<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن تخصصی ام اس ایران - تمامی انجمن ها]]></title>
		<link>http://mscenter.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن تخصصی ام اس ایران - http://mscenter.ir]]></description>
		<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 17:09:53 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[13 تجربه یک کارمند]]></title>
			<link>http://mscenter.ir/showthread.php?tid=708</link>
			<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 12:48:49 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mscenter.ir/showthread.php?tid=708</guid>
			<description><![CDATA[1- در يك سيستم دولتي؛ سعي كنيد «لال بودن» را تمرين كنيد! اين تمرين در ميزان عزيز بودن شما بسيار موثر است. <br />
<br />
2- در يك سيستم دولتي؛ هيچگاه كارمندان را با يكديگر مقايسه نكنيد؛ چون قطعا شاهد تبعيض خواهيد بود. <br />
<br />
3- در يك سيستم دولتي؛ اگر مديرتان 3 يا 4 ايراد دارد انتظار رفتنش را نكشيد، چون قطعا نفر بعدي او 43 ايراد دارد! <br />
<br />
4- در يك سيستم دولتي؛ مي توانيد با كارهاي كم و كوچك، محبوبيت فراواني به دست آوريد؛ فقط كافي است «زبان» خود را تقويت كنيد! <br />
<br />
5- در يك سيستم دولتي؛ ممكن است كه هر چه بيشتر كار كنيد، بيشتر خوار و خفيف باشيد. <br />
<br />
6- در يك سيستم دولتي؛ با اشكالات سازمانتان بسازيد و هرگز آنها را با مديرتان در ميان نگذاريد؛ درغير اين صورت يك مشكل ديگر به سازمان اضافه مي شود. آن مشكل، شما هستيد! <br />
<br />
7- در يك سيستم دولتي؛ اشتباهات يك مدير را هيچگاه به مدير ديگر نگوييد؛ در غير اينصورت بجاي يك مدير، دو مدير در مقابل شما موضع گيري خواهند كرد. <br />
<br />
8- در يك سيستم دولتي؛ با انجام كارهاي مختلف و فعاليتهاي به موقع، نظم شما تشخيص داده نمي شود؛ بلكه براي اين كار راههاي ساده تري هم هست. مثلا فقط كافيست هميشه ميز كارتان را منظم نگه داريد! <br />
<br />
9- در يك سيستم دولتي؛ اضافه بر كارهاي معمول كار اضافه اي انجام ندهيد؛ در غير اينصورت انتظار پاداش بيشتري نيز نداشته باشيد. <br />
<br />
10- در يك سيستم دولتي؛ هميشه حرفها (فرمايشات) مديرتان را تاييد كنيد، حتي اگر از نظر او «ماست، سياه باشد!» <br />
<br />
11- در يك سيستم دولتي؛ تنها كاري كه واجب است سريع انجام دهيد، كاري است كه مدير شما شخصا از شما خواسته است. <br />
<br />
12- در يك سيستم دولتي؛ تنها انگيزه اي كه مي تواند شما را وادار به كار كند «كسب روزي حلال» است. <br />
<br />
13- در يك سيستم دولتي؛ آسه برو، آسه بيا، كه گربه شاخت نزنه؛ مگر اينكه با گربه نسبتي داشته باشيد!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[1- در يك سيستم دولتي؛ سعي كنيد «لال بودن» را تمرين كنيد! اين تمرين در ميزان عزيز بودن شما بسيار موثر است. <br />
<br />
2- در يك سيستم دولتي؛ هيچگاه كارمندان را با يكديگر مقايسه نكنيد؛ چون قطعا شاهد تبعيض خواهيد بود. <br />
<br />
3- در يك سيستم دولتي؛ اگر مديرتان 3 يا 4 ايراد دارد انتظار رفتنش را نكشيد، چون قطعا نفر بعدي او 43 ايراد دارد! <br />
<br />
4- در يك سيستم دولتي؛ مي توانيد با كارهاي كم و كوچك، محبوبيت فراواني به دست آوريد؛ فقط كافي است «زبان» خود را تقويت كنيد! <br />
<br />
5- در يك سيستم دولتي؛ ممكن است كه هر چه بيشتر كار كنيد، بيشتر خوار و خفيف باشيد. <br />
<br />
6- در يك سيستم دولتي؛ با اشكالات سازمانتان بسازيد و هرگز آنها را با مديرتان در ميان نگذاريد؛ درغير اين صورت يك مشكل ديگر به سازمان اضافه مي شود. آن مشكل، شما هستيد! <br />
<br />
7- در يك سيستم دولتي؛ اشتباهات يك مدير را هيچگاه به مدير ديگر نگوييد؛ در غير اينصورت بجاي يك مدير، دو مدير در مقابل شما موضع گيري خواهند كرد. <br />
<br />
8- در يك سيستم دولتي؛ با انجام كارهاي مختلف و فعاليتهاي به موقع، نظم شما تشخيص داده نمي شود؛ بلكه براي اين كار راههاي ساده تري هم هست. مثلا فقط كافيست هميشه ميز كارتان را منظم نگه داريد! <br />
<br />
9- در يك سيستم دولتي؛ اضافه بر كارهاي معمول كار اضافه اي انجام ندهيد؛ در غير اينصورت انتظار پاداش بيشتري نيز نداشته باشيد. <br />
<br />
10- در يك سيستم دولتي؛ هميشه حرفها (فرمايشات) مديرتان را تاييد كنيد، حتي اگر از نظر او «ماست، سياه باشد!» <br />
<br />
11- در يك سيستم دولتي؛ تنها كاري كه واجب است سريع انجام دهيد، كاري است كه مدير شما شخصا از شما خواسته است. <br />
<br />
12- در يك سيستم دولتي؛ تنها انگيزه اي كه مي تواند شما را وادار به كار كند «كسب روزي حلال» است. <br />
<br />
13- در يك سيستم دولتي؛ آسه برو، آسه بيا، كه گربه شاخت نزنه؛ مگر اينكه با گربه نسبتي داشته باشيد!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اشپزی]]></title>
			<link>http://mscenter.ir/showthread.php?tid=707</link>
			<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 11:55:16 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mscenter.ir/showthread.php?tid=707</guid>
			<description><![CDATA[دوستای خوبم <br />
سلام<br />
توی این تایپیک در مورد اشپزی با هم تبادل اطلاعات می کنیم<br />
لطفا  پخت غذاهای محلی رو هم آموزش بدهید........<hr />
در مورد سوپ‌ها به نکات ذیل توجه کامل داشته باشید: <br />
سوپ یکی از غذاهای اولیه است که انسان تهیه آن را آموخته است. زیرا از همان روزهائی که بشر یادگرفت که ظرفی را روی آتش بگذارد و گوشت را پخته بخورد. یکی از اولین غذاها سوپ بود. او پس از اینکه گوشت را با آب پخت برای اینکه بو و طعمی بآن بدهد از سبزی‌های مختلفی که خوش مزه بودند استفاده کرد.<br />
هنوز زنان فرانسوی از این رسم پیروی می‌کنند و در خیلی از خانه‌ها همیشه ظرفی را در روی آتش به‌نام ظرف روی آتش دارند که در آن تکه‌های اضافی گوشت و استخوان و سبزیجات و غیره ریخته و کم کم به حالت دم نه جوش همه آنها پخته می‌شوند و طعم مطبوعی از خود باقی می‌گذارند در اغلب خانه‌های دهاتی فرانسه یک چنین غذائی همیشه آماده وجود دارد تهیه انواع سوپ بیتگی به سلیقه و ذائقه ملل مختلف دارد. بعضی‌ها در سوپ جو ، برنج ، و یا ماکارونی اضافه می‌کنند.<br />
در قرن شانزدهم هم سوپی به‌نام رستوران نامیده میشد که برای تجدید قوا و تقویت تجویز می‌شد.<br />
شخصی محلی باز کرد که در آنجا فقط این‌گونه سوپ سرو می‌شد و نام آن را (رستوران) نامید. از آن زمان به محل‌هائی که غذا برای عموم تهیه می‌شود نام رستوران متداول شده است.<br />
امروزه سوپ دارای دو هدف دو گانه است.<br />
اشتها را تحریک می‌کند.<br />
دارای مواد مقوی و خیلی مغذی می‌باشد.<br />
برای تهیه سوپ بایستی به بقیه صورت غذا توجه داشته باشیم اگر غذا عادی و خیلی سنگین نیست بایستی سوپ‌های خامه یا مواد مغذی مشابه آن سرو نمود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[دوستای خوبم <br />
سلام<br />
توی این تایپیک در مورد اشپزی با هم تبادل اطلاعات می کنیم<br />
لطفا  پخت غذاهای محلی رو هم آموزش بدهید........<hr />
در مورد سوپ‌ها به نکات ذیل توجه کامل داشته باشید: <br />
سوپ یکی از غذاهای اولیه است که انسان تهیه آن را آموخته است. زیرا از همان روزهائی که بشر یادگرفت که ظرفی را روی آتش بگذارد و گوشت را پخته بخورد. یکی از اولین غذاها سوپ بود. او پس از اینکه گوشت را با آب پخت برای اینکه بو و طعمی بآن بدهد از سبزی‌های مختلفی که خوش مزه بودند استفاده کرد.<br />
هنوز زنان فرانسوی از این رسم پیروی می‌کنند و در خیلی از خانه‌ها همیشه ظرفی را در روی آتش به‌نام ظرف روی آتش دارند که در آن تکه‌های اضافی گوشت و استخوان و سبزیجات و غیره ریخته و کم کم به حالت دم نه جوش همه آنها پخته می‌شوند و طعم مطبوعی از خود باقی می‌گذارند در اغلب خانه‌های دهاتی فرانسه یک چنین غذائی همیشه آماده وجود دارد تهیه انواع سوپ بیتگی به سلیقه و ذائقه ملل مختلف دارد. بعضی‌ها در سوپ جو ، برنج ، و یا ماکارونی اضافه می‌کنند.<br />
در قرن شانزدهم هم سوپی به‌نام رستوران نامیده میشد که برای تجدید قوا و تقویت تجویز می‌شد.<br />
شخصی محلی باز کرد که در آنجا فقط این‌گونه سوپ سرو می‌شد و نام آن را (رستوران) نامید. از آن زمان به محل‌هائی که غذا برای عموم تهیه می‌شود نام رستوران متداول شده است.<br />
امروزه سوپ دارای دو هدف دو گانه است.<br />
اشتها را تحریک می‌کند.<br />
دارای مواد مقوی و خیلی مغذی می‌باشد.<br />
برای تهیه سوپ بایستی به بقیه صورت غذا توجه داشته باشیم اگر غذا عادی و خیلی سنگین نیست بایستی سوپ‌های خامه یا مواد مغذی مشابه آن سرو نمود.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[خواب در وان تمشک]]></title>
			<link>http://mscenter.ir/showthread.php?tid=706</link>
			<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 11:38:17 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mscenter.ir/showthread.php?tid=706</guid>
			<description><![CDATA[هرگاه صحبت از نیازهای اساسی بدن می شود تنها فكری كه به مغزمان خطور می كند، خوراك و پوشاك است. اما هیچ گاه فكر نمی كنیم دسترسی به وسیله ای كه بتوان با آن از شر آلودگی ها خلاص شد هم یكی از نیازهای بشر به شمار می رود.<br />
برای اینكه بیشتر این موضوع را درك كنید تصور كنید روزی را كه یك ماه است حمام نرفته اید، صورت تان را نشسته اید، موهایتان بلند شده و خلاصه چرك و كثافت از سر و رویتان بالا می رود. زدودن بدن از آلودگی های سطحی، غبار، سلول های مرده پوست، چربی، عرق و لوازم آرایش یكی از اصلی ترین موارد در حفظ سلامت پوست به شمار می رود. افراد بسیاری هستند كه صبح ها به جای شستن دست و صورتشان یك راست به حمام می روند. حمام رفتن هم نظیر بسیاری امور دیگر اصولی دارد كه اگر رعایت نشود فایده كه ندارد هیچ، سلامت پوست و موها را خدشه دار می كند.شما باید بدانید كه از چه نوع پاك كننده و شامپویی برای شست وشوی بدن و موهایتان استفاده می كنید. البته بهتر است قبل از آن از نوع پوست تان باخبر باشید. راهنمای زیر كمك خوبی برای شناخت نوع پوست تان خواهد بود. <br />
● پوست چرب: افرادی كه پوست چرب دارند، سطح پوست شان ضخیم و خشن بوده، منافذ بزرگ و قابل رویت دارد، زیاد جوش می زند، گرد و غبار و آلودگی بیشتری را به خود جذب می كند و بهترین حسن اش این است كه دیرتر چروك می خورد.<br />
● پوست خشك: افرادی با این مشخصه ، پوست شان نازك و شكننده است، منافذ بسیار ریز دارد، خیلی كم جوش می زند، مستعد چین و چروك است و اغلب حالت پوسته پوسته دارد.<br />
● پوست معمولی: نه زیاد خشك و نه زیاد چرب است. منافذ پوست قابل رویت اند ولی بزرگ و مسدود نیستند. و به ندرت جوش می زند.<br />
مهم ترین عامل در حفظ شادابی و طراوت پوست استفاده از انواع كرم ها و محصولات بهداشتی است كه به حفظ رطوبت و جلوگیری از خشكی پوست پس از استحمام كمك می كند. نوع كرم های مرطوب كننده بسته به اینكه برای چه نوع پوستی مصرف می شوند متفاوتند. كرم های مربوط به پوست چرب، از چربی كمی برخوردار است در حالی كه كرم مخصوص پوست های خشك باید حاوی چربی فراوان باشند تا منافذ پوست بسته و از تبخیر سطحی پوست جلوگیری شود.متداول ترین كرم هایی كه پس از هر بار استحمام لازم است به بدن مالیده شوند از دو نوع روز و شب هستند كه اولی جهت مراقبت از پوست بعد از حمام صبحگاهی و دیگری برای حفظ طراوت پوست بعد از شست و شوی شبانه توصیه می شود.<br />
كرم های روز رطوبت و چربی مورد نیاز پوست در طول روز را فراهم كرده و فرمولاسیون سبك و سریع الجذب دارند و در تركیب شان عصاره گیاهان دارویی، انواع ویتامین ها و پروتئین و درصد كمی ضدآفتاب دیده می شود.<br />
كرم های شب در مقایسه با كرم های روز چرب تر بوده و ماندگاری بیشتری روی پوست دارند و به افراد دارای پوست خشك بسیار توصیه می شود. لوسیون های بدن كه فرمولاسیون مشابه كرم های مرطوب كننده دارند هم مناسب بوده و پس از هر بار حمام توصیه می شوند. لوسیون ها حاوی مواد مرطوب كننده و روغن های گیاهی هستند و به همین دلیل تاثیر ویژه ای در كاهش خشكی و به تبع آن جلوگیری از زبر و پوسته پوسته شدن پوست خواهند داشت. <br />
مالیدن روغن زیتون پس از هر بار شست وشو نیز كمك بزرگی به مرطوب ماندن پوست به ویژه در افرادی كه پوست خشك دارند، می كند. البته نباید فراموش كرد كه حمام رفتن زیاد نیز خود موجب خشك شدن پوست می شود. یك بار دوش گرفتن در روز برای بهداشت و سلامت پوست كافی است. هرچه بیشتر زیر آب بمانید پوست شما چربی بیشتری را از دست می دهد. اگر می خواهید پوست تان رطوبت خود را همچنان حفظ كند مدت زمان استحمام خود را به كمتر از ۱۵ دقیقه كاهش دهید از آب ولرم استفاده كنید و به جای مالیدن صابون از ژل های پاك كننده كه تركیبات رطوبت زا نیز دارند، استفاده كنید. <br />
بسیاری از صابون هایی كه ما به طور روزانه به صورت مان می مالیم چربی و رطوبت موجود در پوست را با خود برده و فرآیند خشك شدن پوست را سرعت می بخشند. پس به شست وشوی یك بار در روز صورت تان با صابون اكتفا كنید و در ساعت های دیگر از شیرپاك كن و دیگر پاك كننده ها كه حاوی تركیبات گیاهی و مرطوب كننده نیز هستند، بهره بگیرید. از حوله و اسفنج نرم برای شست وشوی بدن تان استفاده كنید و با لیف به جان پوست تان نیفتید. با این كار لایه شاخی پوست را كه از چربی پوشیده است از بین می برید. لایه شاخی پوست خارجی ترین قسمت اپیدرم بوده كه از سلول های قاعده ای كه به طرف خارج حركت كرده و به سطح پوست می رسند و پس از اندك زمانی می میرند تشكیل شده است.<br />
در هر حال مرطوب كننده ها را فراموش نكنید. این نوع كرم ها عامل اصلی حفظ رطوبت در لایه شاخی پوست به شمار می روند. تركیبات موجود در این كرم ها از نوع رطوبت زا و نرم كننده بوده و مكانیسم عمل شان به این صورت است كه فضای بین سلول ها در لایه شاخی پوست را پر كرده و به جایگزین شدن چربی در این نواحی كمك می كنند و به این ترتیب باعث چرب و لطیف شدن پوست می شوند. <br />
علاوه بر انواع صابون، كرم و لوسیون مخصوص حمام كه به وفور در داروخانه ها به فروش می رسند، گل ها و گیاهانی كه در عطاری ها یافت می شوند نیز كمك حال خوبی برای پوست های خشك و حساس در حین استحمام هستند. این شیوه حمام رفتن حسابش را قرن ها پیش پس داده است آن زمان كه كلئوپاترا در وان شیر می خوابید و حمام رزماری می گرفت و انواع و اقسام روغن های گیاهی را به سر و صورت خود می مالید. یا مادام دوباری كه با آب تمشك صورت خود را می شست و با اسانس گل ها حمام می گرفت. <br />
خوابیدن در وانی كه از گیاهانی كه خاصیت آروماتراپی دارند پر شده است، علاوه بر اینكه خستگی را دفع كرده، بدن را آرام و به تقویت اعصاب كمك می كند، در درمان ناراحتی و حساسیت های پوستی نیز مفید خواهد بود. از دم كرده جو و سبوس و جوشانده بومادران و حل كردن آن در یك لیتر آب وان می توانید برای بهبود زخم های پوستی بهره بگیرید. خوابیدن در وانی كه از شكوفه پرتقال، برگ های پیچك یا گلبرگ های رز و پوست درخت بید پر شده باعث مرطوب شدن پوست می شود.<br />
ریختن گیاه آ ویشن، برگ ختمی و گل نارنج به لطافت پوست كمك می كند. برگ لیمو و برگ شمعدانی نیز مناسب پوست های چربی هستند. حتی دیده شده كه برگ درخت غان، افشره اكالیپتوس و برگ های اسطوخودوس و رازیانه و گلبرگ رز باعث از بین رفتن چین و چروك پوست می شود. كارسازترین ماده در سفید و نرم شدن پوست، شیر است.<br />
گرچه این روزها پوست برنزه طرفدار پیدا كرده و همه دنبال حمام آفتاب می گردند تا سفیدی شان را بپوشانند ولی اگر طالب پوست سفید هستید، پیشنهاد می كنیم یك لیتر شیر را در آب ولرم وان ریخته و نیم ساعت در آن دراز بكشید. اضافه كردن برگ درخت كاج یا گل بابونه در نرم و زیباتر شدن پوست نیز بی تاثیر نخواهد بود. برای لطافت و خوشبو شدن پوست اگر تمایلی به استفاده از لوسیون های معطر پس از استحمام ندارید، ۳۰۰۲۰۰ گرم گل رزماری و یا شكوفه نارنج را در وان ریخته و حدود ۲۵۲۰ دقیقه در آن حمام بگیرید. مالیدن مخلوط سیب زمینی رنده شده با شیر بر قسمت هایی از بدن كه به علت تعریق كدر و تیره شدند در حمام نیز تاثیر مثبتی در سفیدی نواحی فوق خواهد داشت.<br />
پس از آشنایی با انواع كرم ها و لوسیون های مورد استفاده در قبل و بعد از حمام و نیز كاربرد گیاهان معطر در حفظ طراوت و شادابی پوست پس از هر نوبت استحمام نوبت به شامپو می رسد كه نقش مهمی در رشد و ضخامت موها ایفا می كند. نحوه شست وشو و دفعات آن پس از رژیم غذایی غنی از ویتامین و مواد معدنی مهم ترین عامل در رشد مو محسوب می شود. قبل از اینكه به معرفی شامپوی مناسب مو بپردازیم، اجزای تشكیل دهنده آن را بررسی می كنیم. همه شامپوها از دو ماده اصلی سدیم لوریل اتر سولفات و تری اتانول آمین لورین سولفات تشكیل شده اند كه باعث جدا شدن ذرات چرك و كاهش چربی از سطح مو شده و به پاك كنندگی موها كمك می كند. شامپوها همچنین حاوی بتاتین هستند كه عامل اصلی تولید كف بوده و باعث ایجاد كف غلیظ و مقاوم می شود. مواد شیمیایی دیگری نیز در شامپو یافت می شود كه ضدعفونی كننده و میكروب كش بوده، مو را حالت می بخشند و باعث غلظت شامپو می شوند.<br />
در برخی موارد، گیاهان دارویی نیز در تركیبات شامپوها وجود دارد كه اغلب برای موهای بیمار و آسیب دیده توصیه می شوند. حنا، سدر و كتیرا از جمله گیاهان پركاربرد در شامپوهای گیاهی هستند.<br />
سدر تقویت كننده مو و ضدعفونی كننده بوده و به دفع شوره از سر و درمان عفونت های پوستی كمك می كند.حنا نیز خاصیت میكروب زدایی داشته و بیشتر در درمان بیماری های پوستی مورد استفاده قرار می گیرد. كتیرا نیز غالبا به منظور تقویت ریشه های مو مصرف می شود.شامپوها به طور كلی به چرب، خشك و معمولی تقسیم بندی می شوند كه تجویز آنها بسته به نوع و جنس موهای فرد متفاوت است.<br />
یك شامپوی خوب و مناسب شامپویی است كه علاوه بر قدرت پاك كنندگی باعث براق شدن موها شود، آبكشی و شانه كردن موها را آسان سازد و مانع از التهاب، سوزش و خشكی پوست و مو شود. فراموش نكنید همان طور كه حمام رفتن پی در پی باعث خشكی پوست می شود، به از دست رفتن رطوبت و چربی پوست سر و موها نیز كمك می كند. موهای چرب تنها به یك بار شامپو نیازمندند، موهای خشك نیز نباید هفته ای یك تا دو بار بیشتر شسته شوند اگر عادت به شست وشوی روزانه موهایتان دارید از شامپوهای ملایم نظیر شامپو بچه یا شامپوهایی كه PH پایین دارند، استفاده كنید. برای حجیم به نظر رسیدن تارهای نازك مو شامپوهایی كه برچسب حجم دهنده را بر خود دارند، خریداری كنید.<br />
