ارسالها: 69
موضوعها: 1
تاریخ عضویت: Nov 2012
تشکر های اهدا شده: 943
تشکر های دریافت شده :486 بار در 207 پست
سال تشخيص بيماري : 88
دكتر معالج : شاکری
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : قزوين
سلام بچه ها.امیدوارم خوب خوب باشین.
یه سوال داشتم.من یک سالی میشه از بالا و پایین رفتن از پله میترسم البته پله های زیاد.به دکترم مراجعه کردم میگه داری به خودت تلقین میکنی مشکلی نداری نترس اگه افتادی اونوقت یه فکری میکنیم.خیلی رنجم میده مجبورم همیشه دست بغل دستیمو بگیرم.
میخوام بدونم تا بحال کسی از این مشکلا نداشته؟لطفا کمکم کنید اگه تجربه ای دارید
ارسالها: 525
موضوعها: 5
تاریخ عضویت: Aug 2011
تشکر های اهدا شده: 19005
تشکر های دریافت شده :23972 بار در 8186 پست
سال تشخيص بيماري : 1385
دكتر معالج : دکتر حمیدرضا ترابی
داروي مورد استفاده : فینگولیمد
محل سکونت : تهران
دوست عزیز دکترتون درست میگه هر موقع خوردی زمین اونموقع باید یه فکری کرد!!
منم توی پایین اومدن از پله ها مشکل دارم... نمی تونم سرمو بیارم پایین و پله ها رو نگاه کنم...
اما فکر نمیکنم این مشکل به ام اس مربوط باشه شاید یه مشکل و ضعیفی چشم باشه!
ارسالها: 222
موضوعها: 5
تاریخ عضویت: Jun 2013
تشکر های اهدا شده: 3202
تشکر های دریافت شده :1659 بار در 368 پست
سال تشخيص بيماري : ١٣٩٢
دكتر معالج : صحرائيان، ناصر مقدسى
داروي مورد استفاده : دارو مصرف نمیکنم
محل سکونت : خیلی نزدیک - خیلی دور
2013/07/31, 01:08 PM
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2013/07/31, 01:57 PM، توسط رامنا.)
(2013/07/31, 12:54 PM)visko نوشته است: سلام بچه ها.امیدوارم خوب خوب باشین.
یه سوال داشتم.من یک سالی میشه از بالا و پایین رفتن از پله میترسم البته پله های زیاد.به دکترم مراجعه کردم میگه داری به خودت تلقین میکنی مشکلی نداری نترس اگه افتادی اونوقت یه فکری میکنیم.خیلی رنجم میده مجبورم همیشه دست بغل دستیمو بگیرم.
میخوام بدونم تا بحال کسی از این مشکلا نداشته؟لطفا کمکم کنید اگه تجربه ای دارید
عزیزم توی راه رفتن روی سطح صاف هم مشکلی داری؟ منظورم اینه که کلا مشکل تعادلی هم داری؟ یا پلاک توی مخچه واینها؟ سرگیجه؟ مشکلات بینایی؟
... I'm a fighter ...
"از پیش غصه خوردن ، دوبار غصه خوردن است."
ارسالها: 38
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Sep 2011
تشکر های اهدا شده: 1636
تشکر های دریافت شده :967 بار در 281 پست
سال تشخيص بيماري : 89
دكتر معالج : دکتر طوفانیان
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : تهران
2013/07/31, 01:15 PM
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2013/07/31, 04:49 PM، توسط امین.)
من دو ماهه که اینطور شدم.اینجوری نبودم.مثلا تو مترو میرم کنار نرده ها اگه پله برقی نباشه

یا تو خونه دستمو میگیرم به دیوار.البته پایین پامم نگاه میکنم.همین امروزم یه پالس کورتون تموم شد

