مطمئنم خیلی ناراحت میشنsad2
ازلحاظ اینکه میگین کمک کننده ان.آبجی و داداشام باخبرن و خداروشکرتاالان خیلی بم کمک کردن.
فقط خداکنه شرایطم همینطو بمونه و بجایی نرسم ک پدرمادرم بفهمن.
الان بزرگترین دغدغه م همینه
به نظر من همونطور که nahid هم اشاره کرد همین استرس اینکه والدینت بفهمن خودش خیلی بده. کلا باید استرس از هر نوع دوووووور بشه!wink2
 تشکر شده توسط : آنا , n70
#28
با ام اس کنار آمدن کاری نداره wink2wink2
یک گوشه می شینی تجسم می کنی ام اس رو در روت هست بهش می گی angelangel
ام اس نگاه کن من تو رو دارم تو هم من و داری evilgrin0039.gifevilgrin0039.gifevilgrin0039.gif
چاره ای نیست باید با هم بسازیم :60::60::60:
پس خوب باش که ازهم دل خور نشیم همین و بس Smile (16)Smile (16)wink2wink2wink2

دیدین کاری نداره کنار آمدن با ام اس Smile (52)Smile (52)Smile (52)Smile (52)
گفت از دوست چه خواهی که تورا شاد کند گفتم از دوست همین بس که ز ما یاد کند
If you want to be OK , you should have a healthy lifestyle with exercise and don`t think about any problems
 تشکر شده توسط : n70 , glassheart
#29
(2017/03/26, 06:34 PM)nahid نوشته است:
(2017/03/26, 07:14 AM)n70 نوشته است: سلام دوستان عیدتون مبارک.
من امسال بدترین عیدیمو گرفتم.
دوستان من یماهه فهمیدم ام اس دارم.
دکترم فعلا دارو شروع نکرده فقط چنتا دگزا نوشت تابعدعید.
خعععلی روحیه م بدشده.
پدر ومادرم از مریضیم بی خبرن و اصلا دلم نمیخواد بفهمنsad2
تمام فکرم اینه ک نکنه حمله ای چیزی بم دس بده و اونا بفمهمن.
بنظرتون اگ داروامو مرتب مصرف کنم ممکنه حمله داشته باشم؟؟sad2sad2

سلام. سال نو بر شما هم مبارک باشه .icon_question
نگران نباشید ، مهمترین چیزی که باید در نظر داشته باشی حفظ روحیه هست . استرس و نگرانی اگه زیاد باشه ، هر بیماریی رو - چه ام اس باشه چه دیابت ، چه آنفلوانزا و... - بدتر میکنه . برای مقابله با ام اس باید نگرانی های بیخود رو از خودتون دور کنید. اگه طبق دستور دارو مصرف کنید و تغذیه سالم و نرمش رو هم بهش اهمیت بدید ، خیلی کمک بزرگیه برای کنترل بیماری. نترسید درصد زیادی از مبتلاها مشکل مهمی پیدا نمیکنن و زندگیشون رو عادی ادامه میدن و اگه نگن کسی متوجه بیماری اونها نمیشه. حمله ممکنه اصلا سراغتون نیاد. بهش فکر نکنید.

دوستان خوبم که نگران درس مدرسه و دانشگاه و ادامه تحصیل هستید ، نگرانی زیاد و روی یه چیز متمرکز شدن ، برای هیچکس خوب نیست. مگه عمر رو از شما گرفتن ؟ مگه زمان برای شما دیگه نیست ؟ هیچ چیزی ارزش اینو نداره که سلامتیتون رو به خطر بندازین. افراطی به کنکور و درس توجه نکنین. اونایی که رفتن هر رشته بالایی رو خوندن مگه همه موفق شدن ؟ آدم بعدها از این نگرانیهای بیمارگونه پشیمون میشه که چرا انقدر برام مهم بود که از خواب و خوراک افتادم و با روح و روانم چه کردم و...
متعادل به هرچیزی اهمیت بدید نه بیش از حد

مرسی عزیزمicon_question واقعا دلگرم شدم. چقد این سایت خوبه.ایشالا ک همینطو ش ک شما میگین

(2017/03/26, 09:40 PM)alireza1111 نوشته است:
(2017/03/26, 03:07 PM)n70 نوشته است:
(2017/03/26, 12:44 PM)alireza1111 نوشته است:
(2017/03/26, 07:14 AM)n70 نوشته است: سلام دوستان عیدتون مبارک.
من امسال بدترین عیدیمو گرفتم.
دوستان من یماهه فهمیدم ام اس دارم.
دکترم فعلا دارو شروع نکرده فقط چنتا دگزا نوشت تابعدعید.
خعععلی روحیه م بدشده.
پدر ومادرم از مریضیم بی خبرن و اصلا دلم نمیخواد بفهمنsad2
تمام فکرم اینه ک نکنه حمله ای چیزی بم دس بده و اونا بفمهمن.
بنظرتون اگ داروامو مرتب مصرف کنم ممکنه حمله داشته باشم؟؟sad2sad2