شامپوها می توانند اثرات مفید دیگری بر موهای ما به جای گذارند بنابراین پیش از خرید محتویات شامپو را كه بر برچسب قوطی نوشته شده مطالعه كنید. شامپوهایی كه محتوای كراتین، پروتئین و آمینواسیدها هستند مناسب موهای رنگ و دكلره شده است و زیان های ناشی از مصرف مكرر رنگ و دكلره نظیر زبر، سخت و خشن شدن مو را جبران می كند.<br />
مرطوب كننده های حاوی اسید لاكتیك و لسیتین نیز در افرادی كه موهای خشك و حساس دارند بسیار توصیه می شود. این مرطوب كننده ها كه به صورت كرم موجودند رطوبت از دست رفته موها را جبران كرده و موجب تقویت ریشه مو می شود. پانتنول یا ویتامین B۵ نیز تركیب دیگری است كه در شامپوها بسیار دیده می شود، پانتنول موجب تقویت و رشد مو شده و تارهای آسیب دیده را بهبود می بخشد.<br />
پس از شامپو از نرم كننده ها استفاده كنید. نرم كننده ها مانع نفوذ مواد مضر به ریشه مو شده و موجب نرم شدن موها و حفظ سلامتی آنها می شود. فراموش نكنید كه استفاده مداوم از یك نوع شامپو برای رشد و سلامت موها خوب نیست، زیرا موها خیلی زود به آن مقاوم می شوند، پس از هر ده بار شست وشو حداقل یك بار با شامپوی جدید موهایتان را شست وشو دهید. برای خشك كردن نیز از كلاه حوله ای استفاده كنید. موی سر هنگامی كه خیس است حساس و شكننده می شود بنابراین در این هنگام سعی نكنید موی سرتان را با حوله خشك كنید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[هرگاه صحبت از نیازهای اساسی بدن می شود تنها فكری كه به مغزمان خطور می كند، خوراك و پوشاك است. اما هیچ گاه فكر نمی كنیم دسترسی به وسیله ای كه بتوان با آن از شر آلودگی ها خلاص شد هم یكی از نیازهای بشر به شمار می رود.<br />
برای اینكه بیشتر این موضوع را درك كنید تصور كنید روزی را كه یك ماه است حمام نرفته اید، صورت تان را نشسته اید، موهایتان بلند شده و خلاصه چرك و كثافت از سر و رویتان بالا می رود. زدودن بدن از آلودگی های سطحی، غبار، سلول های مرده پوست، چربی، عرق و لوازم آرایش یكی از اصلی ترین موارد در حفظ سلامت پوست به شمار می رود. افراد بسیاری هستند كه صبح ها به جای شستن دست و صورتشان یك راست به حمام می روند. حمام رفتن هم نظیر بسیاری امور دیگر اصولی دارد كه اگر رعایت نشود فایده كه ندارد هیچ، سلامت پوست و موها را خدشه دار می كند.شما باید بدانید كه از چه نوع پاك كننده و شامپویی برای شست وشوی بدن و موهایتان استفاده می كنید. البته بهتر است قبل از آن از نوع پوست تان باخبر باشید. راهنمای زیر كمك خوبی برای شناخت نوع پوست تان خواهد بود. <br />
● پوست چرب: افرادی كه پوست چرب دارند، سطح پوست شان ضخیم و خشن بوده، منافذ بزرگ و قابل رویت دارد، زیاد جوش می زند، گرد و غبار و آلودگی بیشتری را به خود جذب می كند و بهترین حسن اش این است كه دیرتر چروك می خورد.<br />
● پوست خشك: افرادی با این مشخصه ، پوست شان نازك و شكننده است، منافذ بسیار ریز دارد، خیلی كم جوش می زند، مستعد چین و چروك است و اغلب حالت پوسته پوسته دارد.<br />
● پوست معمولی: نه زیاد خشك و نه زیاد چرب است. منافذ پوست قابل رویت اند ولی بزرگ و مسدود نیستند. و به ندرت جوش می زند.<br />
مهم ترین عامل در حفظ شادابی و طراوت پوست استفاده از انواع كرم ها و محصولات بهداشتی است كه به حفظ رطوبت و جلوگیری از خشكی پوست پس از استحمام كمك می كند. نوع كرم های مرطوب كننده بسته به اینكه برای چه نوع پوستی مصرف می شوند متفاوتند. كرم های مربوط به پوست چرب، از چربی كمی برخوردار است در حالی كه كرم مخصوص پوست های خشك باید حاوی چربی فراوان باشند تا منافذ پوست بسته و از تبخیر سطحی پوست جلوگیری شود.متداول ترین كرم هایی كه پس از هر بار استحمام لازم است به بدن مالیده شوند از دو نوع روز و شب هستند كه اولی جهت مراقبت از پوست بعد از حمام صبحگاهی و دیگری برای حفظ طراوت پوست بعد از شست و شوی شبانه توصیه می شود.<br />
كرم های روز رطوبت و چربی مورد نیاز پوست در طول روز را فراهم كرده و فرمولاسیون سبك و سریع الجذب دارند و در تركیب شان عصاره گیاهان دارویی، انواع ویتامین ها و پروتئین و درصد كمی ضدآفتاب دیده می شود.<br />
كرم های شب در مقایسه با كرم های روز چرب تر بوده و ماندگاری بیشتری روی پوست دارند و به افراد دارای پوست خشك بسیار توصیه می شود. لوسیون های بدن كه فرمولاسیون مشابه كرم های مرطوب كننده دارند هم مناسب بوده و پس از هر بار حمام توصیه می شوند. لوسیون ها حاوی مواد مرطوب كننده و روغن های گیاهی هستند و به همین دلیل تاثیر ویژه ای در كاهش خشكی و به تبع آن جلوگیری از زبر و پوسته پوسته شدن پوست خواهند داشت. <br />
مالیدن روغن زیتون پس از هر بار شست وشو نیز كمك بزرگی به مرطوب ماندن پوست به ویژه در افرادی كه پوست خشك دارند، می كند. البته نباید فراموش كرد كه حمام رفتن زیاد نیز خود موجب خشك شدن پوست می شود. یك بار دوش گرفتن در روز برای بهداشت و سلامت پوست كافی است. هرچه بیشتر زیر آب بمانید پوست شما چربی بیشتری را از دست می دهد. اگر می خواهید پوست تان رطوبت خود را همچنان حفظ كند مدت زمان استحمام خود را به كمتر از ۱۵ دقیقه كاهش دهید از آب ولرم استفاده كنید و به جای مالیدن صابون از ژل های پاك كننده كه تركیبات رطوبت زا نیز دارند، استفاده كنید. <br />
بسیاری از صابون هایی كه ما به طور روزانه به صورت مان می مالیم چربی و رطوبت موجود در پوست را با خود برده و فرآیند خشك شدن پوست را سرعت می بخشند. پس به شست وشوی یك بار در روز صورت تان با صابون اكتفا كنید و در ساعت های دیگر از شیرپاك كن و دیگر پاك كننده ها كه حاوی تركیبات گیاهی و مرطوب كننده نیز هستند، بهره بگیرید. از حوله و اسفنج نرم برای شست وشوی بدن تان استفاده كنید و با لیف به جان پوست تان نیفتید. با این كار لایه شاخی پوست را كه از چربی پوشیده است از بین می برید. لایه شاخی پوست خارجی ترین قسمت اپیدرم بوده كه از سلول های قاعده ای كه به طرف خارج حركت كرده و به سطح پوست می رسند و پس از اندك زمانی می میرند تشكیل شده است.<br />
در هر حال مرطوب كننده ها را فراموش نكنید. این نوع كرم ها عامل اصلی حفظ رطوبت در لایه شاخی پوست به شمار می روند. تركیبات موجود در این كرم ها از نوع رطوبت زا و نرم كننده بوده و مكانیسم عمل شان به این صورت است كه فضای بین سلول ها در لایه شاخی پوست را پر كرده و به جایگزین شدن چربی در این نواحی كمك می كنند و به این ترتیب باعث چرب و لطیف شدن پوست می شوند. <br />
علاوه بر انواع صابون، كرم و لوسیون مخصوص حمام كه به وفور در داروخانه ها به فروش می رسند، گل ها و گیاهانی كه در عطاری ها یافت می شوند نیز كمك حال خوبی برای پوست های خشك و حساس در حین استحمام هستند. این شیوه حمام رفتن حسابش را قرن ها پیش پس داده است آن زمان كه كلئوپاترا در وان شیر می خوابید و حمام رزماری می گرفت و انواع و اقسام روغن های گیاهی را به سر و صورت خود می مالید. یا مادام دوباری كه با آب تمشك صورت خود را می شست و با اسانس گل ها حمام می گرفت. <br />
خوابیدن در وانی كه از گیاهانی كه خاصیت آروماتراپی دارند پر شده است، علاوه بر اینكه خستگی را دفع كرده، بدن را آرام و به تقویت اعصاب كمك می كند، در درمان ناراحتی و حساسیت های پوستی نیز مفید خواهد بود. از دم كرده جو و سبوس و جوشانده بومادران و حل كردن آن در یك لیتر آب وان می توانید برای بهبود زخم های پوستی بهره بگیرید. خوابیدن در وانی كه از شكوفه پرتقال، برگ های پیچك یا گلبرگ های رز و پوست درخت بید پر شده باعث مرطوب شدن پوست می شود.<br />
ریختن گیاه آ ویشن، برگ ختمی و گل نارنج به لطافت پوست كمك می كند. برگ لیمو و برگ شمعدانی نیز مناسب پوست های چربی هستند. حتی دیده شده كه برگ درخت غان، افشره اكالیپتوس و برگ های اسطوخودوس و رازیانه و گلبرگ رز باعث از بین رفتن چین و چروك پوست می شود. كارسازترین ماده در سفید و نرم شدن پوست، شیر است.<br />
گرچه این روزها پوست برنزه طرفدار پیدا كرده و همه دنبال حمام آفتاب می گردند تا سفیدی شان را بپوشانند ولی اگر طالب پوست سفید هستید، پیشنهاد می كنیم یك لیتر شیر را در آب ولرم وان ریخته و نیم ساعت در آن دراز بكشید. اضافه كردن برگ درخت كاج یا گل بابونه در نرم و زیباتر شدن پوست نیز بی تاثیر نخواهد بود. برای لطافت و خوشبو شدن پوست اگر تمایلی به استفاده از لوسیون های معطر پس از استحمام ندارید، ۳۰۰۲۰۰ گرم گل رزماری و یا شكوفه نارنج را در وان ریخته و حدود ۲۵۲۰ دقیقه در آن حمام بگیرید. مالیدن مخلوط سیب زمینی رنده شده با شیر بر قسمت هایی از بدن كه به علت تعریق كدر و تیره شدند در حمام نیز تاثیر مثبتی در سفیدی نواحی فوق خواهد داشت.<br />
پس از آشنایی با انواع كرم ها و لوسیون های مورد استفاده در قبل و بعد از حمام و نیز كاربرد گیاهان معطر در حفظ طراوت و شادابی پوست پس از هر نوبت استحمام نوبت به شامپو می رسد كه نقش مهمی در رشد و ضخامت موها ایفا می كند. نحوه شست وشو و دفعات آن پس از رژیم غذایی غنی از ویتامین و مواد معدنی مهم ترین عامل در رشد مو محسوب می شود. قبل از اینكه به معرفی شامپوی مناسب مو بپردازیم، اجزای تشكیل دهنده آن را بررسی می كنیم. همه شامپوها از دو ماده اصلی سدیم لوریل اتر سولفات و تری اتانول آمین لورین سولفات تشكیل شده اند كه باعث جدا شدن ذرات چرك و كاهش چربی از سطح مو شده و به پاك كنندگی موها كمك می كند. شامپوها همچنین حاوی بتاتین هستند كه عامل اصلی تولید كف بوده و باعث ایجاد كف غلیظ و مقاوم می شود. مواد شیمیایی دیگری نیز در شامپو یافت می شود كه ضدعفونی كننده و میكروب كش بوده، مو را حالت می بخشند و باعث غلظت شامپو می شوند.<br />
در برخی موارد، گیاهان دارویی نیز در تركیبات شامپوها وجود دارد كه اغلب برای موهای بیمار و آسیب دیده توصیه می شوند. حنا، سدر و كتیرا از جمله گیاهان پركاربرد در شامپوهای گیاهی هستند.<br />
سدر تقویت كننده مو و ضدعفونی كننده بوده و به دفع شوره از سر و درمان عفونت های پوستی كمك می كند.حنا نیز خاصیت میكروب زدایی داشته و بیشتر در درمان بیماری های پوستی مورد استفاده قرار می گیرد. كتیرا نیز غالبا به منظور تقویت ریشه های مو مصرف می شود.شامپوها به طور كلی به چرب، خشك و معمولی تقسیم بندی می شوند كه تجویز آنها بسته به نوع و جنس موهای فرد متفاوت است.<br />
یك شامپوی خوب و مناسب شامپویی است كه علاوه بر قدرت پاك كنندگی باعث براق شدن موها شود، آبكشی و شانه كردن موها را آسان سازد و مانع از التهاب، سوزش و خشكی پوست و مو شود. فراموش نكنید همان طور كه حمام رفتن پی در پی باعث خشكی پوست می شود، به از دست رفتن رطوبت و چربی پوست سر و موها نیز كمك می كند. موهای چرب تنها به یك بار شامپو نیازمندند، موهای خشك نیز نباید هفته ای یك تا دو بار بیشتر شسته شوند اگر عادت به شست وشوی روزانه موهایتان دارید از شامپوهای ملایم نظیر شامپو بچه یا شامپوهایی كه PH پایین دارند، استفاده كنید. برای حجیم به نظر رسیدن تارهای نازك مو شامپوهایی كه برچسب حجم دهنده را بر خود دارند، خریداری كنید.<br />
شامپوها می توانند اثرات مفید دیگری بر موهای ما به جای گذارند بنابراین پیش از خرید محتویات شامپو را كه بر برچسب قوطی نوشته شده مطالعه كنید. شامپوهایی كه محتوای كراتین، پروتئین و آمینواسیدها هستند مناسب موهای رنگ و دكلره شده است و زیان های ناشی از مصرف مكرر رنگ و دكلره نظیر زبر، سخت و خشن شدن مو را جبران می كند.<br />
مرطوب كننده های حاوی اسید لاكتیك و لسیتین نیز در افرادی كه موهای خشك و حساس دارند بسیار توصیه می شود. این مرطوب كننده ها كه به صورت كرم موجودند رطوبت از دست رفته موها را جبران كرده و موجب تقویت ریشه مو می شود. پانتنول یا ویتامین B۵ نیز تركیب دیگری است كه در شامپوها بسیار دیده می شود، پانتنول موجب تقویت و رشد مو شده و تارهای آسیب دیده را بهبود می بخشد.<br />
پس از شامپو از نرم كننده ها استفاده كنید. نرم كننده ها مانع نفوذ مواد مضر به ریشه مو شده و موجب نرم شدن موها و حفظ سلامتی آنها می شود. فراموش نكنید كه استفاده مداوم از یك نوع شامپو برای رشد و سلامت موها خوب نیست، زیرا موها خیلی زود به آن مقاوم می شوند، پس از هر ده بار شست وشو حداقل یك بار با شامپوی جدید موهایتان را شست وشو دهید. برای خشك كردن نیز از كلاه حوله ای استفاده كنید. موی سر هنگامی كه خیس است حساس و شكننده می شود بنابراین در این هنگام سعی نكنید موی سرتان را با حوله خشك كنید.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[خرگوشي كه يك بچه فيل بدنيا آورد]]></title>
			<link>http://mscenter.ir/showthread.php?tid=705</link>
			<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 07:02:13 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mscenter.ir/showthread.php?tid=705</guid>
			<description><![CDATA[خرگوشي در فلسطين بچه اي به دنيا آورد كه بيشتر شبيه فيل بود تا خرگوش و بعد از ۵ ساعت مرد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[خرگوشي در فلسطين بچه اي به دنيا آورد كه بيشتر شبيه فيل بود تا خرگوش و بعد از ۵ ساعت مرد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فيل مرده و مردم گرسنه زيمبابوه]]></title>
			<link>http://mscenter.ir/showthread.php?tid=704</link>
			<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 06:59:56 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mscenter.ir/showthread.php?tid=704</guid>
			<description><![CDATA[[attachment=607&#93;[attachment=607&#93;[attachment=607&#93;[attachment=607&#93;[attachment=608&#93;[attachment=608&#93;[attachment=609&#93;[attachment=609&#93;[attachment=610&#93;[attachment=610&#93;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[[attachment=607][attachment=607][attachment=607][attachment=607][attachment=608][attachment=608][attachment=609][attachment=609][attachment=610][attachment=610]]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[گواهينامه ازدواج براي خواستگاري اجباري مي‌شود]]></title>
			<link>http://mscenter.ir/showthread.php?tid=703</link>
			<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 06:56:39 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mscenter.ir/showthread.php?tid=703</guid>
			<description><![CDATA[خبر آنلاين : رئيس سازمان جوانان استان تهران از صدور گواهينامه تخصصي «ازدواج» براي خواستگاري خبر داد.<br />
<br />
خبرگزاري فارس نوشت:<br />
<br />
محسن زنگنه با اشاره به افتتاح سامانه الكترونيك ازدواج با عنوان «ساج» در هفته آينده گفت: با راه‌اندازي سامانه الكترونيكي ازدواج، به جواناني كه اين دوره‌ها را با موفقيت طي كنند، گواهينامه تخصصي «ازدواج» اعطا‌ مي‌شود. وي متذكر شد: به دنبال اين هستيم كه تا 2 سال آينده اگر پسري به خواستگاري دختري رفت، دخترخانم «به شرطي» جواب بدهد كه خواستگار اين دوره‌ها را گذرانده باشد.<br />
<br />
وي با بيان اين‌كه اين گواهينامه به اين‌ معناست كه جوانان الفباي زندگي را مي‌دانند و درك متقابل از يكديگر دارند، اظهار داشت: با توجه به برگزاري جشنواره مطلع عشق و فعالان ازدواج در آذر سال گذشته براساس پيشنهاد تعدادي از اساتيد به رئيس‌جمهور مبني بر اينكه در حوزه ازدواج جوانان نياز به آموزش وجود دارد‌ و با توجه به اينكه طلاق‌هايي كه صورت مي‌گيرد و سازماني نيز متولي امر ازدواج نيست، اين نياز ديده شد.<br />
<br />
وي با اشاره به اينكه 40 نفر از اساتيد برجسته كشور در حوزه مشاوره به عنوان اعضاي هيئت علمي اين سامانه انتخاب شده‌اند، گفت: 5/24 ميليون جوان در كشور وجود دارد كه حدود 13 ميليون جوان در سن ازدواج در كشور وجود دارد و با اين حجم جمعيتي ناگزير شديم تا از طريق آموزش‌هاي از راه دور برنامه‌هايي را آغاز كنيم.<br />
<br />
زنگنه تصريح كرد: از اين تعداد همه مي‌توانند در اين سامانه كه شبيه دانشگاه مجازي اقدام مي‌كند، ثبت‌نام كنند. وي همچنين تصريح كرد: اين سامانه آموزشي داراي سه دوره مختلف آموزشي قبل از ازدواج، مهارت‌هاي حين ازدواج و پس از ازدواج را شامل مي‌شود.<br />
<br />
زنگنه با اشاره به اينكه درصد طلاق‌هايي كه در دو سال اول زندگي صورت مي‌گيرد قابل ملاحظه هستند، تصريح كرد: اين دوره‌ها مي‌تواند بسيار كارساز باشد و محدوديتي براي شركت افراد در اين دوره‌ها وجود ندارد. وي همچنين اظهار داشت: در پايان هر هفته آزموني از متقاضيان گرفته مي‌شود و سپس پس از پايان دوره كه حدود 3 ماه است، كساني كه موفق شوند گواهينامه معتبر دريافت مي‌كنند.<br />
<br />
<img src="http://mscenter.ir/images/smilies/aloofandbored0.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="aloofandbored" title="aloofandbored" /><img src="http://mscenter.ir/images/smilies/aloofandbored0.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="aloofandbored" title="aloofandbored" /><img src="http://mscenter.ir/images/smilies/aloofandbored0.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="aloofandbored" title="aloofandbored" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[خبر آنلاين : رئيس سازمان جوانان استان تهران از صدور گواهينامه تخصصي «ازدواج» براي خواستگاري خبر داد.<br />
<br />
خبرگزاري فارس نوشت:<br />
<br />
محسن زنگنه با اشاره به افتتاح سامانه الكترونيك ازدواج با عنوان «ساج» در هفته آينده گفت: با راه‌اندازي سامانه الكترونيكي ازدواج، به جواناني كه اين دوره‌ها را با موفقيت طي كنند، گواهينامه تخصصي «ازدواج» اعطا‌ مي‌شود. وي متذكر شد: به دنبال اين هستيم كه تا 2 سال آينده اگر پسري به خواستگاري دختري رفت، دخترخانم «به شرطي» جواب بدهد كه خواستگار اين دوره‌ها را گذرانده باشد.<br />
<br />
وي با بيان اين‌كه اين گواهينامه به اين‌ معناست كه جوانان الفباي زندگي را مي‌دانند و درك متقابل از يكديگر دارند، اظهار داشت: با توجه به برگزاري جشنواره مطلع عشق و فعالان ازدواج در آذر سال گذشته براساس پيشنهاد تعدادي از اساتيد به رئيس‌جمهور مبني بر اينكه در حوزه ازدواج جوانان نياز به آموزش وجود دارد‌ و با توجه به اينكه طلاق‌هايي كه صورت مي‌گيرد و سازماني نيز متولي امر ازدواج نيست، اين نياز ديده شد.<br />
<br />
وي با اشاره به اينكه 40 نفر از اساتيد برجسته كشور در حوزه مشاوره به عنوان اعضاي هيئت علمي اين سامانه انتخاب شده‌اند، گفت: 5/24 ميليون جوان در كشور وجود دارد كه حدود 13 ميليون جوان در سن ازدواج در كشور وجود دارد و با اين حجم جمعيتي ناگزير شديم تا از طريق آموزش‌هاي از راه دور برنامه‌هايي را آغاز كنيم.<br />
<br />
زنگنه تصريح كرد: از اين تعداد همه مي‌توانند در اين سامانه كه شبيه دانشگاه مجازي اقدام مي‌كند، ثبت‌نام كنند. وي همچنين تصريح كرد: اين سامانه آموزشي داراي سه دوره مختلف آموزشي قبل از ازدواج، مهارت‌هاي حين ازدواج و پس از ازدواج را شامل مي‌شود.<br />
<br />
