2012/05/13, 01:39 PM
منم میخوام یه خطره تعریف کنم
دیروز که خب بر حسب وظیفه رفتم فرودگاه اینا که بماند
حسین آقا دوربینشو رو داد دستم گفت چنداتا عکس ازشون بگیرم
از اونجایی که من ام اس دارم و چند وقتیه دست راستم به ملکوت اعلی پیوسته اصلن دکمه رو حس نمیکردم
چند بار زدم عکس نگرفت
کلی خجالت کشیدم
اما به هر ضرب و زوری بود دوتا عکس ازشون گرفتم
واااااااااااااای
خدا چقد خجالت کشیدم






اهان راستی
خیلی دوستشون دارم
نمیدونم اینو چطوری بهشون بگم


دیروز که خب بر حسب وظیفه رفتم فرودگاه اینا که بماند
حسین آقا دوربینشو رو داد دستم گفت چنداتا عکس ازشون بگیرم
از اونجایی که من ام اس دارم و چند وقتیه دست راستم به ملکوت اعلی پیوسته اصلن دکمه رو حس نمیکردم
چند بار زدم عکس نگرفت
کلی خجالت کشیدم
اما به هر ضرب و زوری بود دوتا عکس ازشون گرفتم
واااااااااااااای
خدا چقد خجالت کشیدم







اهان راستی
خیلی دوستشون دارم
نمیدونم اینو چطوری بهشون بگم




ماییم و نوای بی نوایی.بسم لله اگر حرف مایی