2012/10/16, 09:23 PM
هجده سال و چهارماه گذشت!!
روحش شاد ام اس گرامی.
تا سالها باهاش زندگی کردم. مدارا کردم. اهمیت ندادم. پنهانش کردم حتی از عزیزانم...
ولی توانست در اعماق وجودم نفوذ کنه و در تمام جسمم ریشه دواند.
به چیزی که ازش هراس داشتم و همه دارند، رسیدم. به فلجی! البته اسمش را نمیشه فلج گذاشت چون بیحس نبودم، ناتوان بودم.
در این مرحله باورش کردم و دانستم که "دشمن را هر چقدر کوچک، حقیر نشمارید."
شروع به مبارزه کردم. به یک راه اکتفا نکردم. از هر راهی نتیجه نگرفتم، روشی جدید را امتحان کردم.
و در نهایت توانستم بر او غلبه کنم.
با تغذیه، علت بیماری را از بین بردم. با داروهای گیاهی درمان شدم. با ورزش ضعف بوجود آمده در عضلات بدلیل بی تحرکی را دارم برطرف میکنم.
روحش شاد ام اس گرامی.

تا سالها باهاش زندگی کردم. مدارا کردم. اهمیت ندادم. پنهانش کردم حتی از عزیزانم...
ولی توانست در اعماق وجودم نفوذ کنه و در تمام جسمم ریشه دواند.
به چیزی که ازش هراس داشتم و همه دارند، رسیدم. به فلجی! البته اسمش را نمیشه فلج گذاشت چون بیحس نبودم، ناتوان بودم.
در این مرحله باورش کردم و دانستم که "دشمن را هر چقدر کوچک، حقیر نشمارید."
شروع به مبارزه کردم. به یک راه اکتفا نکردم. از هر راهی نتیجه نگرفتم، روشی جدید را امتحان کردم.
و در نهایت توانستم بر او غلبه کنم.

با تغذیه، علت بیماری را از بین بردم. با داروهای گیاهی درمان شدم. با ورزش ضعف بوجود آمده در عضلات بدلیل بی تحرکی را دارم برطرف میکنم.
من هم ام اس داشتم.