زنگنه با اشاره به اينكه درصد طلاق‌هايي كه در دو سال اول زندگي صورت مي‌گيرد قابل ملاحظه هستند، تصريح كرد: اين دوره‌ها مي‌تواند بسيار كارساز باشد و محدوديتي براي شركت افراد در اين دوره‌ها وجود ندارد. وي همچنين اظهار داشت: در پايان هر هفته آزموني از متقاضيان گرفته مي‌شود و سپس پس از پايان دوره كه حدود 3 ماه است، كساني كه موفق شوند گواهينامه معتبر دريافت مي‌كنند.<br />
<br />
<img src="http://mscenter.ir/images/smilies/aloofandbored0.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="aloofandbored" title="aloofandbored" /><img src="http://mscenter.ir/images/smilies/aloofandbored0.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="aloofandbored" title="aloofandbored" /><img src="http://mscenter.ir/images/smilies/aloofandbored0.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="aloofandbored" title="aloofandbored" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[درمان قطعی ام اس]]></title>
			<link>http://mscenter.ir/showthread.php?tid=702</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 11:54:57 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mscenter.ir/showthread.php?tid=702</guid>
			<description><![CDATA[سلام دوستان<br />
من چند وقته یه برنامه درشبکه دیدار ماهواره توجهمو جلب کرده.همش از درمان ام اس توسط سلولهای بنیادی میگه.معتقده با داروی stem cel dream که گیاهی هم هست سلولهای بنیادی رو از مغز استخوان آزاد میکنه و ام اس درمان قطعی میشه.میگه اگه دکترها توجه نمیکنند به خاطر اینه که مشتریهاشونو از دست میدن.شماره تماس میده که قرار بذاریم و برا دارو بریم تو نوبت.هر دفعه هم با یه درمان شده مصاحبه میکنه.این شنبه هم میخواد تو برنامش به جهان ثابت کنه که حرفاش صحت داره.<br />
حالا من می خوام بدونم نظر شما در مورد این برنامه چیه؟یعنی صحت داره؟کسیو دیدید مصرف کرده باشه؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام دوستان<br />
من چند وقته یه برنامه درشبکه دیدار ماهواره توجهمو جلب کرده.همش از درمان ام اس توسط سلولهای بنیادی میگه.معتقده با داروی stem cel dream که گیاهی هم هست سلولهای بنیادی رو از مغز استخوان آزاد میکنه و ام اس درمان قطعی میشه.میگه اگه دکترها توجه نمیکنند به خاطر اینه که مشتریهاشونو از دست میدن.شماره تماس میده که قرار بذاریم و برا دارو بریم تو نوبت.هر دفعه هم با یه درمان شده مصاحبه میکنه.این شنبه هم میخواد تو برنامش به جهان ثابت کنه که حرفاش صحت داره.<br />
حالا من می خوام بدونم نظر شما در مورد این برنامه چیه؟یعنی صحت داره؟کسیو دیدید مصرف کرده باشه؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اگر به تناسخ معتقدید]]></title>
			<link>http://mscenter.ir/showthread.php?tid=701</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 11:34:56 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mscenter.ir/showthread.php?tid=701</guid>
			<description><![CDATA[[/size&#93;اگر به تناسخ معتقدید، به نشانی<br />
  http://thebigview. com/pastlife/<br />
<br />
بروید تا با وارد کردن تاریخ میلادی تولدتان متوجه شوید که در زندگی قبلی چه جور آدمی بوده اید!چه تجربیاتی داشته اید و چه درسهایی را از زندگی قبلی باید در زندگی جدید به کار ببندید.<br />
<img src="http://mscenter.ir/images/smilies/smiling0.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="smiling" title="smiling" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[[/size]اگر به تناسخ معتقدید، به نشانی<br />
  http://thebigview. com/pastlife/<br />
<br />
بروید تا با وارد کردن تاریخ میلادی تولدتان متوجه شوید که در زندگی قبلی چه جور آدمی بوده اید!چه تجربیاتی داشته اید و چه درسهایی را از زندگی قبلی باید در زندگی جدید به کار ببندید.<br />
<img src="http://mscenter.ir/images/smilies/smiling0.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="smiling" title="smiling" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نامه به گوگل برای چهارشنبه سوری]]></title>
			<link>http://mscenter.ir/showthread.php?tid=700</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 11:21:57 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mscenter.ir/showthread.php?tid=700</guid>
			<description><![CDATA[گوگل براي اغلب مناسبت-هاي جهاني، لوگوي ويژه -اي را به-جاي لوگوي هميشه-گي-اش قرار مي-دهد. نوروز سال (1381) هم لوگوي نوروزي اين سايت در صفحه- اولش قرار گرفت اما بعدازآن ديگر اين كار تكرار نشد و حتا اين لوگو روي آرشيو لوگوهاي مناسبتي گوگل هم قرار نگرفت. ولي دو سال بعد با تلاش همه ايرانييان مخصوصا وبلاگ نويسان و سايتها اينترنتي و فرستادن ايميل وکامنت به سايت گوگل موفق شدن لوگوي اين جشن باستاني را در صفحه گوگل جا دهند واين رسم را به جهانيان معرفي کنند.وحال نوروزايراني هم مانند كريسمس و مراسم سال-نوي چيني-ها به-رسميت بشناسد.بیایید امسال نیز از گوگل درخواست کنیم تا برای اولین بار لوگوی خود را در شب <br />
چهار شنبه سوری عوض کندوتاثیر این کار را دست کم نگیرید <br />
متن زیر را به press@google.com ای-میل بزنید <br />
<br />
متن انگلیسی <br />
<br />
We are a group of Iranian people and like anybody else we try to keep our culture alive and make it more popular for other countries. We are making a request to Google to design a logo for special events and celebrations. We request and ask you guys to design a logo for one of our most famous celebration called ‘’Charshanbeh Souri’’, which we use fireworks to celebrate it. This is an ancient Persian festival dating at least to 1700 BCE of the early Zoroastrian era and it holds in last Tuesday of the year and we start the new year by ending that night. <br />
Another tradition of this day is to make special ajeel, or mixed nuts and berries. People wear disguises and chadors and go door to door knocking on doors. Receiving of the Ajeel is customary, as is receiving of a bucket of water. <br />
We believe Faravahar, the guardian angels for humans and also the spirits of dead would come back for reunion. These spirits were entertained as honoured guests in their old homes, and were bidden a formal ritual farewell at the dawn of the New Year <br />
There is no religious significance attached to Chaharshanbeh Souri and it serves as a cultural festival for Persians, Persian Jews, Muslims, Armenians, Kurds, Turks and Zoroastrians alike. <br />
There is no actual date to celebrate this yearly festival in Gregorian calendar but, it’s always from march 15th to March 29th. <br />
The date of this celebration this year is 17 march. <br />
At the end we’ll appreciate those people who take this responsibility and make a logo for this anniversary. <br />
Thanks in advance <br />
<br />
معنی فارسی : <br />
ما گروهی از ایرانیان علاقمند به زنده نگه داشتن فرهنگ قدیم خود هستیم . نامه ای که برای گوگل مینویسیم به دلیل درخواستی است که از شما داریم .از آنجا که گوگل برای مناسبتها و جشن ها لوگوی اختصاصی طراحی میکند ، ما درخواست طراحی لوگوی مخصوص برای یکیاز جشنهای قدیمی خود را داریم به نام 4 شنبه سوری <br />
برای اطلاع بیشتر از این جشن خلاصه ای از جشن در پایین آورده شدهاست : <br />
جشن اتش یا 4 شنبه سوری : <br />
در اخرین 4 شنبه سال ( 4 شنبه سوری) مردم در مکانهای عمومی اتش بزرگی برپا میکنند و اطراف آن به شادی و خواندن شعری میپردازند به امید اینکه با کمک نور و آتش در سال نو خوشی به آنها رو کند . <br />
سرخی تو از من ، زردی من از تو . <br />
<br />
این جشن نوعی خوش آمد گویی به امدن بهار جدید و باززایی طبیعت است . <br />
این جشن و رسوماتش در ایران تاریخی بس طولانی دارد و توسط همه ایرانیان و اقوام ایرانی چه مسلمان ، زردشتی، ترک و کرد جشن گرفته میشود . <br />
بنابراین از شما درخواست میشود لوگویی برای این جشن طراحی کنید . <br />
ویزگی هایی که ارزشمندند و در طراحی لوگو میتوان استفاده کرد عبارتند از آتشی بزرگ ، گروههای افراد که در حال پریدن از روی آتش هستند.<br />
<img src="http://mscenter.ir/images/smilies/icon_biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="icon_biggrin" title="icon_biggrin" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[گوگل براي اغلب مناسبت-هاي جهاني، لوگوي ويژه -اي را به-جاي لوگوي هميشه-گي-اش قرار مي-دهد. نوروز سال (1381) هم لوگوي نوروزي اين سايت در صفحه- اولش قرار گرفت اما بعدازآن ديگر اين كار تكرار نشد و حتا اين لوگو روي آرشيو لوگوهاي مناسبتي گوگل هم قرار نگرفت. ولي دو سال بعد با تلاش همه ايرانييان مخصوصا وبلاگ نويسان و سايتها اينترنتي و فرستادن ايميل وکامنت به سايت گوگل موفق شدن لوگوي اين جشن باستاني را در صفحه گوگل جا دهند واين رسم را به جهانيان معرفي کنند.وحال نوروزايراني هم مانند كريسمس و مراسم سال-نوي چيني-ها به-رسميت بشناسد.بیایید امسال نیز از گوگل درخواست کنیم تا برای اولین بار لوگوی خود را در شب <br />
چهار شنبه سوری عوض کندوتاثیر این کار را دست کم نگیرید <br />
متن زیر را به press@google.com ای-میل بزنید <br />
<br />
متن انگلیسی <br />
<br />
We are a group of Iranian people and like anybody else we try to keep our culture alive and make it more popular for other countries. We are making a request to Google to design a logo for special events and celebrations. We request and ask you guys to design a logo for one of our most famous celebration called ‘’Charshanbeh Souri’’, which we use fireworks to celebrate it. This is an ancient Persian festival dating at least to 1700 BCE of the early Zoroastrian era and it holds in last Tuesday of the year and we start the new year by ending that night. <br />
Another tradition of this day is to make special ajeel, or mixed nuts and berries. People wear disguises and chadors and go door to door knocking on doors. Receiving of the Ajeel is customary, as is receiving of a bucket of water. <br />
We believe Faravahar, the guardian angels for humans and also the spirits of dead would come back for reunion. These spirits were entertained as honoured guests in their old homes, and were bidden a formal ritual farewell at the dawn of the New Year <br />
There is no religious significance attached to Chaharshanbeh Souri and it serves as a cultural festival for Persians, Persian Jews, Muslims, Armenians, Kurds, Turks and Zoroastrians alike. <br />
There is no actual date to celebrate this yearly festival in Gregorian calendar but, it’s always from march 15th to March 29th. <br />
The date of this celebration this year is 17 march. <br />
At the end we’ll appreciate those people who take this responsibility and make a logo for this anniversary. <br />
Thanks in advance <br />
<br />
معنی فارسی : <br />
ما گروهی از ایرانیان علاقمند به زنده نگه داشتن فرهنگ قدیم خود هستیم . نامه ای که برای گوگل مینویسیم به دلیل درخواستی است که از شما داریم .از آنجا که گوگل برای مناسبتها و جشن ها لوگوی اختصاصی طراحی میکند ، ما درخواست طراحی لوگوی مخصوص برای یکیاز جشنهای قدیمی خود را داریم به نام 4 شنبه سوری <br />
برای اطلاع بیشتر از این جشن خلاصه ای از جشن در پایین آورده شدهاست : <br />
جشن اتش یا 4 شنبه سوری : <br />
در اخرین 4 شنبه سال ( 4 شنبه سوری) مردم در مکانهای عمومی اتش بزرگی برپا میکنند و اطراف آن به شادی و خواندن شعری میپردازند به امید اینکه با کمک نور و آتش در سال نو خوشی به آنها رو کند . <br />
سرخی تو از من ، زردی من از تو . <br />
<br />
این جشن نوعی خوش آمد گویی به امدن بهار جدید و باززایی طبیعت است . <br />
این جشن و رسوماتش در ایران تاریخی بس طولانی دارد و توسط همه ایرانیان و اقوام ایرانی چه مسلمان ، زردشتی، ترک و کرد جشن گرفته میشود . <br />
بنابراین از شما درخواست میشود لوگویی برای این جشن طراحی کنید . <br />
ویزگی هایی که ارزشمندند و در طراحی لوگو میتوان استفاده کرد عبارتند از آتشی بزرگ ، گروههای افراد که در حال پریدن از روی آتش هستند.<br />
<img src="http://mscenter.ir/images/smilies/icon_biggrin.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="icon_biggrin" title="icon_biggrin" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[عکس همسر آینده تان را ببینید؟]]></title>
			<link>http://mscenter.ir/showthread.php?tid=699</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 05:33:12 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mscenter.ir/showthread.php?tid=699</guid>
			<description><![CDATA[<a href="http://www.someonesecret.com/en/?n=ir" target="_blank">http://www.someonesecret.com/en/?n=ir</a> <br />
کلیک کنید.اسم تون رو به انگلیسی وارد کنید<img src="http://mscenter.ir/images/smilies/Smile (52).gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile (52)" title="Smile (52)" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<a href="http://www.someonesecret.com/en/?n=ir" target="_blank">http://www.someonesecret.com/en/?n=ir</a> <br />
کلیک کنید.اسم تون رو به انگلیسی وارد کنید<img src="http://mscenter.ir/images/smilies/Smile (52).gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Smile (52)" title="Smile (52)" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مشاعره]]></title>
			<link>http://mscenter.ir/showthread.php?tid=698</link>
			<pubDate>Mon, 08 Mar 2010 10:39:15 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mscenter.ir/showthread.php?tid=698</guid>
			<description><![CDATA[مشاعره فقط با یک بیت با آخرین حرف بیت قبلی یک بیت شعر یادداشت کن خیلی ساده]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[مشاعره فقط با یک بیت با آخرین حرف بیت قبلی یک بیت شعر یادداشت کن خیلی ساده]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[استعداد ذاتی خود را کشف کنید]]></title>
			<link>http://mscenter.ir/showthread.php?tid=697</link>
			<pubDate>Mon, 08 Mar 2010 10:08:59 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mscenter.ir/showthread.php?tid=697</guid>
			<description><![CDATA[یکی از بهترین دوستانم یک عکاس سیاه و سفید خیلی حرفه ای است. چند وقت پیش وقتی برای ناهار با هم بیرون رفته بودیم، دوستم طرز نگاه خود به اشیاء و محیط اطراف و اینکه چطور همه چیز را بلافاصله به شکل یک تصویر سیاه و سفید در ذهنش مجسم می کند، برایم توصیف کرد.<br />
کاری که او می کند این است که صحنه کلی را در نظر می گیرد، بهترین تصاویر ممکن را از آن صحنه قالب می دهد، و بعد اتوماتیک وار بهترین آنها را که زیباترین عکس را می سازد، انتخاب می کند.<br />
دیدن او حین اینکار واقعاً شگفت انگیز است. اینکار برای او بی هیچ زحمت و مشقتی انجام می شود. کار او فقط "دیدن" است.<br />
اکثر عکاسان روی جوانب تکنیکی هنر خود متمرکز می شوند: نور، زاویه تابش خورشید، زاویه دوربین و از این قبیل. بااینکه همه این مسائل اهمیت زیادی دارند اما دوست من به طرز جادویی بدون اینکه تحلیلی بکند، انگار همه چیز را می داند.<br />
یکی دیگر از دوستانم قدرت اعجاب آوری در موسیقی دارد. او می تواند یکبار که یک آهنگ را شنید، گیتارش را بردارد و آن را بنوازد. <br />
خانم دیگری را می شناسم که یک باغبان فوق العاده است. او توانسته از یک زمین بایر و بی آب و علف، بهشتی بسازد که همه را مدهوش می کند. <br />
همه این افراد نظر مشابهی درمورد توانایی فوق العاده خود دارند، "خیلی ساده است. کاملاً نرمال به نظر می رسد."<br />
به نظر من همه آدم ها یک توانایی و استعداد طبیعی دارند. اما خیلی از ما یک اشتباه مشابه را مرتکب می شویم خیلی ساده است، ارزش آن را پایین می آوریم و فکر میکنیم بقیه هم می توانند کاری که ما می کنیم را به همان شکل انجام دهند.<br />
● کاملاً اشتباه است!<br />
هرکدام از ما یک استعداد کاملاً خاص و منحصر به فرد داریم—درست مثل اثر انگشتمان که کاملاً منحصر به فرد است. این استعداد شما ممکن است در تربیت حیوانات باشد، یا در متدهای طبقه بندی و جمع آوری کتاب ماهر باشید، یا در خواندن کتاب داستان برای بچه ها، یا در پرورش گل و گیاه.<br />
استعداد طبیعی شما ممکن است در ورزش، نویسندگی، هنر، سفالگری، ارتباطات و ... باشد. این فهرست بی انتهاست. اما مسئله اینجاست که نمی توانید آن توانایی خود را تشخیص دهید چون تصور می کنید بقیه هم می توانند مثل شما آن کار را انجام دهند.<br />
و از آنجا که پایین آوردن ارزش استعداد ذاتیمان خیلی ساده است، معمولاً در ابتدای زندگی این اتفاق برایمان می افتد. به کودک هنری گفته می شود که نقاشی را کنار بگذارد و یک درس جدید تر را دنبال کند. یا به یک کودک علاقه مند به کتاب که می تواند در آینده نویسنده ای عالی شود گفته می شود که سر از کتاب بیرون بکشد و برود با بقیه بچه ها فوتبال بازی کند. <br />
با اینکه یاد گرفتن مهارت های جدید برای رشد شخصیمان خیلی خوب است اما روی گرداندن از استعداد ذاتیمان برای رسیدن به تعادل عاقلانه ترین و بهترین کار نیست.<br />
تصور کنید اگر بتهوون یا آلبرت انیشتین استعداد ذاتی خود را نادیده می گرفتند تا با بقیه بچه ها سرگرم بازی شوند، آنوقت چه می شد؟<br />
اما این افراد نامی، وقت خود را صرف رشد دادن به استعداد ذاتی خود کردند. و درنتیجه تلاشهایشان به موفقیت دست پیدا کردند.<br />
در طول تاریح موفق ترین کارفرامایان، هنرمندان، نویسندگان، مخترعین، دانشمندان، ورزشکاران، و ... آنهایی بوده اند که استعداد طبیعی خود را دنبال کردند.<br />
استعداد ذاتی خود را کشف کنید<br />
اول اینکه ببینید چه کاری به نظرتان ساده و طبیعی می آید. این می تواند نشانه یک استعداد خاص یا توانایی رشد آن باشد. <br />
