![]() |
تجربه شخصي - چرایی ابتلا به ام اس - نسخه قابل چاپ +- وبسایت تخصصی ام اس سنتر | بیماری ام اس | مرجع تخصصی ام اس (https://mscenter.ir) +-- انجمن: ام اس (https://mscenter.ir/Forum-%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3) +--- انجمن: بحث هاي تخصصي اعضا (https://mscenter.ir/Forum-%D8%A8%D8%AD%D8%AB-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5%D9%8A-%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7) +--- موضوع: تجربه شخصي - چرایی ابتلا به ام اس (/Thread-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%D9%8A-%DA%86%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%A8%D8%AA%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3) |
RE: تجربه شخصي - چرایی ابتلا به بیماری - tinookhe - 2014/07/06 قلیون ![]() RE: تجربه شخصي - چرایی ابتلا به بیماری - محمد جواد - 2014/07/06 (2014/07/05, 11:18 PM)elhamtanha نوشته است: بنظر منم از استرس و غمه منم به فاصله دو سال پدر وبرادر 32 ساله ام فوت کردن و من مجبور بودم بخاطرحفظ ظاهر و دلداری به مادرم همه چی رو توو خودم بریزم خب اینم نتیجه اش خدا بیامرزتشون ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() به نظرم من از بس همه اتفاقای اطرافمو ریختم تو خودم مریض شدم چون من از نظر عقیدتی با خانوادم تفاوتای زیادی دارم و این رویه باعث شد تو خونه آدم درون گرایی باشم و این حالت یواش یواش شد شخصیتم کلا کسی رو نداشتم و ندارم که باهاش درددل کنم و همیشه با خودم درددل کرده و میکنم به نظر قلیون تاثیر زیادی نمیتونه داشته باشه من دوستی دارم که الان نزدیک 13 ساله قلیون میکشه، منم زیاد اهل قلیون نبودم الان اون ام اس نداره و من دارم RE: تجربه شخصي - چرایی ابتلا به بیماری - پرستوی مهاجر - 2014/07/07 سلام,من هم فکر می کنم ناراحتی های روحی ودرون گرا بودن در بروز این بیماری بی تاثیر نیست .همچنین اینکه تو چند روزی که بیمارستان بستری بودم .باچند بیمار ام اس آشنا شدم.دنبال وجه مشترکمون گشتیم .نتیجه اینکه اکثرا ,گروه خونمون o+ بود.از نظر قد همه بالاتر از ۱۶۵بودیم. وتقریبا همگی می گفتن زیاد تب خال می زدند.من اضافه کنم که تصورم اینه کم خونی هم دخیله من که خودم مینور هم هستم . با آرزوی بهترین ها برای همه ![]() RE: تجربه شخصي - چرایی ابتلا به بیماری - Exhautless - 2014/07/07 (2014/07/07, 04:29 AM)پرستوی مهاجر نوشته است: سلام,من هم فکر می کنم ناراحتی های روحی ودرون گرا بودن در بروز این بیماری بی تاثیر نیست .همچنین اینکه تو چند روزی که بیمارستان بستری بودم .باچند بیمار ام اس آشنا شدم.دنبال وجه مشترکمون گشتیم .نتیجه اینکه اکثرا ,گروه خونمون o+ بود.از نظر قد همه بالاتر از ۱۶۵بودیم. منکر ناراحتی روحی ودرون گرا بودن نیستم ولی درمورد گروه خونی, گروه خونی من +Aهست وخیلیای دیگه هم گروه خونیشون با گروه خونی شما فرق داره,درمورد کم خونی هم من قبل فهمیدن مریزیم خون میدادمو هیچ مشکلی هم نداشتم ودرمورد قدم فکر کنم اونم تو مقیاس کلی اگه نگاه کنی بی تاثیره ![]() RE: تجربه شخصي - چرایی ابتلا به بیماری - پرستوی مهاجر - 2014/07/07 (2014/07/07, 11:21 AM)Exhautless نوشته است:(2014/07/07, 04:29 AM)پرستوی مهاجر نوشته است: سلام,من هم فکر می کنم ناراحتی های روحی ودرون گرا بودن در بروز این بیماری بی تاثیر نیست .