ثبت نام
رمز ورودتان را فراموش کرده اید؟
تابلو اعلانات
3 اطلاعیه آخر گروه کوهنوردی
 
رادیو ام اس سنتر
اطلاعیه ها

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 42 رأی - میانگین امیتازات : 4.31
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ازدواج و ام اس
2018/04/25, 02:46 PM (آخرین ویرایش در این ارسال: 2018/04/25 03:07 PM، توسط مارییا.)
ارسال: #4161
 (Print Post)
RE: ازدواج و ام اس
با سلام دوستان.من 4ساله ازدواج کردم و یک ساله عروسی.شوهرم و خانوادش را هم در جریانه مریضیم گذاشتم.وحتی با دکترم هم صحبت کردن

با سلام دوستان من چهار ساله ازدواج کردم ویک ساله عروسی.قبل از ازدواج شوهرم و خانوادشا در جریان بیماریم گذاشتم حتی با دکترمم صحبت کردند و بهشون گفتن بیماری خفیفه.خلاصه مادرم بهش گفت هزینه دارو دخترم را تقبل میکنم و بیشتر از پسرهام ارث به دخترم میدم.و یه خانه هم مادرم برام خرید.به شوهرم گفت پشتوانه هم بهش میدم که یه زمین بهم داد.الان منا یک ناهه اورده خانه پدرم و میگه باید شش دنگ خانه پدرت به نامت سه من برا پشتوانه خودت میگم بیست سال دیگه متوجه میشی.پلاک های نخاع هم فعال شده.میگه مادرت بهم قول مشتوانه میلیاردی داده..بهم میگه دور زدن یه پسر و بازی کردن با دختر بی گناهش منطقه.البته یکم برادر هام سره ارث بخثشونه.پیش مشاور خودم رفتم بهم گفت مالا میخواد تا باهات ادامه بده اگه بیماریت نکشه این تو را میکشه.خودش هم میگه من بیشتر از این نمیتونم اذیتت کنم اگه مادرت ان خانه را به نامت نکنه.نمیدانم اگه چیزی به نامم کرد اینده من با شوهرم چطوریه؟البته به دایی هام گفته من همسرم را دوست دارم. ممنون میشم راهنمایی کنید.

و مادرم هم یک ساله سرطان سینه داره.میگه اگه اتفاقی برا مادرت افتاد کی میاد پشتوانه میلیاردی رت برات درست کنه.من با قول هایی که مادرت بهم داد رندگی شروع کردم

بهم گفته اگه این کارا نکنی دیگه بیشتر از این ادامه نمیدهم چون هم به خودم هم به تو دارم ظلم میکنم.یکم دیگه که کشش بدید سردی در وجود دوتاییمون جرقه میزنه.ولیبه خودم میگه دوستت دارم که این کارا را میکنم به خاطه اینده خودت این کارا میکنم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
2018/04/27, 10:08 PM
ارسال: #4162
 (Print Post)
RE: ازدواج و ام اس
(2018/04/25 02:46 PM)مارییا نوشته شده توسط:  با سلام دوستان.من 4ساله ازدواج کردم و یک ساله عروسی.شوهرم و خانوادش را هم در جریانه مریضیم گذاشتم.وحتی با دکترم هم صحبت کردن

با سلام دوستان من چهار ساله ازدواج کردم ویک ساله عروسی.قبل از ازدواج شوهرم و خانوادشا در جریان بیماریم گذاشتم حتی با دکترمم صحبت کردند و بهشون گفتن بیماری خفیفه.خلاصه مادرم بهش گفت هزینه دارو دخترم را تقبل میکنم و بیشتر از پسرهام ارث به دخترم میدم.و یه خانه هم مادرم برام خرید.به شوهرم گفت پشتوانه هم بهش میدم که یه زمین بهم داد.الان منا یک ناهه اورده خانه پدرم و میگه باید شش دنگ خانه پدرت به نامت سه من برا پشتوانه خودت میگم بیست سال دیگه متوجه میشی.پلاک های نخاع هم فعال شده.میگه مادرت بهم قول مشتوانه میلیاردی داده..بهم میگه دور زدن یه پسر و بازی کردن با دختر بی گناهش منطقه.البته یکم برادر هام سره ارث بخثشونه.پیش مشاور خودم رفتم بهم گفت مالا میخواد تا باهات ادامه بده اگه بیماریت نکشه این تو را میکشه.خودش هم میگه من بیشتر از این نمیتونم اذیتت کنم اگه مادرت ان خانه را به نامت نکنه.نمیدانم اگه چیزی به نامم کرد اینده من با شوهرم چطوریه؟البته به دایی هام گفته من همسرم را دوست دارم. ممنون میشم راهنمایی کنید.