همچین ببینید که برای گذران وقت خودتان را به چه کاری مشغول می کنید. آخر اینکه، فعالیت هایی که فقط برای احساس رضایت و خوشنودی خود انجام می دهید را پیدا کنید.<br />
این فعالیت ها می توانند نشانه استعداد ذاتی و طبیعی شما بانشد. <br />
● یک استراتژی ممکن<br />
تصور کنید می توانستید وقتتان را با انجام دادن کاری که به نظرتان ساده است، زمان را می گذراند و به شما احساس خوشنودی و رضایت می دهد، بگذرانید. <br />
به نظرتان این بهتر از آن نیست که اگر مثلاً یک هنرمند بالفطره باشید و وقتتان را صرف حسابدار شدن بکنید یا یک مهندس بالفطره باشید و تلاش کنید که هنرمند شوید؟<br />
چرا از نو روی زندگیتان تمرکز نمی کنید و استعداد طبیعی خود را پیدا نمی کنید؟<br />
این استعداد طبیعی حتی اگر کاری با پرستیژ کمتر یا پول کمتر برایتان باشد اما مطمئن باشید که باانجام آن زندگی خوشحالتر و رضایت مندانه تر خواهید داشت. و کسی چه می داند، شاید توانستید با پیشرفت در آن به هر آنچه در زندگیتان می خواستید دست پیدا کنید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[یکی از بهترین دوستانم یک عکاس سیاه و سفید خیلی حرفه ای است. چند وقت پیش وقتی برای ناهار با هم بیرون رفته بودیم، دوستم طرز نگاه خود به اشیاء و محیط اطراف و اینکه چطور همه چیز را بلافاصله به شکل یک تصویر سیاه و سفید در ذهنش مجسم می کند، برایم توصیف کرد.<br />
کاری که او می کند این است که صحنه کلی را در نظر می گیرد، بهترین تصاویر ممکن را از آن صحنه قالب می دهد، و بعد اتوماتیک وار بهترین آنها را که زیباترین عکس را می سازد، انتخاب می کند.<br />
دیدن او حین اینکار واقعاً شگفت انگیز است. اینکار برای او بی هیچ زحمت و مشقتی انجام می شود. کار او فقط "دیدن" است.<br />
اکثر عکاسان روی جوانب تکنیکی هنر خود متمرکز می شوند: نور، زاویه تابش خورشید، زاویه دوربین و از این قبیل. بااینکه همه این مسائل اهمیت زیادی دارند اما دوست من به طرز جادویی بدون اینکه تحلیلی بکند، انگار همه چیز را می داند.<br />
یکی دیگر از دوستانم قدرت اعجاب آوری در موسیقی دارد. او می تواند یکبار که یک آهنگ را شنید، گیتارش را بردارد و آن را بنوازد. <br />
خانم دیگری را می شناسم که یک باغبان فوق العاده است. او توانسته از یک زمین بایر و بی آب و علف، بهشتی بسازد که همه را مدهوش می کند. <br />
همه این افراد نظر مشابهی درمورد توانایی فوق العاده خود دارند، "خیلی ساده است. کاملاً نرمال به نظر می رسد."<br />
به نظر من همه آدم ها یک توانایی و استعداد طبیعی دارند. اما خیلی از ما یک اشتباه مشابه را مرتکب می شویم خیلی ساده است، ارزش آن را پایین می آوریم و فکر میکنیم بقیه هم می توانند کاری که ما می کنیم را به همان شکل انجام دهند.<br />
● کاملاً اشتباه است!<br />
هرکدام از ما یک استعداد کاملاً خاص و منحصر به فرد داریم—درست مثل اثر انگشتمان که کاملاً منحصر به فرد است. این استعداد شما ممکن است در تربیت حیوانات باشد، یا در متدهای طبقه بندی و جمع آوری کتاب ماهر باشید، یا در خواندن کتاب داستان برای بچه ها، یا در پرورش گل و گیاه.<br />
استعداد طبیعی شما ممکن است در ورزش، نویسندگی، هنر، سفالگری، ارتباطات و ... باشد. این فهرست بی انتهاست. اما مسئله اینجاست که نمی توانید آن توانایی خود را تشخیص دهید چون تصور می کنید بقیه هم می توانند مثل شما آن کار را انجام دهند.<br />
و از آنجا که پایین آوردن ارزش استعداد ذاتیمان خیلی ساده است، معمولاً در ابتدای زندگی این اتفاق برایمان می افتد. به کودک هنری گفته می شود که نقاشی را کنار بگذارد و یک درس جدید تر را دنبال کند. یا به یک کودک علاقه مند به کتاب که می تواند در آینده نویسنده ای عالی شود گفته می شود که سر از کتاب بیرون بکشد و برود با بقیه بچه ها فوتبال بازی کند. <br />
با اینکه یاد گرفتن مهارت های جدید برای رشد شخصیمان خیلی خوب است اما روی گرداندن از استعداد ذاتیمان برای رسیدن به تعادل عاقلانه ترین و بهترین کار نیست.<br />
تصور کنید اگر بتهوون یا آلبرت انیشتین استعداد ذاتی خود را نادیده می گرفتند تا با بقیه بچه ها سرگرم بازی شوند، آنوقت چه می شد؟<br />
اما این افراد نامی، وقت خود را صرف رشد دادن به استعداد ذاتی خود کردند. و درنتیجه تلاشهایشان به موفقیت دست پیدا کردند.<br />
در طول تاریح موفق ترین کارفرامایان، هنرمندان، نویسندگان، مخترعین، دانشمندان، ورزشکاران، و ... آنهایی بوده اند که استعداد طبیعی خود را دنبال کردند.<br />
استعداد ذاتی خود را کشف کنید<br />
اول اینکه ببینید چه کاری به نظرتان ساده و طبیعی می آید. این می تواند نشانه یک استعداد خاص یا توانایی رشد آن باشد. <br />
همچین ببینید که برای گذران وقت خودتان را به چه کاری مشغول می کنید. آخر اینکه، فعالیت هایی که فقط برای احساس رضایت و خوشنودی خود انجام می دهید را پیدا کنید.<br />
این فعالیت ها می توانند نشانه استعداد ذاتی و طبیعی شما بانشد. <br />
● یک استراتژی ممکن<br />
تصور کنید می توانستید وقتتان را با انجام دادن کاری که به نظرتان ساده است، زمان را می گذراند و به شما احساس خوشنودی و رضایت می دهد، بگذرانید. <br />
به نظرتان این بهتر از آن نیست که اگر مثلاً یک هنرمند بالفطره باشید و وقتتان را صرف حسابدار شدن بکنید یا یک مهندس بالفطره باشید و تلاش کنید که هنرمند شوید؟<br />
چرا از نو روی زندگیتان تمرکز نمی کنید و استعداد طبیعی خود را پیدا نمی کنید؟<br />
این استعداد طبیعی حتی اگر کاری با پرستیژ کمتر یا پول کمتر برایتان باشد اما مطمئن باشید که باانجام آن زندگی خوشحالتر و رضایت مندانه تر خواهید داشت. و کسی چه می داند، شاید توانستید با پیشرفت در آن به هر آنچه در زندگیتان می خواستید دست پیدا کنید.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چگونه جوان بمانیم؟]]></title>
			<link>http://mscenter.ir/showthread.php?tid=696</link>
			<pubDate>Mon, 08 Mar 2010 08:22:28 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mscenter.ir/showthread.php?tid=696</guid>
			<description><![CDATA[دوران سالخوردگی به صورت تدریجی، مخفیانه و تعجب آور از راه می رسد. به مدت ۲۰ سال بدن شما از توان عضلانی مناسبی برخوردار بوده ولی از آن پس به تدریج از توان عضلانی آن کاسته می شود. ۳۰ سال تمام ، ناخن هایی داشتید که نمی شکستند، پوستی داشتید که پس از خواب کافی تازه و و با طراوت به نظر می رسید اما پس از سپری شدن این سال ها ، ناخن هایی شکننده ، و پوستی خواهید داشت که حتی با آرایش و هشت ساعت خواب، باز هم نازک و چروکیده است.<br />
پذیرفتن این تغییرات و زندگی کردن با آنها اهمیت زیادی دارد. برای حفظ زیبایی پوست و ظاهری مناسب لازمست که هشیارانه و با آگاهی شیوه های مناسب را در پیش بگیرید. به خاطر داشته باشید نور خورشید، رطوبت کافی و وجین کردن عناصر اضافی (عناصر سمی یا نور بیش از حد خورشید) به طراوت و زیبایی پوست شما کمک خواهد کرد. خداوند شما را در هر دوره سنی از مواهبی برخوردار ساخته و در کنار آن با دشواری هایی همراه نموده است. با توجه به مواهب و برطرف کردن دشواری های هر دوره می توانید در هر دهه سنی زیبایی خود را حفظ کنید. سعی کنید در هر دوره عادت های خوب را فرا بگیرید و آنها را دنبال کنید. در دوره های بعد نیز عادت های تازه و مناسبی را بیاموزید و به کار ببرید.<br />
● دوره نوجوانی ( ۱۹-۱۱ سالگی)<br />
از جمله ویژگی های این دوره سنی ، فشرده بودن (عضلانی بودن) بدن، پرمویی ، گرمای بدن هستند که در دسته مخالفین زیبایی جای دارند. در این دوره سنی سعی نکنید بثورات ( ضایعات ) جلدی را فشار دهید، به دانه های سرسیاه آسیب نرسانید. ایجاد این دانه ها ناشی از تولید بیش از حد کلاژن طبیعی است. صورت خود را با آب ساده تمیز کنید، از به کارگیری سودا (SODA) خودداری نمائید.<br />
ابروهای خود را زیاد دستکاری نکنید. در این دوره پوست شما حساسیت زیادی دارد، برنزه کردن پوست بدن در مدت کمتر از ۱۰ سال آینده به پوست بدن شما آسیب های جدی وارد خواهد ساخت. از نوشیدن الکل خودداری کنید. بدن شما در حال رشد است سعی کنید این دوره سنی را دور از هر نوع عادتی پشت سر بگذارید.<br />
راز زیبایی: محدود کردن خود و دور شدن از عادت های نامطلوب در این دوره ، تضمین کننده شادی و نشاط شما در دوره های سنی بعد خواهد بود.<br />
شیوه جابجا شدن صحیح را بیاموزید. نشستن ، ایستادن و راه رفتن درست را فرا بگیرید. با قدی کشیده راه بروید ، به آرامی قدم بردارید و هنگام نشستن پشت خود را صاف کنید.<br />
● ۲۰ تا ۳۰ سالگی <br />
به همه عادت های خوب دوره پیشین توجه کنید. ورزش را به زندگی خود اضافه کنید. این دوران پر از تنش و فشار روانی است زیرا هم درس می خوانید و هم کار می کنید و هم شیوه زندگی فردی خود را پیدا می کنید. بهترین راه برای دور شدن از فشارهای روانی، ورزش ( حداقل به مدت یک ساعت و سه بار در هفته ) است.<br />
راز زیبایی: به فعالیت های بدنی بپردازید تا چربی های اضافی را بسوزانید ولی فشاری بیش از حد توان خود نپذیرید.<br />
توجه داشته باشید که یک برنامه ورزشی با کیفیت را برای خود طراحی کنید به طوری که عضلات شما را تقویت کند، استخوان هایتان را محکم تر سازد و شما را لاغر نگه دارد.<br />
● ۳۰ تا ۴۰ سالگی<br />
در این دوره سنی زنان شاغل تقریباً به مدت ۱۰ سال است که به صورت نِشـَسته کارهای حرفه ای خود را انجام داده اند و وزن بدنشان بر اندام های تحتانی تحمیل می شود. بهترین توصیه در این دوره سنی انجام فعالیت های کششی است ( حداقل به مدت نیم ساعت در روز). <br />
شاخص ترین موضوع این دوره ، کاهش رطوبت پوست است. کرم مرطوب کننده دست و دور چشم را همیشه همراه داشته باشید ( در محل کار، ماشین و کنار تختخواب خود ) ، ۲ بار در روز به دست و دور چشم های خود کرم بزنید. هر کاری که می توانید برای مرطوب نگه داشتن پوست خود انجام دهید. روزی ۲ لیتر آب بنوشید.<br />
راز زیبایی: یک تشک ورزشی برای انجام حرکت های کششی بهترین هدیه برای شماست. آب رسانی ( مرطوب کردن ) پوست دست ها و دور چشم ها را فراموش نکنید. نخستین نشانه های سالخوردگی در این دو ( دست ها و دور چشم ها ) پدیدار می گردند. از پوست دست ها و صورت خود مانند یک گل ارکیده نگهداری کنید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[دوران سالخوردگی به صورت تدریجی، مخفیانه و تعجب آور از راه می رسد. به مدت ۲۰ سال بدن شما از توان عضلانی مناسبی برخوردار بوده ولی از آن پس به تدریج از توان عضلانی آن کاسته می شود. ۳۰ سال تمام ، ناخن هایی داشتید که نمی شکستند، پوستی داشتید که پس از خواب کافی تازه و و با طراوت به نظر می رسید اما پس از سپری شدن این سال ها ، ناخن هایی شکننده ، و پوستی خواهید داشت که حتی با آرایش و هشت ساعت خواب، باز هم نازک و چروکیده است.<br />
پذیرفتن این تغییرات و زندگی کردن با آنها اهمیت زیادی دارد. برای حفظ زیبایی پوست و ظاهری مناسب لازمست که هشیارانه و با آگاهی شیوه های مناسب را در پیش بگیرید. به خاطر داشته باشید نور خورشید، رطوبت کافی و وجین کردن عناصر اضافی (عناصر سمی یا نور بیش از حد خورشید) به طراوت و زیبایی پوست شما کمک خواهد کرد. خداوند شما را در هر دوره سنی از مواهبی برخوردار ساخته و در کنار آن با دشواری هایی همراه نموده است. با توجه به مواهب و برطرف کردن دشواری های هر دوره می توانید در هر دهه سنی زیبایی خود را حفظ کنید. سعی کنید در هر دوره عادت های خوب را فرا بگیرید و آنها را دنبال کنید. در دوره های بعد نیز عادت های تازه و مناسبی را بیاموزید و به کار ببرید.<br />
● دوره نوجوانی ( ۱۹-۱۱ سالگی)<br />
از جمله ویژگی های این دوره سنی ، فشرده بودن (عضلانی بودن) بدن، پرمویی ، گرمای بدن هستند که در دسته مخالفین زیبایی جای دارند. در این دوره سنی سعی نکنید بثورات ( ضایعات ) جلدی را فشار دهید، به دانه های سرسیاه آسیب نرسانید. ایجاد این دانه ها ناشی از تولید بیش از حد کلاژن طبیعی است. صورت خود را با آب ساده تمیز کنید، از به کارگیری سودا (SODA) خودداری نمائید.<br />
ابروهای خود را زیاد دستکاری نکنید. در این دوره پوست شما حساسیت زیادی دارد، برنزه کردن پوست بدن در مدت کمتر از ۱۰ سال آینده به پوست بدن شما آسیب های جدی وارد خواهد ساخت. از نوشیدن الکل خودداری کنید. بدن شما در حال رشد است سعی کنید این دوره سنی را دور از هر نوع عادتی پشت سر بگذارید.<br />
راز زیبایی: محدود کردن خود و دور شدن از عادت های نامطلوب در این دوره ، تضمین کننده شادی و نشاط شما در دوره های سنی بعد خواهد بود.<br />
شیوه جابجا شدن صحیح را بیاموزید. نشستن ، ایستادن و راه رفتن درست را فرا بگیرید. با قدی کشیده راه بروید ، به آرامی قدم بردارید و هنگام نشستن پشت خود را صاف کنید.<br />
● ۲۰ تا ۳۰ سالگی <br />
به همه عادت های خوب دوره پیشین توجه کنید. ورزش را به زندگی خود اضافه کنید. این دوران پر از تنش و فشار روانی است زیرا هم درس می خوانید و هم کار می کنید و هم شیوه زندگی فردی خود را پیدا می کنید. بهترین راه برای دور شدن از فشارهای روانی، ورزش ( حداقل به مدت یک ساعت و سه بار در هفته ) است.<br />
راز زیبایی: به فعالیت های بدنی بپردازید تا چربی های اضافی را بسوزانید ولی فشاری بیش از حد توان خود نپذیرید.<br />
توجه داشته باشید که یک برنامه ورزشی با کیفیت را برای خود طراحی کنید به طوری که عضلات شما را تقویت کند، استخوان هایتان را محکم تر سازد و شما را لاغر نگه دارد.<br />
● ۳۰ تا ۴۰ سالگی<br />
در این دوره سنی زنان شاغل تقریباً به مدت ۱۰ سال است که به صورت نِشـَسته کارهای حرفه ای خود را انجام داده اند و وزن بدنشان بر اندام های تحتانی تحمیل می شود. بهترین توصیه در این دوره سنی انجام فعالیت های کششی است ( حداقل به مدت نیم ساعت در روز). <br />
شاخص ترین موضوع این دوره ، کاهش رطوبت پوست است. کرم مرطوب کننده دست و دور چشم را همیشه همراه داشته باشید ( در محل کار، ماشین و کنار تختخواب خود ) ، ۲ بار در روز به دست و دور چشم های خود کرم بزنید. هر کاری که می توانید برای مرطوب نگه داشتن پوست خود انجام دهید. روزی ۲ لیتر آب بنوشید.<br />
راز زیبایی: یک تشک ورزشی برای انجام حرکت های کششی بهترین هدیه برای شماست. آب رسانی ( مرطوب کردن ) پوست دست ها و دور چشم ها را فراموش نکنید. نخستین نشانه های سالخوردگی در این دو ( دست ها و دور چشم ها ) پدیدار می گردند. از پوست دست ها و صورت خود مانند یک گل ارکیده نگهداری کنید.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بابک خرمدین نمادی از مقاومت ایرانیان در برابر تجاوز بیگانه]]></title>
			<link>http://mscenter.ir/showthread.php?tid=695</link>
			<pubDate>Mon, 08 Mar 2010 06:07:56 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mscenter.ir/showthread.php?tid=695</guid>
			<description><![CDATA[بابک از نژادی ایرانی و مسکنش آذرآبادگان بود، گویا مسلمانش کرده بودند و نام عربیش حسن  بود. جنبشی که بابک در ایران آغاز کرد و رسما نام  جنبش خرم‌دینان  برخود داشت، یک ایدئولوژی مشخصی را مطرح میکرد که هدفش براندازی نهائی سلطه‌ی عرب – برقراری مساوات انسانی در ایران – تأمین خوشیی برای همگان و بازگشت به شکوه و عظمت ایران باستان بود. ابن حزم مینویسد که  ایرانیان ازنظر وسعت ممالک و فزونی نیرو برهمه‌ی ملتها برتری داشتند، به همین جهت لقبِ آزادگان را ممالک دیگر برای ایرانیان برگزیدند . چون دولت باشکوه و سترگ ساسانی بر اثر نبردهای طولانی با امپراتوری روم و هجوم تازیان جنگجو برافتاد و عرب که نزد آنها دونپایه‌ترین قوم جهان بود برآنها مسلط گردید این امر بر ملت ایران گران آمد و خود را با مصیبتی تحمل‌نشدنی روبرو یافتند، و برآن شدند که با راههای مختلف به جنگ با اعراب برخیزند.<br />
 ازجمله رهبران آزادی بخش و ملی ایران میتوان سنباد، مقنع، استادسیس، بابک و دیگران را نام برد . دولت ساسانی که نیز که در سالهای پایانی عمرش به سر می برد بدون شک اگر با حمله اعراب روبرو نمی گشت با قیامهایی ملی همچون زمان پارتیان تغییر سلسله می دادند و حکومتی قوی تر و جدید به صورتی کاملا ایرانی روی کار می آمد همانگونه که پارتیان بر ضد سلوکیان یونانی در ایران قیام کردند و دست بیگانگان را از این سرزمین برچیدند و سلسله قدرتمند شاهنشاهی پارتی را برقرار نمودند<br />
<br />
نام  خرم‌دین  که به پاخاستگانِ ایرانی برای این جنبش برگزیده بوده‌اند به روشنی نشان میدهد که این یک جنبش مزدکی بوده و همه‌ی شعارها و برنامه‌های مساوات‌طلبانه و ضد بهره‌کشی مزدک را دنبال میکرده است. خود مزدک در تاریخ دینی که ادعای پیامبری آن را می کرد از زرتشت گرفته بود و با تغییراتی می خواست آن را به روز کند ولی چون در برابر دین بهی که دارای پایه های بسیار کهن بود قدرتی نداشت نتوانست گسترش یابد . ابن حزم تصریح میکند که  خرم‌دینانِ پیرو بابک یک فرقه‌ی مزدکی بودند . اساس تعالیم مزدک برآن بود که مردم باید هم دراین دنیا و هم دردنیای دیگر به سعادت و شادمانی دست یابند؛ یعنی هم دراین دنیا با کسب وکار وکشاورزی و صنعتْ برای خودشان بهشت بسازند، و هم با انجام کارهای نیکو و خودداری از کارهای بد رضایت خدا را حاصل کنند تا درآخرت به بهشت بروند.  نیک  در تعالیم مزدک عبارت بود ازگفتار وکرداری که به خود یا دیگری منفعتی برساند و سعادتی فراهم آورَد؛ و  بد  عبارت بود ازگفتار یا کرداری که به خود یا دیگران آسیب و گزند وارد آورد یا سبب محرومیت شود. ابن‌الندیم در وصف یکی از ایرانیانِ مزدکی مقیم بغداد به نام  خسرو ارزومگان  که ویرا  پیرو مذهبی شبیه مذهب خرم‌دینان  نامیده، مینویسد که به پیروانش دستور میداد بهترین لباسها بپوشند، و خودش نیز بهترین لباسها می‌پوشید و به آن افتخار میکرد<br />
<br />
مرکز فعالیت بابک در آذربایجان بود ولی نهضتش در تمامی شهرهای ایران مشغول به فعالیت بود . جماعات بزرگی از عربها پس از یورش سپاه اسلام در شهرها و روستاهایش آذرآبادگان اقامت گرفته بودند. هدف او از میان بردن سلطه‌ی اربابانِ عرب بود که نزدیک به دوقرن مردم ایران را تاراج میکردند. قبایل عرب همراه با فتوحات عربی به درون آذربایجان و دیگر شهرهای ایران سرازیر شدند. بلاذری درباره‌ی سرازیر شدنِ عربها به آذربایجان در زمان عثمان و امام علی، مینویسد  بسیاری از عشایر عرب از بصره وکوفه و شام به آذربایجان سرازیر شدند و هرگروهی برهرچه از زمین توانست دست یافت و مصادره کرد، و بعضی‌شان زمینهائی را از عجمها خریدند و روستاهائی نیز به این عشایر واگذار شد، و مردم این روستاها به مُزارعینِ اینها تبدیل شدند<br />
<br />
