با تاخیر !
من دیگه جزئیات رو ننوشتم چون علیرضا همه رو نوشته مگر اینکه اشاره نکرده باشه من بگم
متاسفانه اینجا مشکل کمبود لپ تاپ و کمبود وقت برای گزارش نویسی هست
روز اول - سه شنبه 91.2.26
ساعت 7 صبح بیدار شدم زودتر از علیرضا و سینا و دیرتر از حسین ، شب قبلش من حسین حرم موندیم تا حدود ساعت 3 و من حدود 4 خوابیدم ولی چون صبح میخواستم حمام برم زود تر بیدار شدم.
از حمام که اومدم بچه ها هم کم کم بیدار شدن و شروع به جمع کردن وسایل شدیم هر کی دنبال وسایلش بود که در چمدون و ساکش بگذاره . تقریبا وسایل جمع شده بود که به خوردن صبجانه مشغول شدیم که شامل سیب زمینی و تخم مرع آپ پز و یک لیوان آبمیوه می شد
صبحانه روخوردیم وسایل ها هم جمع شد ولی سینا کیف هدست اش رو گم کرد و براش ناراحت بود ، وسایل رو داخل ون ها گذاشتیم در این فاصله سینا هم زحمت کشید ظرف ها رو شست و راهی انجمن ام اس مشهد شدیم قرامون برای ساعت 9 بود ولی حدود ساعت 9:20 دقیقه رسیدیم انمجن مشهد ، اولین چیزی که نظرم رو جلب کرد پارچه ای بود که روی دیوار سمت چپ انجمن زده شده بود در رابطه با خیر مقدم به ورزشکاران نوشته شده بود .
گروهی از صدا و سیمای مشهد اومده بودن و جلوی در انجمن منتظر بودن اول ما وارد انجمن شدیم که مورد استقبال دوستان انجمنی قرار گرفتیم با خوش آمد گویی و دست زدن و در نهایت پذیرایی که انجام شد .
مسئولین انجمن لطف کردن و هدایایی در برای گروه آوای امید در نظر گرفتن که کیف دستی کرم رنگی بود که هنوز از محتواش با خبر نشدم !
بعد از مراسم داخلی انجمن بیرون رفتیم از زیر قرآن رد شدیم و گروه خبری مشهد مصاحبه گرفت و دکتر اعتمادی و نیکنام خداحافظی ویژه ای از ما داشتن ، آب(همراه با مقادیر زیادی یخ!) پشت سرم ریختن که راهی بشیم .
از همه بچه ها و مسئولین انجمن مشهد خیلی ممنونم که واقعا مراسم بدرقه عالی و خوبی تدارک دیدن
با اسکورت نیروی انتظامی شروع به حرکت کردیم به طرف حرم امام رضا در مسیر گروه خبری مشهد هم فیلم گرفت و یکی از دوستان انجمن هم با دوچرخه همراه شد و همچنین 2 تا پراید از دوستان انجمن هم همراهمون اومدن .
به فلکه آب رسیدیم 5 دور چرخیدیم و بعد به سمت جاده نبشابور راهی شدیم .چندین بار در بلوار امام رضا راه ماشین ها رو بخاطر فیلم برداری بند آوردیم
از ابتدای جاده نیشابور از همراهان انجمن خداحافظی کردیم.
بعد از خداحافظی از دوستان حرکت در جاده رو شروع کردیم تا به پلیس راه رسیدیم و ساعت زدیم .
اوایل راه کفی بود با مناظر سبز و زیبا در حاشیه جاده هموا هم نسبتا خوب بود ولی نگران گرمی هوا بودیم .
اما برعکس انتظارمون هوا کم کم ابری شد و مسیر در حال شیب گرفتن بود .
اندکی بعد بارون گرفت همراه با باد شدید که حرکت رو کمی سخت کرد تمام کفشمون پر از آب شد ، پانچو ها رو پو شیدیم تا بیشتر خیس نشیم
ضربه های قطرات بارون رو سطح جاده منو یاد پیکسل های بازی های آتاری مینداخت که به سرعت رد میشدن !
