ثبت نام
رمز ورودتان را فراموش کرده اید؟
تابلو اعلانات
3 اطلاعیه آخر گروه کوهنوردی
 
رادیو ام اس سنتر
اطلاعیه ها

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 42 رأی - میانگین امیتازات : 4.31
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ازدواج و ام اس
2016/12/20, 11:27 AM
ارسال: #4111
 (Print Post)
RE: ازدواج و ام اس
(2016/12/19 11:34 PM)tarokh نوشته شده توسط:  یه مشکل دیگه ای که هست اینه که خانمم قبول نداره که اشتباه کرده که بیماریشو به من نگفته میگه چون دکتر ها گفتن بیماریت خفیفه و دو سال حمله نداشتی نیاز نیست شوهرت بفهمه! در صورتی که هر هفته دارو تزریق میکرده

میدونی مشکل ما چیه؟ اینه که از کاه کوه می سازیم... و چنان بزرگش می کنیم که...
کی می خوایم اینو بفهمیم که وقتی یک اتفاقی افتاده دیگه ... بیام راه حلشو پیدا کنیم نه این که بزاریمش تو بلندگو و جارش بزنیم که من فریب خوردم
متاسفم واسه همچنین طرز فکرایی.
شمام که تو این ۴سال مشکلی نداشتی که الحمدالله اگرم کنج کاو نمی شدید فکر نمی کنم تا الانم مشکلی پیش می امد . پس مثل همون ۴سال پیش به زندگیتون ادامه بدید.

تجربه. سخت ترین معلم است
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط : silent , no06in , majid1 , mahsa24 , mahsima.m
2016/12/20, 11:35 AM
ارسال: #4112
 (Print Post)
RE: ازدواج و ام اس
بانظر آقا رضا کاملا موافقم
مثل این 4 سال به زندگی عادیتون ادامه بدید
یه مقدار عاقلانه فکرکنید میبینید هیچ کس فرشته نیست هرکسی ممکنه تو زندگیش اشتباه کنه!!
و درضمن یه لحظه خودتون رو جای خانمتون بذارید
کسی از اینده خبرنداره
چه تضمینی هست کسی که الان سالمه
تا یکسال دیگه
دوسال دیگه
کاملا سالم بمونه!!
درسته خانمتون بیماره ولی شرایطشو درک کنید...Cool

مزرع سبزفلک دیدم و داس مه نو
یادم از کِشته ی خویش آمد و هنگام درو
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط : 111reza , no06in , majid1 , mahsa24 , mahsima.m
2016/12/20, 01:01 PM
ارسال: #4113
 (Print Post)
RE: ازدواج و ام اس
صحبت همه دوستان درسته ولی در شرایطی که اشتباهش را قبول داشته باشه و درصدد جبران و اعتمادسازی باشه در صورتی که من این رفتار را در اون نمیبینم. مشکل اصلی من این اعتمادی هست که از بین رفته! اون واقعا چی در مورد من فکر کرده؟ آیا این دلیلکه من از ترس ازدست دادنت بیماریم را مخفی کردم ناشی از دوست داشتنه منه یا خودخواهی خودش؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط : no06in , mahsa24 , mahsima.m , lilit
2016/12/20, 02:00 PM
ارسال: #4114
 (Print Post)
RE: ازدواج و ام اس
تو اینکه اون واقعا شما رو دوست داشته و درواقع زندگیشو دوست داشته شکی نیست اما شاید تو شما اینو ندیده که اگر راستشو بگه شما,همینطوری که هست میپذیرینش یا نه.اما شما حق انتخاب دارین.من خودم ۱/۵ سال بعد عقدم فهمیدم و به همسرم گفتم برو ۲هفته فکراتو بکن.با این وجود هم خودش هم خانوادش اذیتشونو دارن و منت میذارن, اگر تجربه الانو داشتم همون موقع تمومش کرده بودم و راحت زندگیمو میکردم.اخه خیلی زور داره,من در واقع سالمم و این بیماری فقط یه اسمه.این در حالیه که من از همسرم از هر نظر برتر بودم واقعا زور داره حالا یه عده بخاطر ی اسم و دوتا امپول بهت سرکوفت بزنن.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط : no06in , mahsa24 , hyd69hyd , mahsima.m
2016/12/20, 02:31 PM
ارسال: #4115
 (Print Post)
RE: ازدواج و ام اس
(2016/12/20 01:01 PM)tarokh نوشته شده توسط:  صحبت همه دوستان درسته ولی در شرایطی که اشتباهش را قبول داشته باشه و درصدد جبران و اعتمادسازی باشه در صورتی که من این رفتار را در اون نمیبینم. مشکل اصلی من این اعتمادی هست که از بین رفته! اون واقعا چی در مورد من فکر کرده؟ آیا این دلیلکه من از ترس ازدست دادنت بیماریم را مخفی کردم ناشی از دوست داشتنه منه یا خودخواهی خودش؟

