2013/10/07, 03:38 PM
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2013/10/07, 04:27 PM، توسط همسر یک قهرمان.)
خانواده خودم اول شوک بودن تو گیر و دار طلاق بگیر نگیر آخه تازه 40روز بود عقد کرده بودیم با دیوانه بازیهای من کم کم کوتاه اومدن 
اما خانواده اون عوض حمایت و امید خیلی راحت ترکمون کردند
واقعاً چرا
چطور میشه آدم شب سر رو بالش بذار بخوابِ یا غذا از گلوش پایین بره ندانه بچه اش چیکار میکنه با بیماریش

اما خانواده اون عوض حمایت و امید خیلی راحت ترکمون کردند

واقعاً چرا


هرکه را دیدم از مجنون و عشقش قصه گفت
کاش میگفتند در این ره، چه بر لیلا گذشت
کاش میگفتند در این ره، چه بر لیلا گذشت