آغاز نهضت بابک در ایران را سال ١٩۴خ ذکر کرده‌اند. در مدت کوتاهی سراسر روستائیان نیمه‌ی غربی ایران و جنوب ایران به نهضت خرم‌دینان پیوستند. طبری مینویسد که  مردم روستاهای نواحی اصفهان و همدان و ماهسپیدان و مهرگان‌کدک و جز اینها نیز به دین خرم‌دینان درآمدند . نخستین درگیری ناکامِ سپاهیان دولت عباسی و بابک درسال ١٩٨خ گزارش شده و خبر از شکست سپاه عباسی می‌دهد. دومین درگیری ناکامِ سپاه عباسی و بابک درسال ٢٠٠خ بود که بخش اعظم سپاهیان عباسی را بابک در غربِ ایران- نزدیکی‌های همدان- کشتار کرد. اعزام نیروهای عباسی به جنگ بابک درسراسر سالهای ٢٠٠- ٢٠۶خ تکرار شد و هربار از بابک شکست یافتند. در سال ٢٠٣خ در دو نبرد بزرگ، دوتن از فرماندهان برجسته‌ی دولتِ عباسی به قتل رسیدند؛ و یک فرمانده برجسته نیز شکست یافته فرار کرد. در سال ٢٠۶خ یک افسر برجسته‌ی عرب با سِمَتِ والی آذربایجان اعزام شد و سپاه بزرگی در اختیارش نهاده شد تا به‌کار بابک پایان دهد. این مرد نزدیک به دوسال با بابک درگیر بود، و در خردادماه ٢٠٨خ درکنار روستای بهشتاباد کشته شد و بخش اعظم سپاهش قتل عام شدند<br />
<br />
خلیفه‌ی عباسی در اواسط تابستان ٢١٢خ چندین لشکر به غرب ایران فرستاد، که به گزارش طبری شصت هزار تن از روستائیان ناحیه‌ی همدان را قتل عام کردند، ولی بابک توانست شکستهای سختی بر این نیروها وارد سازد و با تلفات و این متجاوزان را با شکست به بغداد برگرداند. به دنبال این شکستها، خلیفه تصمیم گرفت که امر مقابله با بابک را به یک افسرِ مانوی مذهبِ نومسلمان ایرانی معروف به  افشین ، از خاندان ساسانی واگذارد. افشین چندی پیش برای سرکوب شورشهای مصر اعزام شده بود و مأموریتش را به نحوی بسیار پسندیده انجام داده بود و هنوز در مصر بود. اورا خلیفه فراخوانده به مقابله‌ی خرم‌دینان گسیل کرد. افشین درناحیه‌ی همدان مستقر شد و در غرب و مرکزِ ایران از همدان و آذربایجان تا اصفهان و ری، با بزرگان روستاها مذاکراتی انجام داد و وعده های دروغین برای متفرق کردن آنها از کنار بابک به آنان داد که به ظاهر برآورنده‌ی خواسته‌های روستائیان بود<br />
افشین پس ازآنکه اوضاع غرب ایران را در خلال یک‌سال و نیم با سیاست ضد ایرانی و در جهت حمایت از اعراب و تهدید و هدایای نقدی (که به دهخدایان میداد) آرام کرد، برای به دام افکندنِ بابک نقشه چید. کاروانی با محموله‌ی امداد مالی و غذائی از بغداد عازم اردبیل شد تا به دژی که محل استقرار سپاهیان خلیفه بود تحویل دهد. بابک بی‌خبر از دامی که افشین برایش چیده بود، تصمیم گرفت که راه را برآن کاروان بربندد و محموله‌هایش را تصاحب کند. افشین شبانه بدون سروصدا و بدون نواختن کوس و کَرانای (شیپور جنگی)، در نزدیکیهای دژ موضع گرفت؛ زیرا یقین داشت که بابک برای تصرف دژ خواهد آمد. بابک ابتدا یک قرارگاه کوچکِ سپاهیان خلیفه بر سرراهش را مورد حمله قرار داد و افرادش را کشت، آنگاه به کنار دژ رفته به افرادش استراحت داد که روز دیگر به دژ حمله کنند. دراین هنگام افشین براو شبیخون زد. گویا همه‌ی افرادی که همراه بابک بودند کشته شدند، ولی بابک جان سالم ماند (زمستان سال ٢١۴خ). افشین پس ازآن به برزند برگشت و آنجا اردو زد تا با ادامه دادن تماس با کلانترانِ روستاها کار پراکنده کردن بقایای هواداران روستائی بابک در ایران را دنبال کند<br />
<br />
از اوائل سال ٢١۵خ منطقه‌ی نفوذ بابک که سابقا به همدان و اصفهان و ری میرسید، ازحد مناطق کوهستانی هشتادسر در آذربایجان فراتر نمیرفت. افشین پس از برگزاری مراسم نوروز و سیزده به‌در برای حمله به بابک آماده شد. نخستین حمله‌ی او به هشتادسر با شکست مواجه شد. پس ازآن در سراسر ماههای این سال چندین حمله به هشتادسر صورت گرفت که همه ناکام ماند. داستان این نبردها را طبری با استفاده از آرشیو گزارشهای کتبی به تفصیل دقیقی درحجم حدود ٣٠ صفحه ذکر کرده است که همه خبر از رشادتهای بیمانندِ بابک و یارانش میدهد<br />
<br />
در بهار سال ٢١۶خ سپاه امدادی خلیفه با سی میلیون درهم کمک مالی به بَرزَند رسید؛ و افشین حملاتش به بابک را ازسر گرفت. افشین ابتدا به کلان‌رود منتقل شده درآنجا اردو زد و برگرد خویش خندق کشید. به زودی یک لشکر بابک تحت فرمان آذین- برادرِ بابک- به سوی کلان‌رود حرکت کرد. نبرد سپاهیان افشین و بابک در یکی ازدره‌های تنگ کوهستانی درگرفت، که تفاصیل آن‌را طبری ذکر کرده ولی نتیجه‌ی آن را معلوم نمیدارد. ازآنجا که این تفاصیل از روی سند کتبی گزارش افشین نوشته شده، میتوان پنداشت که افشین این بار نیز با شکست مواجه شده ولی شکست خود را در نامه‌اش منعکس نکرده باشد. دراین میان لشکرهای امدادی پیوسته از بغداد میرسید. افشین پیشروی آهسته در گذرگاههای کوهستانی به سوی قرارگاه بابک را ادامه داد. او بر هرکدام از گذرگاههای استراتژیک دست می‌یافت دژی بنا میکرد و پیرامونش را خندقی میکشید و لشکری درآن می‌گماشت تا تحرکات احتمالی روستائیان منطقه را زیر نظر بگیرد. بدین ترتیب افشین به قرارگاه بابک در منطقه‌ی  بذ در کلیبر نزدیک شد. ازاین به بعد نام بخاراخدا از فئودالهای بزرگِ ایرانی‌تبارِ سغد بعنوان یکی از فرماندهان برجسته‌ی سپاه افشین به میان می‌آید. استقرار افشین برفراز یکی از بلندیهای مشرف بر  بذ درکنار  رودرود  ماهها بطول انجامید. بابک دسته‌جات مسلحش را به گذرگاههای کوهستانی میفرستاد تا دسته‌جات افشین را به دام افکنند، و خودش در قرارگاهش در برابر دیدگان افشین موضع گرفته بود و همه‌روزه جشن شادی برپا میکرد و افرادش نای و دهل میکوفتند و پایکوبی میکردند و سرود میخواندند و افشین خائن به ایران را به استهزاء میگرفتند. دریکی از روزها بابک مقادیری خیار و سبزیجات و هندوانه برای افشین هدیه فرستاد و به او پیام داد که  می‌بینم شما جز کُماچ و شوربا چیز دیگری برای خوردن ندارید؛ دلم برایتان میسوزد و امیدوارم این هدایا دلتان را نیز نسبت به ما نرم کند . افشین که میدانست هدف بابک ازاین کار برآورد نیروی او باشد سردسته‌ی این مأموران را با گروهی از افرادش فرستاد تا سه خندق بزرگ و دیگر خندقها را بازدید کند و خبرش را برای بابک ببرد، شاید بابک دست از مقاومت برداشته و تسلیم شود<br />
<br />
در شهریورماه ٢١۶خ و زمانی که روستائیان سرگرم کار در مزارع و باغستانها بودند، حمله‌ی افشین به شهر  بذ  (مرکز بابک) با سپاهی عظیم آغاز شد. چون افشین به نزدیکی بذ رسید و بابک فقط سرداران خود را در کنارش دید راهی به جز فریب افشین خائن ندید . به همین جهت شخصی به نزد او فرستاده پیام داد که چنانچه او تعهد بسپارد که به وی و مردانش آسیب نرسد، شهر را به او تسلیم خواهد کرد. افشین پاسخ مساعد داد و بابک شخصا از دژ بیرون آمد تا با افشین مذاکره کند. افشین نیز وقتی دانست که بابک درحال نزدیک شدن به اواست به طرف او رفت. چون بابک و افشین در فاصله‌ئی ازهم قرار گرفتند که میتوانستند صدای یکدیگر را بشنوند، بابک به او گفت: حاضرم که تسلیم شوم ولی مهلت میخواهم که خود را آماده کنم. افشین گفت: چندبار به تو گفتم که بیا و تسلیم شو، ولی قبول نکردی. اکنون نیز دیر نیست، اگر امروز تسلیم شوی بهتر از فردا است. بابک گفت: من تصمیم خودم را گرفته‌ام و تسلیم میشوم؛ ولی باید تعهدنامه‌ی کتبی خلیفه را برایم بیاوری تا اطمینان یابم که چنانچه تسلیم شوم نه به خودم و نه به افرادم گزندی نخواهد رسید. افشین به او قول داد که چنین خواهد کرد<br />
<br />
ولی بابک که افشین را فردی خائن و ضد ایرانی می دانست افشین را فریب داده بود و در اندیشه پیروزی در جنگ بود . در همان لحظاتی که بابک با افشین درحال مذاکره بود و به افسرانش پیام فرستاده بود که دست از نبرد بکشند تا به ظاهر با افشین به نتیجه برسد، تیپهای سپاه افشین وارد شهر  بذ شدند وآتش در شهر افکندند و شهر را ویران کردند . گروهی به فراز کاخ بابک رفتند تا پرچم اسلام برافرازند. گروههای بسیاری در کوچه‌ها در حرکت بودند وآتش به خانه‌ها می‌افکندند و شهرها را ویران کردند و خبر این جنایات بر بابک رسید و سریعا محل مذاکره را ترک کرده به شهر برگشت شاید بتواند شهر را نجات دهد. ولی دیر شده بود. کشتار و تخریب و نفرت‌افکنی و آتش‌زنی تا پایان روز ادامه یافت، کلیه‌ی مدافعان شهر به قتل آمدند، و افراد خانواده‌ی بابک دستگیر شده به نزد افشین فرستاده شدند. درپایان روز که سپاه افشین به خندقشان برگشتند، بابک و مردانی که همراهش بودند به شهر وارد شدند و پس از دیدن ویرانیها از شهر رفته در دره‌ئی درکنار هشتادسر مخفی شدند. روز دیگر نیز به روال همانروز تخریب و آتش‌زنی ازسر گرفته شد و این کار تا سه روز ادامه داشت تا شهر به‌کلی سوخت و اثری ازآبادی برجا نماند<br />
افشین به همه‌ی کلانتران روستاهای اطراف، ازجمله به دیرها و کلیساهای مسیحیان که در همسایگی آذربایجان درخاک ارمنستان بودند نامه نوشت که هرجا از بابک خبری به دست آورند به او اطلاع دهند و پاداش نیکو دریافت کنند. بابک با دوبرادرش و مادر و همسرش  گل‌اندام  راهی جنگلهای ارمنستان و آران شدند. کسانی به افشین خبر دادند که بابک و چندتن از یارانش در یک دره‌ی پردرخت وگیاه درمرز آذربایجان وارمنستان مخفی است. افشین برگرداگرد آن دره دسته‌جات مسلح مستقر کرد تا از هرراهی که بیرون آید دستگیرش کنند. او ضمنا امان‌نامه‌ی خلیفه را که میگفت درآن روزها رسیده به افرادِ بابک که اسیرش بودند نشان داد، و به یکی از برادرانِ بابک و چندتنی از کسانش که اجبارا تسلیم شده بودند سپرد وگفت: من انتظار نداشتم که به این زودی نامه‌ی خلیفه برسد، و اکنون که رسیده است صلاح را درآن میدانم که برای بابک بفرستم. او ازآنها خواست که نامه را برداشته برای بابک ببرند و راضیش کنند که بیاید و خود را تسلیم کند. آنها گفتند که محال است بابک تن به تسلیم دهد؛ زیرا کاری که نمی‌بایست اتفاق می‌افتاد اکنون اتفاق افتاده و جائی برای آشتی باقی نمانده است. افشین گفت:  اگر این‌را برایش ببرید او شاد خواهد شد . سرانجام دوتن از یاران بابک حاضر شدند نامه را ببرند. پسر بابک نامه‌ئی همراه اینها خطاب به پدرش نوشته به او اطلاع داد که  اینها با امان‌نامه‌ی خلیفه به نزدش آمده‌اند و او صلاح را درآن میداند که وی خود را تسلیم کند . چون فرستادگان به نزد بابک رسیدند بابک به آنها و به پسرش که نامه به وی نوشته بود دشنام داد و گفت  اگر این جوان پسر من بود باید مردانه میمُرد نه اینکه خودش را به دشمن تسلیم میکرد . به آن دونفر نیز گفت که  شما اگر مرد بودید نباید اکنون زنده می‌بودید تا پیام دشمن را به من برسانید؛ زیرا مردن در مردی بهتر است از لذتِ زندگی چهل‌ساله در نامردی . سپس یکی ازآنها را دردم کشت و دیگری را با همان امان‌نامه‌ی خلیفه باز فرستاد، و گفت به پسرم بگو که  حیف ازنام من که برتواست. اگر زنده بمانم میدانم با تو چه کنم<br />
<br />
بعد ازآن بابک دریکی از روزها با همراهانش ازدره خارج شده به سوی ارمنستان به راه افتاد. افراد افشین که از بالا نگهبانی میدادند آنها را دیده تعقیب کردند. بابک و همراهانش به چشمه‌ساری رسیدند و ازاسب پیاده شدند تا استراحت و تجدید نیرو کنند و غذائی بخورند. افراد تعقیب‌کننده برآن بودند که بابک را غافلگیر کنند، ولی هنوز به نزد بابک نرسیده بودند که بابک وجودشان را احساس کرده خود را برروی اسب افکند و ازجا درپرید. سواران تعقیبش کردند. زن و مادر و یک برادر بابک دستگیر شدند. بابک وارد خاک ارمنستان شد و چون خسته وگرسنه بود به یک مزرعه رفت که چیزی بخرد. سرانِ آن روستا نیز مثل دیگر روستاها پیام افشین را دریافته بودند، و میدانستند که اگر بابک را تحویل دهند جائزه دریافت خواهند کرد. یکی از کشاورزان با دیدن بابک که رخت برازنده دربر داشت و سوار براسبی نیکو بود وشمشیری زرین حمایل کرده بود، گمان کرد که او شاید بابک باشد. لذا خبر به کشیش روستا برد. کشیش چند نفر را برداشته به سرعت خودش را به بابک رساند که درحال غذا خوردن بود. او به بابک تعظیم کرده دستش را بوسیده گفت:  من از دوستداران توام، و ازتو میخواهم که به مهمانی به خانه‌ام بیائی. دراین روستا و اطراف آن همه‌ی کشیش‌ها دوستدار توهستند و اگر با ما باشی آسیبی به تو نخواهد رسید . بابک که خسته و درمانده بود، فریب احترامها و وعده‌های کشیش را خورد و همراه او وارد خانه‌اش شد. کشیش از همانجا شخصی را به نزد افشین فرستاد تا به وی اطلاع دهند که بابک درخانه‌ی اواست. افشین یکی از افرادش را به نزد کشیش فرستاد تا بابک را شناسائی کند و نسبت به درستی پیام کشیش اطلاع یابد. کشیش به فرستاده‌ی بابک رخت طباخان پوشاند، و وقتی آن مرد سینی غذا را برای بابک و کشیش برد بابک ازکشیش پرسید: این مرد کیست؟ کشیش گفت: ایرانی است و مدتی پیشتر مسیحی شده و به ما پیوسته در اینجا زندگی میکند. بابک با مرد حرف زد و پرسید اگر مسیحی شده چه ضرورتی داشته که اینجا باشد. مرد گفت: من از اینجا زن گرفته‌ام. بابک به شوخی گفت:  ازمردی پرسیدند ازکجائی؟ گفت: ازآنجا که زن گرفته‌ام<br />
<br />
به‌هرحال کشیش به افشین پیام داد که دودسته‌ی مسلح را به نقطه‌ی مشخصی بفرستد، و روزی را نیز مقرر کرد که بابک را به بهانه‌ی شکار به آنجا خواهد بُرد. این عمل برای آن بود که او نمیخواست بابک را در خانه‌اش تحویل مأموران افشین بدهد، زیرا ازآن میترسید که بابک زنده بماند و دوباره جان بگیرد و ازاو انتقام بکشد. طبق قراری که در پیامش به افشین داده بود، کشیش یکروز به بابک گفت:  چند روزی است که درخانه نشسته‌ای و میدانم که ازاین حالت دلگیر و خسته‌ای. اگر تمایل داری من زمینی دارم که آهوان بسیاری درآنجا یافت میشوند، و چندتا باز شکاری نیز دارم که گاه آنها را با خود به شکار می‌برم. بیا فردا به شکار برویم . بابک درخلال چند روزی که مهمان کشیش بود ازاو و اطرافیانش رفتارهای نیکی دیده و کاملا به او اعتماد یافته بود. افشین دودسته‌ی مسلح از افراد برجسته‌اش را همراه دو افسر از خاندان ایرانی سُغد به نامهای پوزپاره و دیوداد به محلی که کشیش تعیین کرده بود فرستاد تا کمین کنند و درلحظه‌ی مناسب برسر بابک بتازند و دستگیرش کنند. بابک در روز مقرر همراه کشیش به شکار رفت ولی خودش شکارِ  پوزپاره  و  دیوداد  گردید. وقتی بازداشتش کردند و دستهایش را ازپشت می‌بستند، رو به کشیش کرده به او دشنام داد و گفت:  مردک! اگر پول میخواستی من میتوانستم بیش ازآنچه اینها به تو خواهند داد بدهمت. مطمئنم که مرا به بهای اندک فروخته‌ای<br />
<br />
روزی که قرار بود بابک را وارد برزند (اقامتگاه افشین) کنند، افشین مردم شهر و بسیاری از مردم روستاهای دور و نزدیک را در میدانِ بزرگی در بیرون شهر در دوسو گرد آورد و میانشان فاصله‌ی کافی گذاشت تا بابک بگذرد و همه به او بنگرند و بدانند که کارِ بابک تمام است. ساعتی که بابک را در زنجیرهای گران از میان دوصفِ مردم میگذراندند، شیون زنان وکودکان بلند شد که برای رهبر محبوبشان میگریستند و برسر وسینه میزدند. افشین با صدای بلند خطاب به زنهای شیون‌کننده گفت: مگر شما نبودید که میگفتید بابک را دوست ندارید؟ زنان با شیون جواب دادند:  او امید ما بود و هرچه میکرد برای ما میکرد<br />
<br />
برادر بابک نیز مثل بابک نزد یکی از کشیشان پنهان شده بود. ویرا نیز آن کشیش به مأموران افشین تحویل داد<br />
<br />
موضوع بابک چنان برای خلیفه بااهمیت بود که وقتی خبر دستگیریش را شنید جایزه‌ی بزرگی برای افشین فرستاد و به او نوشت که هرچه زودتر ویرا به پایتخت ببرد. فرستادگان خلیفه همه‌روزه به آذربایجان اعزام میشدند تا با افشین درتماس دائم باشد و او بداند که چه وقت و چه ساعتی افشین و بابک به پایتخت خواهند رسید؛ و برفراز تمام بلندیهای سرراه و درکنار جاده دیدبان گماشت تا هرگاه افشین را ببینند به یکدیگر جار بزنند و همچنان این جارها تکرار شود تا به خلیفه برسد. او همه‌روزه هیئتی را همراه با هدایا و اسب و خلعت به نزدِ افشین میفرستاد تا قدردانی از خدمت افشین را به بهترین وجهی نشان داده باشد. افشین در دیماه ٢١۶خ با شوکت و شکوه بسیار زیادی وارد پایتخت خلیفه گردیده به کاخی رفت که به خودش تعلق داشت و بابک را نیز درآن کاخ زندانی کرد. چون هوا تاریک شد و مردم به خواب رفتند، خلیفه به یکی از محرمانش مأموریت داد تا بطور ناشناس به نزد بابک برود و اورا ببیند و بیاید اوصافش را به او بگوید. آن مرد چنان کرد، و افشین وی‌را بعنوان مأمور حامل آب به اطاقی برد که بابک درآن زندانی بود. خلیفه وقتی اوصاف بابک را ازاین محرم شنید، برای اینکه بابک را ببیند و بداند این مرد چه عظمتی است که ٢٢ سال مبارزاتِ مداوم و خستگی‌ناپذیرش پایه‌های دولتِ اسلامی را به لرزه افکنده است، نیم‌شبان برخاسته رخت ساده برتن کرد و وارد خانه‌ی افشین شده بطور ناشناس وارد اطاق بابک شد و بدون آنکه حرفی بزند یا خودش را معرفی کند، دقایقی دربرابر بابک برزمین نشست و چراغ دربرابر چهره‌اش گرفته به او نگریست<br />
<br />
بامداد روز دیگر خلیفه با بزرگان دربارش مشورت کرد که چگونه بابک را درشهر بگرداند و به مردم نشان بدهد تا همه بتوانند ویرا ببینند. بنا بر نظر یکی از درباریان قرار برآن شد که ویرا سوار بر پیلی کرده در شهر بگردانند. پیل را با حنا رنگ کردند و نقش و نگار برآن زدند؛ و بابک را در رختی زنانه و بسیار زننده و تحقیرکننده برآن نشاندند و درشهر به گردش درآوردند. پس ازآن مراسم اعدام بابک با سروصدای بسیار زیاد با حضور شخص خلیفه برفراز سکوی مخصوصی که برای این کار دربیرون شهر تهیه شده بود، برگزار شد. برای آنکه همه‌ی مردم بشنوند که اکنون دژخیم به بابک نزدیک میشود و دقایقی دیگر بابک اعدام خواهد شد، چندین جارچی در اطراف و اکناف با صدای بلند بانگ میزدند نَوَد نَوَد این اسمِ دژخیم بود و همه اورا میشناختند<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">ابن الجوزی مینویسد که وقتی بابک را برای اعدام بردند خلیفه درکنارش نشست و به او گفت: تو که اینهمه استواری نشان میدادی اکنون خواهیم دید که طاقتت دربرابر مرگ چند است! بابک گفت: خواهید دید. چون یک دست بابک را به شمشیر زدند، بابک با خونی که از بازویش فوران میکرد صورتش را رنگین کرد. خلیفه ازاوپرسید: چرا چنین کردی؟ بابک گفت:  وقتی دستهایم را قطع کنند خونهای بدنم خارج میشود و چهره‌ام زرد میشود، و تو خواهی پنداشت که رنگ رویم از ترسِ مرگ زرد شده است. چهره‌ام را خونین کردم تا زردیش دیده نشود<br />
</span><br />
<br />
<br />
نقل از:  ARIARMAN]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بابک از نژادی ایرانی و مسکنش آذرآبادگان بود، گویا مسلمانش کرده بودند و نام عربیش حسن  بود. جنبشی که بابک در ایران آغاز کرد و رسما نام  جنبش خرم‌دینان  برخود داشت، یک ایدئولوژی مشخصی را مطرح میکرد که هدفش براندازی نهائی سلطه‌ی عرب – برقراری مساوات انسانی در ایران – تأمین خوشیی برای همگان و بازگشت به شکوه و عظمت ایران باستان بود. ابن حزم مینویسد که  ایرانیان ازنظر وسعت ممالک و فزونی نیرو برهمه‌ی ملتها برتری داشتند، به همین جهت لقبِ آزادگان را ممالک دیگر برای ایرانیان برگزیدند . چون دولت باشکوه و سترگ ساسانی بر اثر نبردهای طولانی با امپراتوری روم و هجوم تازیان جنگجو برافتاد و عرب که نزد آنها دونپایه‌ترین قوم جهان بود برآنها مسلط گردید این امر بر ملت ایران گران آمد و خود را با مصیبتی تحمل‌نشدنی روبرو یافتند، و برآن شدند که با راههای مختلف به جنگ با اعراب برخیزند.<br />