سلام! عید شما هم مبارک! smiling
از اینکه فهمیدم به ام اس مشکوک هستی متاثر شدم ولی این احساسات و نگرانی هایی که نوشتی کم و بیش بین همه ما مشترک بوده بعد از فهمیدن.
راستش متوجه نشدم که چرا نمیخواهی که پدر و مادرت متوجه بشن. به هر حال فکر میکنم اونها در حال حاضر در این شرایط میتونن خیلی کمک کننده باشن و ان شاءالله در کنار هم با موضوع کنار می آیید. حالا یکم صبر کنیم ببینیم بعد از عید دکترت چی میگه و تشخیص نهاییش چیه.
فعلا سعی کن از زندگی لذت ببری چون دلیلی برای نگرانی با توجه به شرایطی که نوشتی وجود نداره. agreement2
ممنون از دلداریتون.قطعی بم گف چارتاپلاک روشن داری و ام اسه.
آخه پدرمادرم گناه دارن سنشون بالاس واونقدسواد و اطلاعات ندارن ک نگران نباشن و بتونن کنار بیان.هرچقدرم بگم مث قدیم نیستو این حرفا باز مطمئنم خیلی ناراحت میشنsad2
ازلحاظ اینکه میگین کمک کننده ان.آبجی و داداشام باخبرن و خداروشکرتاالان خیلی بم کمک کردن.
فقط خداکنه شرایطم همینطو بمونه و بجایی نرسم ک پدرمادرم بفهمن.
الان بزرگترین دغدغه م همینه
به نظر من همونطور که nahid هم اشاره کرد همین استرس اینکه والدینت بفهمن خودش خیلی بده. کلا باید استرس از هر نوع دوووووور بشه!wink2

تمام سعیمو میکنم.خوشبختانه تاثیرپذیرم.ازصب ک اومدم اینجا واقعا امیدوارشدم.
همین الان ازتولد برگشتم باورتون نمیشه بااین شرایط روحیم از همشون سرحال تر و شادتر بودم.
icon_biggrinhappy0065.gif من میتووووونم غلبه کنم. شمام دعام کنین
 تشکر شده توسط : alireza1111 , nahid , glassheart
#30
(2017/03/26, 11:37 PM)hessam نوشته است: با ام اس کنار آمدن کاری نداره wink2wink2
یک گوشه می شینی تجسم می کنی ام اس رو در روت هست بهش می گی angelangel
ام اس نگاه کن من تو رو دارم تو هم من و داری evilgrin0039.gifevilgrin0039.gifevilgrin0039.gif
چاره ای نیست باید با هم بسازیم :60::60::60:
پس خوب باش که ازهم دل خور نشیم همین و بس Smile (16)Smile (16)wink2wink2wink2

دیدین کاری نداره کنار آمدن با ام اس Smile (52)Smile (52)Smile (52)Smile (52)

آقا حسام بامزه س خخخ
ولی من خودم هنوز نتونستم اینکاروبکنم مامان بابام به خاطر من رفتن مسافرت که حال وهوام عوض شه مثلا برگشتنی سرما خوردم بهم سرم زدن انگار روزای پالس تراپی تو بیمارستان برام تکرار شد اومدم یه جوری زدم زیر گریه اونقد گریه کردم که چشام دیگه نمیدید
درطول مسافرتم دوبار گریه کردم که البته درمقایسه با گریه های روزانه اسفندماه کاهش آمار داشتم

(2017/03/26, 03:07 PM)n70 نوشته است:
(2017/03/26, 12:44 PM)alireza1111 نوشته است:
(2017/03/26, 07:14 AM)n70 نوشته است: سلام دوستان عیدتون مبارک.
من امسال بدترین عیدیمو گرفتم.
دوستان من یماهه فهمیدم ام اس دارم.
دکترم فعلا دارو شروع نکرده فقط چنتا دگزا نوشت تابعدعید.
خعععلی روحیه م بدشده.
پدر ومادرم از مریضیم بی خبرن و اصلا دلم نمیخواد بفهمنsad2
تمام فکرم اینه ک نکنه حمله ای چیزی بم دس بده و اونا بفمهمن.
بنظرتون اگ داروامو مرتب مصرف کنم ممکنه حمله داشته باشم؟؟sad2sad2

سلام! عید شما هم مبارک! smiling
از اینکه فهمیدم به ام اس مشکوک هستی متاثر شدم ولی این احساسات و نگرانی هایی که نوشتی کم و بیش بین همه ما مشترک بوده بعد از فهمیدن.
راستش متوجه نشدم که چرا نمیخواهی که پدر و مادرت متوجه بشن. به هر حال فکر میکنم اونها در حال حاضر در این شرایط میتونن خیلی کمک کننده باشن و ان شاءالله در کنار هم با موضوع کنار می آیید. حالا یکم صبر کنیم ببینیم بعد از عید دکترت چی میگه و تشخیص نهاییش چیه.
فعلا سعی کن از زندگی لذت ببری چون دلیلی برای نگرانی با توجه به شرایطی که نوشتی وجود نداره. agreement2
ممنون از دلداریتون.قطعی بم گف چارتاپلاک روشن داری و ام اسه.
آخه پدرمادرم گناه دارن سنشون بالاس واونقدسواد و اطلاعات ندارن ک نگران نباشن و بتونن کنار بیان.هرچقدرم بگم مث قدیم نیستو این حرفا باز مطمئنم خیلی ناراحت میشنsad2
ازلحاظ اینکه میگین کمک کننده ان.آبجی و داداشام باخبرن و خداروشکرتاالان خیلی بم کمک کردن.
فقط خداکنه شرایطم همینطو بمونه و بجایی نرسم ک پدرمادرم بفهمن.
الان بزرگترین دغدغه م همینه

آخیییی شما هم؟هعیییی ایشالا همیشه خوب باشید
من خودم که روحیه م خیلی ضعیف شده ولی برا شما و پدر ومادرتون بهترینارو آرزو میکنم
 تشکر شده توسط : n70 , glassheart
  


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  چطور با عشق های شکست خورده کنار بیاییم؟ paeazan 104 39,366 2015/08/12, 10:33 AM
آخرین ارسال: معصومه عباسی



کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان

علت بوجود آمدن بیماری ام اس چیست