2012/05/18, 06:49 PM
سلام دوستان بسیار عزیز و گل
سلاااااااااااااااااااااااااااااااام و هزار تا تشکر بابت این همه انرژی
نمیدونین چه احساس قشنگی داره وقتی میبینم حتی یه نفر هم که شده ... نوشته من رفتم دوچرخه سواری کردم حتی یک دقیقه ... واقعا ممنوووووووووون
دوستای عزیز امروز تقریبا ۱۳۰ کیلومتر رکاب زدیم ... مسیر نرمال بود ... هم سربالایی داشت هم سرازیری ... ولی بیشترش کف بود ...
برام خیلی دلچسب بود ... من گزارش نمینویسم ... یعنی تا حالا ننوشتم .... ایشالا علی میاد کامل مینویسه
امروز برای اولین بار داشتم توی یه جاده ای رکاب میزدم که تا چشم کار میکرد جاده یه خط مستقیم بود ... چون صبح زود راه افتادیم جاده خیلی خلوت بود
کاملا یه طبیعت وحشی در دو طرفمون داشت خودنمایی میکرد ..... خیلی دلم میخواد تو همچین مناطقی زندگی کنم ... نمیدونم من تو زندگی قبلیم سرخ پوست بودم یا یه گاو چرون ... بالاخره اینجور مناطق رو دوست دارم ... بیابون دست نخورده ... البته با یه موزیک فرانسوی که روی حرف ر و غ شدیدا تاکید داشته باشه
از هر چند صد متر یه چند تا سمور میومدن کنار جاده و برامون سر تکون میدادن و تا میرسیدیم فرار میکردن ... خیلی بامزه بودن
همشون هم داد میزدن :: علی علی علی علی ... ای بابا من عجب خریم این که سیناست ... سینا سینا سینا
چه حس قشنگیه وقتی ماشین هایی که رد میشن برات بوق میزنن ... یا چوپان ها برات دست تکون میدن و داد میزنن خسته نباشییییییییی
البته قشنگتر از این دست تکون دادن و تشکر کردن خود آدمه
ما حتی برای دوربین های کنترل جاده هم دست تکون میدیم ... توی اون بیابون های کنار جاده بعضی وقت ها چند تا مترسک دیده میشد که من عاشق یکیشون شدم و دوست داشتم چند ساعت بشینم کنارش و بهش زل بزنم ... ولی چه کنم که نه تونستم باهاش عکس بگیرم نه تونستم بهش دست بزنم ... چون هوا داشت گرم میشد و باید زودتر به مقصد میرسیدیم ... در عوض تصویر اون مترسک تا آخر عمرم تو ذهنم میمونه شاید اگه باهاش عکس مینداختم اینقدر برام با ارزش نمیشد که الان هست حتی شاعر محترمی گفته :: رسیدن همه چیز را خراب می کند عزیز ::
خیلی قشنکه وقتی میدونی ۳ نفر از بهترین دوستات هم مثل تو دارن از این همه حس قشنگ لذت میبرن و با هم یه هدف مشترک دارین
از همه مهمتر چه حس قشنگیه وقتی میدونی هـــــــــــــــــــــمه دوستای عزیزت برات آرزوی موفقیت کردن و برات دعا میکنن ...
با فکر کردن به این همه احساس قشنگ ... ییهو میبینی ۱۳۰ کیلومتر رکاب زدی و اصلا متوجه نشدی که چجوری رکاب زدی و کی رسیدی
واقعا این تاپیک برام لذت بخشه و کلی ازش انرژی میگیرم ....
تا بعد
سلاااااااااااااااااااااااااااااااام و هزار تا تشکر بابت این همه انرژی
نمیدونین چه احساس قشنگی داره وقتی میبینم حتی یه نفر هم که شده ... نوشته من رفتم دوچرخه سواری کردم حتی یک دقیقه ... واقعا ممنوووووووووون
دوستای عزیز امروز تقریبا ۱۳۰ کیلومتر رکاب زدیم ... مسیر نرمال بود ... هم سربالایی داشت هم سرازیری ... ولی بیشترش کف بود ...
برام خیلی دلچسب بود ... من گزارش نمینویسم ... یعنی تا حالا ننوشتم .... ایشالا علی میاد کامل مینویسه
امروز برای اولین بار داشتم توی یه جاده ای رکاب میزدم که تا چشم کار میکرد جاده یه خط مستقیم بود ... چون صبح زود راه افتادیم جاده خیلی خلوت بود
کاملا یه طبیعت وحشی در دو طرفمون داشت خودنمایی میکرد ..... خیلی دلم میخواد تو همچین مناطقی زندگی کنم ... نمیدونم من تو زندگی قبلیم سرخ پوست بودم یا یه گاو چرون ... بالاخره اینجور مناطق رو دوست دارم ... بیابون دست نخورده ... البته با یه موزیک فرانسوی که روی حرف ر و غ شدیدا تاکید داشته باشه
از هر چند صد متر یه چند تا سمور میومدن کنار جاده و برامون سر تکون میدادن و تا میرسیدیم فرار میکردن ... خیلی بامزه بودن
همشون هم داد میزدن :: علی علی علی علی ... ای بابا من عجب خریم این که سیناست ... سینا سینا سینا
چه حس قشنگیه وقتی ماشین هایی که رد میشن برات بوق میزنن ... یا چوپان ها برات دست تکون میدن و داد میزنن خسته نباشییییییییی
البته قشنگتر از این دست تکون دادن و تشکر کردن خود آدمه
ما حتی برای دوربین های کنترل جاده هم دست تکون میدیم ... توی اون بیابون های کنار جاده بعضی وقت ها چند تا مترسک دیده میشد که من عاشق یکیشون شدم و دوست داشتم چند ساعت بشینم کنارش و بهش زل بزنم ... ولی چه کنم که نه تونستم باهاش عکس بگیرم نه تونستم بهش دست بزنم ... چون هوا داشت گرم میشد و باید زودتر به مقصد میرسیدیم ... در عوض تصویر اون مترسک تا آخر عمرم تو ذهنم میمونه شاید اگه باهاش عکس مینداختم اینقدر برام با ارزش نمیشد که الان هست حتی شاعر محترمی گفته :: رسیدن همه چیز را خراب می کند عزیز ::
خیلی قشنکه وقتی میدونی ۳ نفر از بهترین دوستات هم مثل تو دارن از این همه حس قشنگ لذت میبرن و با هم یه هدف مشترک دارین
از همه مهمتر چه حس قشنگیه وقتی میدونی هـــــــــــــــــــــمه دوستای عزیزت برات آرزوی موفقیت کردن و برات دعا میکنن ...
با فکر کردن به این همه احساس قشنگ ... ییهو میبینی ۱۳۰ کیلومتر رکاب زدی و اصلا متوجه نشدی که چجوری رکاب زدی و کی رسیدی
واقعا این تاپیک برام لذت بخشه و کلی ازش انرژی میگیرم ....
تا بعد

... وقتی تبر به جنگل آمد ، درختان فریاد زدند و گفتند :نگاه کنید دسته اش از جنس ماست !!. ... 1213.2