البته وقتی پایین پامو نگاه میکنم اگه دوتایی ببینم یا تار ، یه چشمو میبندم!! راه در رو خوبیه!با ی چشم بهتر میبینم ترسمم کمتر میشه
ارسالها: 266
موضوعها: 2
تاریخ عضویت: Aug 2012
تشکر های اهدا شده: 85
تشکر های دریافت شده :1042 بار در 338 پست
سال تشخيص بيماري : 85
دكتر معالج : مجدی نسب-صحرائیان-
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : ایران-اهواز
دوست عزیز.این مشکل(ترس از بالا وپایین رفتن از پله)مربوط به عدم تعادل شماست و دقیقا مربوط به ام اسه.اون دکتری هم که گفته هروقت خوردی زمین یه فکری واست میکنیم یا خیلی بیسواده یا بینهایت بیشعوره.به این فکرنمیکنه که ممکنه شمااز پله بیفتی وضربه مغزی بشی!واقعا واسه این آدمایی که اسم خودشونو دکتر گذاشتن متاسفم.
ارسالها: 21
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Jul 2013
تشکر های اهدا شده: 7
تشکر های دریافت شده :75 بار در 28 پست
سال تشخيص بيماري : 2010
دكتر معالج : محمدعلی ارامی
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : شهرک اندیشه
من هم باmoon light جان موافقم عدم تعادل یکی از عوارض ms است مهم نیست چه جوری رو بگیری
معصومانه به قطرات باران بنگر,چون مظلومیت دلت را فریاد میزند
ارسالها: 400
موضوعها: 9
تاریخ عضویت: Sep 2011
تشکر های اهدا شده: 4998
تشکر های دریافت شده :3989 بار در 935 پست
سال تشخيص بيماري : 83
دكتر معالج : لطفی- صحراییان
داروي مورد استفاده : بتافرون
محل سکونت : تهران
2013/07/31, 03:25 PM
(آخرین ویرایش در این ارسال: 2013/07/31, 03:26 PM، توسط نازی ی.)
بنظرم دکتر بی سوادت رو از پله ها پرت کن پایین

این اتفاق توی خیلی از ام اسی ها شایعه و البته به نظرت وقتی اینجوری عدم تعادل داری استفاده از داروی گیاهی به نظرت کافیه؟
برف ببارد یا باران برای باور "پاییز" همین "جای نبودنت" کافیست !!
ارسالها: 74
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Oct 2011
تشکر های اهدا شده: 211
تشکر های دریافت شده :334 بار در 101 پست
سال تشخيص بيماري : 1383
دكتر معالج : toofanian
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : تهران
سلام
من این تجربه رو داشتم تا جایی که تقریبا رفتن به خونه کسایی رو که خونشون پله داشت رو ترک کرده بودم یا اگه مجبور به رفتن بودم باید کسی کمکم می کرد و بین راه هم یه کم منشستم ولی با کار درمانی و ورزش روزانه در خونه خدا رو شکر الان خوبم.
(2013/07/31, 12:54 PM)visko نوشته است: سلام بچه ها.امیدوارم خوب خوب باشین.
یه سوال داشتم.من یک سالی میشه از بالا و پایین رفتن از پله میترسم البته پله های زیاد.به دکترم مراجعه کردم میگه داری به خودت تلقین میکنی مشکلی نداری نترس اگه افتادی اونوقت یه فکری میکنیم.خیلی رنجم میده مجبورم همیشه دست بغل دستیمو بگیرم.
میخوام بدونم تا بحال کسی از این مشکلا نداشته؟لطفا کمکم کنید اگه تجربه ای دارید
ارسالها: 711
موضوعها: 2
تاریخ عضویت: Aug 2011
تشکر های اهدا شده: 4789
تشکر های دریافت شده :11908 بار در 4627 پست
سال تشخيص بيماري : 1387
دكتر معالج : -خدا
داروي مورد استفاده : سینوتک
محل سکونت : سرزمین خدا
متاسفانه باتشخیص اشتباه دکترم وعوارضی که برایم باقی مانده هنوز با بلندی وپله مشکل دارم.دربالا رفتن از پله ها بایدتکیه گاهی داشته باشم.
دردوعالم جلال ما زهراست/رمزتغییرحال ما زهراست/عیدبافاطمیه می آیدذکرتحویل سال مازهراست
السلام علیک ایتهاالصدیقه الشهیده
ارسالها: 31
موضوعها: 2
تاریخ عضویت: May 2013
تشکر های اهدا شده: 8
تشکر های دریافت شده :119 بار در 33 پست
سال تشخيص بيماري : 88
دكتر معالج : دکتر عظیمی
داروي مورد استفاده :
محل سکونت :
منم این حالت رو دارم بعضی وقتها بهتر میشم باز دوباره بر می گرده من به دکتر عظیمی که گفتم بهم گفتن که متاسفانه این حالت و باید خودت باهاش کنار بیای چون این بخاطر ام اسه و کاریش نمیشه کرد و همیشه هم باهات میمونه منم اینطوری نبودم پارسال که پدرم فوت کرد یکدفعه اینطوری شدم مثلا دیروز خیلی خوب بودم طوری که کلی ذوق کردم همه پله ها رو تا پایین دویدم همسرم هم کلی دعوام کرد

ولی تو اینجور مواقع حتما به یکی بگین دستتونو بگیره موقع پایین اومدن نرده هارم حتما بگیرین حالا من رو پله برقی بیشتر اینجوری میشم حتی مواقعی که رو پله عادی خوبم با پله برقی مشکل دارم