 ازجمله رهبران آزادی بخش و ملی ایران میتوان سنباد، مقنع، استادسیس، بابک و دیگران را نام برد . دولت ساسانی که نیز که در سالهای پایانی عمرش به سر می برد بدون شک اگر با حمله اعراب روبرو نمی گشت با قیامهایی ملی همچون زمان پارتیان تغییر سلسله می دادند و حکومتی قوی تر و جدید به صورتی کاملا ایرانی روی کار می آمد همانگونه که پارتیان بر ضد سلوکیان یونانی در ایران قیام کردند و دست بیگانگان را از این سرزمین برچیدند و سلسله قدرتمند شاهنشاهی پارتی را برقرار نمودند<br />
<br />
نام  خرم‌دین  که به پاخاستگانِ ایرانی برای این جنبش برگزیده بوده‌اند به روشنی نشان میدهد که این یک جنبش مزدکی بوده و همه‌ی شعارها و برنامه‌های مساوات‌طلبانه و ضد بهره‌کشی مزدک را دنبال میکرده است. خود مزدک در تاریخ دینی که ادعای پیامبری آن را می کرد از زرتشت گرفته بود و با تغییراتی می خواست آن را به روز کند ولی چون در برابر دین بهی که دارای پایه های بسیار کهن بود قدرتی نداشت نتوانست گسترش یابد . ابن حزم تصریح میکند که  خرم‌دینانِ پیرو بابک یک فرقه‌ی مزدکی بودند . اساس تعالیم مزدک برآن بود که مردم باید هم دراین دنیا و هم دردنیای دیگر به سعادت و شادمانی دست یابند؛ یعنی هم دراین دنیا با کسب وکار وکشاورزی و صنعتْ برای خودشان بهشت بسازند، و هم با انجام کارهای نیکو و خودداری از کارهای بد رضایت خدا را حاصل کنند تا درآخرت به بهشت بروند.  نیک  در تعالیم مزدک عبارت بود ازگفتار وکرداری که به خود یا دیگری منفعتی برساند و سعادتی فراهم آورَد؛ و  بد  عبارت بود ازگفتار یا کرداری که به خود یا دیگران آسیب و گزند وارد آورد یا سبب محرومیت شود. ابن‌الندیم در وصف یکی از ایرانیانِ مزدکی مقیم بغداد به نام  خسرو ارزومگان  که ویرا  پیرو مذهبی شبیه مذهب خرم‌دینان  نامیده، مینویسد که به پیروانش دستور میداد بهترین لباسها بپوشند، و خودش نیز بهترین لباسها می‌پوشید و به آن افتخار میکرد<br />
<br />
مرکز فعالیت بابک در آذربایجان بود ولی نهضتش در تمامی شهرهای ایران مشغول به فعالیت بود . جماعات بزرگی از عربها پس از یورش سپاه اسلام در شهرها و روستاهایش آذرآبادگان اقامت گرفته بودند. هدف او از میان بردن سلطه‌ی اربابانِ عرب بود که نزدیک به دوقرن مردم ایران را تاراج میکردند. قبایل عرب همراه با فتوحات عربی به درون آذربایجان و دیگر شهرهای ایران سرازیر شدند. بلاذری درباره‌ی سرازیر شدنِ عربها به آذربایجان در زمان عثمان و امام علی، مینویسد  بسیاری از عشایر عرب از بصره وکوفه و شام به آذربایجان سرازیر شدند و هرگروهی برهرچه از زمین توانست دست یافت و مصادره کرد، و بعضی‌شان زمینهائی را از عجمها خریدند و روستاهائی نیز به این عشایر واگذار شد، و مردم این روستاها به مُزارعینِ اینها تبدیل شدند<br />
<br />
آغاز نهضت بابک در ایران را سال ١٩۴خ ذکر کرده‌اند. در مدت کوتاهی سراسر روستائیان نیمه‌ی غربی ایران و جنوب ایران به نهضت خرم‌دینان پیوستند. طبری مینویسد که  مردم روستاهای نواحی اصفهان و همدان و ماهسپیدان و مهرگان‌کدک و جز اینها نیز به دین خرم‌دینان درآمدند . نخستین درگیری ناکامِ سپاهیان دولت عباسی و بابک درسال ١٩٨خ گزارش شده و خبر از شکست سپاه عباسی می‌دهد. دومین درگیری ناکامِ سپاه عباسی و بابک درسال ٢٠٠خ بود که بخش اعظم سپاهیان عباسی را بابک در غربِ ایران- نزدیکی‌های همدان- کشتار کرد. اعزام نیروهای عباسی به جنگ بابک درسراسر سالهای ٢٠٠- ٢٠۶خ تکرار شد و هربار از بابک شکست یافتند. در سال ٢٠٣خ در دو نبرد بزرگ، دوتن از فرماندهان برجسته‌ی دولتِ عباسی به قتل رسیدند؛ و یک فرمانده برجسته نیز شکست یافته فرار کرد. در سال ٢٠۶خ یک افسر برجسته‌ی عرب با سِمَتِ والی آذربایجان اعزام شد و سپاه بزرگی در اختیارش نهاده شد تا به‌کار بابک پایان دهد. این مرد نزدیک به دوسال با بابک درگیر بود، و در خردادماه ٢٠٨خ درکنار روستای بهشتاباد کشته شد و بخش اعظم سپاهش قتل عام شدند<br />
<br />
خلیفه‌ی عباسی در اواسط تابستان ٢١٢خ چندین لشکر به غرب ایران فرستاد، که به گزارش طبری شصت هزار تن از روستائیان ناحیه‌ی همدان را قتل عام کردند، ولی بابک توانست شکستهای سختی بر این نیروها وارد سازد و با تلفات و این متجاوزان را با شکست به بغداد برگرداند. به دنبال این شکستها، خلیفه تصمیم گرفت که امر مقابله با بابک را به یک افسرِ مانوی مذهبِ نومسلمان ایرانی معروف به  افشین ، از خاندان ساسانی واگذارد. افشین چندی پیش برای سرکوب شورشهای مصر اعزام شده بود و مأموریتش را به نحوی بسیار پسندیده انجام داده بود و هنوز در مصر بود. اورا خلیفه فراخوانده به مقابله‌ی خرم‌دینان گسیل کرد. افشین درناحیه‌ی همدان مستقر شد و در غرب و مرکزِ ایران از همدان و آذربایجان تا اصفهان و ری، با بزرگان روستاها مذاکراتی انجام داد و وعده های دروغین برای متفرق کردن آنها از کنار بابک به آنان داد که به ظاهر برآورنده‌ی خواسته‌های روستائیان بود<br />
افشین پس ازآنکه اوضاع غرب ایران را در خلال یک‌سال و نیم با سیاست ضد ایرانی و در جهت حمایت از اعراب و تهدید و هدایای نقدی (که به دهخدایان میداد) آرام کرد، برای به دام افکندنِ بابک نقشه چید. کاروانی با محموله‌ی امداد مالی و غذائی از بغداد عازم اردبیل شد تا به دژی که محل استقرار سپاهیان خلیفه بود تحویل دهد. بابک بی‌خبر از دامی که افشین برایش چیده بود، تصمیم گرفت که راه را برآن کاروان بربندد و محموله‌هایش را تصاحب کند. افشین شبانه بدون سروصدا و بدون نواختن کوس و کَرانای (شیپور جنگی)، در نزدیکیهای دژ موضع گرفت؛ زیرا یقین داشت که بابک برای تصرف دژ خواهد آمد. بابک ابتدا یک قرارگاه کوچکِ سپاهیان خلیفه بر سرراهش را مورد حمله قرار داد و افرادش را کشت، آنگاه به کنار دژ رفته به افرادش استراحت داد که روز دیگر به دژ حمله کنند. دراین هنگام افشین براو شبیخون زد. گویا همه‌ی افرادی که همراه بابک بودند کشته شدند، ولی بابک جان سالم ماند (زمستان سال ٢١۴خ). افشین پس ازآن به برزند برگشت و آنجا اردو زد تا با ادامه دادن تماس با کلانترانِ روستاها کار پراکنده کردن بقایای هواداران روستائی بابک در ایران را دنبال کند<br />
<br />
از اوائل سال ٢١۵خ منطقه‌ی نفوذ بابک که سابقا به همدان و اصفهان و ری میرسید، ازحد مناطق کوهستانی هشتادسر در آذربایجان فراتر نمیرفت. افشین پس از برگزاری مراسم نوروز و سیزده به‌در برای حمله به بابک آماده شد. نخستین حمله‌ی او به هشتادسر با شکست مواجه شد. پس ازآن در سراسر ماههای این سال چندین حمله به هشتادسر صورت گرفت که همه ناکام ماند. داستان این نبردها را طبری با استفاده از آرشیو گزارشهای کتبی به تفصیل دقیقی درحجم حدود ٣٠ صفحه ذکر کرده است که همه خبر از رشادتهای بیمانندِ بابک و یارانش میدهد<br />
<br />
در بهار سال ٢١۶خ سپاه امدادی خلیفه با سی میلیون درهم کمک مالی به بَرزَند رسید؛ و افشین حملاتش به بابک را ازسر گرفت. افشین ابتدا به کلان‌رود منتقل شده درآنجا اردو زد و برگرد خویش خندق کشید. به زودی یک لشکر بابک تحت فرمان آذین- برادرِ بابک- به سوی کلان‌رود حرکت کرد. نبرد سپاهیان افشین و بابک در یکی ازدره‌های تنگ کوهستانی درگرفت، که تفاصیل آن‌را طبری ذکر کرده ولی نتیجه‌ی آن را معلوم نمیدارد. ازآنجا که این تفاصیل از روی سند کتبی گزارش افشین نوشته شده، میتوان پنداشت که افشین این بار نیز با شکست مواجه شده ولی شکست خود را در نامه‌اش منعکس نکرده باشد. دراین میان لشکرهای امدادی پیوسته از بغداد میرسید. افشین پیشروی آهسته در گذرگاههای کوهستانی به سوی قرارگاه بابک را ادامه داد. او بر هرکدام از گذرگاههای استراتژیک دست می‌یافت دژی بنا میکرد و پیرامونش را خندقی میکشید و لشکری درآن می‌گماشت تا تحرکات احتمالی روستائیان منطقه را زیر نظر بگیرد. بدین ترتیب افشین به قرارگاه بابک در منطقه‌ی  بذ در کلیبر نزدیک شد. ازاین به بعد نام بخاراخدا از فئودالهای بزرگِ ایرانی‌تبارِ سغد بعنوان یکی از فرماندهان برجسته‌ی سپاه افشین به میان می‌آید. استقرار افشین برفراز یکی از بلندیهای مشرف بر  بذ درکنار  رودرود  ماهها بطول انجامید. بابک دسته‌جات مسلحش را به گذرگاههای کوهستانی میفرستاد تا دسته‌جات افشین را به دام افکنند، و خودش در قرارگاهش در برابر دیدگان افشین موضع گرفته بود و همه‌روزه جشن شادی برپا میکرد و افرادش نای و دهل میکوفتند و پایکوبی میکردند و سرود میخواندند و افشین خائن به ایران را به استهزاء میگرفتند. دریکی از روزها بابک مقادیری خیار و سبزیجات و هندوانه برای افشین هدیه فرستاد و به او پیام داد که  می‌بینم شما جز کُماچ و شوربا چیز دیگری برای خوردن ندارید؛ دلم برایتان میسوزد و امیدوارم این هدایا دلتان را نیز نسبت به ما نرم کند . افشین که میدانست هدف بابک ازاین کار برآورد نیروی او باشد سردسته‌ی این مأموران را با گروهی از افرادش فرستاد تا سه خندق بزرگ و دیگر خندقها را بازدید کند و خبرش را برای بابک ببرد، شاید بابک دست از مقاومت برداشته و تسلیم شود<br />
<br />
در شهریورماه ٢١۶خ و زمانی که روستائیان سرگرم کار در مزارع و باغستانها بودند، حمله‌ی افشین به شهر  بذ  (مرکز بابک) با سپاهی عظیم آغاز شد. چون افشین به نزدیکی بذ رسید و بابک فقط سرداران خود را در کنارش دید راهی به جز فریب افشین خائن ندید . به همین جهت شخصی به نزد او فرستاده پیام داد که چنانچه او تعهد بسپارد که به وی و مردانش آسیب نرسد، شهر را به او تسلیم خواهد کرد. افشین پاسخ مساعد داد و بابک شخصا از دژ بیرون آمد تا با افشین مذاکره کند. افشین نیز وقتی دانست که بابک درحال نزدیک شدن به اواست به طرف او رفت. چون بابک و افشین در فاصله‌ئی ازهم قرار گرفتند که میتوانستند صدای یکدیگر را بشنوند، بابک به او گفت: حاضرم که تسلیم شوم ولی مهلت میخواهم که خود را آماده کنم. افشین گفت: چندبار به تو گفتم که بیا و تسلیم شو، ولی قبول نکردی. اکنون نیز دیر نیست، اگر امروز تسلیم شوی بهتر از فردا است. بابک گفت: من تصمیم خودم را گرفته‌ام و تسلیم میشوم؛ ولی باید تعهدنامه‌ی کتبی خلیفه را برایم بیاوری تا اطمینان یابم که چنانچه تسلیم شوم نه به خودم و نه به افرادم گزندی نخواهد رسید. افشین به او قول داد که چنین خواهد کرد<br />
<br />
ولی بابک که افشین را فردی خائن و ضد ایرانی می دانست افشین را فریب داده بود و در اندیشه پیروزی در جنگ بود . در همان لحظاتی که بابک با افشین درحال مذاکره بود و به افسرانش پیام فرستاده بود که دست از نبرد بکشند تا به ظاهر با افشین به نتیجه برسد، تیپهای سپاه افشین وارد شهر  بذ شدند وآتش در شهر افکندند و شهر را ویران کردند . گروهی به فراز کاخ بابک رفتند تا پرچم اسلام برافرازند. گروههای بسیاری در کوچه‌ها در حرکت بودند وآتش به خانه‌ها می‌افکندند و شهرها را ویران کردند و خبر این جنایات بر بابک رسید و سریعا محل مذاکره را ترک کرده به شهر برگشت شاید بتواند شهر را نجات دهد. ولی دیر شده بود. کشتار و تخریب و نفرت‌افکنی و آتش‌زنی تا پایان روز ادامه یافت، کلیه‌ی مدافعان شهر به قتل آمدند، و افراد خانواده‌ی بابک دستگیر شده به نزد افشین فرستاده شدند. درپایان روز که سپاه افشین به خندقشان برگشتند، بابک و مردانی که همراهش بودند به شهر وارد شدند و پس از دیدن ویرانیها از شهر رفته در دره‌ئی درکنار هشتادسر مخفی شدند. روز دیگر نیز به روال همانروز تخریب و آتش‌زنی ازسر گرفته شد و این کار تا سه روز ادامه داشت تا شهر به‌کلی سوخت و اثری ازآبادی برجا نماند<br />
افشین به همه‌ی کلانتران روستاهای اطراف، ازجمله به دیرها و کلیساهای مسیحیان که در همسایگی آذربایجان درخاک ارمنستان بودند نامه نوشت که هرجا از بابک خبری به دست آورند به او اطلاع دهند و پاداش نیکو دریافت کنند. بابک با دوبرادرش و مادر و همسرش  گل‌اندام  راهی جنگلهای ارمنستان و آران شدند. کسانی به افشین خبر دادند که بابک و چندتن از یارانش در یک دره‌ی پردرخت وگیاه درمرز آذربایجان وارمنستان مخفی است. افشین برگرداگرد آن دره دسته‌جات مسلح مستقر کرد تا از هرراهی که بیرون آید دستگیرش کنند. او ضمنا امان‌نامه‌ی خلیفه را که میگفت درآن روزها رسیده به افرادِ بابک که اسیرش بودند نشان داد، و به یکی از برادرانِ بابک و چندتنی از کسانش که اجبارا تسلیم شده بودند سپرد وگفت: من انتظار نداشتم که به این زودی نامه‌ی خلیفه برسد، و اکنون که رسیده است صلاح را درآن میدانم که برای بابک بفرستم. او ازآنها خواست که نامه را برداشته برای بابک ببرند و راضیش کنند که بیاید و خود را تسلیم کند. آنها گفتند که محال است بابک تن به تسلیم دهد؛ زیرا کاری که نمی‌بایست اتفاق می‌افتاد اکنون اتفاق افتاده و جائی برای آشتی باقی نمانده است. افشین گفت:  اگر این‌را برایش ببرید او شاد خواهد شد . سرانجام دوتن از یاران بابک حاضر شدند نامه را ببرند. پسر بابک نامه‌ئی همراه اینها خطاب به پدرش نوشته به او اطلاع داد که  اینها با امان‌نامه‌ی خلیفه به نزدش آمده‌اند و او صلاح را درآن میداند که وی خود را تسلیم کند . چون فرستادگان به نزد بابک رسیدند بابک به آنها و به پسرش که نامه به وی نوشته بود دشنام داد و گفت  اگر این جوان پسر من بود باید مردانه میمُرد نه اینکه خودش را به دشمن تسلیم میکرد . به آن دونفر نیز گفت که  شما اگر مرد بودید نباید اکنون زنده می‌بودید تا پیام دشمن را به من برسانید؛ زیرا مردن در مردی بهتر است از لذتِ زندگی چهل‌ساله در نامردی . سپس یکی ازآنها را دردم کشت و دیگری را با همان امان‌نامه‌ی خلیفه باز فرستاد، و گفت به پسرم بگو که  حیف ازنام من که برتواست. اگر زنده بمانم میدانم با تو چه کنم<br />
<br />
بعد ازآن بابک دریکی از روزها با همراهانش ازدره خارج شده به سوی ارمنستان به راه افتاد. افراد افشین که از بالا نگهبانی میدادند آنها را دیده تعقیب کردند. بابک و همراهانش به چشمه‌ساری رسیدند و ازاسب پیاده شدند تا استراحت و تجدید نیرو کنند و غذائی بخورند. افراد تعقیب‌کننده برآن بودند که بابک را غافلگیر کنند، ولی هنوز به نزد بابک نرسیده بودند که بابک وجودشان را احساس کرده خود را برروی اسب افکند و ازجا درپرید. سواران تعقیبش کردند. زن و مادر و یک برادر بابک دستگیر شدند. بابک وارد خاک ارمنستان شد و چون خسته وگرسنه بود به یک مزرعه رفت که چیزی بخرد. سرانِ آن روستا نیز مثل دیگر روستاها پیام افشین را دریافته بودند، و میدانستند که اگر بابک را تحویل دهند جائزه دریافت خواهند کرد. یکی از کشاورزان با دیدن بابک که رخت برازنده دربر داشت و سوار براسبی نیکو بود وشمشیری زرین حمایل کرده بود، گمان کرد که او شاید بابک باشد. لذا خبر به کشیش روستا برد. کشیش چند نفر را برداشته به سرعت خودش را به بابک رساند که درحال غذا خوردن بود. او به بابک تعظیم کرده دستش را بوسیده گفت:  من از دوستداران توام، و ازتو میخواهم که به مهمانی به خانه‌ام بیائی. دراین روستا و اطراف آن همه‌ی کشیش‌ها دوستدار توهستند و اگر با ما باشی آسیبی به تو نخواهد رسید . بابک که خسته و درمانده بود، فریب احترامها و وعده‌های کشیش را خورد و همراه او وارد خانه‌اش شد. کشیش از همانجا شخصی را به نزد افشین فرستاد تا به وی اطلاع دهند که بابک درخانه‌ی اواست. افشین یکی از افرادش را به نزد کشیش فرستاد تا بابک را شناسائی کند و نسبت به درستی پیام کشیش اطلاع یابد. کشیش به فرستاده‌ی بابک رخت طباخان پوشاند، و وقتی آن مرد سینی غذا را برای بابک و کشیش برد بابک ازکشیش پرسید: این مرد کیست؟ کشیش گفت: ایرانی است و مدتی پیشتر مسیحی شده و به ما پیوسته در اینجا زندگی میکند. بابک با مرد حرف زد و پرسید اگر مسیحی شده چه ضرورتی داشته که اینجا باشد. مرد گفت: من از اینجا زن گرفته‌ام. بابک به شوخی گفت:  ازمردی پرسیدند ازکجائی؟ گفت: ازآنجا که زن گرفته‌ام<br />
<br />
به‌هرحال کشیش به افشین پیام داد که دودسته‌ی مسلح را به نقطه‌ی مشخصی بفرستد، و روزی را نیز مقرر کرد که بابک را به بهانه‌ی شکار به آنجا خواهد بُرد. این عمل برای آن بود که او نمیخواست بابک را در خانه‌اش تحویل مأموران افشین بدهد، زیرا ازآن میترسید که بابک زنده بماند و دوباره جان بگیرد و ازاو انتقام بکشد. طبق قراری که در پیامش به افشین داده بود، کشیش یکروز به بابک گفت:  چند روزی است که درخانه نشسته‌ای و میدانم که ازاین حالت دلگیر و خسته‌ای. اگر تمایل داری من زمینی دارم که آهوان بسیاری درآنجا یافت میشوند، و چندتا باز شکاری نیز دارم که گاه آنها را با خود به شکار می‌برم. بیا فردا به شکار برویم . بابک درخلال چند روزی که مهمان کشیش بود ازاو و اطرافیانش رفتارهای نیکی دیده و کاملا به او اعتماد یافته بود. افشین دودسته‌ی مسلح از افراد برجسته‌اش را همراه دو افسر از خاندان ایرانی سُغد به نامهای پوزپاره و دیوداد به محلی که کشیش تعیین کرده بود فرستاد تا کمین کنند و درلحظه‌ی مناسب برسر بابک بتازند و دستگیرش کنند. بابک در روز مقرر همراه کشیش به شکار رفت ولی خودش شکارِ  پوزپاره  و  دیوداد  گردید. وقتی بازداشتش کردند و دستهایش را ازپشت می‌بستند، رو به کشیش کرده به او دشنام داد و گفت:  مردک! اگر پول میخواستی من میتوانستم بیش ازآنچه اینها به تو خواهند داد بدهمت. مطمئنم که مرا به بهای اندک فروخته‌ای<br />
<br />
روزی که قرار بود بابک را وارد برزند (اقامتگاه افشین) کنند، افشین مردم شهر و بسیاری از مردم روستاهای دور و نزدیک را در میدانِ بزرگی در بیرون شهر در دوسو گرد آورد و میانشان فاصله‌ی کافی گذاشت تا بابک بگذرد و همه به او بنگرند و بدانند که کارِ بابک تمام است. ساعتی که بابک را در زنجیرهای گران از میان دوصفِ مردم میگذراندند، شیون زنان وکودکان بلند شد که برای رهبر محبوبشان میگریستند و برسر وسینه میزدند. افشین با صدای بلند خطاب به زنهای شیون‌کننده گفت: مگر شما نبودید که میگفتید بابک را دوست ندارید؟ زنان با شیون جواب دادند:  او امید ما بود و هرچه میکرد برای ما میکرد<br />
<br />
برادر بابک نیز مثل بابک نزد یکی از کشیشان پنهان شده بود. ویرا نیز آن کشیش به مأموران افشین تحویل داد<br />
<br />
موضوع بابک چنان برای خلیفه بااهمیت بود که وقتی خبر دستگیریش را شنید جایزه‌ی بزرگی برای افشین فرستاد و به او نوشت که هرچه زودتر ویرا به پایتخت ببرد. فرستادگان خلیفه همه‌روزه به آذربایجان اعزام میشدند تا با افشین درتماس دائم باشد و او بداند که چه وقت و چه ساعتی افشین و بابک به پایتخت خواهند رسید؛ و برفراز تمام بلندیهای سرراه و درکنار جاده دیدبان گماشت تا هرگاه افشین را ببینند به یکدیگر جار بزنند و همچنان این جارها تکرار شود تا به خلیفه برسد. او همه‌روزه هیئتی را همراه با هدایا و اسب و خلعت به نزدِ افشین میفرستاد تا قدردانی از خدمت افشین را به بهترین وجهی نشان داده باشد. افشین در دیماه ٢١۶خ با شوکت و شکوه بسیار زیادی وارد پایتخت خلیفه گردیده به کاخی رفت که به خودش تعلق داشت و بابک را نیز درآن کاخ زندانی کرد. چون هوا تاریک شد و مردم به خواب رفتند، خلیفه به یکی از محرمانش مأموریت داد تا بطور ناشناس به نزد بابک برود و اورا ببیند و بیاید اوصافش را به او بگوید. آن مرد چنان کرد، و افشین وی‌را بعنوان مأمور حامل آب به اطاقی برد که بابک درآن زندانی بود. خلیفه وقتی اوصاف بابک را ازاین محرم شنید، برای اینکه بابک را ببیند و بداند این مرد چه عظمتی است که ٢٢ سال مبارزاتِ مداوم و خستگی‌ناپذیرش پایه‌های دولتِ اسلامی را به لرزه افکنده است، نیم‌شبان برخاسته رخت ساده برتن کرد و وارد خانه‌ی افشین شده بطور ناشناس وارد اطاق بابک شد و بدون آنکه حرفی بزند یا خودش را معرفی کند، دقایقی دربرابر بابک برزمین نشست و چراغ دربرابر چهره‌اش گرفته به او نگریست<br />