مشاوره
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط : mahsa24 , mahsima.m
2016/12/20, 04:37 PM
ارسال: #4116
 (Print Post)
RE: ازدواج و ام اس
(2016/12/19 12:20 AM)tarokh نوشته شده توسط:  من ۴ ساله ازدواج کردم الان بعد چهار سال فهمیدم خانمم ام اس داشته و از من مخفی کرده. بیماریش چند سال قبل از ازدواج تشخیص داده شده بوده و دارو مصرف میکرده و بعد ازدواج هم هر هفته دور از چشم من دارو سینووکس تزریق میکرده. من شک کرده بودم که یه مشکلی هست برای همین کاراشو زیر نظر گرفتم و با هزار دردسر کشف کردم داستان چیه! وقتی بهش گفتم اول انکار کرد ولی وقتی مدارک منو دید دیگه نتونست انکار کنه! میگم چرا به من دروغ گفتی ؟ میگه من قبل از ازدواج دو سال حمله نداشتم و از طرفی ترسیدم ازدستت بدم! به نظرتون من باید الان چکار کنم؟ از من سواستفاده شده و من دیگه نمیتونم بهش اعتماد کنم! شما که با این بیماری درگیر هستید بگید من چکار کنم؟

با سلا م
از هر نظر نگاه کنی حق با توئه. ولی چند نکته را در نظر بگیر
۱.تا حالا کیفیت زندگیت چطور بوده
۲از الان به بعد چطور میخواهی زندگی کنی

ببین همسرت را چقدر دوست داری .ایا میتونی از اشتباهش بگذری


درباره صحبنهای دومت که گفتی خطای خودش ر توجیه میکنه .این یک امر عادی برای همه است که در مرحله
ه اول خطای خودشون را نپذیرند و در مرحله دوم این کار را توجیه میکنند

حالت خوش ودلت شاد
یا علی

گاهی گمان نمیکنی ولی میشود ، گاهی نمی شود که نمی شود! گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست! گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود! گاهی گدای گدایی و بخت یار نیست! گاهی تمام شهر گدای تو می شود!!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط : mahsa24 , mahsima.m , majid1 , no06in
2017/01/15, 05:35 PM
ارسال: #4117
 (Print Post)
همین لحظه همین الان داری به چی فکر میکنی؟دلت چی می خواد؟
(2017/01/15 02:40 PM)hadisss نوشته شده توسط:  به اینکه من واقعا نمی دونم چا آقا دارها از داشتن آقاشون گلایه میکنن؟305320_JC_thinking
دارم فکر می کنم یعنی آقاها هم از داشتن خانمشون گلایه میکنن؟ icon_cry N_aggressive (37)
حالا ایناش به کنار دوستا متاهله خودم بهم میگن حدیث یه وخ به سرت نزنه ازدواج کنی هاDodgy
اخ و ایشششش... ازدواج چیزه و فلان Dodgy
منم همیشه میگم پس چرا خودتون ازدواج کردین؟؟؟؟ Dodgy
نمیدونم چرا میخوان آدمو دلسرد کنن Dodgy
یعنی سره همین حرفا هم شده میرم ازدواج میکنم Cheshm-posht2 N_aggressive (35)