بالاخره با کلی مشقت حدود ساعت 4 به شهر ملک آباد رسیدیم بعد از ساعت زدن تو پلیس راه و خوردن ناهار در رستوران سره راهی یکی از اهالی اونجا لطف کرد از طریق شورا شهر مکانی برای اسکان در نظر گرفت که نهایتا قرار شد که تو آتش نشانی شب بمونیم
شام هم مهمون شورای شهر ملک آباد بودیم که بسیار خوب بود
DSC04912.JPG (اندازه: 176.03 KB / تعداد دفعات دریافت: 31)
من دیگه جزئیات رو ننوشتم چون علیرضا همه رو نوشته مگر اینکه اشاره نکرده باشه من بگم
متاسفانه اینجا مشکل کمبود لپ تاپ و کمبود وقت برای گزارش نویسی هست
روز اول - سه شنبه 91.2.26
ساعت 7 صبح بیدار شدم زودتر از علیرضا و سینا و دیرتر از حسین ، شب قبلش من حسین حرم موندیم تا حدود ساعت 3 و من حدود 4 خوابیدم ولی چون صبح میخواستم حمام برم زود تر بیدار شدم.
از حمام که اومدم بچه ها هم کم کم بیدار شدن و شروع به جمع کردن وسایل شدیم هر کی دنبال وسایلش بود که در چمدون و ساکش بگذاره . تقریبا وسایل جمع شده بود که به خوردن صبجانه مشغول شدیم که شامل سیب زمینی و تخم مرع آپ پز و یک لیوان آبمیوه می شد
صبحانه روخوردیم وسایل ها هم جمع شد ولی سینا کیف هدست اش رو گم کرد و براش ناراحت بود ، وسایل رو داخل ون ها گذاشتیم در این فاصله سینا هم زحمت کشید ظرف ها رو شست و راهی انجمن ام اس مشهد شدیم قرامون برای ساعت 9 بود ولی حدود ساعت 9:20 دقیقه رسیدیم انمجن مشهد ، اولین چیزی که نظرم رو جلب کرد پارچه ای بود که روی دیوار سمت چپ انجمن زده شده بود در رابطه با خیر مقدم به ورزشکاران نوشته شده بود .
گروهی از صدا و سیمای مشهد اومده بودن و جلوی در انجمن منتظر بودن اول ما وارد انجمن شدیم که مورد استقبال دوستان انجمنی قرار گرفتیم با خوش آمد گویی و دست زدن و در نهایت پذیرایی که انجام شد .
مسئولین انجمن لطف کردن و هدایایی در برای گروه آوای امید در نظر گرفتن که کیف دستی کرم رنگی بود که هنوز از محتواش با خبر نشدم !
بعد از مراسم داخلی انجمن بیرون رفتیم از زیر قرآن رد شدیم و گروه خبری مشهد مصاحبه گرفت و دکتر اعتمادی و نیکنام خداحافظی ویژه ای از ما داشتن ، آب(همراه با مقادیر زیادی یخ!) پشت سرم ریختن که راهی بشیم .
از همه بچه ها و مسئولین انجمن مشهد خیلی ممنونم که واقعا مراسم بدرقه عالی و خوبی تدارک دیدن
با اسکورت نیروی انتظامی شروع به حرکت کردیم به طرف حرم امام رضا در مسیر گروه خبری مشهد هم فیلم گرفت و یکی از دوستان انجمن هم با دوچرخه همراه شد و همچنین 2 تا پراید از دوستان انجمن هم همراهمون اومدن .
به فلکه آب رسیدیم 5 دور چرخیدیم و بعد به سمت جاده نبشابور راهی شدیم .چندین بار در بلوار امام رضا راه ماشین ها رو بخاطر فیلم برداری بند آوردیم
از ابتدای جاده نیشابور از همراهان انجمن خداحافظی کردیم.
بعد از خداحافظی از دوستان حرکت در جاده رو شروع کردیم تا به پلیس راه رسیدیم و ساعت زدیم .
اوایل راه کفی بود با مناظر سبز و زیبا در حاشیه جاده هموا هم نسبتا خوب بود ولی نگران گرمی هوا بودیم .
اما برعکس انتظارمون هوا کم کم ابری شد و مسیر در حال شیب گرفتن بود .
اندکی بعد بارون گرفت همراه با باد شدید که حرکت رو کمی سخت کرد تمام کفشمون پر از آب شد ، پانچو ها رو پو شیدیم تا بیشتر خیس نشیم
ضربه های قطرات بارون رو سطح جاده منو یاد پیکسل های بازی های آتاری مینداخت که به سرعت رد میشدن !
بالاخره با کلی مشقت حدود ساعت 4 به شهر ملک آباد رسیدیم بعد از ساعت زدن تو پلیس راه و خوردن ناهار در رستوران سره راهی یکی از اهالی اونجا لطف کرد از طریق شورا شهر مکانی برای اسکان در نظر گرفت که نهایتا قرار شد که تو آتش نشانی شب بمونیم
شام هم مهمون شورای شهر ملک آباد بودیم که بسیار خوب بود

gone out
follow the white rabbit
[/b]
follow the white rabbit
[/b]