2011/05/23, 02:38 PM
من نمی دونم حمید خیلی آروم بود ، یا هنوز متوجه نشده بود که چه اتفاقی داره می افته ، آخه فقط نگاه می کرد و تا آخرش یه کلمه حرفم نزد !

خداوندا ، سرنوشت مرا خیر بنویس . تقدیری مبارک ، تا هر چه را تو دیر می خواهی زود نخواهم و هر چه را تو زود می خواهی دیر نخواهم .