و مادرم هم یک ساله سرطان سینه داره.میگه اگه اتفاقی برا مادرت افتاد کی میاد پشتوانه میلیاردی رت برات درست کنه.من با قول هایی که مادرت بهم داد رندگی شروع کردم

بهم گفته اگه این کارا نکنی دیگه بیشتر از این ادامه نمیدهم چون هم به خودم هم به تو دارم ظلم میکنم.یکم دیگه که کشش بدید سردی در وجود دوتاییمون جرقه میزنه.ولیبه خودم میگه دوستت دارم که این کارا را میکنم به خاطه اینده خودت این کارا میکنم
سلام.
خیلی معذرت میخوام ها ببخشید اگه حرف من ناراحتتون میکنه ولی با حرفهایی که شما میزنین من فک میکنم این بنده خدا کاسب باشه تا عاشق.

سرگذشت من
سر گذشتی بود
که اشتباها بر من گذشت.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط : glassheart , mj.ny-luise , zahra :) , hadisss , عسل راد , مُنا_منتظر المهدی , nahid
2018/04/29, 07:33 PM
ارسال: #4163
 (Print Post)
RE: ازدواج و ام اس
چرا بعضی از ام اسی ها فکر می کنن چون این بیماری رو دارند باید به هر ازدواجی با هر شرایطی رضایت بدن ؟؟؟!!!!!نمی دونم ....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط : hadisss , nahid
2018/04/29, 10:42 PM
ارسال: #4164
 (Print Post)
RE: ازدواج و ام اس
(2018/04/29 07:33 PM)سها نوشته شده توسط:  چرا بعضی از ام اسی ها فکر می کنن چون این بیماری رو دارند باید به هر ازدواجی با هر شرایطی رضایت بدن ؟؟؟!!!!!نمی دونم ....
عزیزم ولی من از اون ام اس ها هستم که از یک سال ونیم قبل که متوجه شدم،دور ازدواج رو خط کشیدم و فقط به خودم فک میکنم
حالا شاید قبلش به هر خواستگاری که ۷۰درصد معیارهامو داشت فک میکردم.ولی به لطف ام اس دیگه زحمت فک کردن به هیچ کیسی رو به خودم نمیدمsmiling
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
2018/05/01, 06:27 PM (آخرین ویرایش در این ارسال: 2018/05/01 06:30 PM، توسط nahid.)
ارسال: #4165
 (Print Post)
RE: ازدواج و ام اس
(2018/04/25 02:46 PM)مارییا نوشته شده توسط:  با سلام دوستان.من 4ساله ازدواج کردم و یک ساله عروسی.شوهرم و خانوادش را هم در جریانه مریضیم گذاشتم.وحتی با دکترم هم صحبت کردن

با سلام دوستان من چهار ساله ازدواج کردم ویک ساله عروسی.قبل از ازدواج شوهرم و خانوادشا در جریان بیماریم گذاشتم حتی با دکترمم صحبت کردند و بهشون گفتن بیماری خفیفه.خلاصه مادرم بهش گفت هزینه دارو دخترم را تقبل میکنم و بیشتر از پسرهام ارث به دخترم میدم.و یه خانه هم مادرم برام خرید.به شوهرم گفت پشتوانه هم بهش میدم که یه زمین بهم داد.الان منا یک ناهه اورده خانه پدرم و میگه باید شش دنگ خانه پدرت به نامت سه من برا پشتوانه خودت میگم بیست سال دیگه متوجه میشی.پلاک های نخاع هم فعال شده.میگه مادرت بهم قول مشتوانه میلیاردی داده..بهم میگه دور زدن یه پسر و بازی کردن با دختر بی گناهش منطقه.البته یکم برادر هام سره ارث بخثشونه.پیش مشاور خودم رفتم بهم گفت مالا میخواد تا باهات ادامه بده اگه بیماریت نکشه این تو را میکشه.خودش هم میگه من بیشتر از این نمیتونم اذیتت کنم اگه مادرت ان خانه را به نامت نکنه.نمیدانم اگه چیزی به نامم کرد اینده من با شوهرم چطوریه؟البته به دایی هام گفته من همسرم را دوست دارم. ممنون میشم راهنمایی کنید.

