مادر شوهر خواهر من 40 ساله ام اس داره.........پسر بزرگش شوهر خواهرم یک سالش بود مادرش ام اس گرفت ...بعد از دوسال دومین پسرشون به دنیا اومد.......ماشالا سالم وتحصیلکرده هستن ومثل گل از مادرشون نگهداری میکنن..........خودمم پسر 16 ساله دارم.........البته اون موفع ام اس نداشتم.........شاید علایمی بود ولی تحت درمان و دارو نبودم..........
2012/01/22, 03:04 PM (آخرین ویرایش در این ارسال: 2012/01/22, 04:45 PM، توسط hamid.)
ببخشید که اینجا پست دادم
فقط خواستم از هستی به نهایت تشکر کنم به خاطر بحثی که پیش کشیده چون سوال خیلی از خانم ها و اقایون متاهل هست
و از بقیه دوستان هم تقاضا دارم همین گونه تجربیاتشون رو در این زمینه بنویسن و خواهشا تاپیک منحرف نشه
منم این تاپیک رو مهم میکنم چون واقعا یکی از بزرگترین دقدقه های یک مبتلا به ام اس هست
در اخر امیدوارم همه بچه های گلتون مثل خودتون موفق باشن
من خانمی رو می شناسم که همزمان با بارداریش متوجه بیماری ام اس شد . الان پسرش شش سالشه . خیلی باهوش و شیطونه . جالب تر اینکه مادر انقدر سرش به بچه گرمه که گاها یادش میره ام اس داره .
2012/01/22, 04:22 PM (آخرین ویرایش در این ارسال: 2012/01/22, 04:22 PM، توسط mary909.)
من یک سوال دارم اگه از بچه بگذریم چه بلایی سر مادرمیاد بعدش؟؟؟ همسایه من یه خانمه با دو تا دختر بزرگ و باهوش ولی طفلک چند سالیه اوضاش خیلی بده از خیلی ها شنیدم بعد حاملگی اوضاع مادر به هم میریزه! راسته؟؟؟؟؟
من یک سوال دارم اگه از بچه بگذریم چه بلایی سر مادرمیاد بعدش؟؟؟ همسایه من یه خانمه با دو تا دختر بزرگ و باهوش ولی طفلک چند سالیه اوضاش خیلی بده از خیلی ها شنیدم بعد حاملگی اوضاع مادر به هم میریزه! راسته؟؟؟؟؟
منم که تازه مامان شدمو خیلی خوشحالم.البته قبلش دارو استفاده نمیکردم و الان بخاطر شیردهی ivigمیزنم ماهی 1بار برای جلوگیری از عود.اینکه بچه باعث میشه کمتر به بیماریت فکر کنی راسته راسته.چون واقعا دیگه فرصت سر خاروندن هم نداری چه برسه به این چیزا!و به نظرم این خیلی خوبه.از فشار روحی که قبلا سرم بود خبری نیست و با وجود بچه دنیا زیباتر شدهنمیدونم بعدا چی پیش میاد.من میگم هر چی بادا باد.فقط از خدا میخوام دخترم به این بیماری و بقیه بیماری ها هم همینطور مبتلا نشه.
فکر اینده که میکنم افسرده میشم.اینکه ناتوان بشم و محتاج حتی دخترم بشم دیونم میکنه.خدا خودش بخیر کنه
من قبل از اینکه داروهامو شروع کنم دکترم گفت اگه میخوای اول بچه دار شو بعد بیا تا شروع کنیم دارو هارو.اطلاعاتی نداشتم استرس خفمون کرده بود .بر گشتیم دکتر و گفتیم دارو هارو شروع کنیم.میترسیدم برام مشکل پیش بیاد.ولی الان اینجا رو که میخونم خیلی امیدوار شدم آخه من عاشق بچه م
دور نرو...
بیا کنار دلم
من غیر از اینها که می نویسم
نوازش هم بلدم...
بسیار عالی من هم از این بحث خیلی خوشم اومد چون بهم ارامش و اعتماد به نفس و امید خاصی به اینده داد پس ماهم میتونیم فرزندان سالمی داشته باشیم وعاشقانه و مادرانه دوسشان داشته باشیم خیلی خیلی خوبه ...........
خوشحالم که با خوندن این مطالب میفهمم و میتونم بفهمونم به بقیه که ام اسیها میتونن بچه دار بشن که هیچ
چون مامانشون یه ادم خاصی هست روی بچشون هم تاثیر مثبت تر میذاره
تازه دلشونم بخواد مامانشون یه ام اسی باشه مامان به این خوبی مهربونی تکی
حالا من تبلیغ میکنم برای کسانیکه ایشالله میخوان ازدواج بکنن و در اینده مامان بشن