2013/03/01, 08:20 PM
من فقط چند دقیقه خودم رو جای هر پدرو مادری میذارم(چه دختر چه پسر) برای فرزندم سالها تلاش کردم و زحمتشو کشیدم
حالا بزرگ شده...میخواد ازدواج کنه
با کسی که مبتلا به ام اسه...
اگه بدونم اول مخالفت میکنم..چون عروس یا دامادم قراره مث بچه خودم باشه و دوسش داشته باشم...دوس ندارم روزی بچم حتی یه کوچولو مریض باشه
اما اگه ببینم همدیگرو میخوان شرایط رو واسشون مهیا میکنم و ترجیح میدم مساله رو با منم درمیون بذارن بهر حال قراره یه خونواده بشیم هممون
هر مادر و پدری از فرزند خودش سهمی داره
دوست دارم کسی باشم که مشکلاشونو باهام درمیون بذارن تا کمکشون کنم
در ضمن اگه بعدا بفهمم که ازم قایم کردن خیلی ناراحت میشم!
پس خودم به شخصه به هرکس از خونوادم نگم به پدر مادر طرفم میگم(گفتم)
وقتی این مساله مطرح شه..خیالت راحته و استرس نداری...حساسیتتو درک میکنن
اگه برای بدحالیت تو جمعشون نباشی و تکرار شه دلگیر نمیشن و خیلی دلایل دیگه.....
حالا بزرگ شده...میخواد ازدواج کنه
با کسی که مبتلا به ام اسه...
اگه بدونم اول مخالفت میکنم..چون عروس یا دامادم قراره مث بچه خودم باشه و دوسش داشته باشم...دوس ندارم روزی بچم حتی یه کوچولو مریض باشه
اما اگه ببینم همدیگرو میخوان شرایط رو واسشون مهیا میکنم و ترجیح میدم مساله رو با منم درمیون بذارن بهر حال قراره یه خونواده بشیم هممون
هر مادر و پدری از فرزند خودش سهمی داره
دوست دارم کسی باشم که مشکلاشونو باهام درمیون بذارن تا کمکشون کنم
در ضمن اگه بعدا بفهمم که ازم قایم کردن خیلی ناراحت میشم!
پس خودم به شخصه به هرکس از خونوادم نگم به پدر مادر طرفم میگم(گفتم)
وقتی این مساله مطرح شه..خیالت راحته و استرس نداری...حساسیتتو درک میکنن
اگه برای بدحالیت تو جمعشون نباشی و تکرار شه دلگیر نمیشن و خیلی دلایل دیگه.....
دردم نهفته به از طبیبان مدعی
باشد که از خزانهء غیبش دوا کنند
باشد که از خزانهء غیبش دوا کنند
