2012/05/19, 11:32 PM
الان که نوشته های آقا علیرضا رو می خووندم یه حس جالبی بهم دست داد رفتم به چند سال پیش بعضی از کتابها رو وقتی می خوندم نویسندش اینقدر جالب همه چیز رو توصیف کرده بود که انگار فیلم داری نگاه می کنی
من هم الان با این نوشته، اتاقی که دوستان الان اونجا خوابیدن حتی دانشگاهی که رفتن وحتی سرایدار مهربان اونجا و دختر خانومی که جلوی دوربین نیامد و حتی بوی کرم زنیک اکسید را هم استشمام کردم خیلی عالی نوشته بود ممنون از اینهمه فداکاری امیدوارم با اینکار شما عزیزان دید جامعه نسبت به بیماری ام اس عوض بشه


من هم الان با این نوشته، اتاقی که دوستان الان اونجا خوابیدن حتی دانشگاهی که رفتن وحتی سرایدار مهربان اونجا و دختر خانومی که جلوی دوربین نیامد و حتی بوی کرم زنیک اکسید را هم استشمام کردم خیلی عالی نوشته بود ممنون از اینهمه فداکاری امیدوارم با اینکار شما عزیزان دید جامعه نسبت به بیماری ام اس عوض بشه


