2015/04/16, 07:02 PM
همه مثل هم نیستن.
من دقیقا یه سال و نیم بعد از عروسیم دچار حمله و بستری شدم.
همه عالم و آدم فهمیدن و اومدن ملاقاتم
پدرشوهرم پیگیر کارام بود و منو و جواب آزمایشامو ام ار آیمو پیش دکترای مختلف و شهرای مختلف برد.
بابام فقط یه بار اومد ملاقاتم . بعد رفت خونه و همه اش گریه میکرد.
خدا رو شکر پدرشوهر فهمیده ای دارم که منو اندازه بچه هاش دوس داره. و همش میگه اینو بخور خوبه اونو نخور ضرر داره. حرص نخور برات خوب نیس و...
و شوهر منم گوش شیطون کر ! به باباش رفته
مادر شوهرمم خوبه و طبیعی رفتار میکنه. البته ناگفته نماند که منم کاملا سالم و عادی هستم و با حمایتهای خونواده خودم و شوهرم خوب خوب خواهم شد...
به امید بهودی همه
من دقیقا یه سال و نیم بعد از عروسیم دچار حمله و بستری شدم.
همه عالم و آدم فهمیدن و اومدن ملاقاتم
پدرشوهرم پیگیر کارام بود و منو و جواب آزمایشامو ام ار آیمو پیش دکترای مختلف و شهرای مختلف برد.
بابام فقط یه بار اومد ملاقاتم . بعد رفت خونه و همه اش گریه میکرد.
خدا رو شکر پدرشوهر فهمیده ای دارم که منو اندازه بچه هاش دوس داره. و همش میگه اینو بخور خوبه اونو نخور ضرر داره. حرص نخور برات خوب نیس و...
و شوهر منم گوش شیطون کر ! به باباش رفته

مادر شوهرمم خوبه و طبیعی رفتار میکنه. البته ناگفته نماند که منم کاملا سالم و عادی هستم و با حمایتهای خونواده خودم و شوهرم خوب خوب خواهم شد...
به امید بهودی همه


این روزای سختو که بگذرونم، میزنم رو شونه خدا و میگم :
جنبه رو حال کردی ؟!!
جنبه رو حال کردی ؟!!