2012/05/29, 01:35 PM
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2012/05/29, 01:36 PM، توسط Mehdi Marjani.)
چشم خانم چشم با بچه ها درست برخورد میکنم
نازی نازی نازی بابای لا لا کنید بابا جان ..................................
باشه بقیه قصه رو میگم...............
جونم براتون بگه که:
سیاهی در پیش بود و دیگر همراهان در پس وی میتلاشیدندی و جان در میکردندی راه هموار ولی سربالا بود کم کم داشت خستگی برا آنان چیره میگشت و عرق از جای جای بدنشان تراوش میکردی تا به آنجا که پس از ایشان دیگر غباری بر نمیخاست .....
پس به راه همی ادامه دادندی تا به منزلی رسیدندی و نفسی بماندندی و چون اطرف به سرخی مینمایید آنجا را به این نام نامیدندو از آن پس نیز رهگذران همی کردندی...
پس انکه نفسی تازه بکردندی راه در پیش بگرفتندی تا به دشت پاک برسندی ...............................ادامه دارد
نازی نازی نازی بابای لا لا کنید بابا جان ..................................
باشه بقیه قصه رو میگم...............
جونم براتون بگه که:
سیاهی در پیش بود و دیگر همراهان در پس وی میتلاشیدندی و جان در میکردندی راه هموار ولی سربالا بود کم کم داشت خستگی برا آنان چیره میگشت و عرق از جای جای بدنشان تراوش میکردی تا به آنجا که پس از ایشان دیگر غباری بر نمیخاست .....
پس به راه همی ادامه دادندی تا به منزلی رسیدندی و نفسی بماندندی و چون اطرف به سرخی مینمایید آنجا را به این نام نامیدندو از آن پس نیز رهگذران همی کردندی...
پس انکه نفسی تازه بکردندی راه در پیش بگرفتندی تا به دشت پاک برسندی ...............................ادامه دارد

خدایا حواست هست؟
صدای گریه ام از گلویی در میاید که تو از رگ به آن نزدیکتری
صدای گریه ام از گلویی در میاید که تو از رگ به آن نزدیکتری