و مادرم هم یک ساله سرطان سینه داره.میگه اگه اتفاقی برا مادرت افتاد کی میاد پشتوانه میلیاردی رت برات درست کنه.من با قول هایی که مادرت بهم داد رندگی شروع کردم

بهم گفته اگه این کارا نکنی دیگه بیشتر از این ادامه نمیدهم چون هم به خودم هم به تو دارم ظلم میکنم.یکم دیگه که کشش بدید سردی در وجود دوتاییمون جرقه میزنه.ولیبه خودم میگه دوستت دارم که این کارا را میکنم به خاطه اینده خودت این کارا میکنم

دوست عزیز ، من چیزی که دو سال پیش نوشتید رو کمی یادم بودو رفتم دوباره خوندم. همسرتون اون موقع گفتن خانوادت باید خونه بهت بدن و به نام دخترتون بزنن. الان که بعد از دو سال مادرشما هم یه خونه براتون خریدن و هم زمین ، بازم میگن شش دانگ خانه پدریتون رو هم به نام شما بزنن ؟ واقعا درست فهمیدم ؟
شما یه دختر هم دارید ؟
ما همون دو سال پیش هم خیلی تعجب کردیم از چنین تقاضایی و الان هم متعجب تریم.ولی شما میگید به خاطر آینده میگن . چرا این قدر از آینده میترسن ؟ بیماری ام اس چه خرج زیادی میتونه داشته باشه که ایشون میترسن ؟ مگه بیمه نیستید ؟
الان مادر شما هم به پول برای مداوای خودشون نیاز دارن ، نباید تحت فشار گذاشته بشن ! الان هزینه درمان شما بیشتره یا مادر محترمتون ؟

ایشون به دنبال نفع شخصی خودشونن از بیماری شما!

عذرخواهی میکنم از چیزایی که نوشتم ولی واقعا عصبی کننده س .

چشم ها را بـایـد شست . ، . جـــور دیـگـر بـایــد دیـــد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط : helli , hadisss , مُنا_منتظر المهدی
2018/05/01, 08:46 PM
ارسال: #4166
 (Print Post)
RE: ازدواج و ام اس
(2018/04/29 07:33 PM)سها نوشته شده توسط:  چرا بعضی از ام اسی ها فکر می کنن چون این بیماری رو دارند باید به هر ازدواجی با هر شرایطی رضایت بدن ؟؟؟!!!!!نمی دونم ....
سلام واقعا چرا ؟؟؟305320_JC_thinking
راست میگیاagreement2

من که خودم عاشقه ام اسم برای همین
چون قبل از ام اس بهم میگفتن چرا ازدواج نمیکنی؟؟؟Dash2Dash2Dash2
الان راحت Smile (16)Smile (16)Smile (16)

خدایا پناهم باش...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط : Rezvan.A
2018/05/18, 10:56 AM
ارسال: #4167
 (Print Post)
RE: ازدواج و ام اس
angry2angry2angry2 هيييييييي
(2009/07/14 05:44 PM)sima نوشته شده توسط:  سلام بر عزيزان جان
به نظر من چون اين بيماري اکثر مواقع گريبان جوانان که شايد اکثريتقريب به اتفاق در سن ازدواج باشند را مي گيرد
بهتر ديدم که بخشي هم داشته باشيم که در آن نظرات و عقايد نوشته بشه و مسائلي را که در اين مورد براي همديگر پيش آمده باهم در ميان بگذاريم
از آنجايي که بيشتر ما در مطرح کردن بيماريمان با ديگران مشکل داريم در اين مورد بحراني هم بيشتر از مواقع ديگر فکر مان را به خودش مشغول مي کند که آيا اين مسئله را با طرف مقابل در ميان بگذاريم يانه؟
اگر نگوييم درست نيت و در آينده ممکن است مشکل زا شود
اگر بگوييم از آنجاييکه مردم م بسيار فهميده هستند به احتما زاد پا پس مي کشند
و به اين ترتيب اين فرشته ها شايد مجبور شوند تا هميشه بي مونس و همدم بمانند
شايد به نظر بعضي ها من جمله خود من اين مسئله مهم نباشه ولي� � � � � � �
ولي
اين واقعيت را بايد باور کرد که هميشه خانواده در کنار آدم نيست
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط : mahsa24
ارسال پاسخ 


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  نحوه برخورد خانواده همسر پس از ازدواج عمومهربان 76 25,546 2017/07/26 09:57 PM
آخرین ارسال: famoon
Heart موافق و مخالف ازدواج shams_taban2000@yahoo.com 160 63,665 2017/07/12 11:58 AM
آخرین ارسال: famoon
  داستان ازدواج یک ام اسی آذرستون 34 12,765 2016/12/22 08:36 PM
آخرین ارسال: 111reza
  آمادگی و شرایط مناسب برای ازدواج m_o 0 1,938 2013/02/01 11:49 AM
آخرین ارسال: m_o
  بیماری خود را قبل از ازدواج با همسر آینده مطرح کنید آیدا 17 285 2012/12/17 02:11 PM
آخرین ارسال: goli61



کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 2 مهمان