همچنین اینکه تو چند روزی که بیمارستان بستری بودم .باچند بیمار ام اس آشنا شدم.دنبال وجه مشترکمون گشتیم .نتیجه اینکه اکثرا ,گروه خونمون o+ بود.از نظر قد همه بالاتر از ۱۶۵بودیم. Hi.شما درست می گین مقیاس من همون شش بیماری بود که شناختمشون .وهمه هم خانم بودن. ![]() RE: تجربه شخصي - چرایی ابتلا به بیماری - barq - 2014/07/14 (2010/06/12, 01:59 PM)tanha نوشته است:نقل قول: عنوان مثال خود من علت بيماري ام را اتفاق پي در پي موضوعاتي عاطفي مي دانم به اضافه يه سري وسواسها منظورم نظافت و پاكيزگي نيست وسواس در همه امور. ولی از نظر من ام اس یه چیز جداست از ما مثل یه میکرب یا ویروس یا یک عارضه ی ژنتیکی من بین خانواده و دوستان به آروم ترین آدم مشهور بودم اعتماد به نفس ام هم عالی بود ولی یکدفعه بهم حمله کرد و من رو مثل یه موش ترسو کرد وقتی به قبلترها فکر میکنم من اصلا شبیه گذشته ام نیستم .بعضی ها می گن کنکور ، سختی های روحی یا عاطفی ،استرس اینها باعثش هست ولی به نظر من اینها فقط ام اس رو از خواب بیدار می کنند.من اصلا آدم وابسته مضطرب یا ترسویی نبودم خیلی وقتها بدون اینکه درس بخونم نمره ی بالای کلاس رو می آوردم ولی ناگهان یک روز رسید که کلا ورق ام برگشت و هرچی از خودم می پرسیدم چی شده جوابی ندارم بدم RE: تجربه شخصي - چرایی ابتلا به بیماری - داود - 2014/08/04 علت گرفتن بیماری ام اس خودمو ناشی از غم و غصه و ناراحتی و استرس بیش از حدی که از طرف خود خانوادم بهم وارد میشد و به ناراحتیم اهمیت ندادن میدونم هیچ وقت رفتارا و کارهای پدر و خواهرم رو که جز دردسر و ناراحتی برام نداشت رو فراموش نمیکنم و همیشه احساس بدبخت بودن و تنها بودن رو داشتم.من که میگم به دیگران اهمیت زیاد دادم و به خودم کم به همین خاطر بدنم باهام قهر کرده و به این زودی آشتی نمیکنه.در واقع من رفتار های غلط پدر و خواهرم رو باعث بیماری خودم میدونم چون هیچ راه فراری نداشتم اینطور شدم ![]() ![]() ![]() RE: تجربه شخصي - چرایی ابتلا به بیماری - mohammadreza1369 - 2014/08/04 من به شخصه علت مبتلا شدنم رو سیگار میدونم بعلاوه ی فکر و خیال زیاد... ![]() RE: تجربه شخصي - چرایی ابتلا به بیماری - jelveh13 - 2014/08/07 من کلاا آدم شدیدا احساساتی هستم، ولی فکر میکنم 1 شوک عاطفی که همراه بود با استرسزیاد باعث شد 16 سال پیش Ms بگیرم، نمیدونم چرا ؟ حسم میگه،،،،،، ![]() RE: تجربه شخصي - چرایی ابتلا به بیماری - nojan.mrs01 - 2014/08/08 (2011/03/30, 05:50 PM)Prime نوشته است: من شخصا MS رو یه بیماری عفونی می دونم که یه ویروس خاصی داره. دوست عزیز اون چیزی که می گین یه بیماری دیگه هست. معمولا همیشه برای تشخیص قطعی ام اس آزمایش خون می گیرن و نوعی ویروس از خانواده رترو ویروس ها هست که علائم شبه ام اس داره و گاهی باعث ایجاد پلاک می شه. برای همین امکان داره برای کسی تشخیص ام اس بدن ولی با جواب این آزمایش مشخص بشه مبتلا به ام اس نبوده و درگیر یه بیماری ویروسی بوده. و البته گاهی هم پیش میاد که تشخیص بیماری ویروسی داده می شه ولی بعد از درمان هنوز علائم باقی می مونه و مشخص میشه تشخیص اشتباه بوده و فرد مبتلا به ام اس بوده. |