خوب دوستان براي اينكه بدونن بچه ها چقدر زحمت كشيدن توي اين زمينه من يه مقدار از مشاهداتم بگم تا بدونين اين حركت تصميم يك شبه نبوده.
البته من به طور كامل در جريان همه چيز نيستم اما تا حدودي تلاشهاي بچه ها رو ميديدم دوست داشتم خودشون به اين موارد اشاره مي كردن اما خوب دوست نداشتن احتمالا از تلاشهاي خودشون بگن. البته اگه جايي اشتباه كردم خود بچه ها بعدا اصلاح كنند.
برنامه اين سفر فكر مي كنم از حدود يك سال پيش شروع شد و بچه ها توي فكر همچين سفري بودند. براي افرادي كه ورزشكار حرفه اي نيستند اينكه 1000 كيلومتر رو با دوچرخه طي كنند نه تنها سخت بلكه خطرناك هست اونم مخصوصا اينكه درگير ام اس هم باشي. براي همين اولين قدم ايجاد آمادگي جسماني بود. از حدود 7 8 ماه پيش بچه ها زير نظر پزشكان متخصص قواي جسماني خودشون رو بررسي كردند و با گرفتن تمرينات لازم سعي در آماده سازي داشتند. برنامه هاي سخت تمريني اختصاصي هم از حدود 4 ماه پيش شروع شده و روزانه انجام ميشه.
مسلما اين سفر هزينه داره و از طرفي بايد طوري انجام مي شد تا تلاشهاشون به هدر نره. براي همين با همراهي با انجمن ام اس و حمايت هاي شخص دكتر صحراييان و تلاشهاي بي نهايت زياد حسين كه خود من در مدتي كه كنارشون بودم مي ديدم چقدر تماس و پيگيري انجام مي شد بزرگترين اپراتور كشور (همراه اول) به عنوان اسپانسر اصلي، تمام هزينه هاي اين سفر رو شامل خريد لوازم و وسايل هزينه هاي جاري و هزينه هاي مربوط به اطلاع رساني و ... رو قبول كرد و خوشبختانه بچه ها در اين زمينه مشكلي ندارند.
بگذريم كه در اين بين همكاري انجمن ام اس بخصوص دكتر صحراييان و فدراسيون دوچرخه سواري هم نقش مهمي داشت.
باز بايد خداروشكر كرد كه در بين جامعه ام اس چند نفر هستند كه مي تونن همت كنند و از طرفي مشغله هاي زندگي آنچنان هم مشغولشون نكرده و دست به يه همچين كارهايي مي زنند كه مسلما براي جامعه ام اس مفيد خواهد بود.
مواردي كه گفتم براي اين بود كه بدونين مسير ساده اي براي اين حركت انتخاب نشده و تلاش هاي زيادي انجام گرفته تا اين اتفاق رخ بده.
منم اميدوارم سفر بي خطري باشه و به سلامت برن و برگردند و مخصوصا گرماي هوا مشكلي براشون ايجاد نكنه.
دوست دارم قبل رفتن يه بار ديگه دوستامو ببينم.
البته من به طور كامل در جريان همه چيز نيستم اما تا حدودي تلاشهاي بچه ها رو ميديدم دوست داشتم خودشون به اين موارد اشاره مي كردن اما خوب دوست نداشتن احتمالا از تلاشهاي خودشون بگن. البته اگه جايي اشتباه كردم خود بچه ها بعدا اصلاح كنند.
برنامه اين سفر فكر مي كنم از حدود يك سال پيش شروع شد و بچه ها توي فكر همچين سفري بودند. براي افرادي كه ورزشكار حرفه اي نيستند اينكه 1000 كيلومتر رو با دوچرخه طي كنند نه تنها سخت بلكه خطرناك هست اونم مخصوصا اينكه درگير ام اس هم باشي. براي همين اولين قدم ايجاد آمادگي جسماني بود. از حدود 7 8 ماه پيش بچه ها زير نظر پزشكان متخصص قواي جسماني خودشون رو بررسي كردند و با گرفتن تمرينات لازم سعي در آماده سازي داشتند. برنامه هاي سخت تمريني اختصاصي هم از حدود 4 ماه پيش شروع شده و روزانه انجام ميشه.
مسلما اين سفر هزينه داره و از طرفي بايد طوري انجام مي شد تا تلاشهاشون به هدر نره. براي همين با همراهي با انجمن ام اس و حمايت هاي شخص دكتر صحراييان و تلاشهاي بي نهايت زياد حسين كه خود من در مدتي كه كنارشون بودم مي ديدم چقدر تماس و پيگيري انجام مي شد بزرگترين اپراتور كشور (همراه اول) به عنوان اسپانسر اصلي، تمام هزينه هاي اين سفر رو شامل خريد لوازم و وسايل هزينه هاي جاري و هزينه هاي مربوط به اطلاع رساني و ... رو قبول كرد و خوشبختانه بچه ها در اين زمينه مشكلي ندارند.
بگذريم كه در اين بين همكاري انجمن ام اس بخصوص دكتر صحراييان و فدراسيون دوچرخه سواري هم نقش مهمي داشت.
باز بايد خداروشكر كرد كه در بين جامعه ام اس چند نفر هستند كه مي تونن همت كنند و از طرفي مشغله هاي زندگي آنچنان هم مشغولشون نكرده و دست به يه همچين كارهايي مي زنند كه مسلما براي جامعه ام اس مفيد خواهد بود.
مواردي كه گفتم براي اين بود كه بدونين مسير ساده اي براي اين حركت انتخاب نشده و تلاش هاي زيادي انجام گرفته تا اين اتفاق رخ بده.
منم اميدوارم سفر بي خطري باشه و به سلامت برن و برگردند و مخصوصا گرماي هوا مشكلي براشون ايجاد نكنه.
دوست دارم قبل رفتن يه بار ديگه دوستامو ببينم.

هميشه مردم لباس هاي كهنه و پوسيده اشون رو دور مي ندازن دارم به اين فكر مي كنم كه چرا بعضي ها افكار كهنه و پوسيدشون رو هيچ وقت دور نمي ندازن