2012/05/28, 04:54 PM
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2012/05/28, 04:55 PM، توسط Mehdi Marjani.)
القصه.........................
خب کجا بودیم بچه های عزیز.gif)
و اما طوطیان شکر شکن و راویان اخبار چنین حکایت کردندنی که در ادامه سفر یاران پس طی مسافت طولانی به آبادی دیگر در بین راه رسدند و چون آفتاب از تیغ گذشته بود بنا بر آن گرفتند که دمی در آنجا استراحت کنندی .
گرمای هوا چنان بودندی که نام آن را گرمسار نهادیدندی و از آن روز بود که این آبادی در صدد پرورش و تربیت بزرگ مردانیدر آمد تا در راس امور مملکتی و حکومتی قرار گیرندی و کارهایی کنندی که در جهان بی مانند بودندی
از این رو سینا چون عایق حرارتی مناسبی (بد تر از من) بر سر نداشتندی از گرمای بسیار رو به سایه آوردی و در عبور از هر کوی و برزنی این امر را رعایت کردندی و از فربود نیز تنها یک سیاهی بجا مانده و بس ...............
ادامه دارد
خب کجا بودیم بچه های عزیز
.gif)
و اما طوطیان شکر شکن و راویان اخبار چنین حکایت کردندنی که در ادامه سفر یاران پس طی مسافت طولانی به آبادی دیگر در بین راه رسدند و چون آفتاب از تیغ گذشته بود بنا بر آن گرفتند که دمی در آنجا استراحت کنندی .
گرمای هوا چنان بودندی که نام آن را گرمسار نهادیدندی و از آن روز بود که این آبادی در صدد پرورش و تربیت بزرگ مردانیدر آمد تا در راس امور مملکتی و حکومتی قرار گیرندی و کارهایی کنندی که در جهان بی مانند بودندی
از این رو سینا چون عایق حرارتی مناسبی (بد تر از من) بر سر نداشتندی از گرمای بسیار رو به سایه آوردی و در عبور از هر کوی و برزنی این امر را رعایت کردندی و از فربود نیز تنها یک سیاهی بجا مانده و بس ...............

ادامه دارد
خدایا حواست هست؟
صدای گریه ام از گلویی در میاید که تو از رگ به آن نزدیکتری
صدای گریه ام از گلویی در میاید که تو از رگ به آن نزدیکتری