میدونم الان پیامم حذف میشه ولی اشکال نداره.
نخیرم حدیث جان ازدواج بد نیس خیلیم خوبه.مجرد که باشی هر چقدرم خوش باشی به نظرم باز کامل نیست آدم.هیچ چیزی هم به نظرم جای ازدواج رو نمیگیره و آرامش روانیش رو برا آدم نمیاره اماااااااااااا حتی اگه طرفت فرشته هم باشه باز باید یه قدرت تحمل بالایی برای اینکه بخوای درست زندگی کنی داشته باشی.میدونی وقتی آدم مجرده خانوم یا آقای خودشه.هر کاری دلش میخواد میکنه.لازم نیس با صد نفر هماهنگ کنه.من تو این 8 یا 9 ماهی که عقد کردم با این که خیلی خوب بوده ولی خیلی جاهام از طرف اطرافیان خیلی اذیت شدم.با خودم میگم تو خونه خودمون کسی بم نمیگف بالا چشمت ابرو که حالا چارتا همین طور حرف میزنن.
یا مسوولیتاش و هزار تا چیز دیگه که با عالم مجردی و غرور و لوس بودنا و راحتیاش فرق میکنه.برای بعضی ها مث خودم که تو خونمون خیلی نازمو کشدن سخته.مثال الانش آقا پلیسه یه لحظه اعصابش از بیرون خورد شد یک کلمه صداش رفت بالا و من الان سه ساعته قهرم همیشم بهم میگه لوس منlaughing3
ولی در کل متاهلی یعنی بای بای راحتی مجردی ولی به جاش یه زندگی جدید پر مسوولیت و سختی ولی خوشی های عوض نشدنی با هیچ چیز
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط : 111reza , مُنا_منتظر المهدی , silent , سارا ی , آنا , mj.ny-luise , mahsa24 , no06in , hyd69hyd
2017/02/12, 09:58 PM (آخرین ویرایش در این ارسال: 2017/02/12 11:00 PM، توسط hadisss.)
ارسال: #4118
 (Print Post)
RE: ازدواج و ام اس
چند وقتیه از فامیلامون در مورد یکی از پسرای فامیل باهام حرف زدن
و منم جوابم این بود که خب بیان با خانواده م صحبت کنن اگر موافق شدند که من میسنجم و نظرمو میگم
و باز استرس اینکه وای ام اس چی میشه؟ اصن میدونن ام اس دارم یا نه؟ چجور بگم ... وووو
با وجودی که فامیل هستیم و بارها باهم برخورد داشتیم اما استرس گرفتم.
حالا این مدت تو فکر این جریان بودم؛

تا اینکه امشب دوستم که سالهاست باهم دوستیم رسما منو برا داداشش خواستگاری کرد
راستش انتظارشو نداشتم
همه شون میدونن ام اس دارم
حتی داداشش میدونه
برخوردها همیشه عادی بوده
رفت و آمد خانوادگی هم داریم
قرار شد من فکرامو کنم و اگر موافق بودم با داداشش حرفامونو بزنیم و .... و اگه اوکی بودیم ادامه روال مرسوم
نمیگم پسره بدیه
نه
اما با ایده آل هام فاصله داره
ایده آل من چیز عجیبی نیس
اینکه توقع دارم طرفم آدم قوی و مسئولیت پذیری باشه و حداقل کسب و کار و درآمدی داشته باشه فکر نمیکنم انتظار بیجایی باشه
تا جایی که میشناسمش خیلی مسئولیت پذیر نیس و زیاد از این شاخه به اون شاخه مپیره
و من حدیث یک دختر قوی و باراده و مسئولیت پذیر که انتظار دارم طرف آینده م حداقل از من محکم تر باشه و اون سنگ صبورم باشه نه اینکه مثل الان که مجردم همه بار زندگی باز بخواد رو دوش من باشه
برام مهمه طرفم رو بتونم بهش تکیه کنم و بهم قوت قلب بده برا زندگیم.