<br />
بامداد روز دیگر خلیفه با بزرگان دربارش مشورت کرد که چگونه بابک را درشهر بگرداند و به مردم نشان بدهد تا همه بتوانند ویرا ببینند. بنا بر نظر یکی از درباریان قرار برآن شد که ویرا سوار بر پیلی کرده در شهر بگردانند. پیل را با حنا رنگ کردند و نقش و نگار برآن زدند؛ و بابک را در رختی زنانه و بسیار زننده و تحقیرکننده برآن نشاندند و درشهر به گردش درآوردند. پس ازآن مراسم اعدام بابک با سروصدای بسیار زیاد با حضور شخص خلیفه برفراز سکوی مخصوصی که برای این کار دربیرون شهر تهیه شده بود، برگزار شد. برای آنکه همه‌ی مردم بشنوند که اکنون دژخیم به بابک نزدیک میشود و دقایقی دیگر بابک اعدام خواهد شد، چندین جارچی در اطراف و اکناف با صدای بلند بانگ میزدند نَوَد نَوَد این اسمِ دژخیم بود و همه اورا میشناختند<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">ابن الجوزی مینویسد که وقتی بابک را برای اعدام بردند خلیفه درکنارش نشست و به او گفت: تو که اینهمه استواری نشان میدادی اکنون خواهیم دید که طاقتت دربرابر مرگ چند است! بابک گفت: خواهید دید. چون یک دست بابک را به شمشیر زدند، بابک با خونی که از بازویش فوران میکرد صورتش را رنگین کرد. خلیفه ازاوپرسید: چرا چنین کردی؟ بابک گفت:  وقتی دستهایم را قطع کنند خونهای بدنم خارج میشود و چهره‌ام زرد میشود، و تو خواهی پنداشت که رنگ رویم از ترسِ مرگ زرد شده است. چهره‌ام را خونین کردم تا زردیش دیده نشود<br />
</span><br />
<br />
<br />
نقل از:  ARIARMAN]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اسپاستیسیتی (بخش ۲) : کشش برای درمان]]></title>
			<link>http://mscenter.ir/showthread.php?tid=692</link>
			<pubDate>Sun, 07 Mar 2010 21:16:21 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mscenter.ir/showthread.php?tid=692</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">کشش</span><br />
دومین استراتژی درمانی، ایجاد یک برنامه ورزشی خاص برای سفتی است. برنامه کششی غیر وابسته، بر مبنای برخی قوانین که در درمان فیزیکی به کار می روند، ممکن است در خانه نیز بکار گرفته شود.(ضمیمه یک برنامه کششی پایه را توضیح می دهد).<br />
<br />
یک برنامه کششی کامل شامل یک سری از ورزش هایی است که در وضعیت های نشسته یا دراز کش انجام می شود و با کمک نیروی جاذبه باعث کشش بعضی عضلات خاص می شود. زمانی که فرد در وضعیت نشسته است یک حوله یا کمربند بلند، ممکن است با کشیدن قسمت جلوی پا و مچ پا جهت کشش عضلات پا به کار رود و از این برای کشش عضلات ران در زمانی که فرد روی شکم دراز کشیده می توان استفاده کرد.<br />
<br />
ساده ترین و مؤثرترین راه کاهش اسپاستیسیتی کشش غیر فعال است که در آن هر یک از مفاصل مبتلا به آرامی در وضعیتی قرار می گیرد که عضلات اسپاستیک و سفت را کشش دهد. بعد از این که هر عضله به وضعیت کشش رسید تقریبا برای یک دقیقه در آن حالت نگه داشته می شود تا اجازه یابد به آسانی شل شده و فشار نامطلوب را کاهش دهد. این برنامه کششی از مچ پا و با کشش عضلات ساق شروع می شود سپس به عضلات پشت ران، لگن، کشاله ران گسترش می یابد، آنگاه بیمار به روی شکم می خوابد و عضلات جلوی ران تحت کشش قرار می گیرند.<br />
<br />
ورزش در استخر نیز ممکن است بسیار سودمند باشد زیرا در هنگام شناور شدن در آب حرکات با حداقل مصرف انرژی و با کاربرد موثرتر عضلات انجام می شود، توصیه می کنیم که از استخر برای ورزش های کششی و دامنه حرکتی استفاده شود. دمای استخر بایستی خنک و در حدود 30 درجه سلیسیوس باشد هر چند ممکن است برخی بیماران احساس سرما کنند. به علت ایجاد خستگی باید از دمای بالاتر اجتناب کرد.<br />
<br />
بیشتر افراد مبتلا به MS حداقل در برخی عضلات و مفاصل محدودیت دامنه حرکتی دارند و کلید کنترل و درمان اسپاستیسیتی این افراد گسترش تعداد و نوع حرکاتی است که باید انجام دهند. <br />
<br />
<span style="color: #6B8E23;"><span style="font-weight: bold;">تمرینات ورزشی بهتر است با حداقل کوشش انجام شود.</span></span><br />
<br />
هم چنین اسپاستیسیتی را می توان با کاربرد تکنیک های تمدد اعصاب یا آرام سازی که شامل شل و سفت کردن هر یک از عضلات که توام با تکنیک های تنفس عمیق و تکنیک های شبیه سازی، کاهش داد .....<br />
<br />
<span style="font-size: small;"><span style="color: #FF0000;"><div style="text-align: left;"> از کتاب درمان های علامتی در ام اس - دکتر سید مسعود نبوی </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">کشش</span><br />
دومین استراتژی درمانی، ایجاد یک برنامه ورزشی خاص برای سفتی است. برنامه کششی غیر وابسته، بر مبنای برخی قوانین که در درمان فیزیکی به کار می روند، ممکن است در خانه نیز بکار گرفته شود.(ضمیمه یک برنامه کششی پایه را توضیح می دهد).<br />
<br />
یک برنامه کششی کامل شامل یک سری از ورزش هایی است که در وضعیت های نشسته یا دراز کش انجام می شود و با کمک نیروی جاذبه باعث کشش بعضی عضلات خاص می شود. زمانی که فرد در وضعیت نشسته است یک حوله یا کمربند بلند، ممکن است با کشیدن قسمت جلوی پا و مچ پا جهت کشش عضلات پا به کار رود و از این برای کشش عضلات ران در زمانی که فرد روی شکم دراز کشیده می توان استفاده کرد.<br />
<br />
ساده ترین و مؤثرترین راه کاهش اسپاستیسیتی کشش غیر فعال است که در آن هر یک از مفاصل مبتلا به آرامی در وضعیتی قرار می گیرد که عضلات اسپاستیک و سفت را کشش دهد. بعد از این که هر عضله به وضعیت کشش رسید تقریبا برای یک دقیقه در آن حالت نگه داشته می شود تا اجازه یابد به آسانی شل شده و فشار نامطلوب را کاهش دهد. این برنامه کششی از مچ پا و با کشش عضلات ساق شروع می شود سپس به عضلات پشت ران، لگن، کشاله ران گسترش می یابد، آنگاه بیمار به روی شکم می خوابد و عضلات جلوی ران تحت کشش قرار می گیرند.<br />
<br />
ورزش در استخر نیز ممکن است بسیار سودمند باشد زیرا در هنگام شناور شدن در آب حرکات با حداقل مصرف انرژی و با کاربرد موثرتر عضلات انجام می شود، توصیه می کنیم که از استخر برای ورزش های کششی و دامنه حرکتی استفاده شود. دمای استخر بایستی خنک و در حدود 30 درجه سلیسیوس باشد هر چند ممکن است برخی بیماران احساس سرما کنند. به علت ایجاد خستگی باید از دمای بالاتر اجتناب کرد.<br />
<br />
بیشتر افراد مبتلا به MS حداقل در برخی عضلات و مفاصل محدودیت دامنه حرکتی دارند و کلید کنترل و درمان اسپاستیسیتی این افراد گسترش تعداد و نوع حرکاتی است که باید انجام دهند. <br />
<br />
<span style="color: #6B8E23;"><span style="font-weight: bold;">تمرینات ورزشی بهتر است با حداقل کوشش انجام شود.</span></span><br />
<br />
هم چنین اسپاستیسیتی را می توان با کاربرد تکنیک های تمدد اعصاب یا آرام سازی که شامل شل و سفت کردن هر یک از عضلات که توام با تکنیک های تنفس عمیق و تکنیک های شبیه سازی، کاهش داد .....<br />
<br />
<span style="font-size: small;"><span style="color: #FF0000;"><div style="text-align: left;"> از کتاب درمان های علامتی در ام اس - دکتر سید مسعود نبوی </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[هیچ وقت دقت کردید چرا؟]]></title>
			<link>http://mscenter.ir/showthread.php?tid=691</link>
			<pubDate>Sun, 07 Mar 2010 12:53:49 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mscenter.ir/showthread.php?tid=691</guid>
			<description><![CDATA[هيچ وقت دقت كرده ايد چرا...<br />
 <br />
چرا راننده ها زیر بارون دلشون فقط برای زنها می سوزه؟ <br />
چرا استادها به دخترها بهتر نمره میدن؟ <br />
چرا بارون میاد، ترافیک میشه؟ <br />
چرا تو خونه ۴٠ متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟ <br />
چرا به هرکی مسن تره بیشتر اعتماد می کنن؟ <br />
چرا از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع به هم رحم نمیکنن؟ <br />
چرا تو شهروند و هایپراستار و ... چشم میدوزن به سبد همدیگه؟ <br />
چرا از تو ماشین پوست پرتغال می ریزن بیرون؟ <br />
چرا تو اتوبان وقتی به ماشین جلویی می رسند چراغ میدن؟ <br />
چرا وقتی می رن لباس بخرن بقیه مغازه ها رو هم نگاه می کنن؟ <br />
چرا قبل از ازدواج دنبال پول طرف مقابلن نه اخلاقش؟ <br />
چرا بعد از ازدواج دنبال اخلاق طرف مقابلن نه پولش؟ <br />
چرا همه دوست دارن از این کشور برن؟ <br />
چرا اونهایی که رفتن می خوان برگردن؟ <br />
چرا روز پدر همه لباس زیر کادو می خرند؟ <br />
چرا مردها روز زن فقط طلا و ادکلن کادو می خرند؟ <br />
چرا فیلم زیاد می بینن ولی کتاب نمی خونن؟ <br />
چرا اونهایی که زبانشون خوبه هم فیلم رو با زیرنویس نگاه میکنن؟ <br />
چرا باجناقها هیچوقت از هم خوششون نمیاد؟ <br />
چرا زنها بچه برادرشون رو بیشتر از بچه خواهرشون دوست دارند؟ <br />
چرا مراسم ختم ساعت ۴ بعد از ظهر تشکیل میشه؟ <br />
چرا وقتی پشت سر یکنفر صحبت میکنن اصلا فکر نمیکنن این غیبته؟  <br />
چرا زنها تو هر مهمونی نباید لباس تکراری بپوشن؟ <br />
چرا تو مهمونی اگه موز بخورن بی کلاسیه ولی سیب و پرتغال نه؟ <br />
چرا وقتی شکلات تعارف میکنن اگه بیشتر از یکی بردارن زشته؟ <br />
چرا بند کتونی رو دور مچ پا میبندن ولی بند کفش رو نه؟ <br />
چرا بیدار شدن از خواب تو یه صبح ابری یا بارونی براشون خیلی سخته؟ <br />
چرا واسه مهاجرت دنبال یه جای خوش آب و هوا می گردن؟ <br />
چرا با اینهمه شاعری که در طول تاریخ دارن شعر ترانه هاشون رو مریم حیدرزاده میگه؟  <br />
چرا سه تار سه تا تار نداره؟ <br />
چرا قرارداد کارمندی رو کارفرماها تنظیم میکنن؟ <br />
چرا اکثر ماشینها یا سفیدن یا سیاه یا نقره ای؟ <br />
چرا نمیشه با کت و شلوار کتونی پوشید؟ <br />
چرا ترکها نمیتونن با هم فارسی صحبت کنن؟ <br />
چرا زنها وقتی ابرو بر می دارن روحیشون بهتر میشه؟(چه ربطی داره ابرو با روحیه؟) <br />
چرا زنها لوازم ارایش رو روی شصتشون تست میکنن؟ چرا مثل کرم پشت دستشون نمی زنن؟ <br />
چرا زنها وقتی رژلب می زنن گردنشون رو به سمت آینه دراز می کنن؟ <br />
چرا مردها فرق آرایش ۵٠ هزارتومنی با آرایش ١.۵ میلیون تومنی رو نمیفهمن؟  <br />
چرا وقتی یکی میمیره مشکی می پوشن؟ چرا نارنجی نمی پوشن؟ اگه مشکی رنگ غمه چرا اینهمه استفاده میشه؟ <br />
چرا موقع پخش صحبتهای رئیس جمهور زیرنویس تبلیغاتی نمی ذارن؟ <br />
چرا مردم تو تاکسی راجع به سیاست صحبت میکنن؟ <br />
چرا مردها هرزگی رو دوست دارن ؟ <br />
چرا وقتی به تقاطع می رسن بجای ترمز رو گاز فشار میارن؟ <br />
چرا قسمت مردانه اتوبوس بزرگتر از قسمت زنانه است؟ <br />
چرا تو اتوبان دست انداز میذارن؟ <br />
چرا کسی برای صبحونه کسی رو مهمون نمیکنه؟ <br />
چرا پشت شیشه ماشین می نویسن یا ابا عبدالله الحسین؟ <br />
چرا تو هر کوچه ای بجای یکی چندتا تکیه هست؟ <br />
چرا سر عقد عروس دفعه سوم میگه بله؟ <br />
چرا آدمها وقتی عکس میگیرن به یه جای نامعلوم خیره می شن؟ <br />
چرا با اینکه همه فضولند از فضولی دیگران ناله می کنند؟ <br />
چرا راننده تاکسی ها از همه بدتر رانندگی میکنن؟ <br />
چرااااااا....؟<br />
<br />
<br />
اگه دقت نکرده بودید تا حالا اصلا مهم نیست چون اینجوری مجبور میشی به همه چیز دقت کنی!!!!!!!!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[هيچ وقت دقت كرده ايد چرا...<br />
 <br />
چرا راننده ها زیر بارون دلشون فقط برای زنها می سوزه؟ <br />
چرا استادها به دخترها بهتر نمره میدن؟ <br />
چرا بارون میاد، ترافیک میشه؟ <br />
چرا تو خونه ۴٠ متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟ <br />
چرا به هرکی مسن تره بیشتر اعتماد می کنن؟ <br />
چرا از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع به هم رحم نمیکنن؟ <br />
چرا تو شهروند و هایپراستار و ... چشم میدوزن به سبد همدیگه؟ <br />
چرا از تو ماشین پوست پرتغال می ریزن بیرون؟ <br />
چرا تو اتوبان وقتی به ماشین جلویی می رسند چراغ میدن؟ <br />
چرا وقتی می رن لباس بخرن بقیه مغازه ها رو هم نگاه می کنن؟ <br />
چرا قبل از ازدواج دنبال پول طرف مقابلن نه اخلاقش؟ <br />
چرا بعد از ازدواج دنبال اخلاق طرف مقابلن نه پولش؟ <br />
چرا همه دوست دارن از این کشور برن؟ <br />
چرا اونهایی که رفتن می خوان برگردن؟ <br />
چرا روز پدر همه لباس زیر کادو می خرند؟ <br />
چرا مردها روز زن فقط طلا و ادکلن کادو می خرند؟ <br />
چرا فیلم زیاد می بینن ولی کتاب نمی خونن؟ <br />
چرا اونهایی که زبانشون خوبه هم فیلم رو با زیرنویس نگاه میکنن؟ <br />
چرا باجناقها هیچوقت از هم خوششون نمیاد؟ <br />
چرا زنها بچه برادرشون رو بیشتر از بچه خواهرشون دوست دارند؟ <br />
چرا مراسم ختم ساعت ۴ بعد از ظهر تشکیل میشه؟ <br />
چرا وقتی پشت سر یکنفر صحبت میکنن اصلا فکر نمیکنن این غیبته؟  <br />
چرا زنها تو هر مهمونی نباید لباس تکراری بپوشن؟ <br />
چرا تو مهمونی اگه موز بخورن بی کلاسیه ولی سیب و پرتغال نه؟ <br />
چرا وقتی شکلات تعارف میکنن اگه بیشتر از یکی بردارن زشته؟ <br />
چرا بند کتونی رو دور مچ پا میبندن ولی بند کفش رو نه؟ <br />
چرا بیدار شدن از خواب تو یه صبح ابری یا بارونی براشون خیلی سخته؟ <br />
چرا واسه مهاجرت دنبال یه جای خوش آب و هوا می گردن؟ <br />
چرا با اینهمه شاعری که در طول تاریخ دارن شعر ترانه هاشون رو مریم حیدرزاده میگه؟  <br />
چرا سه تار سه تا تار نداره؟ <br />
چرا قرارداد کارمندی رو کارفرماها تنظیم میکنن؟ <br />
چرا اکثر ماشینها یا سفیدن یا سیاه یا نقره ای؟ <br />
چرا نمیشه با کت و شلوار کتونی پوشید؟ <br />
چرا ترکها نمیتونن با هم فارسی صحبت کنن؟ <br />
چرا زنها وقتی ابرو بر می دارن روحیشون بهتر میشه؟(چه ربطی داره ابرو با روحیه؟) <br />
چرا زنها لوازم ارایش رو روی شصتشون تست میکنن؟ چرا مثل کرم پشت دستشون نمی زنن؟ <br />
چرا زنها وقتی رژلب می زنن گردنشون رو به سمت آینه دراز می کنن؟ <br />
چرا مردها فرق آرایش ۵٠ هزارتومنی با آرایش ١.۵ میلیون تومنی رو نمیفهمن؟  <br />
چرا وقتی یکی میمیره مشکی می پوشن؟ چرا نارنجی نمی پوشن؟ اگه مشکی رنگ غمه چرا اینهمه استفاده میشه؟ <br />
چرا موقع پخش صحبتهای رئیس جمهور زیرنویس تبلیغاتی نمی ذارن؟ <br />
چرا مردم تو تاکسی راجع به سیاست صحبت میکنن؟ <br />
چرا مردها هرزگی رو دوست دارن ؟ <br />
چرا وقتی به تقاطع می رسن بجای ترمز رو گاز فشار میارن؟ <br />
چرا قسمت مردانه اتوبوس بزرگتر از قسمت زنانه است؟ <br />
چرا تو اتوبان دست انداز میذارن؟ <br />
چرا کسی برای صبحونه کسی رو مهمون نمیکنه؟ <br />
چرا پشت شیشه ماشین می نویسن یا ابا عبدالله الحسین؟ <br />
چرا تو هر کوچه ای بجای یکی چندتا تکیه هست؟ <br />
چرا سر عقد عروس دفعه سوم میگه بله؟ <br />
چرا آدمها وقتی عکس میگیرن به یه جای نامعلوم خیره می شن؟ <br />
چرا با اینکه همه فضولند از فضولی دیگران ناله می کنند؟ <br />
چرا راننده تاکسی ها از همه بدتر رانندگی میکنن؟ <br />
چرااااااا....؟<br />
<br />
<br />
اگه دقت نکرده بودید تا حالا اصلا مهم نیست چون اینجوری مجبور میشی به همه چیز دقت کنی!!!!!!!!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ایا می دانستید...........]]></title>
			<link>http://mscenter.ir/showthread.php?tid=690</link>
			<pubDate>Sun, 07 Mar 2010 12:35:07 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mscenter.ir/showthread.php?tid=690</guid>
			<description><![CDATA[میدانید اسکنر ۴۸ سال پیش اختراع شده است<br />
آیا میدانید ۱۰۰ سال پیش پزشکان آمریکایی میگفتند زنانی که باهوش هستند باردار نمی شوند<br />
آیا میدانید ستاره دریایی فاقد مغز میباشد<br />
آیا میدانید سالانه ۵۰۰۰ کارگر در معادن چین جان خود را از دست میدهند<br />
آیا میدانید مروارید درون سركه ذوب میگردد<br />
آیا میدانید ارزش مادی تمام عناصر بدن انسان کمتر از ۱۰۰۰ تومان است.<br />
آیا میدانید ساعت اتمی ساخته اند که در ۴۰۰ میلیون سال یک ثانیه هم تغییر نمی کند<br />
آیا میدانید بال زدن یک پروانه هم زمین را تکان میدهد<br />
آیا میدانید ما مغزمان رو کنترل میکنیم یا مغزمان ما را؟<br />
آیا میدانید ۲۰۰ میلیون موجود زنده روی زمین وجود دارد که انسان یکی از انها است]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[میدانید اسکنر ۴۸ سال پیش اختراع شده است<br />
آیا میدانید ۱۰۰ سال پیش پزشکان آمریکایی میگفتند زنانی که باهوش هستند باردار نمی شوند<br />
آیا میدانید ستاره دریایی فاقد مغز میباشد<br />
آیا میدانید سالانه ۵۰۰۰ کارگر در معادن چین جان خود را از دست میدهند<br />
آیا میدانید مروارید درون سركه ذوب میگردد<br />
آیا میدانید ارزش مادی تمام عناصر بدن انسان کمتر از ۱۰۰۰ تومان است.<br />
آیا میدانید ساعت اتمی ساخته اند که در ۴۰۰ میلیون سال یک ثانیه هم تغییر نمی کند<br />
آیا میدانید بال زدن یک پروانه هم زمین را تکان میدهد<br />
آیا میدانید ما مغزمان رو کنترل میکنیم یا مغزمان ما را؟<br />
آیا میدانید ۲۰۰ میلیون موجود زنده روی زمین وجود دارد که انسان یکی از انها است]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اسم خودتونو وارد كنيد ، عكس فرزند آيندتون رو ببينيد !!]]></title>
			<link>http://mscenter.ir/showthread.php?tid=689</link>
			<pubDate>Sun, 07 Mar 2010 10:42:45 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mscenter.ir/showthread.php?tid=689</guid>
			<description><![CDATA[عکس رو بزارید ما هم ببینیم <br />
<a href="http://www.byebe.com/en/" target="_blank">http://www.byebe.com/en/</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[عکس رو بزارید ما هم ببینیم <br />
<a href="http://www.byebe.com/en/" target="_blank">http://www.byebe.com/en/</a>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[افزایش وزن]]></title>
			<link>http://mscenter.ir/showthread.php?tid=688</link>
