2011/11/24, 01:49 PM
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2011/11/24, 01:53 PM، توسط dr.dentist.)
(2011/11/24, 01:13 PM)شهرزاد نوشته است: سلام
آخه از چه لحاظ حالش بده؟؟؟ جسمانی یا روحی؟؟؟
اگه جسمانیه که ایشاله بهتر شه ولی گه روحی هستش که بهش بگید نزدیک به یک میلیون نفر عین تو هستن نه کمتر نه بیشتر
درسته جا خورده از مریضیش ولی تا خودش نخواد کسی نمی تونه کمکش کنه باید بیشتر تو جمع بچه های ام اسی باشه اون فکر میکنه تنها همون یه نفره
توصیه من اینکه بیشتر به سایت و انجمن سربزنه خودش نه از طرفش
چون باور نمیکنه باید حضوری خودش ببینه
از لحاظ جسمی کمی دستش بی حس شده یعنی نمیتونه کارهای ظریف با انگشتاش انجام بده.ولی بیشتر از نظر روحی بدحاله خیلی ناامیده همش تو چشماش اشک جمع میشه. میگه امیدی به زندگی نداره.
(2011/11/24, 01:38 PM)yas نوشته است: این نفری که بقول خودتون توی خونه دارید خانمتونه یا دختر تون ؟
بستگی داره اگه از جنس مونث باشه یکم براش سخت میشه ولی من همیشه از همون روز اول که فهمیدم هیچ هیچ عکس العملی نشون ندادم و مثل قبل هستم و بودم آخه میخوام کسی نفهمه
حالا ایشون که خیلی روحیشون رو باختن بنظرم اون کتابچه هایی که بچه ها گذاشتن رو ببینید و به اون طرف مقابل نشون بدید دقیقا از شناسایی و تشخیص ام اس و زندگی بعد از اونه شاید با خوندن این کتابها بفهمه که خودش تنها نیست که مشکل داره خیلی ها هستن
بعدشم مگه الان چه مشکلاتی دارن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ولی بنظرم بذارید مدتی تو حال خودش بمونه بعدش مجبوره این بیماری رو بپذیره و بفهمه که تنها اون نیست و البته باید با چند نفر آشنا بشه مثلا همین سایت بعد میبینه که خیلی ها هستن که مشکلات وحشتنماکی دارن ولی اینقد روحیه دارن که ادم از خودش خجالت میکشه پس بنظر من اول روحیه دادن منطقی
دوم اشنایی با بیماران دیگه
سوم قبول کردن اینکه من ام اس دارم
چهارم شاد بودن و بقیه زندگی به همین سادگی
ممنون از راهنماییت دوست خوبم.
میدونی الان تو یه وضعیتیه که همش دنبال خبرهای بده مثلا یه کتاب دکتر بهش داده بخونه پر از امیدواری ولی اون از همه کتاب یه جمله پیدا کرد که راجع به عوارض ام اس بود و کلی حالش بد شد.خیلی نگرانشم.

یا من اسمه دوا و ذکره شفاء