از طرفی میگم با ام است مشکلی ندارن اینا
بیا به خاطر ام اس هم که شده قبول کن
اما احساس میکنم اینجوری یه جور فدا شدنه
بیام خودمو فدا کنم برا اینکه فقط با ام اسم مشکل ندارن؟
پسر خوبیه
اما ایده آل من نیس
فعلا دو سه روزی وقت دارم برا جواب دادن که آیا مایلم بیشتر باهاش آشنا بشم یا نه
نمیدونم چیکار کنم

[تصویر: mscenter-emza-1.gif]
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط : leili-asmaneh , یه غریبه , glassheart , مُنا_منتظر المهدی , mahsa24 , برگ 7
2017/02/13, 01:07 AM
ارسال: #4119
 (Print Post)
RE: ازدواج و ام اس
حديث عزيزم برو و بيشتر آشنا شو. شايد ديدى كه اشتباه بوده شناختت. شايد ديدى با ايده آل ت فاصله زيادى نداره. شايد هم مطمئن شدى به درد تو نميخوره. اينا همه با چند جلسه نشست و برخواست روشن ميشه.
درمورد فدا شدن هم بگم كه درسته همه ما ترس از ازدواج نكردن داريم به خاطر ام اس، ولى صرف ازدواج مهمه؟! يا ازدواج خوب؟! مطمئنم ازدواج نا مناسب چيزيه كه حالمون رو هم بدتر ميكنه.
بدون پيش داورى برو جلو. ببين چى ميشهBlush

[تصویر: emza-logo.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط : glassheart , hadisss , مُنا_منتظر المهدی , mahsa24 , mj.ny-luise , برگ 7
2017/02/13, 02:43 PM
ارسال: #4120
 (Print Post)
RE: ازدواج و ام اس
آره درست میگی
قرار نیست به خاطر مهم بودن صرف ازدواج و فشار اطرافیان، آدم به ازدواجی تن بده که مورد پسند و رضایتش نیس
و قطعا این حالمون رو بدتر میکنه

برا همین دو دل شدم
که میگم بیام چون ام اسم رو پذیرفته حالا من چشمم رو روی خیلی مسائل دیگه ببندم و قبولش کنم

در مورد شناختم ازش بیش از ده ساله میشناسمش!
به هر حال برخورد زیاد باهاش داشتم
در جریان زندگیش و حتی کارهایی که مدام ازشون از این شاخه به اون شاخه میپره هستم
و حتی گاهی پیش اومده باهام مشورت هم کرده
چون ارتباط خانوادگی داشتیم عین یک خواهر و برادر بودیم برا همدیگه

مشکلم باهاش اینه به یه کار ثابت نمیچسبه، زود جا میزنه
به دوستمم گفتم ببین داداشت حالا فردا خرج خورد و خوراکم هیچ، تو که میدونی دختر کم توقعی ام؛ اما خرج دوا درمونم رو میتونه بده؟ تو کی میدونی من با همه مشکلاتی که دارم ولی چقدر مراقب ام اسم هستم!
و میدونی داداشت وضع کاریش چجوریه و اخلاقش در این خصوص چجوره.

میدونی میهن؟ بیشتر تو فکر ام اسم هستم و سلامتیم تا مسائل دیگه
الان حس میکنم توی رودرواسی افتادم
برا همین نمیدونم بهش فرصت بدم و بیشتر بشناسمش یا همین حالا بگم نه و خلاص

اما خب حق باتوهه
شاید بهتر باشه باهاش حرفامو بزنم ...
مرسی عزیزم Blush

[تصویر: mscenter-emza-1.gif]
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 تشکر شده توسط : مُنا_منتظر المهدی , mahsa24 , mj.ny-luise , برگ 7
ارسال پاسخ 


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  داستان ازدواج یک ام اسی آذرستون 34 7,082 2016/12/22 08:36 PM
آخرین ارسال: 111reza
  نحوه برخورد خانواده همسر پس از ازدواج عمومهربان 67 14,711 2015/11/20 03:10 AM
آخرین ارسال: پویش
  آمادگی و شرایط مناسب برای ازدواج m_o 0 1,360 2013/02/01 11:49 AM
آخرین ارسال: m_o
Heart موافق و مخالف ازدواج shams_taban2000@yahoo.com 156 44,621 2012/06/15 07:38 PM
آخرین ارسال: yummy



کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 2 مهمان