ثبت نام
رمز ورودتان را فراموش کرده اید؟
تابلو اعلانات
3 اطلاعیه آخر گروه کوهنوردی
 
رادیو ام اس سنتر
اطلاعیه ها

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 42 رأی - میانگین امیتازات : 4.31
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ازدواج و ام اس
2017/02/13, 03:04 PM
ارسال: #4121
 (Print Post)
RE: ازدواج و ام اس
حديث عزيزم تو بهتر از من يا هر كس ديگه اى شرايط روابطت رو ميدونى. اگر فكر ميكنى نميشه باهاش رفت و امد كنى و توقعى ايجاد نشه، اصلاً اينكار رو نكن. ببين، به نظر من، اينكه حس كنيم توى رودربايستى گير كرديم و فقط به خاطر همين موضوع تن به كارى بديم برامون سمه. مهم احساس رضايت ه. من خودم با آدمى كه از اين شاخه به اون شاخه ميپره آبم توى يك جوب نميره. چون خودم آدم پيگيرى هستم و زود جا نميزنم. شايد بهتر باشه باهاش (يا با خواهرش) در مورد اين مسئله صحبت كنى به طور جدى. ولى اين رو هم مد نظر داشته باش كه گل بى عيب خداست.
مطمئنم مثل هميشه بهترين و درست ترين تصميم رو ميگيرىlove28

[تصویر: emza-logo.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط : hadisss , mahsa24 , hyd69hyd , مُنا_منتظر المهدی
2017/02/19, 02:29 AM (آخرین ویرایش در این ارسال: 2017/02/19 02:57 AM، توسط hadisss.)
ارسال: #4122
 (Print Post)
RE: ازدواج و ام اس
در مورد پست قبلم
خیلییییی فکر کردم
راستش حتی وقتی پستو زدم هر چند یه جاهایی گفتم دودلم اما اولش جوگیر بودم که چه خوب و بیام داداش دوستمو قبول کنم
کم کم به خودم فرصت دادم تا بازتر به موضوع فکر کنم و همه جوانب رو بسنجم
در نهایت تصمیم گرفتم جوابم رو به دوستم بگم که به مادرش و برادرش انتقال بده و دیگه رسما نیان جلو
فکر کردم اگر با پسره حرف بزنم توقعی ایجاد میشه

درسته با ام اسم مشکلی ندارن اما قرار نیس من دیگه بقیه جوانب رو نسنجم!
چندبار خواستم باهاش صحبت کنم اما ته دلم راضی نشد
خیلی فکر کردم دیدم توی آدمای دور و وریم نمیتونم با افرادی با این شیوه زندگی و کار کنار بیام زندگی مشترک که جای خود دارد.
خیلی محترمانه جوابمو که "نه" بود با دلایلی که داشتم به دوستم گفتم
و اینو هم گفتم اگر صلاح میدونی هم رو در رو به برادرت جوابمو بدم
آره درسته، صرف ازدواج مهم نیس، درست ازدواج کردن مهمه
و به عقیده خودم هم عاقلانه تصمیم گرفتن مهمه و نه احساساتی!

[تصویر: mscenter-emza-1.gif]
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط : aztab , سها , mj.ny-luise , Exhautless , یه غریبه , برگ 7 , hyd69hyd , مُنا_منتظر المهدی , mahsa24
2017/02/20, 12:56 AM
ارسال: #4123
 (Print Post)
RE: ازدواج و ام اس
خیلی کارم سخت شده،نگفتم بهشو باهم ازدواج کردیم،ترسم از ادامه ی داستانه اینقدردستپاچه بودم که این یکیو از دست ندم که نه تنها بهش نگفتم ام اس دارم،اختلافامونم ندیدم وکم کم داره خودشو نشون میده،خداخودش ختم به خیر کنه ...
کاشکی عجله نمیکردم،کاشکی خدا کمکم کنه خیلی فکرم مشغوله...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط : mahsa24 , Exhautless
2017/02/20, 10:50 PM
ارسال: #4124
 (Print Post)
RE: ازدواج و ام اس
(2017/02/20 12:56 AM)santi نوشته شده توسط:  خیلی کارم سخت شده،نگفتم بهشو باهم ازدواج کردیم،ترسم از ادامه ی داستانه اینقدردستپاچه بودم که این یکیو از دست ندم که نه تنها بهش نگفتم ام اس دارم،اختلافامونم ندیدم وکم کم داره خودشو نشون میده،خداخودش ختم به خیر کنه ...
کاشکی عجله نمیکردم،کاشکی خدا کمکم کنه خیلی فکرم مشغوله...

