ارسالها: 789
موضوعها: 33
تاریخ عضویت: Dec 2009
تشکر های اهدا شده: 5858
تشکر های دریافت شده :14982 بار در 3330 پست
سال تشخيص بيماري : 1384
دكتر معالج : همون طوفانیان
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : تهران
پس به اون که میلو توضیح داده می گن دوبینی من فکر می کردم دوبینی اونه که من بعضی وقتها تعمدن دارم. من عینکی هستم البته به غیر از کار با کامپیوتر و مطالعه اونم اگه خط کتاب ریز باشه و درست خوندنش مهم باشه عینک نمی زنم. می دونید وقتی بی دقت به یه خط نگاه می کنم یعنی فکر کنید وقتی پلکها بیحال می شن چطوریه خطوط یه هاله دارند البته نه اینکه فکر کنید همیشه اینطوریه یعنی تعمدن این کار رو که می کنم اینطوری می بینم و خودم به راحتی می تونم چشمام رو کامل باز کنم و بادقت نگاه کنم و خطوط هم عادی هستند.
وقتی تنها شدی تنها تر از تمام غریبان روزگار
از قیل و قال حادثه باری دلت گرفت
بر خویش تکیه کن برعرش
ارسالها: 616
موضوعها: 33
تاریخ عضویت: Sep 2011
تشکر های اهدا شده: 7936
تشکر های دریافت شده :9655 بار در 3933 پست
سال تشخيص بيماري : 84
دكتر معالج : torabi
داروي مورد استفاده :
محل سکونت : تهران
سعیده جان دوبینی من داشتم 50 روز طول کشید

همه چیز2تا بود یادمه مثلا ساعت رو دیوار2تابغل هم بود

بخاطر همین تعادلم سخت میشد ومن اکثر اوقات 1چشمم وبسته بودم
[ثبت احوال در شناسنامه ام همه چیز را ثبت کرده است جز احوالم را .. !
ولی زمین تا هوا با دوبینی فرق داره
[ثبت احوال در شناسنامه ام همه چیز را ثبت کرده است جز احوالم را .. !
ولی دوبینی ربطی نداره
[ثبت احوال در شناسنامه ام همه چیز را ثبت کرده است جز احوالم را .. !![