			<pubDate>Sun, 07 Mar 2010 05:55:02 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mscenter.ir/showthread.php?tid=688</guid>
			<description><![CDATA[- چه وقت به پزشک مراجعه کنیم؟<br />
- افزایش وزن ناگهانی است یا بعد از شروع به مصرف یک داروی خاص روی داده است.<br />
- بی‌خوابی یا احساس خستگی و افسردگی وجود دارد.<br />
- ادرار شبانه بیشتر است یا سابقهٔ بیماری قلبی یا درد قفسهٔ سینه وجود دارد.<br />
<br />
- افزایش وزن نشانهٔ چیست؟<br />
ظرف یک شب از یک آدم لاغر به آدم چاق تبدیل نمی‌شوید. ولی به‌تدریج می‌بینید که شلوار دلخواهتان تنگ شده و دیگر پیراهن زیبایتن را نمی‌توانید بپوشید.<br />
گرچه بالا و پائین رفتن چند صد گرمی روزانهٔ چیزی عادی است، افزایش مرتب آن (در واقع افزایش چربی) طبیعی نیست.<br />
شایع‌ترین علت افزایش وزن خوردن چربی زیاد و نداشتن فعالیت کافی است. بدون خوردن چربی، افزایش وزن مشکل است.<br />
درصد کمی از افراد استعداد ارثی اضافه وزن دارند. کسانی که ۲۵ تا ۵۰ کیلوگرم از وزن متناسب خود بیشتر دارند، ممکن است دچار نوعی اختلال سوخت و سازی باشند که کالری را به‌صورت چربی در بدن خیره می‌کند.<br />
با افزایش سن هم سوخت و ساز به‌تدریج آهسته شده و وزن را بالا می‌برد. افراد مسن معمولاً کمتر از جوانان فعالیت دارند و بیشتر به خوردن می‌پردازند. این کار افزایش وزن را بیشتر می‌کند.<br />
کسانی که سیگار را ترک می‌کنند نیز افزایش وزن پیدا می‌کنند، چون دیگر نیکوتین سوخت و ساز را تحریک نمی‌کند، و نیز خوردن را جایگزین سیگار کشیدن می‌کنند.<br />
رژیم غذائی شدید هم باعث افزایش وزن می‌شود. وقتی به اندازه کافی نمی‌خورید، بدن آن را گرسنگی به‌حساب آورده و سوخت و ساز بدن را آهسته می‌کند. و وقتی دوباره غذای کافی می‌خورید، وضع بدن فوراً به حالت قبل بر‌نمی‌گردد و اضافه وزن پیدا می‌کنید.<br />
برخی بیماری‌ها هم باعث چاقی می‌شوند. کم‌کاری تیروئید، گرچه علت افزایش وزن نیست، ولی سوخت وساز بدن را کند کرده و باعث ذخیره شدن کالری به‌صورت چربی می‌شود. مبتلایان به بیماری قند که انسولین مصرف می‌کنند هم دچار افزایش وزن می‌شوند. و در موارد نادر، اختلالات هورمونی که باعث تولید زیاد انسولین و کورتیزول در بدن می‌شوند نیز وزن را زیاد می‌کنند.<br />
تحریک اشتها، کند شدن سوخت و ساز، و ذخیرهٔ کالری به‌صورت چربی از عوارض جانبی برخی داروهاست. زنانی که قرص ضدبارداری می‌خورند، یا در مان جایگزینی هورمون می‌کنند، احتمالاً کمی اضافه وزن پیدا می‌کنند. مصرف هر داروی گلوکوکورتیکوئید، مثل پردنیزون برای التهاب مفاصل، می‌تواند باعث افزایش وزن شود. آمیتیرپتیلین، که یک داروی ضدافسردگی است، باعث افزایش وزن می‌شود. داروهای ضد صرع و ضد اضطراب و داروهای شیزوفرنی که تغییر خلق و هیجان می‌دهند، نیز وزن را بالا می‌برند.<br />
در واقع، سلامت روانی بر وزن بدن تأثیر می‌گذارد. در حالی که بسیاری از مبتلایان به افسردگی کم می‌خورند و وزن کم می‌کنند، برخی دیگر می‌خورند و چاق می‌شوند.<br />
تمام انواع افزایش وزن ناشی از جمع شدن بیش از حد چربی در بدن نیست. این زیادی وزن ممکن است به علت احتباس مایعات ناشی از بیماری کلیه، کبد، یا قلب باشد. در احتباس آب، حتی قبل از پیدایش ورم قوزک، ممکن است سه تا پنج کیلو آب در بدن جمع شده باشد.<br />
<br />
- درمان افزایش وزن<br />
بعضی از علل افزایش وزن -مثل احتباس آب و عوارض جانبی داروها - نیاز به درمان طبی دارند و باید آنها را به پزشک اطلاع داد. مانند هر گرفتاری دیگر، درباره افزایش وزن هم مطالب زیادی می‌توان گفت. ولی بعضی نکات اصولی هستند. بدن نمی‌خواهد تا حد بیماری چاق شود و با رعایت موارد ذیر ممکن است بتوانید وزن اضافی را کاهش دهید.<br />
چربی نخورید. گرچه وجود چربی برای سوخت و ساز برخی مواد مغذی و ساختن هورمون‌ها لازم است، نباید بیش از ۲۰ تا ۳۰ درصد کالری‌های مصرفی روزانه را تشکیل دهد. مواد دارای چربی را بشناسید و از خوردن آنها امتناع کنید. متخصصات تغذیه خوردن غلات سبوس نگرفته، میوه‌ها، و سبزیجات را توصیه می‌کنند. گوشت و لبینیات کم بخورید و مصرف کره، مارگارین، روغن، و چاشنی‌های چرب را بسیار کم کنید.<br />
ورزش کنید. برای سوزاندن کالری‌هائی که به‌صورت چربی در بدن جمع شده است، و اطمینان از ذخیره نشدن دوبارهٔ آن، باید به‌طور منظم ورزش کنید. لزومی ندارد خود را کاملاً از پا بیندازید، کافی است روزانه سه تا پنج کیلومتر را ظرف یک ساعت پیاده‌روی کنید. یا ۱۵ دقیقه نرمش و ۱۵ دقیقه ورزش سبک دیگری بکنید. اگر این مقدار برایتان زیاد است، با کمتر از آن شروع کنید؛ مثلاً نیم ساعت پیاده‌روی کنید. مهم این است که به‌طور منظم بدن را به حرکت درآورید.<br />
ورزش به رفع افسردگی هم، که خود با پرخوری رابطه دارد کمک زیادی می‌کند. (به بخش افسردگی مراجعه کنید.)<br />
ماهیچه‌سازی کنید. از اینکه می‌گویند ورزش ماهیچه‌ها را بزرگ می‌کند نترسید. هرچه تودهٔ ماهیچه‌ای بدنتان زیادتر باشد، میزان سوخت و ساز و سوختن کالری در هنگام استراحت بالاتر می‌رود. این مورد حتی در سنین ۸۰ و ۹۰ سالگی هم درست است. اگر نگران عدم تناسب اندامتان هستید، ورزش‌های مناسب برای حفظ وضع خود را از پزشک سئوال کنید.<br />
روش زندگی را تغییر دهید. جلوگیری از افزایش وزن نیاز به تغییر روش زندگی با فعالیت کافی و خوردن متناسب دارد. فکر نکنید با رعایت این موارد به مدت کوتاهی وزنتان پائین می‌ماند. این روش را باید در تمام طول عمر اجرا کنید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[- چه وقت به پزشک مراجعه کنیم؟<br />
- افزایش وزن ناگهانی است یا بعد از شروع به مصرف یک داروی خاص روی داده است.<br />
- بی‌خوابی یا احساس خستگی و افسردگی وجود دارد.<br />
- ادرار شبانه بیشتر است یا سابقهٔ بیماری قلبی یا درد قفسهٔ سینه وجود دارد.<br />
<br />
- افزایش وزن نشانهٔ چیست؟<br />
ظرف یک شب از یک آدم لاغر به آدم چاق تبدیل نمی‌شوید. ولی به‌تدریج می‌بینید که شلوار دلخواهتان تنگ شده و دیگر پیراهن زیبایتن را نمی‌توانید بپوشید.<br />
گرچه بالا و پائین رفتن چند صد گرمی روزانهٔ چیزی عادی است، افزایش مرتب آن (در واقع افزایش چربی) طبیعی نیست.<br />
شایع‌ترین علت افزایش وزن خوردن چربی زیاد و نداشتن فعالیت کافی است. بدون خوردن چربی، افزایش وزن مشکل است.<br />
درصد کمی از افراد استعداد ارثی اضافه وزن دارند. کسانی که ۲۵ تا ۵۰ کیلوگرم از وزن متناسب خود بیشتر دارند، ممکن است دچار نوعی اختلال سوخت و سازی باشند که کالری را به‌صورت چربی در بدن خیره می‌کند.<br />
با افزایش سن هم سوخت و ساز به‌تدریج آهسته شده و وزن را بالا می‌برد. افراد مسن معمولاً کمتر از جوانان فعالیت دارند و بیشتر به خوردن می‌پردازند. این کار افزایش وزن را بیشتر می‌کند.<br />
کسانی که سیگار را ترک می‌کنند نیز افزایش وزن پیدا می‌کنند، چون دیگر نیکوتین سوخت و ساز را تحریک نمی‌کند، و نیز خوردن را جایگزین سیگار کشیدن می‌کنند.<br />
رژیم غذائی شدید هم باعث افزایش وزن می‌شود. وقتی به اندازه کافی نمی‌خورید، بدن آن را گرسنگی به‌حساب آورده و سوخت و ساز بدن را آهسته می‌کند. و وقتی دوباره غذای کافی می‌خورید، وضع بدن فوراً به حالت قبل بر‌نمی‌گردد و اضافه وزن پیدا می‌کنید.<br />
برخی بیماری‌ها هم باعث چاقی می‌شوند. کم‌کاری تیروئید، گرچه علت افزایش وزن نیست، ولی سوخت وساز بدن را کند کرده و باعث ذخیره شدن کالری به‌صورت چربی می‌شود. مبتلایان به بیماری قند که انسولین مصرف می‌کنند هم دچار افزایش وزن می‌شوند. و در موارد نادر، اختلالات هورمونی که باعث تولید زیاد انسولین و کورتیزول در بدن می‌شوند نیز وزن را زیاد می‌کنند.<br />
تحریک اشتها، کند شدن سوخت و ساز، و ذخیرهٔ کالری به‌صورت چربی از عوارض جانبی برخی داروهاست. زنانی که قرص ضدبارداری می‌خورند، یا در مان جایگزینی هورمون می‌کنند، احتمالاً کمی اضافه وزن پیدا می‌کنند. مصرف هر داروی گلوکوکورتیکوئید، مثل پردنیزون برای التهاب مفاصل، می‌تواند باعث افزایش وزن شود. آمیتیرپتیلین، که یک داروی ضدافسردگی است، باعث افزایش وزن می‌شود. داروهای ضد صرع و ضد اضطراب و داروهای شیزوفرنی که تغییر خلق و هیجان می‌دهند، نیز وزن را بالا می‌برند.<br />
در واقع، سلامت روانی بر وزن بدن تأثیر می‌گذارد. در حالی که بسیاری از مبتلایان به افسردگی کم می‌خورند و وزن کم می‌کنند، برخی دیگر می‌خورند و چاق می‌شوند.<br />
تمام انواع افزایش وزن ناشی از جمع شدن بیش از حد چربی در بدن نیست. این زیادی وزن ممکن است به علت احتباس مایعات ناشی از بیماری کلیه، کبد، یا قلب باشد. در احتباس آب، حتی قبل از پیدایش ورم قوزک، ممکن است سه تا پنج کیلو آب در بدن جمع شده باشد.<br />
<br />
- درمان افزایش وزن<br />
بعضی از علل افزایش وزن -مثل احتباس آب و عوارض جانبی داروها - نیاز به درمان طبی دارند و باید آنها را به پزشک اطلاع داد. مانند هر گرفتاری دیگر، درباره افزایش وزن هم مطالب زیادی می‌توان گفت. ولی بعضی نکات اصولی هستند. بدن نمی‌خواهد تا حد بیماری چاق شود و با رعایت موارد ذیر ممکن است بتوانید وزن اضافی را کاهش دهید.<br />
چربی نخورید. گرچه وجود چربی برای سوخت و ساز برخی مواد مغذی و ساختن هورمون‌ها لازم است، نباید بیش از ۲۰ تا ۳۰ درصد کالری‌های مصرفی روزانه را تشکیل دهد. مواد دارای چربی را بشناسید و از خوردن آنها امتناع کنید. متخصصات تغذیه خوردن غلات سبوس نگرفته، میوه‌ها، و سبزیجات را توصیه می‌کنند. گوشت و لبینیات کم بخورید و مصرف کره، مارگارین، روغن، و چاشنی‌های چرب را بسیار کم کنید.<br />
ورزش کنید. برای سوزاندن کالری‌هائی که به‌صورت چربی در بدن جمع شده است، و اطمینان از ذخیره نشدن دوبارهٔ آن، باید به‌طور منظم ورزش کنید. لزومی ندارد خود را کاملاً از پا بیندازید، کافی است روزانه سه تا پنج کیلومتر را ظرف یک ساعت پیاده‌روی کنید. یا ۱۵ دقیقه نرمش و ۱۵ دقیقه ورزش سبک دیگری بکنید. اگر این مقدار برایتان زیاد است، با کمتر از آن شروع کنید؛ مثلاً نیم ساعت پیاده‌روی کنید. مهم این است که به‌طور منظم بدن را به حرکت درآورید.<br />
ورزش به رفع افسردگی هم، که خود با پرخوری رابطه دارد کمک زیادی می‌کند. (به بخش افسردگی مراجعه کنید.)<br />
ماهیچه‌سازی کنید. از اینکه می‌گویند ورزش ماهیچه‌ها را بزرگ می‌کند نترسید. هرچه تودهٔ ماهیچه‌ای بدنتان زیادتر باشد، میزان سوخت و ساز و سوختن کالری در هنگام استراحت بالاتر می‌رود. این مورد حتی در سنین ۸۰ و ۹۰ سالگی هم درست است. اگر نگران عدم تناسب اندامتان هستید، ورزش‌های مناسب برای حفظ وضع خود را از پزشک سئوال کنید.<br />
روش زندگی را تغییر دهید. جلوگیری از افزایش وزن نیاز به تغییر روش زندگی با فعالیت کافی و خوردن متناسب دارد. فکر نکنید با رعایت این موارد به مدت کوتاهی وزنتان پائین می‌ماند. این روش را باید در تمام طول عمر اجرا کنید.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[متولدین ماهای مختلف در عشق!!!]]></title>
			<link>http://mscenter.ir/showthread.php?tid=687</link>
			<pubDate>Sun, 07 Mar 2010 05:13:11 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mscenter.ir/showthread.php?tid=687</guid>
			<description><![CDATA[متولدین فروردین ماه : <br />
به سوی من بیا<br />
تا تو را حس کنم <br />
و دنیا خواهد دید <br />
داستانِ عشقی، سوزان را <br />
که شعله‌اش در قلب من خواهد بود؛<br />
به هنگام عاشقی گویی در دنیای شوالیه‌ها و پرنسس‌ها سر می‌کند. قلبا عاشق است و در عشق پا بر جاست. <br />
● متولدین اردیبهشت ماه : <br />
عشق را در چشمان من بنگر <br />
چهره بر افروخته‌ام را ببین و عشق را حس کن <br />
به صدای نفس‌های من گوش کن <br />
و بشنو ترانه عشق را؛ <br />
عاشقی بی قرار است و کمرو ولی پر شهامت. <br />
موسیقی بر او تاثیر فراوان دارد. <br />
● متولدین خرداد ماه : <br />
با من به رویا بیا به رویای عشق <br />
بیا تا بر فراز بلندترین کوه گام نهیم <br />
بیا تا در ژرف ترین اقیانوس شنا کنیم <br />
بیا تا به دورترین ستاره ها پر کشیم <br />
بر عشق ما هیچ چیز ناممکن نیست؛<br />
بهترین عاشق دنیاست و گفتارها و دل او پر از رویاهای عاشقانه است. <br />
● متولدین تیر ماه : <br />
بهشت هیچ است <br />
در برابر گام برداشتن در کنار تو <br />
در شبی زیبا <br />
زیر نور ماه؛ دلی نازک و پر ز محبت دارد و از دل سوختن می هراسد. <br />
● متولدین مرداد ماه : <br />
گویی خورشید گرمای خود را از دست داده است <br />
و گل‌های سرخ عطری ندارند <br />
و ستارگان دیگر نمی‌خوانند <br />
آن گاه که چشم می‌گشایم و میبینم <br />
با تو نیستم؛<br />
عاشق پیشه است و بی عشق زندگی نمی‌کند. <br />
● متولدین شهریور ماه :<br />
شاید به نظر برسد که عاشق نیستم <br />
شاید به نظر برسد که نمی‌توانم عاشق باشم <br />
شاید به نظر برسد که حتی نمی‌خواهم عاشق باشم <br />
ولی نه در برابر عشقی مانند عشق من به تو <br />
که تا آخرین لحظه عمر آن را در قلبم نگاه خواهم داشت؛<br />
عشق او شعله‌ای کوچک ولی جاودان است و در پی عشقی حقیقی است. <br />
● متولدین مهر ماه : <br />
با پر شورترین گفتارهای عاشقانه <br />
با ماجراهای عاشقانه‌ای که خواهیم داشت <br />
با فداکاری هایم در راه عشق به تو <br />
خواهی دید که چگونه دوستت دارم؛<br />
در امور عشقی ورزیده است و زندگی‌اش پر از ماجراهای عاشقانه است . . . <br />
زن متولد مهر عشق خود را در عمل نیز به اثبات می رساند. <br />
● متولدین آبان ماه : <br />
در التهاب شنیدن ترانه گام‌های تو هستم<br />
که به سوی من می‌آیی<br />
و عاشقم بر انتظار آن لحظه که تو را در کنار خود حس کنم <br />
دوستت دارم؛<br />
هیجان عشق برای او زیبا و پر جاذبه است و در عشق صادق است. <br />
● متولدین آذر ماه : <br />
نجوایی از سوی تو <br />
نگاهی کوتاه از تو <br />
لبخندی شیرین بر لبان زیبایت <br />
و من خود را غرق در عشق می یافتم؛<br />
خوش بین است و راستگو. شاید نگاهی شاعرانه به عشق داشته باشد. <br />
● متولدین دی ماه : <br />
روزها ماه‌ها و سال‌ها می‌گذرند <br />
و شاید هیچ چیز عوض نشود<br />
جز من <br />
که بیش از پیش عاشق گشته‌ام؛<br />
شاید در ظاهر بی احساس باشد ولی قلبی گرم و پر ز عشق دارد. <br />
● متولدین بهمن ماه : <br />
می‌خواهم آزاد زندگی کنم<br />
بسان پرندگان مهاجر <br />
ولی قفسی ساخته از عشق تو <br />
جایی است که همواره رو به آن خواهم داشت؛<br />
عشق خود را دیر ابراز می‌کند و عاشق آزادی است. اولین عشق او قلبش را به تپش در می‌آورد و هرگز فراموش نخواهد شد. <br />
● متولدین اسفند ماه : <br />
من آنی نیستم <br />
که بی عشق زندگی را سر کنم <br />
آن گاه که در رویایی عاشقانه هستم <br />
و چشمانم را می‌گشایم <br />
و عشق رویایی‌ام را در تو میبینم؛<br />
در عشق بی نظیر است. جذاب و پر نشاط است. احساساتی و رویایی است.  <br />
 <br />
روزنامه هموطن سلام]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[متولدین فروردین ماه : <br />
به سوی من بیا<br />
تا تو را حس کنم <br />
و دنیا خواهد دید <br />
داستانِ عشقی، سوزان را <br />
که شعله‌اش در قلب من خواهد بود؛<br />
به هنگام عاشقی گویی در دنیای شوالیه‌ها و پرنسس‌ها سر می‌کند. قلبا عاشق است و در عشق پا بر جاست. <br />
● متولدین اردیبهشت ماه : <br />
عشق را در چشمان من بنگر <br />
چهره بر افروخته‌ام را ببین و عشق را حس کن <br />
به صدای نفس‌های من گوش کن <br />
و بشنو ترانه عشق را؛ <br />
عاشقی بی قرار است و کمرو ولی پر شهامت. <br />
موسیقی بر او تاثیر فراوان دارد. <br />
● متولدین خرداد ماه : <br />
با من به رویا بیا به رویای عشق <br />
بیا تا بر فراز بلندترین کوه گام نهیم <br />
بیا تا در ژرف ترین اقیانوس شنا کنیم <br />
بیا تا به دورترین ستاره ها پر کشیم <br />
بر عشق ما هیچ چیز ناممکن نیست؛<br />
بهترین عاشق دنیاست و گفتارها و دل او پر از رویاهای عاشقانه است. <br />
● متولدین تیر ماه : <br />
بهشت هیچ است <br />
در برابر گام برداشتن در کنار تو <br />
در شبی زیبا <br />
زیر نور ماه؛ دلی نازک و پر ز محبت دارد و از دل سوختن می هراسد. <br />
● متولدین مرداد ماه : <br />
گویی خورشید گرمای خود را از دست داده است <br />
و گل‌های سرخ عطری ندارند <br />
و ستارگان دیگر نمی‌خوانند <br />
آن گاه که چشم می‌گشایم و میبینم <br />
با تو نیستم؛<br />
عاشق پیشه است و بی عشق زندگی نمی‌کند. <br />
● متولدین شهریور ماه :<br />
شاید به نظر برسد که عاشق نیستم <br />
شاید به نظر برسد که نمی‌توانم عاشق باشم <br />
شاید به نظر برسد که حتی نمی‌خواهم عاشق باشم <br />
ولی نه در برابر عشقی مانند عشق من به تو <br />
که تا آخرین لحظه عمر آن را در قلبم نگاه خواهم داشت؛<br />
عشق او شعله‌ای کوچک ولی جاودان است و در پی عشقی حقیقی است. <br />
● متولدین مهر ماه : <br />
با پر شورترین گفتارهای عاشقانه <br />
با ماجراهای عاشقانه‌ای که خواهیم داشت <br />
با فداکاری هایم در راه عشق به تو <br />
خواهی دید که چگونه دوستت دارم؛<br />
در امور عشقی ورزیده است و زندگی‌اش پر از ماجراهای عاشقانه است . . . <br />
زن متولد مهر عشق خود را در عمل نیز به اثبات می رساند. <br />
● متولدین آبان ماه : <br />
در التهاب شنیدن ترانه گام‌های تو هستم<br />
که به سوی من می‌آیی<br />
و عاشقم بر انتظار آن لحظه که تو را در کنار خود حس کنم <br />
دوستت دارم؛<br />
هیجان عشق برای او زیبا و پر جاذبه است و در عشق صادق است. <br />
● متولدین آذر ماه : <br />
نجوایی از سوی تو <br />
نگاهی کوتاه از تو <br />
لبخندی شیرین بر لبان زیبایت <br />
و من خود را غرق در عشق می یافتم؛<br />
خوش بین است و راستگو. شاید نگاهی شاعرانه به عشق داشته باشد. <br />
● متولدین دی ماه : <br />
روزها ماه‌ها و سال‌ها می‌گذرند <br />
و شاید هیچ چیز عوض نشود<br />
جز من <br />
که بیش از پیش عاشق گشته‌ام؛<br />
شاید در ظاهر بی احساس باشد ولی قلبی گرم و پر ز عشق دارد. <br />
● متولدین بهمن ماه : <br />
می‌خواهم آزاد زندگی کنم<br />
بسان پرندگان مهاجر <br />
ولی قفسی ساخته از عشق تو <br />
جایی است که همواره رو به آن خواهم داشت؛<br />
عشق خود را دیر ابراز می‌کند و عاشق آزادی است. اولین عشق او قلبش را به تپش در می‌آورد و هرگز فراموش نخواهد شد. <br />
● متولدین اسفند ماه : <br />
من آنی نیستم <br />
که بی عشق زندگی را سر کنم <br />
آن گاه که در رویایی عاشقانه هستم <br />
و چشمانم را می‌گشایم <br />
و عشق رویایی‌ام را در تو میبینم؛<br />
در عشق بی نظیر است. جذاب و پر نشاط است. احساساتی و رویایی است.  <br />
 <br />
روزنامه هموطن سلام]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>