حتی خود پزشکان هم تاکید دارن که قبل از ازدواج بیماری ام اس رو مطرح کنیم
میدونم خیلی سخته
اینکه طرف یهو با شنیدن اسم ام اس جا بزنه یا نزنه
اینکه بعدا به خاطر ام اس کنارمون بمونه یا نه
و هزاران اما و اگر دیگه
نمیدونم چی بگم
ان شالله خدا خودش کمکت کنه و کمک همه مون کنه

[تصویر: mscenter-emza-1.gif]
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط : santi , hyd69hyd , mahsa24 , alireza1111
2017/02/21, 12:10 PM
ارسال: #4125
 (Print Post)
RE: ازدواج و ام اس
با سلاام خدمت اعضا راستش من چند روز بيشتر نيست اينجا عضو شدم راستش سر مسئله ازدواج ومريضيم خيلى ضربه خوردم...مى دونم همش از نا آگاهى خانواده هاست وشايدم چيزايى كه راجع ب اين بيمارى تو نت مى خونن خب كلى نوشته شده و مردم ازش بر داشت بد مى كنن،من خودمم مى ترسم اينا رو مى خونم،دلم خيلى پره از اين قضيه، با خودم مى كم خدا جون چرا اينقدر امتحاناى سخت،چرا من چرا الان و خلاصه هر سرى كه خواستگار مياد دغدغه فكريم اينه كه چطورى بهش بگم باورتون نمى شه چقدر شيوه هاى مختلف رو امتحان كردم از دكتر پرسيدم،از مشاور،از دوست...دكتر كه مى گه بايد اسمشم بگى راستش من خودم از اسمش مى ترسم چه برسه ب مردم!! خب گاهى مى گم خدايا اصلا نمى خوام ازدواج كنم.چرا تا قله كوه مى بريم بعد رهام مى كنى! آخه هر خواستگارى كه مياد همه چى اوكيه هم خانواده هم خودمون فقط تا اين بيماريرو مى كم ميره...البته بودن پسرايى كه خودشون اوكى بودن منو مى شناختن مشكلى نداشتن اماخانوادش مخالف بودن. نمى دونم اگر پسرى بود كه خانوادشو در جريان نزاره..چه عالى بود...
آخرين بار ي پسرى اومد خواستگاريم خودشم ام اس داشت اونم خيلى محتاط بود مثل من چطورى بگه من مثل خودمو درك مى كنم قشنگ رفتاراش شبيه من بود باورم نمى شه اينقدر شباهت تو سلك زندگى سبك تفكر سبك علاقه و..خودش گفت من قبولت دارم اما ب خاطر بيماريمون نمى تونيم دكترا مى گن ازدواج نكنيد!! يا بچه دار نشيد اگرم ازدواح كرديد!!!بهتره همو فراموش كنيم ..برام سخته نتونستم ازش دل بكنم؛(
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط : mj.ny-luise , santi , leili-asmaneh , hyd69hyd , fariba 68 , mahsa24
2017/02/24, 06:44 PM
ارسال: #4126
 (Print Post)
RE: ازدواج و ام اس
والله من به دوست دخترم میگم به بابات بگو میگه نمیگم ممکنه مخالفت کنه
دیگه حوصله کلکل هم ندارم
گفتم نگو ولی اگه یه زمانی بفهمه میگم مقصر خودتی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط : mahsa24 , lady.dqn
ارسال پاسخ 


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  داستان ازدواج یک ام اسی آذرستون 34 7,447 2016/12/22 08:36 PM
آخرین ارسال: 111reza
  نحوه برخورد خانواده همسر پس از ازدواج عمومهربان 67 15,427 2015/11/20 03:10 AM
آخرین ارسال: پویش
  آمادگی و شرایط مناسب برای ازدواج m_o 0 1,398 2013/02/01 11:49 AM
آخرین ارسال: m_o
Heart موافق و مخالف ازدواج shams_taban2000@yahoo.com 156 45,280 2012/06/15 07:38 PM
آخرین ارسال: yummy



کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان